در همين زمينه
15 دی» دزدان با ایمان! علي آزاد2 دی» وزير كشور: ناهنجاري هاي اجتماعي در سه ماه گذشته پنج تا ۱۵ درصد كاهش يافته است، ايرنا 23 بهمن» دادستان تهران در نامهاي؛ به شش محور اصلي شرارت در طرح ضربتي مبارزه با اراذل و اوباش اشاره كرد، ايلنا 13 بهمن» زندگاني يا زنده ماني، اميرمحسن راه نجات، همشهري 7 بهمن» هزار بادة ناخورده در رگ تاك است، زهرا قاضي
بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! برنج به رنج، بابك زماني، شرق اين روزها فصل نشاي برنج است . نشا را كه زير محفظه اي از نايلون به بار اورده اند در ميان شلا له اي از گل و اب مي كارند. براي اين كار بايد تا زانو در اب بروند و دست تا بازو در اب فرورود تا نشا را در گل بنشاند كاري به غايت دشوارو توان فرسا اما در عين حال بسيار ظريف . تا حدي كه فقط زنان يا "زناكنِِِِِ از پس ان برمي ايند . گروه زنان با لباس هاي رنگارنگ زيبا دسته جمعي به نشا مي روند و به ترتيب چندين بيحار متعلق به افراد محتلف را مي كارند گاه اواز مي خوانند و گاه حتي دور ازچشم مردان مي رقصند . گروه زنان اگرچه به پاكدامني وبه حد كفايت پوشيده اند اما هرگز سليقه هاي تيره و سياه شهري حريف رنگ هاي شاد پيرهن تن انان نشده است و به واسطه نقش مهمي كه درتوليد برنج دارند در روابط اجتماعي نيز در عين عفاف هيچ چيز از مردان كم نمي اورند زنان را مي بيني كه در بازار به تنهايي به كار خريد و فروشند و حتي در قهوه خانه پيرزنان را مي بيني كه پا به پاي مردان به چاي و قليان نشسته اند .در اينجا بحصوص در اين زمان زندگي جريان دارد . صحنه نشائ برنج انگونه كه از پنجره ماشيني تند رو مي بيني به غايت زيباست و زيباتر از ان فيلم هاي نشا ست كه با لباس هاي رنگ رنگ و با موسيقي متن عاشور پور و مسعودي مي بيني و ميشنوي . اما اين ها همه فقط يك روي سكه است .بايد چند سالي در دهكده برنج پزشك محله باشي و هرساله در فصل نشا و فصل برنج ؛ويني ؛(2) شاليكارارن را معاينه كني تا به عمق رنجي كه در اين نبرد مردانه زن با زمين نهفته است پي ببري رنجي كه خو.د البته سويي از دوگانه متضاد رنج و شادي در زندگي است . بايد سال ها بماني تا شب هم كه مي خو.ابي صداي ؛ بيج بيج ؛(3) انگشتان پير زنان و نوجوانان شاليكاررا اغشته با زنجموره جيرجيرك ها از وراي بركه اي نه جندان دور دست بشنوي يا وقتي به خوابي عميق مي روي از موج هاي دريا همان ؛ فريادي (4)را بشنوي ؛ كه ازپشت پيرزن خميده شاليكار بر مي خيزد. و رعد وبرق زمستان را بشنوي كه در تن كوهستان زرچه (5)مي كند. بايد روي ديگر سكه رادر لابلاي انگشت زنان بيني كه از فارچ محروح شده و خوب نمي شود كه نميشود - گويي بيجار در لاي انگشتان لانه كرده است .زنان جوان را ميبيني با عضلات پيچ در پيچ هم چون عضلات مردان و ستون فقراتي كه نه تنها به جلو بلكه به طرفين نيز انحراف پيدا كرده وراه رفتني كه يا هر جلو رفتنني انگار يك بار به راست و يك بار به چپ فرو مي ريزد. لگن از از شدت ضربات ساليان و احيانا سوئ تغذيه تمام تركيب موزون خود را از دست داده .وریه هایی که صدای خس خس ان ها را از راه دور و با گوش غیر مسلح هم می توان شنید والبته باز ناله و ناله وناله از بيج بيج و زرچه و فرياد . در مملكت ودر ميان مردمي كه كار را ام الامراض مي دانند . جدر ميان جوانان روشنفكري كه پدر پير خود را از كار كردن منع مي كنند . مردان ميانه سالي كه در ميانه عمر مي خواهند ‘‘ديگر به خود برسند ‘‘ بنابراين خود را بازنشسته مي كنند !!! ودر سيستمي كه در ان اشكارا اشتغال مقدم بر توليد فرض مي شود و بانك و اتجاديه و مجله وووبراي ‘‘كار افرينان‘‘ داريم نه براي توليد كنندگان حاشا اگر من هم بخواهم گروهي كاركن و توليد افزا را تخطئه كنم اما اگر طعم خوش برنج گيلان مجصول نازل بودن بهاي ساعات زندگي زنان گيلان است نه تكنيك بالاي توليد كه قيمت را پاين اورده همان بهتر كه اين افتخار ملي به بهاي اين زرچه ها و فرياد ها توليد نشود وهمه ما هم به جاي لذت بردن از طعم خوش برنج چيزي را بخوريم كه ماشيني به قيمت سوختي فراهم اورده باشد نه ضعيفه اي به قيمت جاني !! واقعا نمي دانم و صادقانه مي پرسم ايا اقتصاد دانان بهاي واقعي زندگي و’’زرچه ’’ هاي برنج كاران را محاسبه كرده اند و ايا قيمت برنج براين مبنا محاسبه شده است ؟ ايا دولتمردان تدابيري انديشيده اند كه در اين نرخ انچه سهم واقعي كارگران شاليكار است به خود انان برسد ونه به تاجر و سلف خر و ديگران - كه البته همه ان ها هم دستمزدي دارند - ايا متخصصان سلامتي كار استانداردهاي بهداشتي براي شاليكاران را تعريف كرده اند وايا اين استاندارد ها تمام و كمال رعايت مي شوند ؟ اگر جواب همه اين ها مثبت است پس گوارا باد بر همه ما برنج گيلان. برنج استانه و اشکلک و بی بالان ……….. دكتر بابك زماني Copyright: gooya.com 2016
|
||||||