یکشنبه 3 آبان 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

می خواهند زنان را سر جایشان بنشانند، شعله ایرانی، آوای زن

سرمقاله شماره جدید نشریه ی آوای زن

«بر اساس بررسى هاى انجام شده از هر 150 دانش آموز دختر تهرانى فقط 9 نفر سالم هستند و اين در حالى است که در مدارس شهرستان هاى استان تهران اين تعداد کمتر است و از هر 600 دانش آموز دختر فقط 2 نفر از لحاظ بدنى سالم هستند و بقيه از فقر حرکتى رنج مىبرند...ميانگين قد دانش آموزان تهرانى 6 سانتى متر کاهش يافته است. ...يکى از مهم ترين عوامل ضعف ساختارى در دانش آموزان به دليل سوء تغذيه اى است که ناشى از ضعف اقتصادى خانواده ها است».

این تصویری است که غلامحسين زمان آبادى “مسوول تربيت بدنى سازمان آموزش و پرورش شهر تهران" در گفتگویی با خبرنگار اجتماعى خبرگزارى مهر، از گوشه ایی از شرایط دختران پایتخت کشوری غنی و نفت خیز ارایه داده است. اگر انبوه آمار و روایت های مربوط به شرایط زندگی دختران سراسر کشور را کنار هم بگذاریم، بی شک از وحشت رخداد یک فاجعه خواهیم لرزید.
دختران فرار می کنند، به فحشا و اعتیاد کشانده می شوند، کتک می خورند، در خانه و خیابان تحقیر می شوند و به ازدواج های اجباری تن می دهند. آنان را می فروشند، سلاخی می کنند، می سوزانند و به دار می کشند.
در جنگ اعلام شده ی تمامیت خواهان علیه آزادی خواهی و برابری طلبی، نسلی از زنان کشور ما به اسارت گرفته شده اند. نسلی که نمی خواهد «قربانی» باشد. نسلی که شورشی است، فرار می کند، نه می گوید، اما به هر سو که می گریزد سرش به سنگ می خورد. ناامیدی، بی پناهی و بی باوری که حاصل فرسودگی ناشی از مبارزه با نظامی خونریز و سرکوبگر، زن ستیز و درنده در چارچوب جامعه ای پدرسالار است، دختران شورشی ما را رفته رفته به واخورده گانی تبدیل خواهد کرد که بیش از همه، حس احترام به بدن و هویت انسانی خود را از دست می دهند. تداوم شرایط موجود می تواند به پذیرش نقش «قربانی» از سوی نسل جوان زنان ایران منجر شود.
حکومت دینی با زبانی که می شناسیم و با به کارگیری همه ی امکانات و رسانه هایش نعره می کشد که هر آنچه را که زنان به مدد مبارزاتی جانکاه و به یمن خویش باوری به دست آورده اند باز پس خواهد گرفت. مسأله حجاب دوباره سر خط بحث ها و جدال ها شده است. دوباره به لباس زنان گیر می دهند و بحث جداسازی ها را علم می کنند. می خواهند ساختمان جامعه ی آپارتاید جنسی را که ناتمام مانده بود از سر گیرند. این بار دیگر می خواهند زنان را "سر جایشان بنشانند".
جنبش زنان ایرانی که با یورش مجدد زن ستیزان دوباره به موضع دفاعی میافتد در مقابل این پرسش قرار گرفته است که «حالا چه می توانیم بکنیم».
می دانیم که جنبش علنی و سازمان یافته ی زنان ایران هنوز در ابتدای راه است. این جنبش هر چند در مقابله با نظام سرکوبگر حاکم جسارت فراوانی داشته، اما هنوز فرصت نکرده است که خود را به مثابه یک کنشگر اجتماعی و سیاسی قابل اتکا و صاحب ابزارهای مناسب، به مردم بشناساند. با این حال، با همان اندک امکانات خود در حال گسترش است.
بسیاری از گروه های زنان، متاثر از این توهم همگانی سال های اخیر که «فاشیسم نمی تواند به شکل و قدرت سابق بازگردد»، فرصت های خوبی را برای راه اندازی شبکه های سراسری و طرح خواست های بیواسطه ی زنان و یافتن موقعیت تهاجمی از دست دادند. با این همه اما حیرت زده به تماشای روند سریع بازپسگیری ها هم ننشسته و برای سازمانیابی در ابعاد وسیعتر تلاش می کنند.
بدیهی است دستیابی به نتیجه ی مطلوب جز از طریق دیدار، گفتگو، هم فکری و تبادل نظر گروه های مختلف زنان میسر نمی شود. اما اگر این رایزنی ها به هر دلیلی (درست یا غلط، متاثر از شرایط، ضرورتها، پرنسیپ ها و یا تنگ نظری ها، ناسازگاری های عقیدتی و فردی) به هنگام به نتیجه نرسد بیم آن می رود که در شرایط تشدید سرکوبی که نشانه های آن از هم اکنون آشکار شده است، جنبش زنان لطمات سنگینی را متحمل شود.
یاس، واهمه، نااميدی و بی اعتمادی، توان جنبش زنان را به تحلیل می برد. اینک در شرایطی قرار داریم که باید توازن وحشت را به ضرر ارتجاع شکست. باید این اندک دست آوردها را پاسداری کرد، دامنه ی رشد جنبش زنان را تا کرانه های ممکن امتداد داد و به میان نسلی شورشی که در آستانه ی از خودبیگانگی قرار گرفته، برد. این نسل به آگاهی و آرمان های انسانی برای نجات و رهایی خود نیازمند است. جنبش زنان تنها با حفظ و تداوم حرکت خود است که می تواند از این یورش جان سالم به در ببرد.
شاید پرسش مشترکی که در پیش رو داریم این باشد که در شرایط کنونی، دستیابی به اهداف یاد شده چگونه و با چه امکاناتی ممکن است. پاسخ های ما بی شک گوناگون و به رنگارنگی انگاره ها، باورها و تجربه هایمان است.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




آیا نباید به پشتوانه ی خرد، جسارت، تجربه و آگاهی جمعی، از همین اندک سازمانیابی که با از جان مایه گذاشتن فعالین جنبش به دست آمده و از این انبوه تجربیات و امکاناتی که در خارج از کشور داریم برای پیش برد اهداف، حفظ دست آوردها، فراگیر و تعرضی کردن جنبش استفاده کنیم؟ در دوره ی حساسی که از سر می گذرانیم و به گواه تاریخی که پشت سرگذارده ایم، دسته بندی های ایدیولوژیک و قدرت مداری های شخصی تنها به زیان ماست. رمز بقای جنبش ما در چنین برهه ایی، هم سویی همه ی نیروها برای طرح خواست های مستقیم و مشترک، تکیه بر نیروی واقعی زنان برای یافتن رهیافت های مناسب و بیش از هر چیز پافشاری بر استقلال جنبش از مراکز قدرت است. این ها به معنای «همه با هم» و صرف نظر کردن از گوناگونی های عقیدتی و روشی نیست. می توان با حفظ استقلال گروهی و آزادی اندیشه و عمل فردی به اقدام های مشترک و سراسری دست زد.
حالا وقت آن است که دست آوردهای بیش از دو دهه مبارزه ی زنان داخل و خارج کشور را یک جا به کار گیریم، افکار عمومی دنیا و حمایت های جنبش جهانی زنان را به یاری بخوانیم و نشان دهیم که دیگر نمی توانند زنان ایران را «سر جایشان بنشانند».

شعله ایرانی، سپتامیر 2004
[email protected]
www.avayezan.com





















Copyright: gooya.com 2016