در همين زمينه
28 دی» تذکر جدی کميسيون فرهنگی مجلس به رييس جشنواره مد و لباس، ايلنا3 آذر» لغو قرارداد میترا حجار به خاطر بی حجابی در لس آنجلس، خبرآنلاین 9 آبان» جشنواره حجاب و عفاف و جنجال حذف 5 عکس، سرمایه 4 آبان» عبدالله گل: آزادی حجاب جزء آزاديهای اساسی افراد است، فارس 23 تیر» معاون استاندار فارس: حجم بدن خانم ها نباید در لباس ها مشخص باشد، خبرنامه امیرکبیر
بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! گفتوگو با عضو كميسيون فرهنگي مجلس: بايد پارك و محل نشستن پسر و دختر در دانشگاه جدا باشد، ايسناخبرگزاري دانشجويان ايران - تهران حجتالاسلام والمسلمين محمدتقي رهبر، عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، چندي پيش در نشستي با خبرنگاران بر لزوم تصفيهي فرهنگي تاكيد كرد. وي در گفتوگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين باره توضيح داد. با توجه به تاكيد شما بر ضرورت انقلاب فرهنگي، آيا اين مساله را عملي ميدانيد؟ مقصود بنده از انقلاب فرهنگي بايد بيان شود. زماني ما يك انقلاب فرهنگي داشتيم. در انقلاب فرهنگي آمديم يك سري ملاكهاي اسلامي را گنجانديم و آثار نامناسب باقي مانده از گذشته را تحول و تغيير داديم و معيارها و گزينشهايي براي افراد از جمله دانشجويان قرار داديم. همچنين يك سري قوانين و مقررات و مسائلي را در فرهنگ و جامعه آورديم. اگر بخواهيم انقلاب فرهنگي را تعريف كنيم، اين است كه با ملاكهاي اسلامي مسائلي كه نامناسب بود را برداشتيم، ولي به نظر بنده از اين عميقتر اين است كه واقعا فرهنگ انقلاب در اعماق جانها جا بيفتد، يعني باورها و ملاكها و ارزشهايي كه در پرتو اسلام و انقلاب به دست آوردهايم را در جانها، اعتقادات، باورها تعميق ببخشيم. مسوولان و ساير نهادهاي ما بايد اين واقعيت را بپذيرند. الان مشاهده ميكنيم كه اين وضع در حال سست شدن است، يعني آن چرا كه به دست آورديم در حال تضعيف است. هر چند آن قوانين توسط كسي نسخ نشده، ولي عمل هم نميشود. هر چند كسي منكر آن باورها نيست، اما در عمل به گونهاي ديگر نشان ميدهند. مثال بزنيد. مثلا وقتي ميگوييم بايد آزادي مطبوعات در چارچوب قانون اساسي و معيارهاي ما صورت گيرد و منافي مصالح كشور يا اخلاق يا مسائل عمومي نباشد نگاه ميكنيم كه در عمل همين قانون نقض ميشود، صدها كتاب، و دهها مجله در همين جامعه زير نگاه مسوولان ميآيد و حتي در وزارت ارشاد ما مجلهي فيلمي آنچناني تهيه ميشود و مطالبي نادرست در آن چاپ ميكنند، بعد از ايرادگيري آن را توجيح و اخراج برخي افراد را در اين زمينه عنوان كرده و بيان ميكنند كه سخنرانيهاي اين مجله را جمع كرديم و ميپذيرند كه درج چنين مطلبي كار اشتباه و بزرگي بوده است. در واقع در يك ارگان رسمي كشور مطالب نادرست و زشت را يك مجله چاپ ميكنند و بعد بحث حل اين مساله را عنوان ميكنند، اما حرف ما اين است كه اصلا چرا بايد اين چنين اتفاقاتي صورت گيرد؟ فقط اين يك مورد مسالهدار نيست. وقتي وزير ارشاد در كميسيون فرهنگي حضور پيدا كرد، همكاران ما نام چندين كتاب را برده و گفتند شما و معاونتهاي مطبوعاتي، سينمايي و هنر جواب دهيد كه در حوزهي فرهنگ چرا چنين كتابهايي وجود دارد و در نمايشگاه كتاب در معرض عموم قرار ميگيرد؟ حالا هدف از انقلاب فرهنگي چيست؟ هدف از نياز به انقلاب فرهنگي ماندگاري آن از روي معيارهاي اسلامي است. ميخواهيم لايههاي فسادي كه در مطبوعات، فيلمها و كتب ما ديده ميشود شستشو شود و ميخواهيم فضاي بيبند و باري كه در ميان برخي مراكز علمي، هنري، دانشگاهي وجود دارد، از بين برود. در واقع اصلاح كردن مفاسدي كه در زير لواي آزادي به وجود آمده، معناي انقلاب فرهنگي ماست. مقصود ما از انقلاب فرهنگي زير و رو كردن آن چه به عنوان قانون مدون براي فرهنگ است، نيست، چرا كه آن محصول انقلاب ماست. مقصود ما اين است آن چه در عملكردها مشاهده و آن بيتفاوتهايي كه نسبت به ارزشها ديده ميشود، بايد اصلاح شود و يك تحول صورت گيرد، يعني بايد به اصل انقلاب برگرديم، چون انقلاب ما هميشه دشمن دارد و ممكن است به تدريج استحاله شود. در واقع مفاسدي كه در عمل عدهاي در فضاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي آوردند را بايد حذف كرد و همان كاري كه ائمهي ما كردند، بايد صورت گيرد. البته نميخواهيم اين زمان را با آن زمان مقايسه كنيم. لذا نه حكم، نه قانون جديدي به عنوان انقلاب در قوانين ما نياز نيست. هر چند كه ممكن است نارساييهايي در برخي قوانين اجتماعي و مدني ما باشد كه بايد اصلاح كنيم، اما وقتي از انقلاب فرهنگي صحبت ميشود منظور اين است كه فرهنگ مسخ شده را به همان اصل و جايگاه خود برگردانيم. راهكار عملي شما براي اين مساله چيست؟ راه و روش اين است كه واقعا انسانهاي متعهد آمادهي ورود به عرصهي فرهنگ باشند و ارزشهاي اسلامي را احياء كنند و ضد ارزشها را از بين ببرند. قوانين مطبوعاتي و نظارت را قوي و كتابها را تصفيه كنند. نميتوانيم شاهد اين روند باشيم كه هر روز قلمهايي فحشاهايي را دامن بزنند يا ضد اسلام و انقلاب مطلب مينويسند. بايد قوانين اسلامي را محكم اجرا كنيم و جلو قلمهاي مسموم، جلو نشر و طبع آنها را بگيرند. نمايشگاه كتاب ما واقعا منظم و تصفيه شده باشد نه آن كه در را باز كنيم و هر كتابي حتي كتاب آيههاي شيطاني را زير ميزي به فروش برسانند. بايد اين مسائل را كنترل كنيم. نظارت، كنترل و گماشتن افراد مسووليت شناس جدي در صحنه از ضروريات است. اگر چنين افرادي وارد عرصه شده و اين روش اتخاذ شود، با همان قوانين كه در اختيار داريم ميتوانيم فضاي فرهنگ را پاكسازي كنيم و مقصود ما از ايجاد انقلاب فرهنگي همين پاكسازي است. لذا اين امر نياز به يك عزم و ارادهي جدي دارد و اين كار شدني و به راحتي صورت خواهد گرفت. منظور شما از پاكسازي چيست؟ بايد ضعفهاي دستگاههاي مختلف از جمله آموزش و پروش و دانشگاه يا وزارت ارشاد شناسايي شود و در مقابل اين اشكالات بايد سيستم و افراد ناصالح و يا بيتفاوت را كنار بگذاريم و افراد متعهد را جايگزين آنها كنيم. چنين اقداماتي زمانبر خواهد بود. بايد اين كار صورت گيرد، چرا كه اگر اين مساله اتفاق نيفتد، آن چرا كه به دست آوردهايم را نيز از دست خواهيم داد. آيا تاكنون براي اين كار با مسوولان و نمايندگان صحبتي كردهايد يا طرحي در دست اقدام داريد، و آيا برنامهي زمانبندي شده داريد يا خير؟ فعلا موضوع را طرح ميكنيم و هنوز مجال عملي آن نرسيده است. اولا بايد در اين راستا فرهنگ را آسيبشناسي كنيم و ببينيم نقطهي ضعفها كجاست و بايد ديد در كتب، فيلمها، نشريات و فضاهاي آموزشي چه اتفاقاتي رخ ميدهد و بعد از تفكيك آنها، بحث زمانبندي يا اولويتها در نظر گرفته شود. فكر و ايدهي چنين پاكسازي وجود دارد. در كميسيون فرهنگي و كميتهها نيز اين بحثها كم و بيش تا جايي كه مجال بوده، مطرح شده و حتي در نشستهايي كه با دلسوزان داريم اين مسائل را مطرح ميكنيم، منتهي زمانبندي و چارچوب خاصي هنوز دراين راستا مشخص نشده است، اما بايد به اين سمت برويم كه چنين كاري صورت گيرد. به نظر شما چه افكاري در دانشگاهها بايد حذف و چه افكاري بايد نگهداري شود؟ نياز به افكاري داريم كه با غرور ملي و ارزشهاي اسلامي تضاد نداشته باشد. هنوز هم در ميان برخي اساتيد دانشگاهي، افراد بيتفاوت و يا افرادي متعهد وجود دارد، اما زماني اساتيدي در ذهن دانشجو و جوان مواردي را القاء ميكنند كه بايد اين موارد را بشناسيم و يك مسوول و يك نهاد نظارتي در اين راستا ميتواند در دانشگاهها و فضاهاي آموزشي اين گونه موارد را شناسايي كند و اگر موارد خلافي مشاهده كرد بايد با آن با تذكر و ارشاد برخورد كند. اگر اين مسائل با تذكر و راهنمايي موثر واقع نشد؛ بايد از راههاي قانوني استفاده كرد. البته اين مساله شايد خيلي زياد باشد، ولي در عرصهي عمل يك سري بيتفاوتيها وجود دارد، يعني مثلا استاد كاري ندارد كه اين دانشجوي دختر در لباس پوشيدن و معاشرت، در افكار و رفتارهايش انحرافاتي دارد. در حالي كه با جوانها ميتوان به راحتي كنار آمد. پذيرش و زمينهي جوانان بالاست، اگر متعهدانه وارد شويم، گمراهترين افراد را ميتوانيم به راحتي به راه آوريم. در واقع جوانان نهالهايي هستند كه ميتوان روي آنها كار كرد. وقتي در قبال فرزندان اين كشور كه به دست سيستم آموزشي ميدهند، بيتفاوت بوده و نسبت به رفتار، معاشرت و ارتباط و خوابگاهها و رفت و آمدها، همكلاسيهايي كه با آنها در ارتباطند؛ بيتعهد باشيم، مشكلات زيادي به وجود ميآيد. در واقع به نظر ميرسد كه مرزهاي اسلام شكسته شده است، در حالي كه بايد اين حد و مرزها را احياء كرد و خط قرمزهاي خود را مشخص كنيم، بعضا شايعات و جوسازيها و افكار طالباني ايجاد ميكنند كه اين مسائل آب به آسياب دشمن ريختن است. وقتي ميگوييم بايد تحولاتي صورت گيرد به آن معناست كه بايد نظارت كنيم تا دستورالعملهايي كه به ما دادهاند پژمرده نشود و جوان سالمي كه در اختيار ما قرار دادهاند، فردا دچار ايدز، اعتياد، فساد، انحراف و بدآوري نشود. در حقيقت بايد براي اين نسل دلسوزي كرد. در اين راستا كتابها ممكن است از بعد مذهبي، ديني نياز به تقويت داشته باشد كه شايد به اندازهي كافي در معارف اخلاق مايهگذاري شده، ولي اگر كمبودي نيز وجود دارد بايد آن را تقويت و در عمل نظارت كنيم و بايد نماز، حجاب، اخلاق، روح معنويت، ايثارگري را در جوانان احياء كنيم. متاسفانه چيزي كه كمتر در فضاهاي علمي به آن پرداخته ميشود همين مسائل است. چگونه ميتوانيد افكار درست را شناسايي كنيد و چه نهادي بايد متولياش باشد؟ دانشگاهها خود يك ساز و كاري براي اين مسائل دارند و به گونهاي نيست كه فضا قانونا و از بعد حقوقي بدآموز يا انحراف داشته باشد. مقررات زيادي در اين زمينه داريم و بارها اعلام كردهام كه براي لباس، معاشرت، براي دانشجو و براي مسوولان قوانين زيادي داريم، ولي حرف ما اين است كه بايد اين قوانين احياء شود. البته بايد در اين زمينه تعهد داشت و پاي آن ايستاد و پيگير آنها بود. متاسفانه جلو را تا حدودي رها كردهايم. دانشگاه محل مقدسي است كه بايد به آن بيشتر از خيابانها و كوچهها توجه شود. در واقع دانشگاه چون محل انسانسازي و تربيت و تعليم و تعلم افراد است، بايد آن را پاكسازي كرد و دانشجويان نمونه را تشويق كنيم. معمولا به اساتيد سفارش ميكنم كه به جاي آن كه متعرض فرد ناجور باشيد؛ بياييد به كسي كه اهل نماز و حجاب است را نمرهي بيشتري دهد و به اين وسيله به وي ارزش دهيد. از اين بعد بايد قضيه را تقويت كرد و در اين زمينه لازم است فضاسازي كنيم. وقتي فضا را درست ساختيم ميتوانيم حركتهاي خوبي انجام دهيم. البته يك فضا دانشگاههاست و فضاي ديگر به ماهوارهها، فيلم، اينترنتها و هزاران وسيلهي ديگر كه در خارج وجود دارد، برميگردد. لذا بايد ديد در جامعهي علمي چه كارهايي ميتوان انجام داد و يا چگونه ميتوان خواستههاي جوانان را حل كرد. مسووليت سازمان ملي جوانان در اين زمينه ضروري و موثر است. متاسفانه اين سازمان با وجود تمام بودجهي كلان و امكاناتي كه در اختيار دارد هنوز يك بيلاني از عملكرد صحيحاش ارائه نداده است. خصوصا در سالهاي اخير كه مسوولان جديدي وارد كار شدهاند، متاسفانه نمونههاي بدي را ارائه كردهاند. وقتي جواني در يك مجلس يك چيز را مشاهده و در سينما، چيز ديگري تماشا كند و يا در نمايشگاهها فلان كتابها را ببيند، اين مساله تاثير خوبي بر روي او نميگذارد. مگر جوان چقدر اراده دارد و چقدر ساخته شده كه بتواند در برابر اين صحنهها مقاومت كند؟ بايد مسير اين عوامل را عوض كرد و اين نياز به تعهد دارد. يك استاد يا مسوول يك موسسه بايد احساس درد كند و فكر كند يك جوان ممكن است هماكنون در آتش بيفتد. بايد به همهي جوانان دلسوزانه به عنوان فرزندان خود نگاه كنيم، چرا كه آيندهي كشور به اين جوانان بستگي دارد. لذا نبايد به دشمنان مجال دهيم تا توطئه كنند. اگر خوديها نيز در اين راستا بيتفاوت يا حتي مجري باشند بايد قيد خيلي چيزها را زد. شما برخي از روابط دختر و پسر را در دانشگاهها ناموجه دانستيد، اين مساله به چه معناست و به نظر شما چگونه بايد اين روابط را محدود كرد؟ روابط برخي وقتها در حد همكلاسي يا در جمع و كانوني است كه بحث علمي در آن صورت ميگيرد كه در اين راستا مشكلي وجود ندارد و مانعي به صورت شرعي در آن نميبينيم، اما اگر قرار باشد پسر و دختر با هم اردو بروند و با هم رفيق شوند و بلند بلند با هم بخندند، اين امور با موازين ما نميخواند و با شرع ما جور در نميآيد. يا مثلا دختر و پسري در دانشكده كنار هم مينشينند و ضوابط را رعايت نميكنند. در حالي كه اين ضوابط بايد محدود شود، يعني بايد پارك و محل نشستن پسر و دختر از هم در دانشگاهها جدا باشد كه در برخي دانشگاهها اين كار صورت گرفته است. فضايي كه يك دختر و پسر بتوانند تنها آن جا بنشينند و با هم به تنهايي صحبت كنند، اين روابط نادرست است و اسلام كه بر اين مساله بسيار تاكيد كرده بايد رعايت شود. متاسفانه در فيلمهاي صدا و سيما شاهد خوش و بشهاي نامناسب افراد با هم هستيم كه اين امور با موازين اسلام نميخواند، بايد حد و مرزي در اين باره وجود داشته باشد. منتهي در فضاي تحصيلي اگر نتوانيم دانشگاهها را مجزا كنيم بايد بر كارها نظارت صورت گيرد و كلاسها از نظر جايگاه نشستن، رفت و آمدها بايد كنترل شوند. نبايد در روابط بوي خلاف شرع استشمام شود. پس محدوديت روابط بايد چگونه باشد؟ اين محدوديتها بايد به گونهاي صورت گيرد كه با موازين شرعي منافات نداشته باشد. به طور مثال يك دختر و پسر در دانشگاه نميتوانند با هم رفاقت داشته باشند، يعني اين دو با هم به پارك و رستوران و محلهاي تفريحي نروند. دست دادن و در جاي خلوت كنار هم نشستن اينها نادرست و بايد با آنها برخورد شود. نامههاي دانشجويان مرتبا به ما در مورد خوابگاه ميرسد كه بايد بر اين مساله نظارت صورت گيرد. متاسفانه خوابگاههاي دختران و پسران نزديك هم هستند و شيشهها به هم مشرف بوده و حتي بيشتر دختران و پسران مسلمان از اين مساله گلهمندند. مسوولان دانشگاهها بايد فضاهاي خوابگاهها و دانشگاهها را امن كنند و اگر قرار است جلساتي برگزار كنند، مانند خانهي جوانان نشود كه دختر و پسر كنار هم بنشينند. اينها معيارهاي اسلامي است و در خانوادهها نيز رعايت شده و مساله محرم و نامحرمي بايد به مانند گذشته مورد توجه قرار گيرد. اگر چنين ضوابطي رعايت شود، در اين راستا طلاق و اختلافي و فراري هم شاهد نخواهيم بود. اما از زماني كه مرزها را خراب كردهايم و فرهنگ غربي به سمت ما آمد، اين مصيبتهايي كه شاهد هستيم نيز پيش آمد. لذا در مرحلهي اجرا مسوولان اجرايي نهادها بايد بنشينند و جاهايي كه محل تزاحم و تصادم، محل خطر و خط قرمزهاست را مشخص كنند. با اين حساب، آيا با جداسازي دانشگاهها موافق هستيد؟ اصراري بر اين جدايي نداريم هر چند كه معتقديم اين جدايي بد نيست. در حال حاضر دانشگاه الزهراء مخصوص دختران است و در برخي دانشگاههاي آزاد اين مساله وجود دارد، اگر چنين اتفاقي صورت گيرد خوب و مطلوب است. اما براي اجراي اين موضوع تاكنون حرفي زده نشده است. با همين وضع موجود كه عليالسويه بر روي دختر و پسر باز است نميخواهيم دستي به تركيب آن بزنيم. ولي فضا را بايد كنترل كنيم تا منجر به فسادهايي كه عنوان كرديم و منجر به يادگيري و دوست دختر و دوست پسر و بدآموزيهاي ديگر و آن چه امروز بر سر زبانها افتاده است، نشود. اينها خلاف است و بايد مهار و كنترل شوند، ولي هنوز مجلس در اين راستا طرح خاصي ندارد. گفتگو از «زهرا حبيبپور» خبرنگار ايسنا Copyright: gooya.com 2016
|
||||||