آسيب های اجتماعی فرار پسران از خانه چندبرابر فرار دختران است، داريوش آرمان، ايران
باوجود چندبرابر بودن ميزان فرار پسران از خانه نسبت به دختران و بالابودن ميزان آسيبهای اجتماعی ناشی از فرارپسران، ازسوی دستگاههای ذيربط به صورت جدی به اين موضوع پرداخته نشده است.
اين درحالی است که به رغم افزايش آمار فرار از خانه، برای پيشگيری و برخورد با اين پديده نيز هنوز برنامه منسجمی اجرانشده است. درحال حاضر، پديده فرار پسرها ازخانه به مراتب گسترده تر و مخرب تر از فرار دختران است. با اين وجود مسؤولان و متخصصان ذيربط کمتر به اين موضوع پرداخته اند.
يکی از روانپزشکان و پژوهشگران حوزه مسائل اجتماعی معتقداست تا زمانی که نگرش نسبت به نيازهای جديد نوجوانان و جوانان تغيير نکند و جامعه به آن درجه از درک و باوراجتماعی نرسد که نياز جوان امروز با نسل گذشته کاملاً متفاوت است همچنان بايد نظاره گر افزايش نرخ رشد جرايم و کاهش سن متوسط مجرمان و افزايش شمار زندانيان باشيم. به باور او يقيناً درچنين شرايطی نبايد از مشاهده تعداد زياد جوانانی که به عضويت شبکه های خطرناک و تبهکارانه درآمده اند تعجب کرد.
چرا که آنان زاييده جامعه ای هستند که برپايه تفکر سنتی نسل ديروز شکل گرفته است و با نيازهای اغلب جوانان نسل امروز همخوانی ندارد. شيوع گسترده پديده فرار دختران و پسران از خانه همواره جزو آسيب ها و معضلاتی بوده که گريبان کشورهای درحال توسعه ازجمله ايران را گرفته است. دراين جوامع که به نوعی درکش و قوس گذار از سنت به مدرنيته هستند آسيبهايی رخ می دهد که در گذشته کمتر شايع بوده است. معضل فرار از خانه بخصوص در ميان پسرها يکی از اين آسيبهاست. پايانه های مسافربری تهران و شهرهای بزرگ جزو نخستين مکانهايی هستند که پسران فراری به آنجا پا می گذارند.
کودکان و نوجوانان متواری ازکانون خانواده، هنگامی که وارد محيط متفاوتی نسبت به شهر و ديار خود می شوند ابتدا با اتکا به اصل روانی احتياط، اطراف پايانه ها و بوستان های مجاور را به عنوان امن ترين مکانها برای استراحت و آشنايی محدود با محيط برمی گزينند.
چند روز بعد هم سرنوشت مشابهی که برای صدها دختر و پسر فراری ديگر رقم خورده، آنان را را نيز باخود به سوی تاريکی ها و آينده نامعلوم می کشاند.
> نگرش جوانان به مسائل بامديريت سنتی جامعه همخوان نيست
به اعتقاد دکتر محمد جغتايی، رئيس دانشگاه علوم بهزيستی و توانبخشی کشور آمارهای غيررسمی موجود در کشور نشان می دهد شمار پسران فراری از خانه، بيشتر از دخترهاست. زيرا نگاه سنتی موجوددر جامعه باعث افزايش ميزان کنترل خانواده ها بر دختران است.
برخوردهای نادرست برخی والدين با فرزندان، افزايش آگاهی های اجتماعی و فردی نسل امروز، برخوردهای غيرمنطقی خانواده با فرزندان ، برخوردهای سختگيرانه سنتی و سلب آزادی عمل از پسران و عدم توجه به نيازهای آنان از جمله مهمترين دلايلی است که اين استاد دانشگاه در فرار پسران از خانه برمی شمارد.
به اعتقادوی، افزايش سطح فرهنگ خانواده ها، احترام به اصل مشارکت و توجه به خواسته ها و نيازهای معقول و منطقی پسرها و امن کردن محيط خانه از سوی والدين بخصوص پدرها، نقش کليدی و کاملاً اثربخش در کاهش فرار نوجوانان و جوانان ايفا می کند که متأسفانه به اين موارد تاکنون توجه جدی نشده است. يکی ديگر از نکات مورد اشاره دکتر جغتايی درباره تغيير نگرش جوانها به جامعه و ديگر مسائل است که متأسفانه با مديريت سنتی جامعه به هيچ شکل همخوانی ندارد. به اعتقاد وی مديريت فعلی برخی بخشها نيازمند اصلاحات اساسی است.
از ديدگاه يک روانشناس، نبود امکانات رفاهی نسبی در شهرستان ها و روستاها، تبليغات مستقيم و غيرمستقيم درباره جذابيت های شهرهای بزرگ، بيکاری، تورم و گرانی، اختلافات خانوادگی والدين، طلاق و عدم توجه جدی به خواسته های معقول و منطقی دختران و پسران نسل امروز از جمله مهمترين دلايل فرار از خانه محسوب می شوند.
پسران فراری ناآگاه براساس شنيده ها و تفکرات جسورانه خويش، تصور می کنند به محض فرار از خانه و رسيدن به شهرهای بزرگی مثل تهران، بلافاصله کار مناسبی پيدا خواهند کرد. اما به محض تجربه نخستين شب فرار احساس می کنند تمام رؤياهای ساخته و پرداخته در ذهنشان به يکباره روی سرشان ويران می شود. آنان به خاطر غرور کاذب توأم باشرم از بازگشت به خانه، خودداری می کنند و به سرعت برای ادامه زندگی، جذب شبکه های خلافکاری و بزهکاری شده و تحت انواع آزار و اذيت های جسمی و روحی قرار می گيرند.
اين گروه از پسران اقدام خود را نوعی اعتراض و در عين حال خود را قربانی روابط ناسالم در خانواده وفراموش شده در جامعه می دانند.
دکتر سيدهادی معتمدی، پژوهشگر مسائل اجتماعی، درباره علل و ريشه های فرار نوجوانان بخصوص پسرها از خانواده می گويد: «حوزه آسيب پذيری پسران نسبت به دختران درجامعه کنونی ما بسيار وسيع و گسترده است.»
به عبارت ديگر می توان گفت: آسيب های واردشده به دختران کمتر از پسرهاست.زيرا پسران فراری برخلاف دختران، به راحتی قابل تشخيص نيستند و به خاطر قدرت تحرک و جابه جايی با لا می توانند به سادگی مورد سوء استفاده های گوناگون قرار گيرند.
مديرکل دفتر پيشگيری از آسيب های اجتماعی سازمان بهزيستی عوارض ناشی از فرار پسران را به شدت جدی دانسته و با توجه به افزايش آمار فرارها، از بی برنامگی دستگاهها و سازمانهای مسؤول برای پيشگيری و برخورد با اين پديده سخن به ميان می آورد. او می گويد: عوارض و آسيب های فرار پسران چندين برابر بيشتر از دختران است.
بنابراين ضرورت اهتمام جدی مسؤولان، متخصصان و متوليان نهادهای دولتی و غيردولتی در اين زمينه کاملاً جدی و با اهميت به نظر می رسد.