دوشنبه 18 آبان 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

۶ کودک تنها با گذشته مبهم؛ هيچ کس سراغ آنها را نمی گيرد، ايران

اين شش پسر و دختر با سن های مختلف در مناطق مختلفی از تهران رها شده اند. هيچ کدام از آنها به خوبی آنچه را که بر آنها گذشته است به يادنمی آورند، اما همه آنها دلتنگ پدران، مادران و خانواده های خود هستند.
سرنوشت آنان وزندگی خانواده هايشان و شرايطی راکه در آن پرورش يافته اند و آنچه را که باعث شده تا مورد بی مهری قرار گيرند، هيچ يک بر ما روشن نيست. اين کودکان اگر چيزی از خانواده های خود هم می دانند شايد از ترس کودکانه ويا قولی که به والدين خود داده اند و به انتظار بازگشت آنان نشسته اند مانع از اين شده است تا بيشتر از آنان بدانيم.
\ اين پسرک نام خود را نمی داند
مأموران کلانتری ۱۰۱ تجريش در ۱۸ آبان ماه سال گذشته پسرکی را ديدند که تنها در گوشه ای رها شده است. پسرک در حالی که حتی قادر نبود نام خودش را بر زبان بياورد، به اداره بهزيستی سپرده شد و در آنجا نام حسن را برايش انتخاب کردند.
اگر والدين و اقوام «حسن» پيدا نشوند حسن به فرزندخواندگی سپرده خواهد شد.
\ پسری تنها
۱۳ بهمن سال۸۲ مأموران کلانتری ۱۱۹ مهرآباد پسری را که در حدود ۱۵ماه داشت در خيابان شهيدان، نرسيده به ميدان هاشمی در حالی که رها شده بود پيدا کردند. پسرک در کلانتری حتی نتوانست نام خودش را بگويد.
او را به شيرخوارگاه بردند و در آنجا وقتی او نتوانست هيچ اطلاعی از اقوام و نزديکانش بدهد برای او نام «رضا» را انتخاب کردند. «رضا» اگر نتواند خانواده اش را بيابد به فرزندخواندگی سپرده خواهد شد. اما مسؤولان بهزيستی اميدوار هستند که با يافتن خانواده رضا او را در آغوش خانواده اش جای دهند.
\ من مونا هستم
۱۰ دی سال۸۲ دختری به نام مونا موسی شعار وقتی از طريق چندتن از همسايگان به اداره سرپرستی سپرده شد به مسؤولان گفت: اسم پدر من داورعلی است. پدر و مادرم هر دو معتاد و فراری هستند و من نمی دانم آنها کجا رفته اند. وقتی آنها مرا ترک کردند، چند ماه همسايه ها مرا نزد خودشان نگه داشتند.
مونا از سال گذشته تاکنون چشم به در شيرخوارگاه سپرده است تا شايد يکی از اقوامش از راه برسد و او را با خود ببرد.
\ پسری به نام مجتبی
۱۲ فروردين ماه سال ۸۳ مأموران کلانتری ۱۴۸ انقلاب مطلع شدند که پسری به نام مجتبی رضازاده در مرکز طبی کودکان توسط والدين اش رها شده است. تحقيقات نشان می داد که والدين مجتبی ساعت ۱۲ نيمه شب فروردين ماه پسرک را که متولد ۱۷ اسفند سال ۸۰ است رها کرده اند.
۵ روز بعد پدربزرگ مجتبی به اداره سرپرستی مراجعه کرده و می گويد: مجتبی نوه من است و پدر او معتاد است و مادر مجتبی از شوهرش ـ پدر مجتبی ـ جدا شده و ديگر حاضر نيست تا پسرش را نزد خود نگه دارد. کودک به پدر بزرگ خود تحويل داده می شود ولی قصه تنهايی او دو روز بعد تکرار می شود. اين بار مأموران کلانتری ۱۶۱ ابوذر او را سرگردان در نزديک خيابان ابوذر پيدا کرده و تحويل بهزيستی می دهند.
آدرس خانه پدربزرگ عوض شده است و حالا مجتبی چشم به در شيرخوارگاه سپرده است شايد آشنايی از راه برسد و او را با خود ببرد.
\ هيچ کس سراغ مرا نمی گيرد
اول ارديبهشت سال گذشته مأموران کلانتری صالح آباد کودک ۲ ساله ای را به نام سعيد نورزه ای پيدا کردند و تحويل بهزيستی دادند. يک سال می گذرد هيچ کس سراغ سعيد را نمی گيرد. کارشناسان بهزيستی برای يافتن ردی از خانواده او به اسلامشهر و شهرک صالح آباد مراجعه می کنند ولی متوجه می شوند از يک سال قبل پدر سعيد فوت شده و مادر سعيد نيز مجهول المکان است.
مددکاران بهزيستی اميدوارند که با يافتن ردی از اقوام نزديک سعيد او را به خانه اقوام خود بازگردانند.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




\ نمی دانم چه کسی مرا رها کرد
اين دخترک ۱۵ ماه بيشتر نداشت که در تاريخ ۱۸ مهر سال ۸۲ در ميدان انقلاب کوچه برهانی رها شد. دخترک تحويل مأموران کلانتری ۱۴۸ انقلاب شد و به بهزيستی سپرده شد. او نمی توانست حرف بزند و مسؤولان نام او را مونا گذاشتند، حالا همه اميدوارند مونا با ديدن خانواده يا اقوام خود کانون گرمتری برای ادامه زندگی داشته باشد.





















Copyright: gooya.com 2016