دوشنبه 25 آبان 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

اعترافات تکان دهنده دخترفراری از خلاف های۱۰ پسر شرور، روزنامه ايران

گروه حوادث: اعضای يک باند فساد که اعضای آن را جوانان شرور تشکيل می دادند، با رديابی يک دختر فراری دستگير شدند.اعضای اين باند يک گرمابه عمومی را محلی برای انجام مقاصد غير اخلاقی خود قرار داده بودند.مأموران پس از اينکه در گزارشی باخبر شدند دختری فراری با قدی کوتاه و ظاهر نامرتب به همراه يک جوان موتورسوار که از اراذل و اوباش معروف است، در تاريکی شب در حوالی خط راه آهن سرگردان ديده شده است، تحقيقات خود را آغاز کردند.تا اينکه ساعت ۱۰ شب روز ۱۳ آبان ماه مأموران کلانتری ۱۶۱ ابوذر به سه ترک نشين يک موتوسيکلت که دو پسر جوان و دختری بودند، مظنون شده و به آنان فرمان ايست دادند.
با متوقف شدن اين موتوسيکلت روشن شد اين دو جوان از شرورهای معروف منطقه هستند و دختری که همراه آنان است، همان دختر فراری است.
اين دختر ۱۷ ساله به همراه دو جوان شرور در اختيار دايره اطلاعات کلانتری ابوذر قرار گرفتند و با دستورات قضايی تحقيقات از آنان آغاز شد.
با توجه به اينکه بازجويی از اين دختر فراری نشان دهنده اين بود که با يک باند بزرگ فساد روبرو شده اند، پرونده به علت اهميت موضوع به دادسرای ويژه عمومی و انقلاب فرودگاه مهرآباد ارجاع شد و جعفر صابری زفرقندی ـ معاون دادستان و سرپرست دادسرای فرودگاه مهرآباد ـ پرونده را در اختيار داديار شهبازی برای انجام تحقيقات قضايی قرار داد.
\ بازجويی از دختر فراری
اين دختر فراری که ۱۷ سال دارد، پس از اينکه در برابر داديار شهبازی قرار گرفت، در مورد خودش گفت: اسم من مهرنوش است. مدتی پيش پس از اينکه پدر و مادرم پس از سالها اختلاف و درگيری از هم جدا شده و طلاق گرفتند، احساس تنهايی کردم و چون سرپناه خودم را از دست داده بودم و می ديدم هر کدام از والدينم به دنبال زندگی خودشان و خواسته های شخصی شان هستند و هيچ توجهی به من ندارند، از خانه فرار کردم.
وی با ناراحتی گفت: بدون اينکه بدانم چه سرنوشتی در انتظارم است و با چه مشکلاتی روبرو خواهم شد، از خانه بيرون زدم. همان ساعتهای اوليه بعد از فرار بود که در اطراف تهران طعمه سه جوان شدم. آنان با کشاندن من به يک منطقه خلوت و بيابانی به من تجاوز کردند.
از آن روز به بعد بود که در خيابانها رها شدم. هيچ سرپناهی نداشتم و کسی نبود که به من به چشم يک انسان نگاه کند. درحالی که من فکر می کردم بعد از فرار شرايط بهتری پيدا خواهم کرد.
وی با گريه گفت: تا اينکه بعد از مدت کوتاهی دستگير شدم و به حکم قاضی به يکی از مراکز بهزيستی سپرده شدم. در آنجا نمی توانستم تحمل کنم. اکثر کسانی که در آنجا بودند، وضعيتی مشابه با من داشتند. از نظر روحی به هم ريخته بودم. فکر می کردم به خانه پدری ام بازگردم، ولی می دانستم با توجه به مشکلاتی که برايم پيش آمده است، ديگر کسی مرا نخواهد پذيرفت. در همين زمان بود که دومين اشتباه را در طول زندگی ام انجام دادم و آن فرار دوم من بود. اين بار از بهزيستی فرار کردم. می خواستم هرطور شده است کار مناسبی پيدا کنم، ولی اين بار در دام گروه بزرگی افتادم.
\ اعترافات دردناک
مهرنوش در مورد چگونگی به دام افتادن در دام اين باند فساد گفت: بعد از فرار از بهزيستی با پسر جوانی که صاحب موتوسيکلتی بود، آشنا شدم. او با حرفهای فريبنده اش به من اطمينان داد که از من حمايت خواهد کرد. چون هيچ کس را نداشتم، به او اعتماد کردم. او مرا به خانه ای برد و در آنجا مورد تجاوز قرار داد. بعد از اينکه چند جوان شرور به آن خانه پای گذاشتند، متوجه شدم که هيچ راهی برای فرار ندارم. در همانجا بود که ناچار شدم تن به خواسته های حيوانی آنان بدهم.
\ راز گرمابه
مهرنوش در ادامه بازجويی ها گفت: بعد از مدت کوتاهی بود که آنان مرا وادار کردند که همراه آنان به يک گرمابه بروم. آنها اکثراً ساعتهای ۲ بعد از ظهر که گرمابه و کوچه ها خلوت بود، مرا به گرمابه ای در يکی از ميدانهای جنوب شهر تهران می بردند و مورد تجاوز قرار می دادند.آنها بعد از اين کار با گرفتن پول از افراد ديگری مرا در اختيار آنها قرار می دادند و متصدی گرمابه نيز درحالی که می دانست اين جوانهای شرور مرا به چه علت به آنجا می بردند، با گرفتن پول از آنان اجازه می داد تا در حمام فساد شود.
با توجه به اعترافات اين دختر فراری، صابری زفرقندی دستور ويژه ای را برای دستگيری هرچه سريعتر متهمان به سرهنگ بختکی ـ رئيس کلانتری ۱۶۱ ابوذر ـ صادر کرد. همچنين داديار شهبازی دستور پلمب شدن گرمابه را صادر کرد.
به علت حساسيت موضوع، سرهنگ بختکی در چند رشته عمليات فنی بلافاصله تمام کسانی را که به نوعی در اين باند فساد فعاليت داشتند، تحت نظر قرار داد.مأموران متوجه شدند که اين باند دارای سه عضو اصلی است و پيمان قره نيز که يکی از جوانان شرور است، يکی از سه عضو اصلی اين باند است.مأموران در يک فرصت مناسب ساعت ۱۲ نيمه شب به مخفيگاه پيمان قره وارد شده و او را دستگير کردند.
با دستگيری پيمان قره، وی تحت بازجويی های فنی، پليسی قرار گرفت و ناچار لب به اعتراف گشود و دو تن از همدستانش را که معروف به اسلی کو و بهزاد دالتون بودند، به پليس معرفی کرد.
عمليات ويژه ديگری از سوی مأموران کلانتری ۱۶۱ ساعت يک و نيم بامداد همان روز منجر به دستگيری اين دو جوان شرور شد.
از سوی ديگر، با توجه به اطلاعاتی که اين دو جوان شرور در اختيار پليس قرار دادند، روشن شد که «پيمان قره» همان متهمی است که از سوی دايره اطلاعات کلانتری ۱۴۹ تحت تعقيب است.
پيمان قره که يکی از جوانان شرور منطقه است، مدتی قبل از دستگيری پس از شرط بندی با چند تن از دوستان خود مبادرت به سر کردن چادر کرده و سپس درحالی که بر اثر خوردن مشروبات الکلی، مست بوده، وارد يکی از دبيرستانهای دخترانه شده است.
اين جوان شرور پس از وارد شدن به يکی از کلاسهای درس و برداشتن چادر باعث رعب و وحشت بسيار در مدرسه شده و بعد از اين کار اقدام به فرار کرده بود. به گزارش خبرنگار ما، پيمان قره پس از دستگيری توسط مسؤولان مدرسه شناسايی شد.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




پس از دستگيری ۱۰ تن از عاملان اصلی اين خانه فساد يکی از اين دستگير شدگان به نام رضا سگی منکر رفت و آمد به گرمابه شد، ولی وی وقتی در برابر مهرنوش قرار گرفت، ناچار لب به اعتراف گشود و گفت: زمانی که به گرمابه می رفتيم، از طريق دادن پول به سه تن از متصديان و کارگران گرمابه امکان ورود و خروج به گرمابه را پيدا کرده بوديم. به گزارش خبرنگار ما، داديار شهبازی پس از صدور قرار قانونی برای متهمان که بين ۲۰ تا ۲۵ سال دارند، آنان را روانه زندان کرد. همچنين دستور داد تا چند تن از متهمان اصلی پرونده که متواری اند، دستگير شده و صاحب گرمابه را نيز به دادگاه احضار کرد. داديار شهبازی ضمن هشدار به خانواده ها گفت: خانواده ها بايد توجه بيشتری به فرزندان خود داشته باشند و پس از ازدواج و داشتن فرزند، اختلافاتشان را کنار بگذارند. مهرنوش نيز مانند اکثردختران فراری قربانی طلاق و اختلاف والدين خود شده است. اين دختر نوجوان به دليل سن کم وبی تجربگی، قربانی افکار خود که به دنبال يافتن راه نجاتی برای خود بوده ،شد ولی بعد از فرار، گرفتار افراد ناباب و شرور شده و در راههای فساد افتاده و به علت نداشتن سرپناه و حامی ناچار تن به فساد داده شد. وی اضافه کرد: والدين و خانواده با نظارت بيشتر روی فرزندان پسر خود و ايجاد شرايط مناسب برای کار و فعاليت اجتماعی آنان و دوستی هايشان با گروه همسال بايد نظارت بيشتری داشته باشند تا آنان به راههای خلاف نيفتند و در اين باندهای مافيايی گرفتار نشوند، زيرا اين افراد علاوه بر اينکه باعث آلودگی اجتماع می شوند، پس از مدتی خود قربانی گروهها و باندهای ديگر شده و پس از غوطه ور شدن در فساد به انواع بيماريها نيز آلوده خواهند شد.





















Copyright: gooya.com 2016