دوشنبه 25 آبان 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

خانه از پای بست ویران است...، شهره فرخ نیا


زندانی به وسعت سرزمین من
در به در از باد زیستم
در سرزمینی که گیاهی در آن نمی روید
ای تیز خرامان
لنگی پای من
از ناهمواری راه شما بود
احمد شاملو
بنفش، نیلی، آبی، سبز، زرد، نارنجی، قرمز قدغن، رنگین کمان هم قدغن، راستی اگر می شد رنگین کمان را نیز در حصار شب اسیر می کردیم...اگر می شد آبی دریاها را هم رنگ شب می پاشیدیم و اگر می شد نفس ها را هم در سینه ها حبس میکردیم....
دخترکان رنگارنگ در خیابانهای شهر به اجرای بالماسکه مشغولند غافل از اینکه کمی آنطرف تر از خنده های شیطنت آمیزشان بساط گریه و التماس گسترده است....
طرح مبارزه با مفاسد اجتماعی (وضعیت لباس دختران که گویا مفسده بزرگ عالم است!) به بهانه گرم شدن یا سرد شدن هوا در فصول مختلف تنها طرح ضربتی بسیج، نیروی انتظامی و خواهران و برادران زینب (س) می شود، ! که البته با نگاهی عمیق تر شاید طرح چندان نامناسبی هم به نظر نرسد زیرا که ظرفیت اکثر مردان به دیدن لباسهای رنگی کفاف نمی دهد چه رسد به اینکه قسمتی از مچ پا یا موی سر و صورت آراسته نیز به آن اضافه گردد که البته برادران مامور از این قاعده مستثنی هستند و یک نظر برای آنان حلال است و شاید این فداکاری آنان یعنی تقبل ارتکاب گناه نگاه به نامحرم، جامعه را از انحطاط حتمی نجات دهد! و حتما به همین خاطر است که در مدت چند ساعت سفر آنطرف مرزها، یک ایرانی تبدیل به یک ننگ می شود و اولین هدف او برهنگی و کاوش در طرح اندام و به قول معروف چشم چرانی میشود کاری که دیگر در تمام فرهنگ ها مذموم و ناپسند است!
برخورد شدیدی که نیروهای مبارزه با مفاسد اجتماعی با مردم (زنان و به ویژه دختران) می کنند بی شک در خارج از مرزها برهنگی هم به بار می آورد و البته شاید اگر این اتفاقات نمی افتاد و برخورد انسانی تری با دختران جوان میشد وضعیت بدتر نمی شد چون گر باد بکاری طوفان درو می کنی نمونه دیگر این برخوردهای وحشت زا هم در سال گذشته رخ داد و نیروهای گارد ویژه، آنچنان رعب و وحشتی در جامعه ایجاد کردند و آنچنان زهر چشمی از مردم گرفتند که از خطای ناکرده احساس گناه می کردیم و خود را جز بیگانه ای در وطن تصور نمی کردیم به ویژه با بروز شایعاتی مبنی بر اصالت عرب برخی از این کماندوها به مصداق همسایه ها یاری کنید تا ما شوهر داری کنیم که ایرانی جماعت را مشتی زبان نفهم جلوه می داد که برای مهار کردنش نیاز به زور بازوی عرب است! ناگفته نماند طرح حکومت نظامی که امسال اجرا شده تفاوت چندانی با آن ندارد فقط کافی است جرات به خرج دهید و پنج شنبه یا جمعه ها (همان روزهایی که شماری از داعیه داران اسلام در ویلاهای خود مشغول.....) غروب پای خود را از خانه بیرون بگذارید! ظاهرا تنها شما هستید و لباس شخصی ها، لباس پلنگی ها و حتی ماموران راهنمایی و رانندگی که همگی به دور از وظیفه واقعی خود به فریضه امر به معروف و نهی از منکر مشغولند!
طرح رسمی کردن حجاب و یا ملی کردن لباس یعنی درست کردن و پوشاندن لباس به اصطلاح ملی که انگاری تنها هم و غم و تنها انگیزه مجلس هفتم به ویژه فراکسیون زنان است راه حل مناسبی برای این معضل خانه برافکن! نمی باشد! در پاسخ به نماینده صد در صد منتخب اقلیت ناچیز مردم در مجلس که دخترکان را مشتی مشتری جمع کن و عروسکهای هالیوودی خطاب کرده بود باید متذکر شد که شاید همین مشتری جمع کنها از سر بیکاری راهی صندوقهای رای شدند و نماینده دلخواهشان را انتخاب کردند. این برخورد شما حتما با شعارهای قبل از انتخاباتتان زمین تا آسمان تفاوت دارد چرا که اینور پل و آنور پل شرایط فرق می کند!
این برخوردهای وحشت زا به قول آقای ناطق نوری اگر نتیجه زا بود تا به حال نتیجه ای در بر داشت (این چه عزایی بود که عمر هم گریه کرد) و خلاصه اینکه صدای عده دیگری از نمایندگان مجلس را نیز در آورده است.
در جامعه ای که جوانانش در بی هویتی مطلق به سر می برند و حتی نمی دانند در لباس پوشیدن تابع چه الگویی هستند و بدون اندیشیدن تصاویر ماهواره ای را نماد و الگوی خود قرار می دهند این روش مبارزه نتایج عکسی به بار می آورد و هیچ دردی از درد جامعه را دوا نمی کند مگر رونق دکان ریاکاران و بگیر و ببندان و بادمجان های دور قابچین!
جامعه ای که ساختار آن افسردگی و حتی خودکشی در بین جوانان ترویج میکند، جامعه ای که دستیابی به مواد مخدر و محرک در آن از دستیابی به آدامس در بقالی ها آسان تر است که چه بسا هدفدار هم است! جامعه ای که عمدا پوچی و سیاست گریزی را در بین نسل جوان تزریق می کند به جوانانی مسخ شده می رسد که اکثریت آنها فکر کردن را از یاد برده اند چرا که فراوانی حشیش، اکستاسی، سیگاری و ... هم علاوه بر تمام عوامل یاد شده سلولهای مغزشان را فلج و حتی تعطیل کرده است! جوانانی سطحی که فقط در روابطشان در ورای حجابهای تن جستجو می کنند و با معادله های فیثاغورثی حجم خود را در برابر حجم طرفشان براورد می کنند با این حکومت نظامی در خیابانها حتما که فقط صف سقط جنین را طویل تر می کنند! جوانانی که دین گریز شده اند و به واقع یک جامعه لاییک را تشکیل داده اند که البته تفکر و اندیشه جوانان این نسل نتیجه آموزشهای مدیران سیاسی و اجتماعی است و زندگی در پشت حجابهایی که خود کشیده اید جامعه ای را تربیت کرده که حال حتی خود هم شناختی از آن ندارید. مطمئنا هم هر راهکاری در نتیجه این عدم شناخت به بن بست می خورد فساد در بین جوانان ایرانی بیداد میکند اما علت این فساد (فساد زیر حجاب یا در پستوی خانه ها)که شاید آمار وحشتناکی در دنیا داشته باشد تار مو و یا تنگ و گشادی لباس دختران نیست که میل طبیعی و غریزی به زیبایی را به این شکل بروز می دهند گرچه شاید هم مناسب نباشد! ولی به هر حال نباید مثل یک مجرم جنایتکار با آنان رفتار شود! چرا با زنان خیابانی اینچنین برخوردهایی نمی شود؟ بر همگان روشن است که این افراد از امنیت بیشتری برخوردارند!که البته ایکاش با آنها نیز مانند یک انسان راه گم کرده برخورد می شد. (در مملکتی که دزد رفیق عسس است بیچاره رهرویی که به خواب هوس است)
هر روز که روزنامه ها ورق می خورد می بینیم نهاد و یا ارگانی مانند مجلس و نیروی انتظامی، قوه قضاییه، بسیج و نیز شخصیتها و مسئولان راجع به بد حجابی فتوایی صادر کرده اند. شاید اگر به این صورت با فساد مبارزه می شد ایران یکی از امن ترین کشورهای دنیا می شد!
خطاب به مجلس هفتم که انگار کاری جز مبارزه با بدحجابی ندارند باید گفت درد مردم چیزی فراتر از این مبارزه خصمانه و علنی درواقع نوعی حکومت نظامی است، مسجد کردن ایران جلوگیری از فرار و خود فروشی دختران نیست و عرق شرم از گونه هایمان از ابراز هویت ملیمان در آنسوی آبهای خلیج فارس را پاک نمی کند! راه مبارزه با غوطه وری جوانان شایسته مان در گرداب اعتیاد و فساد، این نیست. این پروژه های فصلی وضعیت بیغوله نشینان جنوب شهر را بهبود نمی بخشد شما که در کرسیهای گرم و قیمتی تان به راحتی نشسته اید، بدانید تن یخزده فقر و بدبختی به این شکل گرم نمی شود و شکم گرسنگان با بوی کباب شما سیر نمی شود!
طرح لباس ملی که گویا پس از حل مشکلات بی شمار مملکت، تنها معضل حل نشده است چیزی نیست جز اسارت در تار و پود استبداد حز سلب قدرت انتخاب و بالاخره یعنی این مردم شعور انتخاب ندارند.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




در پاسخ به رییس کمیسیون فرهنگی مجلس که فرموده اند:" جوان نیازهای مختلفی دارد که اولینش ازدواج و آخرینش آزادی است پس باید به تمام نیازهایش توجه شود" باید گفت معنی این کلمات قصار و این فرمایش فیلسوفانه چیست؟ اول اینکه باید متذکر شد که "آزادی" نیاز اولیه هر انسان و هر موجودی است (البته به قول شما به استثنای انسان ایرانی) و حتی اگر اولویت بندی شما صحیح باشد یکی از پیش نیازهای ازدواج (که همگی شاهد امکانات بسیار بالا در جهت تحقق آن درجامعه هستیم!) "آزادی" و البته "استقلال" است ! درصورتیکه جوان ایرانی حتی حق انتخاب لباسش را نیز ندارد. وقتی در قرن ارتباطات، مجلس ما تازه درگیر این مسئله است که نماینده زن نمی تواند ریاست مجلس را به عهده داشته باشد چرا که به قول یکی از نمایندگان چشم نامحرم به او می افتد دیگر وای به حال این مردم!
پس جوانانی که شما قبل از انتخابات برای رفاهشان شعارهای رنگارنگ می دادید کدام جوانان هستند؟ همانهایی که در خیابانها با چوب و چماق و توهین به جان سایر جوانها می افتند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند؟! آیا با فرزندان شما هم چنین برخوردهایی می شود؟
خانم ها و آقایانی که طعم فقر و بدبختی را نچشیده اید و حتی بوی آن نیز به مشامتان نخورده است! اگر به جای سنگ کوبی بر سینه مسایل جزیی دردی از فلاکت مردمی که از جنس شما نیستند و با شما غریب و بیگانه اند، دوا می کردید باقی مسایل خود بخود حل می شد و مشکلاتی که از نظر شما خانمان برانداز و تنها مشکل این مردم بدبختی ندیده است هم بوجود نمی آمد!
شهره فرخ نیا
[email protected]





















Copyright: gooya.com 2016