زندگى از كـُمـا خارج مى شود، كاهش تدريجى مشكلات روانى در بم، ايران
طبق مشاهدات رواشناختى در سراسر جهان، فراگير شدن انواع بيمارى هاى روحى و روانى پس از فجايع عظيم همچون زلزله در مناطق مصيبت ديده امرى طبيعى به نظر مى رسد.
به همين خاطر نيز تنها چند روز پس از زلزله بم، وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكى كشور به همراه سازمان يونيسف با ايجاد مركزى كار خود را از يك چادر آغاز كرده و به امداد روحى و روانى مصيبت ديدگان حادثه پرداختند.
هم اكنون پس از گذشت يك سال از آن حادثه اسفناك، ستاد مداخلات بهداشتى روانى درمانگاه اعصاب و روان بم با امكاناتى نسبتاً متناسب و حضور چندين متخصص اعصاب و روان در سطح اين منطقه به فعاليت مشغولند.
كاهش تدريجى مشكلات روانى در بم
دكتر بهزاد قربانى، متخصص اعصاب و روان و سرپرست بيمارستان ۵ دى مهرابى اعصاب و روان شهرستان بم در رابطه با مسائل روحى و روانى مردم منطقه مى گويد: «ممكن است به دنبال فجايعى مانند زلزله مشكلات روحى و روانى خاصى بين بازماندگان همه گير شود كه بيمارى» استرس پس از سانحه «يا» P.T.S.D«شايعترين آنهاست.»
وى در ادامه مى گويد: «طى تحقيقاتى كه به صورت مشترك از سوى يونيسف و وزارت بهداشت در سطح منطقه صورت گرفته است نشان مى دهد ۵۰ درصد مردم بم داراى علايمى از P.T.S.D يا بيمارى استرس پس از سانحه هستند.»
دكتر قربانى در عين حال تأكيد مى كند: «البته از اين تعداد تنها ۱۰ درصد از بيماران وضعيت شديدى داشته و در مقابل درمان مقاومند و ۴۰ درصد باقيمانده با درمان هاى دارويى و غيردارويى و مداخلات بهداشتى و روانى صورت گرفته روبه بهبود نهاده اند.»
اين متخصص اعصاب و روان ستاد مداخلات بهداشتى و روانى شهرستان بم در پاسخ به اين سؤال كه آيا بايد منتظر موج ديگرى از مشكلات روحى و روانى در اين منطقه بود مى گويد: «برآوردهاى علمى و انتظار ما اين است كه بيمارى هاى روانى ۶ ماه پس از يك فاجعه در منطقه كاهش پيدا كند و مشاهدات ما نيز نشان مى دهد كه علايم بيمارى هاى روانى در سطح شهرستان بم سير نزولى به خود گرفته است.»
وى تأكيد مى كند: «البته در مواردى بيمارى هاى حاد روحى و روانى نيز داشته ايم اما اغلب اين بيمارى ها طبيعى است و در كل متخصصان ما به چيزى خارج از نرم جوامع ديگر برخورد نكرده اند.»
سرپرست بيمارستان اعصاب و روان بم در مورد وضعيت خودكشى و ديگركشى به عنوان يكى از عكس العمل هاى خطرناك بيماران روحى و روانى در بين حادثه ديدگان مى گويد: «با توجه به مداخلات روانى گسترده و حساسيت وزارت بهداشت كه در سطح منطقه صورت گرفته است بايد گفت آمار نشان مى دهد برخلاف انتظار نه تنها آمار خودكشى و ديگركشى در سطح شهرستان بم افزايش نيافته است بلكه در مقايسه با بسيارى از شهرهاى مشابه نيز كمتر بوده است.»
دكتر بهزاد قربانى با بيان اين مطلب كه از لحاظ مداخلات روانى، اجتماعى و بيمارى هاى اعصاب و روان در سطح منطقه به حدى كار شده است كه در مورد هيچ بيمارى ديگرى در كل ايران صورت نگرفته تأكيد مى كند: «بزرگترين مشكل موجود در شهرستان بم از لحاظ مداخله در بحران هاى روحى و روانى، موازى كارى نهادهاى مختلفى است كه اثربخشى فعاليت هاى صورت گرفته را تحت تأثير قرار مى دهد.»
وى خاطرنشان مى سازد: «وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى به دليل دراختيار داشتن امكانات و نيروهاى متخصص سردمدار پيشگيرى، مبارزه و درمان بيمارى هاست اما برخى موازى كارى ها از سوى تعدادى از نهادها مردم را دچار پارادوكس كرده و حتى تضادكارى پيش مى آورند.»
دكتر قربانى ضمن تأكيد براين نكته كه واقعاً نهادهاى مذكور قصد كمك و يارى دارند و در اين مورد هيچ شك و شبهه اى وجود ندارد پيشنهاد مى كند: «بهتر است به منظور هماهنگى بيشتر در كارها، تأثيرپذيرى اقدامات و هدر نرفتن امكانات مادى و معنوى فعاليت ها در حيطه مداخلات روانى و اجتماعى در سطح منطقه به صورت يك هرم سطح بندى گردد.»
وى در توضيح بيشتر اين موضوع مى گويد: «بهتر است در كف هرم NGOها و ساير سازمان هاى دولتى و غيردولتى نيمه آموزش ديده فعاليت كرده و عموم مردم را تحت پوشش قرار دهند. در وسط هرم نيز يك سرى از مردم غربال مى شوند و ما به ۴۰ درصد بيماران P.T.S.D مى رسيم كه در اينجا نياز به مداخلات سازمان هايى چون بهزيستى، هلال احمر، صليب سرخ و ... مى باشد. اما رأس هرم نيز ۱۰ درصد بيماران حاد و مقاوم در برابر درمان قرار دارند كه مداواى آنان نيازمند كارهاى كاملاً تخصصى است و اينها حدود ۱۰ هزار نفر از مردم اين منطقه را تشكيل مى دهند كه كار درمان آنها در حوزه كارى ما قرار مى گيرد.»
دكتر بهزاد قربانى اما تأكيد مى كند: «از آنجا كه تقسيم كار مناسبى در بين ارگان هاى مختلف اين حوزه وجود ندارد همه دوست دارند كه در رده هاى بالاى هرم فعاليت كنند درحالى كه توان، امكانات و تخصص اين كار را ندارند.»
مكانسيم درمان مشخص شود
دكتر ناصر همتى روانپزشك شاغل در ستاد مداخلات روانى اجتماعى شهرستان بم نيز ضمن اشاره به مشكلات موجود در مورد بيماران P.T.S.Dدوران جنگ خاطرنشان مى سازد: «بهتر است اداره سلامت و روان وزارت بهداشت مكانيزمى را تعريف نمايد كه بيماران روحى و روانى حادثه زلزله بم از زمان تشخيص تا درمان قطعى تحت نظر يك سيستم قرار گيرند.» وى مى افزايد: «بدين ترتيب علاوه بر اين بيماران كليه بيماران كشور نيز داراى پرونده شناسايى مشخص خواهند شد كه سير درمان آنها اعم از پزشكان متخصص و حتى داروهاى تجويز شده برايشان ثبت و نگهدارى خواهد شد.»
اين متخصص روانپزشكى تأكيد مى كند: «امروزه از سير درمان بيماران روحى و روانى دوران جنگ اطلاعاتى دردست نيست اين درحالى است كه صدور پرونده شناسايى و جمع آورى اطلاعات در اين حوزه براى روند درمان بيماران به طور حتم مؤثر خواهد بود.»
زنان بيشتر از مردان دچار مشكلات روحى اند
دكتر لاله كوهى حبيبى از ديگر متخصصان شاغل در مركز مداخلات روانى اجتماعى بم نيز مى گويد: «به دليل مسائل ژنتيكى و حساسيت بيشتر زنان در برخورد با فجايع بزرگ شدت اختلال ،تظاهر اختلال و نيز افسردگى در زنان بيشتر از مردان است و لذا پيش بينى مى شود تعداد زنان مبتلا بهP.T.S.D بيشتر از مردان منطقه باشد.»
وى ضمن تأكيد بر مشكلات زنان بى سرپرست و دخترانى كه والدين خود را از دست داده اند مى گويد: «وضعيت بيمارى هاى روحى و روانى، افسردگى، P.T.S.D و ... در بين دختران نگران كننده است.» وى مى افزايد: «دخترانى كه سرپرست خانواده را از دست داده و امروز مجبورند در بين خانواده عمو، دايى و يا ديگر بستگان خود در يك كانكس كوچك زندگى كنند به دليل عدم احساس امنيت بيشتر از ديگران در معرض تهديد بيمارى هاى روانى هستند چرا كه در آن جمع نيز كسانى هستند كه به آن دختر محرم نيستند و اين دختر وضعيت راحت روانى و جسمى گذشته را در اين حالت نخواهد داشت.»
دكتر كوهى حبيبى كه وظيفه رسيدگى به مشكلات زنان و دختران بازمانده از زلزله بم را برعهده دارد در مورد زنان بى سرپرست نيز مى گويد: «وضعيت زنان بى سرپرست نيز بهتر از دختران نيست چرا كه آنها اكنون مسؤوليتى را برعهده گرفته اند كه قبلاً عهده دار آن نبودند و لذا امروز بار بيشترى تحمل مى كنند.»
وى همچنين تأكيد مى كند: «شايد زنانى كه همسرانشان كارمند دولتى بوده اند بتوانند براى گذران زندگى از حقوق آنها استفاده كنند اما زنانى نيز هستند كه شوهرانشان شغل آزاد داشتند و پس از زلزله و همه دارايى شان را از دست داده اند و اگر براى اين عده كاريابى نشود و منبع درآمد خاصى برايشان تعريف نشود در آينده دچار مشكل مى شوند.»
در مجموع بايد گفت متخصصان و كارشناسان روانى و اجتماعى در اين نكته متفق القولند كه وظيفه آنها تنها درمان تألمات روحى، روانى و اجتماعى بيماران از طريق روش هاى دارويى و غيردارويى است و از اين بيشتر نيز كارى از دستشان برنمى آيد اما پرواضح است كه بدون در اختيار داشتن سرپناهى امن، آب و غذا، پوشاك كافى و ساير لوازم اوليه زندگى مشكلات روحى و اجتماعى در منطقه ادامه يافته و ديگر درمان نيز تأثير مثبتى نخواهد داشت.