در همين زمينه
30 اردیبهشت» تالاب هامون در معرض نابودی، مهر27 مهر» "آنکه يافت می نشود"، به مناسبت تقارن با شب قدر، حسين ميرمبينی 30 تیر» نگاهی به کتاب خاطرات يک نجات يافته از بهائيت! سروش حقايق 31 خرداد» "همایش" آشتی و گفتگوی ادیان در ایران، ه. مهرپور 14 خرداد» متن سوريايی - آرامی قرآن، مروری بر جديدترين يافته قرآن پژوهی، بنفشه رها
بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! ديندارى عاميانه، حسين هامونتصور همگانى بر اين است كه مراجع و نهادهاى دينى، گفتارهاى دينى و نيز سبك ها و زيست هاى دينى را توليد و ترسيم مى كنند و ديگر مردمان ديندار، از آن ها تبعيت مى كنند. به ديگر عبارت، مردمان ديندار، دين خود را از عالمان دين مىگيرند. اما واقعيت جوامع دينى و نيز فرآيند تاريخى اديان چنين تصورى را برهم مى زند و حاكى از آن است كه هميشه چنين نيست. يعنى، پاره اى از ديندارىها دربيرون از نهادهاى دينى شكل گرفته و رواج مى يابد. توده مردمان ديندار هميشه در برابر نهادهاى دينى و گفتارهاى رسمى دينى منفعل و پذيراى محض نيستند؛ بلكه رنگ خود را بر آن ها مى زنند و دين خود را با دغدغه ها و ديگر عناصر فرهنگى و زيستى خود مى آميزند و آن را چنان صورتبندى مى كنند كه حاجات و نيازمندى هاى آنان را برآورد. به همين خاطر مى توان در كنار ديندارى رسمى كه از ناحيه مقامات و مراجع دينى عرضه مى شود، از نوعى ديندارى ديگر با عنوان «ديندارى عاميانه» سخن گفت. ديندارى عاميانه، مشخصه ها و مختصات خود را داراست و خود پديده اى متكثر است و تكثر خود را از تنوع هاى فرهنگى، قومى، جغرافيايى و زيستى توده هاى مردم مى گيرد. ناگفته نماند چنين نيست كه هر ديندارى اى كه در بيرون از ساحت نهادها و مراجع دينى شكل بگيرد، ناگزير عاميانه است؛ بلكه ديندارى عاميانه، مشخصه ها و مختصاتى را داراست كه آن را از ديندارى هاى رسمى و گونه هاى ديگر ديندارى غيررسمى متمايز مى كند. در ديندارى عاميانه عناصرى وجود دارد كه چه بسا با آموزه ها و دگم هاى رسمى مقامات و مراجع دينى ناهمخوان و نازساگار باشد. وجود اين عناصر، واكنش هاى متفاوت و احياناً متعارضى را از سوى نهادها و رجال دينى برمى انگيزد. ديندارى عاميانه، دين را در خور عوام مى كند و ديباى دين را به قامت عوام مى دوزد اما اين بدان معنا نيست كه ديندارى عاميانه، يكسره و يكسويه محصول عوام باشد؛ بلكه ديندارى عاميانه محصول و معلول تعامل و تفاعل توده عوام با لايه هايى از نهادها و مراجع دينى است كه در تماس مستقيم با توده مردم است و با آنها حشر و نشر دارد. افراد و اشخاصى كه روزگارى را به يادگيرى آموزه ها و تعاليم دينى سپرى كرده و در فضايى كاملاً دينى تربيت شده اند، محيط مدرسه و علم را رها كرده به سوى توده مردم گسيل مى شوند تا اندوخته ها و دريافت هاى خود را با زبانى ساده و در خور عوام با آنها درميان نهند اما بزودى درمى يابند با ظروفى خالى و مخاطبان موم وار و منعطف روبرو نيستند و به اين نتيجه مى رسند كه چاره اى جز دادوستد ندارند و دين عاميانه در اين دادوستدها و تفاعل هاست كه پديدار مىشود و آنكه اهل دادوستد و انعطاف در برابر الزامات عوام نباشد و يا بخواهد با عناصر عوامانه در دين به ستيز برخيزد، جايى نزد عوام نخواهد داشت. ديندارى عاميانه از عوارض ناخواسته هر دينى است و اصولاً وقتى دين به نزد عوام درآيد، لاجرم عوامانه مى شود. از اين رو، تا توده عوام هست، ديندارى عاميانه هم هست و هرگونه تلاش براى حذف و ستردن آن روى در ناكامى دارد. ستيز با دين عاميانه، خود، كارى عوامانه است. از اين رو كه درست از آدميان بالفعل و تاريخى و شناخت صحيح از دين بالفعل تاريخى راه به ستيز با دين عاميانه نمى برد. دين عاميانه را مى توان به مثابه يك واقعيت اجتناب ناپذير دانست و آن را به رسميت شناخت؛ بى آنكه به رسميت شناختن را به معناى «حق دانستن» تلقى كنيم. اگر اصل «قبح تكليف مالايطاق» را هم در نظر آوريم و به ياد داشته باشيم كه خداوند هم تكليف فوق طاقت نمى كند، از عوام، ديندارى عالمانه را هم نخواهيم خواست. ديندارى عاميانه از سوى عوام به هيچ روى شايسته ملامت نيست. آنچه مستوجب ملامت و موجب نگرانى است، سرايت دين عاميانه در لايه هاى غيرعوام و سيطره عوام گرايى بر محيط هاى خواص اهل دين است و آنچه سرنوشت ديندارى را به مخاطره مى افكند، برگرفتن ديندارى عاميانه به مثابه «ديندارى معيار» و «معيار ديندارى» و كوفتن بر طبل آن و تحميل رسانه اى آن است. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||