جمعه 11 دی 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

24 اشتباه روخوانى آقاى فولادوند مدعى تخصص همه فن فقط در يك جلسه! عبدالرحيم ملازاده

بسم الله الرحمن الرحيم

درميان عقلا مشهور است كه دشمن سفيه نعمت است ودوست نادان نقمت، ومدتى است كه شخصى بنام فتح الله منوچهرى بانام مستعار فرود فولادوند كه بنا بنوشتهء آقاى حميد رضا ذاكرى نامهاى متعددى دارد،وايشان دربارهء شخصى فحاش ومكاركه مدتى است با بازى كردن با آيات قرآن وكتب تاريخ نه اينكه جهل وسفاهت وابلهى و جنون عظمت خودرا نشان داده كه ائمه وعلماء بزرگى چون طبرى را بزعم خودش انگشت خودش هم نميشارد، بلكه بيشتر به يك ديوانه زنجيرى شبيه است كه منطق او وبعضى ازدوستان شنونده اش با فحشهاى اززيرناف تا پشت ناف!مالامال ميباشد،
ولى سؤال اينجاست كه آيا اين لولو خورخورها نميتواند ازجيب روحانيت شياد حاكمى باشد كه بيشترازهزارسال خودش لولو خورخوره برعليه اسلام بوده است؟ وخود با تمام ادعاهاى عريض وطويل اسلام پناهى وولايت مآبى كه براى فريب عوام نموده است بهترين وسيلهء ويرانگرى دين وايمان هم بوده وهست، وما اين موضوع را در كتاب مستقلى مفصل شرح داده ايم،
آقاى ذاكرى راجع به ايشان مينويسد:
( افشاگری راجع به شياد و جاسوسی بنام فتح الله منوچهری، موسوم به فرود فولادوند! شروع وچگونگی همکاری فرید فتح الله منوچهری با سازمان اطلاعات رژيم آخوندی ایران)
كه شرح مفصل ماجرارا ميتوانيد از زبان ايشان را درسايت ذيل مطالعه بفرمائيد: http://www.irannews.info/modules.php?name=News&file=article&sid

بدورازافشا گرى هاى فوق واينكه نبايد افراد را فقط به چند نوشته دردنياى اشباح انترنت كه دوست ودشمن ميتواند ازآن سوء استفاده نموده وبدورازرقابت وجدانى وقانونى وايمانى هرچه را كه بخواهد به ديگران بگويد، سنجيد، بلكه اينها فقط در صورت منطقى بودن ودرست بودن قرائنى ميباشد كه كمك به شناخت عملكرد فرد ميباشد، ولى بهترين راه شناخت هرشخصى عملكرد و سخنان اوميباشد كه چه نيكو گفته اند:المرء تحت لسانه، يعنى انسان زيرزبانش ميباشد، و چون عملكرد اين فرد مشبوه سخنان آقاى ذاكرى را تأييد مكيند مابه آن اشاره نموديم،
الان اينك شخصى را كه مدعى بازگشت به سلفيت زرتشتى گرى ويابقول اوآيين ريشه اى! است –كه اكثر اين مدعيان براى فريب ملت، درمقابل روحانيت شياد حاكم، چنين ادعاهايى را مطرح ميكنند وگويا كليد سحرى حل معماهاى بشروتاريخ جهان دردست زرتشتى است كه هنوز اصلا بطريق علمى ودرستى ثابت نشده كه يك پيامبرميباشد وحداكثريك فيلسوف مثل بقيهء متفكران وفلاسفه ميباشد كه آمده اند ورفته اند وبشريت هيچ مسئوليتى دينى دربرابرآنها احساس نميكند وخود او نيزهرگزچنين ادعايى نكرده كه مسئول رساندن پيام خداوند به همهء بشرميباشد، وهموطنان محترم زرتشتى ما نيز شايد ازدست اين شيادان سياست بازكه خود اصلا زرتشتى نبوده ولى دوآتشه سنگ آنرا براى فريب ملت بسينه ميزنند همانقدر به تنگ آمده باشند كه بسيارى ازمسلمانان راستين ازدست ولايت بازان عوام فريب حاكم بركشور،
ولى آنچه كه برهرهيچ عاقلى پوشيده نيست اينكه عدم عفت زبان وبلكه بسيار مسستهجن ولجن پراكنى ها واكاذيب وتحريف وبازى با قرآن وزعم برترى قومى وملى وفرهنگى وماليخولاياى سباب وشتائم وناسزاهاى اين منادى آيين ريشه اى همانست كه دقيقا حدود پانصد سال است كه بعدازصفويه لباس اسلام وتشيع وولايت پوشيده ودقيقا همانست كه از حسينيه ها وتكايا وروضه هاى خود آخونديسم سربلند كرده است، آيا اين حزب الله وسربازان گمنام امام زمان مزعوم همان آيين ريشه اى كرتير وموبد موبدان زرتشتى قديم نيست كه درلباس خمينى وخلخالى وخامنئى سردرآوده است،
والا چه فرقى بين روضهء ملاحسنى ونوشته هاى شريعتمدارى وامثال اينها و وزوزهء فولادوند وفحاشيهايش وجود دارد؟ نه اينست كه آيين ريشه اى ايشان با ولايت اهل ولايت يك منطق ويك اسلوب ويك منهج ويك هدف دارد، بگذريم ازميدان فكروانديشه كه متفكرعظيمى چون دكترمولانا اقبال لاهورى شاعرومتفكر عظيم هند واسلام ميگويد: ثنويت زرتشتى گرى درايران ازخلال فلسفهء ملا صدرا سردرآورد، كه البته اين سخن شيعيگرى فقط از زرتشيگرى باشد نياز به شرح بيشترى دارد چون هم اصول وباروهاى مسيحى ومخصوصا يهودى وزرتشتى درتشيع بعد ازتغييروتحولش بوفور يافت ميشود، وتنها چيزى كه درآن بسيار كمرنگ است توحيد راستين وخدا پرستى درست اسلامى ميباشد،
ليكن سخن ما درباءه شيادان سياست بازى است كه بجاى بررسى مذهبى كه خود براى ويرانى اسلام درست شده وتجربهء فعلى كشور بعد ازانقلاب هم درست مثل عهد صفوى همين سخن مارا تصديق ميكند دورباطلى پيموده وبجاى تشخيص درست ومعالجه مشكلات وبحرانهاى حقيقى فكرى وعقيدتى وسياسى جامعه، ، باقدرت سب وشتم وناسزا وبا زورميكرفن –نه بحث علمى- وپول تلوزيون وباد به غبغب انداختن وكلت نشان دادن مضحك درتلوزيون مثل بچه ديوانه ها، خود اسلام وقرآن وايمان همهء مسلمين جهان را به فحاشى گرفته اند تا درواقع كمكى غيرمستقيم براى آخوندهاى شيادى باشند تا آنهارا درداخل كشورحاميان راستين اسلام نشان داده كه حافظ دين وايمان ملت ميباشند، واين همان اكسيرى است كه نائبان امام موهوم بدنبال آن هستند وبراى اين كاروبدست آوردن اين جايگاه سياسى اگرنه يك يا ده تلوزيون درخارج بزنند بلكه صدها مليون هم خرج كنند كم ميباشد، چون ماهيت وجودى وسياسى ودينى وتاريخى شان براين زعم واهى ميباشد كه جناب بروفسورديپلمه-بقول آقاى مشيرى-! برايشان دودستى تقديم ميدارد،

ولى آيا شخصى كه قرآن دريك كانال جهانى تفسيرميكند نبايد حداقل روخوانى آنرا بداند؟
مگر اينكه هدف عوامفريبى مثل خود رژيم وماهى گرفتن ازآب گل آلود باشد، اينجانب كه براى رفع خستگى وترويح نفس گاهى به اين شخص دقائقى گوش نموده واصلا نميتوانم از خنده باز ايستم اينبار سعى كردم كه در تاريخ 28/12/2004 از ساعت 11.15 شب بمدت حدود 45 دقيقه به اوگوش داده وبسيار شگفت است كه شخصى كه امام ابن جرير طبرى مفسر ومورخ را كه امام المفسرين وامام المورخين ميباشد را بزعم خودش انگشت خود نشمرده وبه جيب خود ميگذارد!
آيا معقول است كه دريك جلسهء كمتر ازيكساعت بيتشر از 24 استباه روخوانى داشته باشد؟ آيا كسى كه نتواند قرآن را ازرو بخواند آيا ميتواند آنرا بفهمد؟ اصلا در اينجا اشتباهات تجويدى قارئان مورد استشهادم نميباشد بلكه فقط اغلاط فاحش روخوانى كه جاى كسره را فتحه وفتحه را ضمه وضمه را كسره بخواند، كه اين دليل سواد اين پروفسورى است كه بنا بقول آقاى مشيرى درتلوزيون لحظه ديپلم هم ندارد،والبته خودش ادعاهاى ديگرى ميكند، ليكن سواد فقط به مدرك نيست، ولى بى مدركى هم دليل سواد نميشود!
اينجانب دراينجا درصدد بررسى معانى وتحريف هاى تاريخى ودينى وقرآنى اين جناب ايدئولگ آيين ريشه اى نيستم كه جاى خود دارد، وبدون اينكه اورا تحقير كنم ميشود در صورت داشتن اخلاق وخوى انسانى وعفت لسان داشتن واقلاسواد خواندن كتابى كه مورد نقد قرار ميدهد... كه شرط هرمتكلمى است ميشود درشرايط سالم ومساوى همه چيزرا بررسى نمود، ليكن دراينجا فقط اشتباهات روخوانى اين علامهء مزعوم را كه درتاريخ از خود بهترى را سراغ ندارد ذكر ميكنم، اگرچه ميدانم جوابش همان فحاشى ها و پارس زدن هاى هميشگى او ميباشد كه شنيدن آنها باعث شرمندگى ميباشد تا چه رسد به گفتن آنها :

واين اشتباهات روخوانى او از قرآن كريم عبارتند از:

1-سورهء آل عمران آيهء 85 –البته او از قرآن چا پ ايران ميخوانْد كه با شمردن بسم الله جزو هر سوره اى ميشود آيه 86- او خواند: من يبتغْ-با جزم غين – درصورتيكه درست آن چنانكه در قرآن كريم وجود داشته ومشكّل - - ميباشد، يبتغِ با كسر غين ميباشد،
2- او درهمين آيه(غيرِ) را با كسرغيرخوانْد: كه درستش با فتح راء يعنى (غيرَ)ميباشد
3-باز درهمين آيه ميخواند: (فلن يقبلْ) با جزم -ل- درصورتيكه درستش (يقبلُ) باضم –ل- ميباشد،
البته اهل فن نه كسى كه درزبان عربى مثل بنده باشد ميداند كه اين حركات درآخرجمله يا فعل يا حرف معنى سخن را كلا عوض ميكند تاحدى كه معنى ازكفر به اسلام وبرعكس تبديل ميشود، كه ما الان درصدد شرح اين موضوع نيستيم ولى بايد دانست كه زبان عربى را به خاطر اعراب-يعنى اظهار- آخركلمات وجملات كه آنرا بزبان ميآورند عربى ناميده شده است، وقتى كه كسى نداند قرآن را آنهم از روخوانى كه حركاتش برآن ميباشد، بخواند ودريك آيه سه اشتباه فاحش داشته باشد چنين كسى ميتواند ادعا كند كه متخصص در تاريخ وادبيات عرب وقرآن ميباشد ، - كه بدروغ البته اورا تازى نامه ميخواند- زهى غروروبلاهت- واصل آيه هم اينست:
)وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْأِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ) (آل عمران:85)

4-)... فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا ... وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ) (الروم:30)
كه كلمهء فطرت را فترت خواند كه عذريك عامى غيرعرب را ميشود دراينمورد فهميد، ليكن مدعى تخصص درادبيات عرب وتاريخ وقرآن بايد بين تاء وطاء فرق قائل شود، ليكن بازچون ايشان زبانش به عربى عامى كوچه بازارى است نه فصيح كتابى بازهم روى اين نقطه نبايد خيلى اهميت داد ولى وقتيكه كلمهء (اكثر) را باكسر راء بخواند بسيار مضحك ميباشد چون هم آيه درمقابلش كسره نداشته، وهم لكن حرف جر نيست!

آيا كسى كه فرق بين حرف جر ونصب وجزم را ندانسته ومنصوب را مكسور ومكسوررا مضموم و... نمايد كه همه اينها براى كسى كه بفهمد، ميداند كه همهء معنى راعوض ميكند و چنين اشتباهات فاحش از روخوانى قرآن دليل فقر وبيسودادى شخص درموردى ميباشد كه مدعى است متخصص قرآن ميباشد،

ووقتى كه مردم ازاوبخاطرمجهول بودنش تقاضاى اظهارمدرك تحصيلى ميكنند فحششان داده وشاهدانى درپشت تلفن ميآورد كه بسيارممكن است همه از اين هنر پيشه ورشكسته دروغ هم باشد، چون دم گربه را كه نميشود دراين آشفته بازار بعنوان شاهدش قبول كرد، البته اگر اشتباهات واغلاط بسيار ابتدائى وبسيارمكرر او درروخوانى قرآن ويا كتب تاريخ نميبود چنين سؤالى مهم جلوه نميكرد، ليكن متأسفانه هر بخشى از مردم كشوررا هركسى بنوعى فريب ميدهد، يكى بخش خرافى ملت را بنام مرجعيت وتشيع اهل بيت واسلام راستين چنانكه خمينى وشيادانش نمودند، وديگرى بخش بيدين وبى ايمان مخصوصا اسلام ستيزرا بنام آيين ريشه اى وزرتشت وديگرى با تظاهربه عرب ستيزى و...
هركسى بنوعى يك بازى درآورده واكثريت خاموش دراينمورد شايد همه را طرد نموده وراه خودرا مى پيمايد، چون ميدانند كه براى بسيارى از اينها نه اينست ونه آنست بلكه حيلهء نانست! واگر زمانى آخوندهاى شيعه خمس ميگرفتند تا با تشيع تجارت كنند الان بسيارى ازتلوزيونها همان كاررا بنحو ديگرى بنام مبارزه وآزادى وطن انجام ميدهند!
5- (َرَسُولَهُ) با كسر-ل- خوانده كه ميشود (رسولِه) وهمهء معنى درنزد كسانى فرق بين فعل وفاعل ومفعول به را ميدانند عوض ميشود، اما دربازار عوامفريبى هرشيادى كدخدائى است
6- (أَرْجُلُهُمْ) را با كسر-ل- خواند، آنجا كه بايد -ل-رسوله را مضموم بخواند مكسورميخواند واينجا كه –ل- أَرْجُلُهُمْ رامضموم بايد بخواند مكسور خواند چون ميداند كه اكثر شنوندگانش مثل خودش، چنان سطحى و دهن بين وامراض واغراض برآنها مسلط شده كه اورا كدخداى ده- تلوزيون- خودگرفته اند وبرايشان فحاشى هايش كه اسمش را مبارزه نهاده اند مهمترازدانش ميباشد، البته اين تحليل اخير،بنابراين فرضيه ميباشد كه كاسه اى زيرنيم كاسه نبوده، وافشا گرى هاى آقاى ذاكرى درمورد اودرست نباشد،
اما اينكه دست ها وپاها را به خاطر افعال جمع واداة موصوله جمع كه به دو دست و پا ترجمه كرد هم كاملا اشتباه بود وترجمه به معنى نمود نه لفظ، ليكن ازآنجا كه مادر صدد بررسى افكار ماليخوليائى او نيستيم كه چگونه مثل شيطان حق را با باطل آميخته تا تادست به تحريف وتزوير بزند، البته حقائق قرآنى والهى چنان ارزشمند است كه با امراض واغراض نميشود بسراغ آنها رفت، وخود آيه هم اينست:
)إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَاداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ) (المائدة:33)



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




7- بقره 30- اشتباها (من يفسدْ)ْ با جزم دال خواند كه بسيار مضحك است ودرستش (مَنْ يُفْسِدُ) با ضم –د- ميباشد، (...قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا..)
8-بقره33-اشتباها(غيبِ السموات) با كسر- ب- خواند كه درستش فتح باء است كه ميشود
).. قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ..) (البقرة:33)
9-اشتباها خواند(اسجدو الآدم) كه درستش ميشود(اسْجُدُوا لِآدَمَ) كه معنى دو حالت كاملا متفاوت واز كجا تاكجا ميباشد، اصلا آدم را الآدم خواندن چنان مسخره است كه عاقلان دانند وآيه هم اينست :
)وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ) (البقرة:34)
10 -(البقرة:35) -اشتباها خواند (فتكون من الظالمين) كه ترجمهء آن ميشود پس تو از ظالمان خوهى شد، ليكن صحيح آيهء شريفه اينست (فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ) پس شما دو نفر،از ظالمان خواهى شد، وآيه هم اينست: )وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلا مِنْهَا رَغَداً حَيْثُ شِئْتُمَا وَلا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ)
11- بقره36: اشتباها بعضكم لبعض عدوٍ خواند با كسرواو درعدو، ودرستش با دوضم واو-يعنى منون- ميباشد يعني (عَدُوٌّ ) ودوباراين اشتباه را تكرار كرد، تا نشان دهد كه واقعا متخصص قرآن است! البته ميدانم كه بعضى از خوانندگان محترم كه به اين امورتوجهى ندارند شايد بوسيلهء نوشتن متوجه موضوع نشوند چون اداء اين كلمات را شفاها بايد درست كرد
12-بقره 37 اشتباه خواند من ربه كه اينطورى نوشته شده ليكن (مرّبه) خوانده ميشود يعنى نون در راء ادغام ميشود، وخواندن آن با اظهار –ن-كاملا از يك بچه ابتدائى هم اشتباه است اما ازمتخصص قرآن كه دست طبرى را از پشت بسته ولى درتلوزيون دليل ومنطقش همان كلت الوات ها ميباشد چه انتظارى بايد داشت،
13-بقره 38 اشتباها خواند:هدا كه درستش هداىَ با فتح ياء ميباشد كه كاملا درمعنى تأثير دارد كه قطعا كه پروفسوردوران ومتخصص مزعوم قرآن فرق اين مطلب را نميداند والا به چنين روخوانى مضحكى گرفتار نميشد،
14-بقره39 اشتباها خواند أولئك أصحابِ الناربا كسر باء در صورتى كه درستش با ضم باء ميباشد يعنى
)وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ) (البقرة:39)
15-آل عمران 116 –أموالِهم- رااشتباها باكسر (ل) خواند كه درستش (أموالُهم) با ضم- ل- ميباشد،
16- = = أصحابِ النار اشتباها با كسر ب خواند كه درستش أصحابُ با ضم ب ميباشد
17- اشتباها كلمهء (أكثرِ) خواند با كسر راء كه سخت مضحك است وهيچ بيسواد عرب هم چنين نميخواند ودرستش با فتح راء در اكثر ميباشد كه بعد از لكن قرار دارد، (وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ) (لأعراف:187)
18-در آيهء 30 بقره (من يفسدْ) دال را مجزوم –با سكون- خواند كه بسيار مضحك وكودكانه است ودرستش با ضم دال ميباشد ).. مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا..) (البقرة:30)
19-آل عمران 151 دوبار اشتباه خواند(بما أُشركوا) برمبناى مجهول يعنى با ضم همزه- أ- كه سخت اشتباهى كودكانه ميباشد از مدعى تخصص در قرآن وادبيات عرب وتاريخ كه دوبار هم تكرار كرد، ودرستش با نصب أ (يعنى برفتح آن) ميباشد (بِمَا أَشْرَكُوا) ودوبار اين اشتباه را تكرار نمود
20- دوباره (من يفسدُ) را با سكون دال اشتباه خواند!
21- اشتباها خواند( سنلقي في قلوبهم الذين كفروا)!! ودرست آن )سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا) ميباشد، كه اين اشتباهى بس كودكانه وجاهلانه ميباشد كه نبايد ازمدعى استادى وتخصص ادبيات عرب سرميزد كه صد البته درمحلهء كوران هرموشى كدخدا ومتخصص ومصلح ومبارز ميباشد، واين شيادان فكرى براين توهم هستند كه بافريفتن چند نفرميتوانند با عقل مردم بخندند،

22-باز درهمين آيه (آل عمران 151) اشتباه مضحك ديگرى نموده و(بما شركوا) خواند وقبلا همين آيه را با اشتباه ديگرى خواند كه در شمارهء 19 شرح داديم، ودرستش (بِمَا أَشْرَكُوا) ميباشد،
23- اشتباها خواند(بما نزل به) در صورتى كه درستش (مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ) ميباشد كه اين آيه هارا غالبا اسشتهاد هم ميكند واز روى قرآن خواندن و چنين اشتباهاتى واقعا شرم آور است كه همراه با ادعاهاى عريض وطويل علم وتحقيق و.. مگر يك تاويل منطقى ميشود برايش پيدا كرد وآنهم عوامفريبى وبه ريش مردم وعقل آنها خنديدن باشد كه كلت نشان دادن بمردم برروى تلوزيون را واقعا يا جنون وبلاهت بايد شمرد ويا همينكه عرض كردم،
ولى نه اينست كه شيخ مدرسه گفت به حمارش هركه ميشود خر ميشوند سوارش
مگر ايشان از آخوندهاى شيعه امثال ملاحسنى ها چه كم دارد كه آنها با روضهء خود برخر مراد سوار شده وخمس بگيرند وايشان با زوزهء خود نه؟
24-بازهم درهمين آيه خواند (مسوى الظالمين) كه درستش ميشود (مَثْوَى الظَّالِمِينَ) البته اين يكى بخاطر لهجهء غيرعربى پيش كش جناب موبد موبدان ومتخصص زبان عرب وقرآن وتاريخ كه بادلائل پنبه اى غلط اندرغلط وبراهين آبدار ضريب هاى مهمل گوييش چنان بالا ميرود كه انسان تعجب ميكند آيا چنين عقل وهوشى درخورسخن گفتن است؟ لیکن، لله فی خلقه شئون، والجنون فنون، وهمانطور كه مولانا فرموده است:
چون خدا خواهد كه پردهء كس درد ميلش اندر طعنهء پاكان برد
پيش چشمت داشتى شيشهء كبود زآن سبب عالم كبودت مينمود
واين شخص كه اين چنين برقرآن وخدا و پيامبرانش فحاشى ميكند قطعا خداوند رسواى دوجهانش خواهد نمود،
وبقول دوست واستاد آقاى سيد مصطفى طباطبائى:
آفتاب افتاده بر أرض وسما چون كنى با آن نزاع اى بينوا
فتح وپيروزى ازآن مصطفى است وعدهء حق است از سوى خدا

كتب الله لأغلبن انا ورسلي إن الله قوي عزيز مجادلة21 ترجمه: خدا نوشته است كه همانا من وفرستادگانم پيروزميشويم، آرى خدا نيرومند وشكست ناپذير است

البته بايد همينجا ازآقاى مشيرى تشكرنمود كه با جرئت تمام مچ اين فحاش مستهجن و لجن پراكن را بازكرده ودشمنى مشتى اوباش بى سروته زبون وترسورا بجان خريده است كه بجاى منطق كلماتى بكار ميبرد كه در هيچ زباله دانى يافت نميشود، وبنده با اختلاف انديشه هايى زيادى كه بابعضى ازافكارايشان درمورد دين ومخصوصا اسلام دارم وباوجوديكه ايشان مرا ازتماس بابرنامه هايش ماهها قبل ازاينكهNITV راترك كند بخاطر مخالفتهايم با بعضى از نقطه نظرهايشان درباره اسلام كه مؤدبانه مخالفت وبحث صريح مينموديم علنا ممنوع نمود، ولى اين شجاعت ودليرى و جوانمردى وعدم سكوت ايشان رادرمقابل اين فرد موهن وفحاش ستوده ودرچند كانال تلوزيونى هم اعلام كرده ام ، وبدون ترديد حق بسى بالاتر وبا ارج ترازمسائل شخصى است، وجالب اينجاست كه آقاى مشيرى كه خدا ورا ببخشد، هم درآنموقع تلويحا نه تصريحا اظهار شك مينمود كه بنده شايد –بنا بزعم ايشان درآن حالت عصبى ودرتلوزيون ودرمقابل مردم- مرتبط با سعودى ها باشم، كه اين اتهام ازمردى فاضل ومؤدب كه همانطوركه بارها درتلوزيونها اعلام كرده ام اصلا قابل مقايسه با حقيرانى همسطح رشدى مثل انصارى وفولادوند قابل مقايسه نيست، ولهذا ازايشان اصلا قابل انتظارنبود،وباوجوديكه من درهمانوقت فورا برايش اميل فرستاده وبرايش شرح دادم كه چگونه درسال 1979 درسعودى زندانى وازآنجا تبعيد وتاكنون حق اقامه درآنجارا ندارم وايشان هم قراربود كه چندماه قبل كه اين مسئله رخ داد،درجلسهء بعد اشتباهش را تصحيح كند كه متأسفانه نكرد وارتباط من با ايشان هم بخاطرمنع علنى ايشان ماهها قبل قطع شد،
ولى هدفم ازنقل اين موضوع چيزديگرى است وآن اينكه اين شخص موسوم به فولادوند استاد ومتخصص افتراء واهانت ولجن پراكنى كه درma tv نشسته، بعدازاينكه دربعضى ازتلوزيونها شنيده كه اينجانب اشتباهات روخوانى ايشان را خاطر نشان شده ام، طبق روال معمولى وهميشگى خودش دست به افتراهاى متعدد زده كه اين تخم ترك بن لادن ونوكرسعودى،و... ومضحكات متعدد، ولى چطوراين دوتنافض بين دو دشمن خونى باهم (يعنى بن لادن ونوكرى سعودى) قابل جمع ميباشد، مگردريك ذهن پريشان ماليخوليائى، كه واقعا مضحك است، ومضحك ترودردناكترازهمهء اينها اينكه حتى تهمت خود رژيم ازاول انقلاب تا اينكه ارتباطش با سعودى ماه عسل شد هم برعليه دعوتگران وعلماء اهل سنت كه باساز رژيم منافق وفرقه گراى جور وجنايت نرقصيده ودين خودرا به دنياى آنها نميفروختند دقيقا همين اتهام وهابيت وارتباط با سعودى بود كه سالها تهمت وهابيت حكم اعدام داشت، وبسيارى از علماء اهل سنت بدين تهمت واهى اعدام شده اند كه در سايت ذيل ميشود مفصل تر از آنها خواند
http://www.isl.org.uk/farsi/index.php
الان اين استاد افتراء وبى خبرازهمه جا گفته كه اين مشيرى است كه يك ملاى سنى را علم كرده!! حقيتا الجنون فنون، وبه تلوزيونها اخطار داده است كه چرا به يك سنى !اجازه ميدهند روى كانال آنها حرف بزند!! البته بنده هم ميدانم كه جواب جاهلان خاموشى است، ولى اين خاموشى وقتى است كه سخن آن جاهل علنى ودروسائل ارتباط جمعى نباشد، والا كسى كه درمقابل ياوه ها واباطيل سكوت اختيارنموده وكنج سلامتى گزيند هم چنانكه درحديث شريف نبوى است مثل يك شيطان گنگ ميباشد،وهم چنين اين سخن بسيار مسئوليت آورنبوى اينست كه ميفرمايد:
قبل ازقيامت سالهاى پرنيرنگى خواهد آمد، كه درآن سالها، دروغگو تصديق وراستگو تكذيب وخائن مورد اعتماد وامانت دارمورد سوء ظن وخيانت قرارميگيرد، ودرآن سالها افراد ناچيزوحقيردرمورد سرنوشت جامعه سخن گفته ومدعى رهبرى آن ميشوند، شيخ آلبانى محدث عصرما اين حديث را درسلسلهء احاديث صحيح خود بشمارهء 1887 صحيح ميداند،

دكتر عبدالرحيم ملازاده
[email protected]
-------------------

1- كرتيرمأمور كشتار غيرزرتشتيان درايران ساسانى بود واين عهد مخصوصا صد سال اول آن يكى ازدوران بزرگترين جنايت هاى مذهبى تاريخ زرتشتى وجهان است، كرستن سن بسيارى از اين جنايت هاى متعصبانه موبدان را كه سلف روحانيت حاكم ميباشند در ص336 كتاب ايران درزمان ساسانيان شرح ميدهد

2- چون بنده مستقيما دليلى مادى براى اين ظن ندارم ونبايد هم هركسى را كه هر صداى مخالفى برداشت به رژيم مرتبط دانست مگر با دليل ومنطق ولى نبايد هم خوش باور بوده وزيرزبان وحلال سطوررا ناديده گرفت

3- شكل داريعنى اشكال فتحه وضمه وكسره و..برالفاظ آن ميباشد





















Copyright: gooya.com 2016