۳۲ مدرسه خاص اقليت هاى دينى در تهران داير است و تنها سه مدير غير مسلمان، شيوا زرآبادى، شرق
20 مدرسه ارامنه در تهران داراى تنها يك مدير و ۸ معاون ارمنى هستند و مابقى ارامنه را مديران مسلمان سرپرستى مى كنند. ۶ مدرسه زرتشتيان در تهران تنها ۲ مدير زرتشتى دارند و مديريت چهار مدرسه خاص كليميان در يازده مقطع تحصيلى و دو مجتمع آشوريان در تهران به عهده مديران كليمى و آشورى نيست، بنابراين ۳۲ مدرسه خاص اقليت هاى مذهبى در تهران را غير از مراكز پيش دبستانى تنها سه مدير غير مسلمان مديريت مى كنند.
اين در حالى است كه پس از سال ها مذاكره، معاونت مدرسه و شغل ناظمى در برخى مدارس خاص اقليت ها به خود اقليت ها واگذار شده است. اين ايجاد حداقل فرصت در ششصد و نود و يكمين جلسه شوراى عالى آموزش و پرورش و در تاريخ ۱۱/۶/۸۲ با اضافه شدن تبصره اى به بند ۱ ماده يكم شرايط احراز مديريت مدارس مهيا شده است. تا پيش از اين و از سال ۶۲ زمان نخست وزيرى مير حسين موسوى طبق بند اول ماده يكم اعتقاد به اسلام، التزام عملى به احكام اسلامى و ولايت فقيه و قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران اولين شرط احراز مديريت مدارس بود و از سال ۸۲ تبصره ذيل بند ۱ شرايط عمومى به اين مضمون اضافه شد: «در مورد مدير مدارس اقليت هاى دينى التزام به قانون اساسى كافى است.» بنابراين مطابق اين بخشنامه مانعى در انتخاب مديران اقليت براى پست مديريت مدارس وجود ندارد و طبق قانون جديد انتخاب مديران مدارس توسط راى معلمان مدرسه، آنان نيز مى توانند چنانچه انتخاب شوند، مديريت مدرسه را به عهده بگيرند. اين اتفاقى است كه با «خاص شدن» اكثر مدارس اقليت ها يعنى مدارسى كه تنها دانش آموزان اقليت در آنها درس مى خوانند، از سال ۶۴ به ندرت افتاده است. و امروز در مجموع ۵۰ باب مدرسه فعال اقليت هاى مذهبى در كشور كمتر از انگشتان يك دست يعنى ۳ مدير در تهران و ۲ مدير در اروميه شرايط احراز مديريت را دارا بوده اند.
دبيرستان فيروز بهرام از سال ۱۳۱۱ حدود ۷۱ سال پيش فعاليت آموزشى خود را شروع كرده است. اين دبيرستان تا سال ۱۳۵۵ زير نظر انجمن زرتشتيان تهران بود و به صورت ملى آن زمان و غير انتفاعى امروزى اداره مى شد. ملك مدرسه متعلق به زرتشتيان است و در وقف نامه آن نوشته شده است كه تمام فرزندان ايران مى توانند در اين مدرسه درس بخوانند. بانى اين مدرسه «بهرام بوكاجى» بود كه در جنگ جهانى اول پسرش را از دست مى دهد و مدرسه را به نام فرزند ناكامش فيروز بهرام نامگذارى مى كند.
خداداد راسخى خرمى كه از سال تحصيلى ۸۲-۸۱ مديريت دبيرستان پسرانه فيروز بهرام را به عهده گرفته است و ۲۸ سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش دارد درباره تاريخچه مدرسه مى گويد:« پس از سال ۵۵ كه تمام مدارس ملى به دولت و آموزش و پرورش واگذار شدند تا سال ۶۴ تمام ايرانيان چه مسلمان، چه زرتشتى، چه كليمى و چه آشورى در اين مدرسه تحصيل مى كردند، از سال ۶۴ اين مدرسه خاص يعنى مخصوص اقليت ها شد. از ابتدا اين مدرسه هم مديران زرتشتى و هم مديران مسلمان داشتند، در سال ۵۷ مدير آن زرتشتى بوده و بعد يك دوره مسلمان و بعد هم من مدير مدرسه شدم.»
وى در مورد اينكه آيا «خاص شدن» مدارس اقليت ها خواست خود اقليت ها هم هست مى گويد: «نظرات متفاوت است عده اى اين خواست را دارند به اين علت كه اقليت هاى مذهبى مشكل خواندن درس دينى دارند. اگر مدارس خاصى باشند در ساعات درسى آن درس دينى مى خوانند. اما آنها در مدارس عمومى درس مى خوانند بايد روز هاى ديگرى غير از روز هاى درس بچه هاى مسلمان درس دينى بخوانند. خوشبختانه از امسال زرتشتيان دينى را در مدرسه خود مى خوانند. در اين مدرسه دانش آموزان ارامنه زيادى درس مى خوانند و شوراى خليفه گرى ارامنه به ما وعده داده است كه معلم دينى ارامنه را هم به اين مدرسه بفرستد كه امكان تدريس دينى اقليت ها در طول هفته فراهم شود.»
راسخى درباره علت نبود مديران اقليت ها در پست مديريت مدارس اقليت ها مى گويد: «مديريت مدارس شرايط خاصى دارد كه شايد تا به حال در افراد زرتشتى وجود نداشته است. الان ما معلمين با سابقه ۲۰ سال به بالا داريم كه بعضى از آنها به علت مسئوليت سنگين مديريت مدرسه و مشكلات معيشتى مديران پست مديريت مدرسه را قبول نمى كنند.»
• با جزيره شدن مخالفيم
گئورگ وارطان نماينده ارامنه تهران و شمال در مجلس هفتم درباره خاص بودن مدارس اقليت ارامنه و تاريخچه آن مى گويد: «تمام مدارس ارامنه جزء مدارس خاص هستند و از اقليت هاى ديگر هم در آنها وجود ندارد. اوايل انقلاب تمام مدارس اقليت ارمنى تعطيل شد و ارامنه با آموزش و پرورش وقت بر سر نحوه تدريس زبان ارمنى اختلاف داشتند. آموزش و پرورش وقت توقع داشت كه ما كلاس هاى دينى خود را هم به زبان فارسى برگزار كنيم كه به اين علت مدارس تعطيل شد. بعد يك سرى توافقاتى صورت گرفت و پس از باز شدن مدارس، ارامنه توانستند دين را به زبان ارمنى بخوانند. تنها يك كتاب به زبان فارسى به نام تعاليم دينى مختص اقليت هاى مذهبى وجود دارد كه تدريس مى شود. پس از بازگشايى مجدد مدارس ارامنه مديران ارمنى كنار گذاشته شدند و مديران مسلمان، مديريت مدارس خاص ارامنه را به عهده گرفتند.»
اين در حالى است كه تا سال ۸۲ استخدام رسمى از معلمان اقليت هاى مذهبى صورت نمى گرفت و از سال ۸۲ اولين استخدام رسمى معلمان اقليت هاى مذهبى بعد از انقلاب اسلامى صورت گرفت و سهميه ۲۰۰ نفرى براى استخدام معلمان رسمى كل اقليت ها در نظر گرفته شد. از اين تعداد ۷۰ نفر به ارامنه اختصاص داشت كه پس از انجام آزمون ۳۰ نفر پذيرفته شده و استخدام رسمى شدند. به همين ترتيب از اين ۲۰۰ نفر، ۲۵ نفر براى كليميان كه ۸ نفر پذيرفته شدند، ۱۰ نفر براى آشوريان كه ۶ نفر قبول شدند و ۱۵ نفر از معلمان زرتشتى تهران پذيرفته و استخدام شدند.
در همين رابطه وارطان با اشاره به سابقه تدريس در شرايط احراز مديريت مى گويد: «از آنجايى كه ما سال ها استخدام رسمى از معلمان نداشتيم نتيجتاً نمى توانيم كسى را پيدا كنيم كه شرايط احراز مديريت را داشته باشد. ما حتى براى پست معاون مدير هم كه شرايط خاصى را مثل استخدام رسمى كشور دارد با مشكلات فراوانى روبه رو هستيم. از سوى ديگر استخدام هاى رسمى ما در حد بازنشستگى هستند و اكثر معلمان ارمنى به صورت حق التدريس بودند و شوراى خليفه گرى حقوق آنها را پرداخت مى كرد.»
وى مى افزايد: «مديران كنونى دلسوز و شريف هستند اما آن فضاى آموزشى كه منطبق با فرهنگ ارمنى بايد ايجاد شود، وجود ندارد. فرهنگ ارمنى و ايرانى هر چند نزديك اما با فرهنگ ايرانى متفاوت است. من با جزيره شدن موافق نيستم اما يك بديهيات و الزاماتى است كه ما را وادار مى كند براى بروز آن هويت ملى در جوانان ارمنى امكاناتى در اختيار داشته باشيم و در واقع اين حقى است كه در قانون اساسى هم براى ما در نظر گرفته شد. حق اين كه بتوانيم زبان بومى و دينى و هويت خود را حفظ كنيم. ما احساس نمى كنيم يك سرى حقوق جداگانه داريم، ما يك ايرانى هستيم و زمانى هم كه بحث منافع ملى كشور مطرح باشد در صف اول خواهيم بود.»
مارون يشايايى رئيس هيات مديره انجمن كليميان تهران با اشاره به اهميت سنت مدرسه سازى در بين كليميان و عدم ارتباط مدارس كليميان با مسائل سياسى مى گويد: «در حال حاضر در تهران و در شهرستان هاى كشور متجاوز از ۵۶ ملك كه كاربرى مدرسه داشته و دارند وجود دارد كه در حال حاضر در اختيار آموزش و پرورش است. در مدارس كليميان هميشه هم دانش آموز مسلمان و هم معلم مسلمان و هم مدير مسلمان وجود داشته و اين نكته پتانسيل قابل تحسينى در تعامل و همفكرى فرهنگ ايرانى و فرهنگ كليمى است.
شايد بتوان يكى از دلايل آن را در زبان كليميان ايران جست وجو كرد. زبان كليميان از ديرباز زبان فارسى سوربات و به روايتى كليميان، حمالان انتقال زبان درى بوده اند. بنابراين كودكان كليمى و مسلمان جدايى زبانى ندارند. بنابراين ما مشكل زبانى نداريم مسئله مهم براى ما حفظ هويت دينى براى دانش آموزانمان است. در حال حاضر به علت كمبود دانش آموز و پراكندگى جمعيت كليمى در سطح شهر برخى از مدارس ما تعطيل شده است.»
يشايايى درباره علت عدم وجود مديران كليمى در مدارس كليميان مى گويد: «علت اصلى آن عدم استخدام رسمى از معلمان كليمى در چند سال اخير بوده است. ما در طول اين سال ها ترجيح مى داديم كه مديرانمان مسلمان باشند و علت آن ارتباطات مديرمسلمان با بيرون بوده است. در حال حاضر در مدارس ما يك مدير مسلمان از آموزش و پرورش و يك مدير از طرف انجمن كليميان مديريت مدارس خاص كليميان را به عهده دارند. مدير كليمى بخش امور دينى را مديريت مى كند و معلمان و مديران كليمى حقوق خود را از انجمن دريافت مى كنند.»
در حال حاضر ۱۵۰۰ دختر و پسر كليمى در مدارس خاص كليميان و در كلاس هايى با تعداد ۵ تا ۷ دانش آموز وجود دارند و ۲۵۰۰ دانش آموز كليمى ديگر نيز در مدارس عمومى مشغول به تحصيل هستند.
وى به تعبير خاص بودن از نظر انجمن اشاره مى كند و مى گويد: «نگاه ما اين است كه خاص بودن به معنى ترك نظام آموزش دينى كليميان نباشد. در حال حاضر انجمن كليميان حق نمره دادن به بچه ها را دارد كه اين مزيت مهمى است. ما فكر مى كنيم هر واجد شرايطى بايد بتواند مدير شود ما نبايد به اين تفكر ارتجاعى برگرديم كه حتماً مديران ما بايد كليمى باشند همان طور كه اين تفكر ارتجاعى است كه حتماً بايد مدير مسلمان باشد. ما اگر مدير واجد شرايط داشتيم مى گذاشتيم. مديريت مدرسه يك علم و كارى تخصصى است.»
آلبرت كوچويى، رئيس انجمن آشوريان تهران نيز در مورد شرايط مديريت مدارس آشورى مى گويد: «دو مجتمع آموزش آشوريان در تهران، مجتمع حضرت مريم (دخترانه) و بهنام (پسرانه) از ابتداى انقلاب تاكنون مديران مسلمان دارند. اما در مدرسه ما در اروميه مدير آشورى داريم. مديريت براى ما آنچنان مطرح نيست، براى ما معاونت مدير مهم است كه پس از سال ها بالاخره در دو مجتمع ما ناظم آشورى نيز به كار گرفته شده است.» كوچويى در پاسخ به اين سئوال كه آيا خواهان اين هستند كه مديران آشورى نيز مديريت كنند مى گويد: «واقعيت اين است كه در حال حاضر انجمن چنين تفكرى را ندارد ما فكر مى كنيم توانايى ها و شايستگى هاى فرد است كه او را براى احراز مديريت مدرسه برجسته مى كند. ما در حال حاضر حتى براى شغل ناظمى هم به دشوارى توانستيم فرد پيدا كنيم چون بيشتر معلمان ما بازنشسته شده اند و استخدام رسمى هم نداشتيم.»
وى تاكيد مى كند: «ما اصرار داريم كه دانش آموزان مسلمان و آشورى در كنار هم درس بخوانند چون بچه ها با مراوده با يكديگر با روحيه هم بيشتر آشنا مى شوند و هنگام ورود به جامعه دچار دوگانگى نمى شوند و آن تضادى كه به علت وجود در محيط بسته آشوريان ايجاد مى شود به وجود نخواهد آمد.»