سه شنبه 6 بهمن 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

چرا زلزلهء تسونامى؟ ابتلاء يا عبرت؟ نگرشى اسلامى به زلزله، مولانا ملازاده

بسم الله الرحمن الرحيم

خوانندهء محترم اين مقاله درصورت اتمام آن، اگربه ما منت گذاشته ولودريك سطريا يك جمله برداشت موافق يا مخالف خود را برايمان با اميل [email protected] ارسال بفرمائيد، مارا غرق سرور خواهيد نمود

---------------
1-آب ودريا آيه اى از آيات خداوند،از نعمت تا نقمت، 2-باخبر شدن حيوانات از زلزله قبل از انسان!3-انسان سبب فساد زمين 4-همه زلزله زدگان گناهكار نيستند 5- پيام ها وعبرت هاى اين زلزله به مومنان ومنكران ونجات يافتگان 6- كليد فهم اين حوادث دركيفيت نگرش به آيات الهى درطبيعت ميباشد7-تفاوت مؤمن وملحد درفهم دلالت هاى حوادث طبيعى مثل زلزله 8-پيام اين زلزله به بشريت 9-پيام زلزله به همهء جهان
---------------

1-آب ودريا آيه اى ازآيات خداوند از نعمت تا نقمت

آيه يعنى نشانى، وهرآن چه دراين خلقت وجود دارد درنزد انسان تيزبين كه چشم وقلب بينائى دارد، نشانى از خالق آن ميباشد، ليكن بعضى ازاين آيات بارزتر وعبرت آورتر ميباشد،وآيات خداوند بقول امام غزالى دونوع است آيات مقروء -خواندنى- كه دروحى قرآن است وآيات مكنون كه درطبيعت وهستى اطراف ما ميباشد

آب نعمت عظيمى است، وخداوند راجع به آن درآخرين پيام وتنها كتاب درست آسمانى خود كه دست نخورده دردست بشر مانده وتا قيامت خواهد ماند ميفرمايد:

)أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلا يُؤْمِنُونَ) (الانبياء:30)= آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته [1]بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختيم و هرچيز زنده‏اى را از آب پديد آورديم آيا [بازهم] ايمان نمى‏آورند،

زندگى برروى كرهء زمين به آب وابسته است، ولهذا خداوند درهرثانيه شانزده مليون تُن آب از آسمان به سراسر كرهء خاكى ميفرستد كه همهء اين عوامل را به نظم و قوانين طبيعى وعلل ومعلول هاى متعددى قرار داده است كه جاى بحثش اينجا نيست، آب هفتاد درصد كرهء خاكى وهفتاد درصد وزن انسان را نيز تشكيل ميدهد،[2]

خداوند فرو فرستادن آب ازآسمان وزنده نمودن زمين را دليل ونشانى بروجود خود ذكر نموده است،

)إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ) (البقرة:164)

راستى كه درآفرينش آسمانها و زمين و درپى يكديگر آمدن شب وروز و كشتيهايى كه دردريا روانند با آنچه به مردم سود مى‏رساند و [همچنين] آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاده و با آن زمين را پس از مردنش زنده گردانيده و درآن هرگونه جنبنده‏اى پراكنده كرده و [نيز در] گردانيدن بادها و ابرى كه ميان آسمان و زمين تسخيرشده است براى گروهى كه مى‏انديشند واقعا-آيات- نشانه‏هايى [گويا] وجود دارد

ودهها آيه ونشانى كه آب از نعمت هاى الهى است ليكن همين نعمت چگونه بخواست خالقش به نقمت وعذاب تبديل ميشود؟

جهان در26 آخرين ماه سال ميلادى 2004 كه شايد درهمان شب كريسمس-بنا بقولى- به اندازهء يكسال شراب مصرف ميشود، چشم به حادثه اى گشود كه تقريبا ازسه قرن تاكنون اتفاق نيفتاده بود،وآن زلزلهء تسونامى درآسيا بود، اضرارمادى آن فوق تصور بوده ، وقدرت اين زلزلهء نه ريشترى به اندازهء يك مليون بمب هسته اى بوده است! كه يادآور طوفان زمان نوح –ع- ميباشد

اما امواجى كه ازاين زلزله بسوى خشكى ميرفته است ازاقيانوس آرام بسوى اقيانوس هند باسرعتى نزديك به هزاركيلومتردرساعت بوده كه هزاروششصد كيلومتررا دريك ساعت وخورده اى پيموده وسرعت آن در نزديكى سواحل كاسته و فقط به هفتاد كيلومتررسيده است

گويا امتداد اين امواج دريايى - بنا به حكمتى كه برعقلاء پنهان نيست- كه ازاعماق اقيانوس آرام بسوى اقيانوس هند برخاسته بود، اگراين مسير مستقيما بسوى خشكى ميبود چندين مليون نابود شده بود،واين خود نيزازلطف خداوند است، وارتفاع اين امواج از ده تا چهل متر بوده وقادربه كندن تپه اى سنگى بوزن بيست تُن وحمل آن به مسافت هاى طولانى ميبوده است،ودرقدرت نابودى اين امواج بسيار نوشته شده است،

وميدانيم كه اين سواحل دريايى كه دراين سرزمين ها متضرر شده اززيباترين ونيزازپرفسادترين سواحل جهان بوده است، چرا كه طبيعت درآنجا ساحرانه وجذاب، وهوا درزمستان معتدل وبراى شنا ولختى وعريان شدن مساعد، وهمهء وسائل كام گيرى وبرخوردارى از شهوت هاى مادى كه قوانين آسمانى وبسيارى ازتشريعات بشرى آنهارا منع ميكند درآنجا بوفور يافت شده تا حدى كه تن فروشى زنان وكودكان وزشت ترازآن نيز مصدر وكاروكاسبى سيستماتيك بوسيلهء افراد وشركت ها وباندها شده است، وهتل هاى جهانگردى وجلب سياحان آنجا ازگروه ده ستاره بوده كه مخصوص بزرگترين ثروتمندان جهان است،

خداوند در آيهء مكتوب خود درقرآن ميفرمايد:

)إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالْأَنْعَامُ حَتَّى إِذَا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَاراً فَجَعَلْنَاهَا حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ) (يونس:24)

در حقيقت مثل زندگى دنيا بسان آبى است كه آن را از آسمان فرو ريختيم پس گياه زمين از آنچه مردم و دامها مى‏خورند با آن درآميخت تا آنگاه كه زمين پيرايه خود را برگرفت و آراسته گرديد و اهل آن پنداشتند كه آنان بر آن قدرت دارند شبى يا روزى فرمان [ويرانى] ما آمد و آن را چنان درويده كرديم كه گويى ديروز وجود نداشته است اين گونه نشانه‏ها[ى خود] را براى مردمى كه انديشه مى‏كنند به روشنى بيان مى‏كنيم

وازخسائر بشرى و مادى اين زلزله زياد سخن رفته وتخمينات اوليهء آن غيرازحدود نزديك به سسيصد هزار كشته فقط حدود پنجاه مليارد دولار بوده وتا قبل ازده سال منطقه بحالت اوليهء آن باز نميگردد،

آيا چنين خالق باقدرتى كه : طرفة العينى جهان برهم زند كس نميآرد كه آنجا دم زند

نبايد امرونهيش پذيرفته شود؟ ونبايدبه دنبال محبتش رفت؟نبايد اميد به بهشت ،وترس ازجهنم اوداشت؟ در روايتى هست كه خداوند ميفرمايد: بندگان من اگر مطيعم باشند من حبيب آنها واگر نافرمانيم نمايند من طبيب آنها هستم...[3]

2-باخبر شدن حيوانات از زلزله قبل از انسان!

يكى ازموضوعاتى كه دراين زلزله، عبرت انگيز بوده وجلب توجه ميكند اينست كه بنا به آنچه كه تا دوازده روزبعد ازآغاز زلزله منتشرشده است يك جثهء حيوان برى درمناطقى كه از زلزله متضرر شده ديده نشده است!واين خبر ازراديوئى نقل شده است كه به دقت دراخبارمشهور ميباشد، ودر تأكيد اين خبر، خبر ديگرى است كه ساكنان يكى ازروستاهاى ساحلى كه همگى اززلزله نجات يافته اند اينست كه ديده اند حيوانات قبل از وقوع زلزله وحشت زده ميدويده اند، آنها نيز از حيوانات تقليد نموده وهمگى نجات يافته اند،

تحليل اين موضوع چيست؟ زيست شناسان ميگويند كه اكثر حيوانات داراى حس ششمى هستند –كه خداوند به آنها داده است-كه بحد كافى قبل ازوقوع زلزله آگاه شده، وآنرا حس كرده وبراى نجاتش كافى ميباشد،اين ازنظر فيزيولوژى،

اما ازنظر تحليل ايمانى، چون حيوان مثل انسان مكلف نيست،وهيچ مسئوليت وگناهى دربارهء فساد درزمين ومحيط زيست ندارد،وبا فقرديگران ثروتمند نشده وبا اذلال ديگران به مسند قدرت ننشسته با مكر وفريب وجوروظلم وحق كشى شهوت پرستى واباحى گرى مطلق العنان واستبداد وظلم وفريب خود، جهان را به فساد وافساد نكشيده است، حيوان قوى تا سير شود بكنار كشيده تا ديگرحيوانات نيزبخورند، وسعى درنهب ودزديدن نصيب ديگران واذلال وافساد وتعذيب وشكنجه وزندانى واعتراف گيرى همنوعان خود نميكنند، ا گرحيوانات سازمان ملل متحد حيوانات! ميداشتند دولت هاى قوى- چون امريكاى حالى وشورى مرده وهمهء اقمار واعوانشان- دولت هاى ضعيف را اشغال نكرده وسگ هاى تربيت شدهء خودرا برجان زندانيان دولت اشغال شده، وسربازان خود را برجان و ناموس زنان وحتى مردان ملت هاى ضعيف مسلط نميكردند، وهزاران مثال ديگر كه عاقلان را اشاره كافى است،

3-انسان سبب فساد زمين
واينجا است كه خداوند ميفرمايد: )ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ) (الروم:41)= فساد، درخشكى و دريا بخاطر كارهايى كه مردم انجام داده‏اند آشكار شده است; خدا مى‏خواهد نتيجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند، شايد (بسوى حق)بازگردند،

حضرت على بن ابى طالب-رض- ميفرمايد: خداوند فرشته را باعقل بدون شهوت وحيوان را با شهوت بدون عقل وانسان را با عقل وشهوت آفريده است، اگرعقلش برتراز شهوتش باشد برترازملائكه واگرشهوتش برعقلش چربيده از حيوانات هم كمتر ميشود،

آرى انسانى كه اين همه اختراعات نموده ازفضا تا اعماق درياها را دراختيار خود گرفته و پنج قاره جهان را ازراه وسائل ارتباطى بصورت يك قريه درآورده واين همهء سلاح هاى ويران كننده هسته اى ساخته است چنين انسانى نميتواند درمقابل زلزله يك دقيقه قبل ازآن پيش بينى قابل توجهى نموده تا مقلد حيوانات نشود! )اللَّهُ لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلا يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ) (البقرة:255)

خداست كه معبودى جز او نيست زنده و برپادارنده است نه خوابى سبك او را فرو مى‏گيرد و نه خوابى گران آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست كيست آن كس كه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند آنچه درپيش روى آنان و آنچه در پشت‏سرشان است مى‏داند وبه چيزى ازعلم اوجز به آنچه بخواهد احاطه نمى‏يابند كرسى او آسمانها و زمين را دربرگرفته ونگهدارى آنها براو دشوار نيست و اوست والاى بزرگ

4-همه زلزله زدگان گناهكار نيستند

در اينجا لازم به توجه است كه بسياراشتباه است كه كسى فكر كند تمام اينهايى كه بسبب اين زلزلهء دردناك وجان سوزهلاك شده اند بخاطر‏گناهانشان بوده ومستحق هلاك بوده اند، اين كلى نگرى وتعميم بسيار اشتباه است، بلكه هركسى بنا به نيت ودين واعمالى كه درزند ‏گى داشته مرده وبر آن مبعوث ميشود

بنا بروايت بيهقى پيامبراسلام ميفرمايد: وقتى كه خداوند قهر وغضبش را برعاصيان واهل نقمت نازل ميكند مر ‏گ افراد نيك وصالحى نيز همزمان با آن ميشود وبا هلاك عاصيان آنها نيز به هلاكت ميرسند ليكن برحسب اعمال ونيت هاى خود –درقيامت-برانگيخته ميشوند، البته در اينجا ما در صدد تحليل زلزله وغضب الهى ميباشيم كه بع علت فساد وافساد انسانها در زمين است، اما رحمت الهى بسيار از غضب او پيش رفته كه جاى شرحش اينجا نيست وخداوند قرآن ميفرمايد:).. كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ َ.. (الأنعام:12) خداست كه رحمت را بر خويشتن واجب گردانيده ، وپيامبر اسلام ميفرمايند"(كتب ربكم على نفسه بيده قبل أن يخلق الخلق رحمتي سبقت غضبي)[4] خداوند قبل از اينكه هستى را بيافريند بدست خودش برخودش نوشته است كه رحمتم بر غضبم سبقت ‏گرفته است،

5- پيام ها وعبرت هاى اين زلزله به مومنان ومنكران ونجات يافتگان:

پيام اين مصيبت بزرگ وحادثهء بسياردردناك كه درجنوب شرق آسيا رخ داد، براى اهل ايمان ابتلاء وامتحان است، خداوند ميفرمايد: )وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ) (البقرة:155))الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ) (البقرة:156)

قطعا همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش درمالها وجانها وميوه‏ها، آزمايش مى‏كنيم; و بشارت ده به استقامت‏كنندگان! آنها كه هر گاه مصيبتى به ايشان مى‏رسد، مى‏گويند: «ما از آن خدائيم; و به سوى او بازمى‏گرديم

و پيامش براى عاصيان وگناهكاران عقاب وعذاب است، خداوند ميفرمايد:

)وَكَذَلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذَا أَخَذَ الْقُرَى وَهِيَ ظَالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ) (هود:102) =)إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِمَنْ خَافَ عَذَابَ الْآخِرَةِ ذَلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَذَلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ) (هود:103)

واينچنين است مجازات پروردگارتو، هنگامى كه شهرها و آباديهاى ظالم را مجازات مى‏كند! (آرى،) مجازات او، دردناك وشديد است! دراين، نشانه‏اى است براى كسى كه ازعذاب آخرت مى‏ترسد; همان روزى است كه مردم درآن جمع مى‏شوند، و روزى كه همه آن را مشاهده مى‏كنند،

پيام زلزله هشدار وانذار است براى نجات يافتگان: )وَلَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً أَفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً وَلا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِمَا صَنَعُوا قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ) (الرعد:31)

واگرقرآنى بود كه كوهها بدان روان مى‏شد يا زمين بدان قطعه قطعه مى‏گرديد يا مردگان بدان به سخن درمى‏آمدند [باز هم در آنان اثر نمى‏كرد] نه چنين است بلكه همه امور بستگى به خدا دارد آيا كسانى كه ايمان آورده‏اند ندانسته‏اند كه اگر خدا مى‏خواست قطعا تمام مردم را به راه مى‏آورد و كسانى كه كافر شده‏اند پيوسته به [سزاى] آنچه كرده‏اند مصيبت كوبنده‏اى به آنان مى‏رسد يا نزديك خانه‏هايشان فرود مى‏آيد تا وعده خدا فرا رسد آرى خدا وعده [خود را] خلاف نمى‏كند

6- كليد فهم اين حوادث دركيفيت نگرش به آيات الهى درطبيعت ميباشد

اجازه بدهيد مثالى عرض كنم، اگر شخصى در حال خلبانى يا رانندگى ماشين ويا كشتيرانى بوده وعلامت قرمزى را درصفحهء مقابل خود مشاهده ميكند، مشكل درتصديق يا عدم تصديق اين علامت نيست، چون علامت قرمزدرمقابل چشمانش عيان ميباشد،بلكه اصل مسئله درتحليل وفهم وبرداشت وبررسى اين علامت وسلوك ورفتارى است كه بايد درمقابل آن اختيار نمايد، اگربرداشت وفهم ودرك اوازاين علامت خطر اين باشد كه اين نورقرمز براى تزيين وزيبايى است! به راه خود ادامه ميدهد،ولى بزودى موتورش خراب شده ويا آتش ميگيرد،كه براى اصلاحش مبلغ هنگفتى بايدخرج كرده، ومسيرش متوقف شده وبه هدفش نيز نميرسد، ليكن اگردرك وبرداشت اواين باشد كه اين علامت قرمزهشدارخطرناكى است، فورا ايستاده ودرصدد اصلاح موتوربرآمده وبعد از آن به راه خود ادامه داده تا بهدفش برسد، پس عبرت درتصديق وتكذيب علامت نيست بلكه در درك وفهم آن ميباشد،

اگرزلزلهء آسيا بمثابهء علامت قرمزى باشد،مشكل درتصديق وتكذيب آن نهفته نيست چون همهء جهان شاهد تصويرهاى دردناك ومظاهر وحشتناك آن بوده وميباشد ليكن مشكل درفهم ودرك آن درپرتو ايمان ودرپرتو وحى آسمانى نه ازخلال شرك والحاد ميباشد،[5]

)وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ) (الزمر:45)= هنگامى كه خداوند به يگانگى ياد مى‏شود، دلهاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند مشمئز (و متنفر) مى‏گردد; اما هنگامى كه از معبودهاى ديگر ياد مى‏شود، آنان خوشحال مى‏شوند،

يعنى اگرشما يك تحليل ايمانى وتوحيدى برطبق قرآن ويا سخنان آخرين پيامبراوتقديم نمائى كسانى كه ايمان كه گرانبهاترين ارزش وجود است ندارند وملحد بوده ويا به آخرت ايمان ندارند ويا به شؤم حكومت ضد اسلامى آخونديسم ميدان وبهانه اى برضد دين عموما وبرضد اسلام خصوصا پيداكرده اند، چنين تحليلى را با ديدهء دل ننگريسته وحتى به نداى باطنى خود كه گاهگاهى ازاعماق وجدان سرميزند پشت پازده وآنرا رد كنند، ليكن اگر تحليل مادى شركى والحادى كه به هيچ نحو به آسمان مربوط نباشد مى پذيرند، در صورتى كه فكر مادى قدرت فهم معنويات را فاقد است،

7-تفاوت مؤمن وملحد درفهم دلالت هاى حوادث طبيعى مثل زلزله

افراد مادى ظاهربين كه خودرا در زندان ماديات گرفتار نموده وحس درك ماوراء آنرا از دست داده اند، بقول استاد طباطبائى "تنها به يك نوع "دلالت"عقيده دارند، مانند دلالت روشنايى برآفتاب ودلالت حرارت برآتش، اما كسانى ديگر دراين جهان هستند كه"اشارت حوادث" را نيز ميفهمند، واز تتابع يا تقارن وقايع به امورى پى مى برند كه به نظر ديگران نميرسد، اين علم را ما مسلمانان "علم فراست" مى گوييم وبراى آن درجات ومراتب گوناگون هست مرتبهء رفيعه اى از آن وجود دارد كه به نظر ظاهربينان محال مينمايد! اما بقول قرآن كريم")يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ) (البقرة:269)

خداوند حكمت را به هركس بخواهد ميدهد خدا و به هر كس حكمت داده شود، خير فراوانى داده شده است. و جز خردمندان، (اين حقايق را درك نمى‏كنند، و) متذكر نمى‏گردند، البته خواست خدا به كسى تعلق مى گيرد كه لياقت دراو باشد-وخودش با توجه به قوانين الهى مكتوب دركتاب ومكنون در طبيعت قدم اول را برداشته باشد-

اين علم در مراتب نازلتر، نصيب بسيارى از اهل ايمان واخلاص ميشود، ولهذا پيامبر اكرم-ص- ميفرمايد: از فراست مؤمن بپرهيزيد كه او به نور خداى بزرگ به امور نظر مى افكند"[6]

اساسا يكى از تفاوتهاى بارز ميان مؤمن وملحد در فهم همين دلالت ها است! آرى انسان مؤمن از رويدادهاى عالم عبرت ميگيرد وبه اصلاح نفس وتوبه بر مى خيزد، زيرا در پس آن رويدادها پيامهايى را درك كنند، ولى مُلحد تنها چشم به ظواهر امور دوخته ويكسره برعلل طبيعى وظاهرى وقايع مى نگرد وچيزى فراتر از آنها را

دراين عالم نمى بيند، به قول قرآن كريم: )يَعْلَمُونَ ظَاهِراً مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ) (الروم:7)

يعنى به ظاهرى از زندگى دنيا آگاهند واز عالم آخرت بيخبرند"[7]

8-پيام اين زلزله به بشريت

سعدبن ابى وقاص ميگويد كه من درسه چيزمرد- موفقى- هستم، اما درموارد ديگرمثل ديگران ميباشم: هرگزدرنماز بغيرازنمازتا اتمام آن مشغول نشدم، هرگزحديثى ازپيامبر نشنيدم جز اينكه يقين داشتم كه سخنش حق وازجانب خداوند ميباشد، وهرگزبه جنازه اى شركت نميكردم جزاينكه خودم را به پيام آن جنازه مشغول نمايم،تا اينكه ازآن منصرف شوم،

ما به قسمت سوم سخن توجه ميكنيم، اگرميت درتابوت با زبان حال نه بازبان مقال اين پيام را ميرساند،وسعد با گوش دل نه با گوش سرآنرا ميشنود ، پس پيام اين زلزله براى بشريت چيست؟ وآيا بشريت با گوش دل آن پيام را درك ميكند؟

گوش سر باجمله حيوان همدم است گوش دل مخصوص نسل آدم است

قل تعالوا[8] قل تعالوا گفت رب اى ستوران رميده از ادب

گوش بعضى زين تعالوها كراست هرستورى را صطبلى ديگر است

9-پيام زلزله به همهء جهان

اين زلزله كه يكى ازآيات مكنون-مستور- الهى درطبيعت ميباشد، خطاب به همهء بشرميگويد اگرترس وحشت اين زلزلهء كوچكى كه دردنيا رخ داده اينست كه مشاهده نمودى، اى بنى نوع انسان براى نجات اززلزلهء آخرت چه مهيا ساختى؟ وآنهارا به اين سخن خداوند درآيهء مكتوب او متذكر ميشود كه ميفرمايد: )يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ))يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُمْ بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ) (الحج:1-2)

اى مردم ازپروردگار خود پروا كنيد چرا كه زلزله رستاخيز امرى هولناك است ، روزى كه آن را ببينيد هر شيردهنده‏اى آن را كه شير مى‏دهد [از ترس] فرو مى‏گذارد و هر آبستنى بار خود را فرو مى‏نهد و مردم را مست مى‏بينى و حال آنكه مست نيستند ولى عذاب خدا شديد است،

پيام اين زلزله به مأيوسان مسلمان كه درمقابل نيروهاى ظلم وطغيان واستعماراشغالگر سرتسليم فرود آورده وازرحمت الهى مأيوس شده وگمان ميكنند كه خداوند از آنها دست برداشته وبه آنها پشت نموده وديگر به كمك آنها نخواهد شتافت ، اينست كه آنهارا به اين گفته الهى تذكر ميدهد كه : )وَلا تَهِنُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ))إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَدَاءَ وَاللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ) (آل عمران139-140) و اگر مؤمنيد سستى مكنيد و غمگين مشويد كه شما برتريد ،اگر به شما آسيبى رسيده آن قوم را نيز آسيبى نظير آن رسيد و ما اين روزها[ى شكست و پيروزى] را ميان مردم به نوبت مى‏گردانيم [تا آنان پند گيرند] و خداوند كسانى را كه [واقعا] ايمان آورده‏اند معلوم بدارد و از ميان شما گواهانى بگيرد و خداوند ستمكاران را دوست نمى‏دارد ،

ونيزميگويد: )وَلا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لا يَرْجُونَ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً) (النساء:104) ودرتعقيب گروه [دشمنان] سستى نورزيد اگرشما درد مى‏كشيد آنان [نيز] همان گونه كه شما درد مى‏كشيد درد مى‏كشند و حال آنكه شما چيزهايى از خدا اميد داريد كه آنها اميد ندارند و خدا همواره داناى سنجيده‏كار است

پيام زلزله-اين آيهء مكنون- به غافلان وكسانى كه ازمرگ وازآخرت واز وعيد وهشدار خداوند غفلت ورزيده اند وعذاب چنان برآنها مستولى شد وازجايى برايشان آمد كه گمان نميكردند،آنهارا به آيهء مكتوب ديگرى متذكر ميشود: )أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ) (النحل:45)= آيا كسانى كه تدبيرهاى بد مى‏انديشند ايمن شدند از اينكه خدا آنان را درزمين فرو ببرد يا از جايى كه حدس نمى‏زنند عذاب برايشان بيايد

)أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتاً وَهُمْ نَائِمُونَ) (لأعراف:97) آيا ساكنان شهرها ايمن شده‏اند از اينكه عذاب ما شامگاهان درحالى كه به خواب فرو رفته‏اند به آنان برسد

يكى ازتوريست ها اين غفلت وبى خبرى را اينچنين شرح ميدهد: نا گهان صداى وحشتناكى شنيدم ودوباره ناگهان ديدم كه آب از زيردراتاق بالا ميآيد ودركمترازيك دقيقه آب به سينه ام رسيد وبعد ازآن بيهوش شدم، آرى قيامت هم اين چنين بطور نا گهانى ميآيد

پيام زلزله به صالحان ونيكانى كه دست ازاصلاح جامعه ودعوت بسوى دين خدا شسته وبه زعم اصلاح خود دست از دعوت واصلاح ديگران نگه داشته اند اينست كه تنها صلاح واصلاح فردى آنهارا درمقابل خدا معذورنميدارد وآنهارا ازعذاب دنيوى يا اخروى خدا نجات نميدهد، اين آيهء مكنون الهى درطبيعت صامت به آيه اى مكتوب درقرآن ناطق اشاره ميكند كه ميفرمايد: )وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ) (هود:117)= و پروردگار تو [هرگز] برآن نبوده است كه شهرهايى را كه مردمش اصلاحگرند به ستم هلاك كند



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




)وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولاً يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ) (القصص:59) و پروردگار تو [هرگز] ويرانگر شهرها نبوده است تا [پيشتر] در مركز آنها پيامبرى برانگيزد كه آيات ما را بر ايشان بخواند و ما شهرها را تا مردمشان ستمگر نباشند ويران‏كننده نبوده‏ايم

پيام زلزله به آزادشدگان ازهرقيد وبند اخلاقى ودينى واجتماعى كه معناى زيباى آزادى را با اباحى گرى وشهوت پرستى خود ملوث ومشوه نموده اند اينست كه كه فساد اخلاقى وعدم تقيد به شريعت خداوند كشتى جامعه را غرق نموده وامنيت همه را در مخاطره قرار ميدهد، چرا كه وقتى كه عذاب نازل ميشود كسى را مستثنى نميكند، واين آيهء خداوند درطبيعت مردم را به آن آيهء خداوند كه راهنماى جزئى از ساكنان موقت اين طبيعت ميباشد اشاره ميكند كه ميفرمايد: )يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ) (لأنفال:24))وَاتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ)الأنفال:25

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چون خدا و پيامبر شما را به چيزى فرا خواندند كه به شما حيات مى‏بخشد آنان را اجابت كنيد و بدانيد كه خدا ميان آدمى و دلش حايل مى‏گردد و هم در نزد او محشور خواهيد شد ،و از فتنه‏اى كه تنها به ستمكاران شما نمى‏رسد بترسيد و بدانيد كه خدا سخت‏كيفر است

پيام زلزله به خوشگذارانان وثروتمندان مست شهوتها اينست كه كه دست ازفساد وافساد برداشته والا به سرنوشت پيشينيان خود گرفتار ميشوند،

)وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيراً) (الاسراء:16) و هنگامى كه بخواهيم شهروديارى را هلاك كنيم، نخست اوامر خود را براى «مترفين‏» (و ثروتمندان مست شهوت) آنجا، بيان مى‏داريم، سپس هنگامى كه به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات يافتند، آنها را به شدت درهم مى‏كوبيم

پيام زلزله به دولت هاى طاغوتى كه ازدين خدا وقوانين آسمان براى اصلاح خانوادهء خدا كه جامعه و مردم باشند پيروى نكرده وبراى جمع آورى هرچه بيشترمال وثروت كوتاهترين راه را كه تفريح هاى جنسى وتن فروشى وجلب سياحان لذت وتوريست ها ميباشد انتخاب نموده اند، هشدارى است بس شديد،

ويكى از مسئولان جهانگردى يكى ازآن شهرهاى زلزله زده، دقيقا چند روزقبل از زلزله با تكبرو افتخار تمام اظهار داشته است كه درشهراو يك دختر باكره هم وجود ندارد، درصورتى كه خداوند به آنها وبه همهء بشر فرموده است: )وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ) (النور:33)

)... وَلا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ) (النور:33) =..و دختران-اسير[9]- خود را براى دستيابى متاع ناپايدار زندگى دنيا مجبور به خود فروشى نكنيد اگرخودشان مى‏خواهند پاك بمانند! وهركس آنهارا (براين كار) اجبار كند، (سپس پشيمان گردد،) خداوند بعد ازاين اجبارآنها ،غفورورحيم است! (توبه كنيد وبازگرديد، تا خدا شما را ببخشد)

خداوند بقول شيخ عبدالعزيزبن بازهم چنانكه درشرع وامر ونهى خود داناوحكيم است، درقضاء وقدروآنچه برمردم كه ازخلال اعمالشان مقدرميدارد نيزعالم وباحكمت است، عرض كردم از خلال اعمال وكردارشان، چون مجراى تقدير الهى نسبت به خود آنها ميباشد، وخداوند هم چنانكه نعمت ها ونشانى ها وآياتى درآفاق ودرانفس قرارداده تا بندگانش اورا دوست داشته ومحبوب او باشند ، آيات ونشانه هايى نيزبراى انذار وبيم سركشان ونافرمانان ميفرستد تا برايشان پند وتذكرى باشد تابه دامن محبوب وخالق وسرورخود بازگشته واز شرك وعصيان خود دست بردارند، ولهذا خداوند در بارهء اين حوادث وآيات الهى در طبيعت ميفرمايد:" ).. وَمَا نُرْسِلُ بِالْآياتِ إِلَّا تَخْوِيفاً) (الاسراء:59) ما آيات را جز براى بيم دادن-واتمام حجت-نمى فرستيم،

)سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ) (فصلت:53)= به زودى نشانه‏هاى خود را دراطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مى‏دهيم تا براى آنان آشكار گردد كه او حق است; آيا كافى نيست كه پروردگارت برهمه چيز شاهد و گواه است؟

)قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَاباً مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ) (الأنعام:65)

بگو اوتواناست كه از بالاى سرتان يا از زير پاهايتان عذابى بر شما بفرستد يا شما را گروه گروه به هم اندازد [ودچار تفرقه سازد] وعذاب بعضى از شما را به بعضى [ديگر] بچشاند بنگر چگونه آيات [خود] را گوناگون بيان مى‏كنيم باشد كه آنان بفهمند

وهمچنانكه علماء اسلام ازقديم وجديد گفته اند، اين زلزله ها وحوادثى امثال آنها كه از خلال طبيعتى كه مجراى تقدير الهى است رخ ميدهد، وبدون شك برمبناى قوانينى است كه خداوند اين خلقت را برمبناى آن خلق كرده است، همهء اين حودادث وامثالش بخاطر كفر وشرك وعصيان ونافرمانى ميباشد،)وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ) (الشورى:30) هرمصيبتى به شما رسد بخاطر اعمالى است كه انجام داده‏ايد، و [خدا] ازبسيارى درمى‏گذرد،

)مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ ..) (النساء:79) هرچه از خوبيها به تو مى‏رسد ازجانب خداست و آنچه از بدى به تو مى‏رسد از خود توست،

خداوند راجع به ملل وامت هاى پيشين ميفرمايد:

)فَكُلّاً أَخَذْنَا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِ حَاصِباً وَمِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّيْحَةُ وَمِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنَا بِهِ الْأَرْضَ وَمِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنَا وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ) (العنكبوت:40) ما هر يك از آنان را به گناهانشان گرفتيم، بر بعضى از آنها طوفانى از سنگريزه فرستاديم، و بعضى از آنان را صيحه آسمانى فروگرفت، و بعضى ديگررا درزمين فرو برديم، و بعضى را غرق كرديم; خداوند هرگز به آنها ستم نكرد، ولى آنها خودشان بر خود ستم مى‏كردند

ودر چنين وضعيتى راه علاج فريب خود وگريز از واقعيت و پناه بردن به شراب ورباب ومخدارت مادى وبدترازآن مخدرات مجعول معنوى مثل پناه بردن به مردگان وگنبد وبارگاههاى صوفيان ودرويشان وصالحان وغير صالحان نيست،بلكه برهرانسان مكلفى واجب است كه بادرستى وهمانطور كه خداوند از راه قرآن از اوخواسته است، بسوى اووبدامن محبت نامحدود او بازگشت نموده وبه دين او چنگ زده واز شرك وبدعت ومعاصى والحاد وكفر دورى نمايد تا اينكه ازهمهء شرارت ها وعذاب ها دردنيا وآخرت نجات يابد، وتا اينكه خداوند اين مصيبت ها وبلايا را ازآنها دور نموده ودردنيا وآخرت شامل عفو ومحبت ولطف وبخشش وسعادت الهى گردد ، )وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ) (الأعراف:96)

و اگراهل شهرها وآباديها، ايمان مى‏آوردند وتقوا پيشه مى‏كردند، بركات آسمان وزمين را برآنها مى‏گشوديم; ولى (آنها حق را) تكذيب كردند; ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.

وراجع به أهل كتاب ميفرمايد: )وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْأِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ ..) (المائدة:66) واگرآنان، تورات وانجيل وآنچه را ازسوى پروردگارشان برآنها نازل شده برپا دارند، ازآسمان و زمين، روزى خواهند خورد;

)أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتاً وَهُمْ نَائِمُونَ) )أَوَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحىً وَهُمْ يَلْعَبُونَ) (الأعراف:97- 98) آيا ساكنان شهرها ايمن شده‏اند از اينكه عذاب ما شامگاهان درحالى كه به خواب فرو رفته‏اند به آنان برسد ،و آيا ساكنان شهرها ايمن شده‏اند از اينكه عذاب ما نيمروز درحالى كه به بازى سرگرمند به ايشان دررسد ، آيا ازمكر خدا خود را ايمن دانستند [با آنكه] جزمردم زيانكار[كسى] خود را از مكر خدا ايمن نمى‏داند،

مسجد خانهء امن خدا در درياى ويرانى نشانهء چيست؟


صد نفردر باسى لوك در شرق شهرآتچه مركز استان واقع درشمال اندونزى وقتيكه مورد هجوم امواجى قرارگرفتند كه همه چيزرا نابود ميكرد و پنج قريه اطراف آنرا نيز ويران نموده بود،ليكن صدنفرى كه به مسجد-خانه اى كه خداوند درآن پرستش ميشود- پناه برده بودند، همراه بامسجد درميان درياى وحشت وامواج نجات يافتند، آيا اين نشانه اى نيست؟اين تنها حادثء عبرت آور –بنا به قول يكى ازمتدينان آن شهرك- در اندونزى نيست، در امتداد اين ساحل كه امواج همه چيز را نابود نموده بود مناره هاى اذان هم چنان برافراشته وبا تابش نورخورشيد برآنها جلب توجه مينمود،

بعضى ها راجع بخراب نشدن بسيارى از مساجد تفسير مادى بحت تقديم نموده وعلت آنرا به استوارى بناء مساجد ودقت درمهندسى ساختمان آنها ميدانند، ليكن غافل از اين هستند كه ساختمانهاى بسيار محكمتر ومجلل ترى كه از نظرساختمانى بسيارمحكمتر از مساجد بوده اند خراب شده ، بعنوان مثال يك مسجد در سيغلى در شمال آتچه كه همه چيزدرآنجا ويران شده است سالم باقى مانده، درصورتى كه از چوب ساخته شده است، واينجاست كه ساكنان اندونزى اين مثل قديم وشائع خود را اين روزها زياد برسر زبان مى آورند كه" خانهء خدا را جز خود خدا نميتواند خراب كند"

واز آنجايى كه مسجد" بيت الرحمن"يكى از مساجدى بود كه كسانى كه درآنجا پناه برده بوند نجات يافتند،لهذا ساكنان مركز استان آتچه اولين كارى كه كرده اند ترميم اين مسجد ميباشد كه خداوند جانشان را در ىنجا نجات داده است،

آيا در اين حوادث آيات ونشانى هايى براى عاقلان كه با چشم دل ميبنند نيست؟

نكته ها كو مى نگنجد در سخن يك جهان آشوب ويك گيتى فتن

دکتر مولانا ملازاده

-----------------

[1] راجع به نظريه رتق وفتق يا بهم پيوستن وجدا شدن كه نظريهء بيگ بنگ نيز آنرا ميگويد كتب متعددى نوشته شده است كه اينجانب در اوائل ظاهر شدن پالتاك دوساعت در اينمورد مواردى را از منابع متخصص نقل نمودم
[2] منبع اين نوشته غير از آيات قرآن واحاديث نوشتهء اى از دوست ما استاد دكتر محمد راتب نابلسى ميباشد كه در سايت ايشان وجود دارد، وايشان از فعالان مشهور دينى در سوريه واز نوادگان صوفى شهير شيخ عبدالغنى نابلسى ميباشد كه اينجانب وقتى كه در سوريه تحصيل ميكردم مرتب در دروس ايشان در مسجد شيخ عبدالغنى حاضر ميشدم، وقابل تذكر است كه ايشان مثل جدش در دام تصوف وخرافاتش نيفتاده است، ونيز بعضى از انديشه هاى شيخ عبدالعزيز بن باز داشمند ومجتهد شهير عربستان استفاده شده است، ودرترجمهء فارسى آيات قرآن براى سهولت كاراز ترجمهء موجود در انترنت ازترجمهء مكارم شيرازى وفولادوند استفاده شده است ودرآنجا كه كلماتى از ترجمهء فارسى را دقيق نيافته ايم سعى شده است كه ترجمهء دقيقتر وبهتر انتخاب شود كه در اينمورد از تفسير نادربزبان فارسى و توحيدى وخرافات ستيز آية الله علامهء برقعى بنام تابشى از قرآن نيز كمك گرفته شده است
[3] ازصحت سند اين روايت مطمئن نيستم ودرمظان خود آنرا نيافتم ليكن معنايش درست است وبا بقيهء قواعد شرع موافق ميباشد
[4] شماره 6222 -فيض القدير، شرح الجامع الصغير، الإصدار 2.12 - للإمامِ المناوي
[5] هرچه ميبينى زانوار حق است حكمت اشياء زاسرار حق است
هركه آيات خدا بيند حُر است اصل اين حكمت زحكم انظر است
حُر يعنى آزاد وآزاده و(انظر) است يعنى دعوت به تأمل است كه اشاره دكتر اقبال لاهورى به آيهء كريمه اى است كه انظر الى الابل كيف خلقت، به شتر بينديشى كه چگونه خلق شده است، ديوان اقبال ص 409
[6] جامع الصغير از سيوطى ج1ص9
[7] خيانت درگزارش تاريخ 1/79
[8] يعنى "بگو بيائيد"
[9] چون در آيه سخن از اسيران مي باشد





















Copyright: gooya.com 2016