در همين زمينه
26 بهمن» تعطيلی مجتمع کشت صنعت شمار (روغن غنچه) و بيکار شدن ۱۲۰۰ کارگر، ايلنا26 بهمن» برق پارس متال قطع شد، ۴۸۱ کارگر بيکار شدند، ايلنا 19 آبان» حکايت تلخ کار کردن در کوره پزخانههای جنوب تهران، ايلنا 13 مهر» معاش ۶۳۰ خانوار کارگری در سال ۸۶ قطع شد، ايلنا 13 شهریور» تجمع ۴۰۰ نفر از کارگران کيان تاير در برابر نهاد رياست جمهوری، ايلنا
بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! اولین قدم برای مبارزه بر سر تعیین حداقل دستمزد، محمود قزوینیهر ساله در ماه اسفند نگاهها به طرف مسئله تعیین حداقل دستمزد جلب میشود. در ایران برخلاف بسیاری از نقاط دیگر دنیا که تعیین حداقل دستمزدها به عهده نمایندگان تشکل های مستقل کارگری از یکطرف و تشکل کارفرماها از طرف دیگر سپرده شده است، شورای عالی کار که یک ارگان دولتی است تعیین حداقل دستمزد را به عهده دارد. کارگران هیچ دخالتی در تعیین حداقل دستمزد که به هست و نیست زندگیشان مربوط میباشد ندارند. تعیین حداقل دستمزد سراسری توسط وزارت کار و شوراهای اسلامی و نمایندگان کارفرماها تعیین میشود. دولت و کارفرماها به همراه برادران خوش خدمت خود در شوراهای اسلامی هر چه میخواهند میبافند و میدوزند. نه کارگران در این پروسه دخالتی دارند و نه از آنها رای گرفته میشود. در ایران این ابتدایی ترین حق کارگران یعنی شرکت دسته جمعی در تعیین دستمزد خود که جزء مقاوله نامه های جهانی کار نیز میباشد ازاو سلب شده است. در کشورهایی که تشکل مستقل کارگری وجود دارد، نه تنها تعیین حداقل دستمزد و بقیه موارد توافق میان کارگر و کارفرما به تشکل های کارگری و کارفرمایی سپرده میشود، بلکه نمایندگان کارگران پس از توافق، باید توافق نامه تعیین حداقل دستمزد و بقیه موارد را به رای کارگران بگذارند. نمایندگان کارگران هم در طول مدت مذاکره با تهدید اعتصاب و خواباندن کار و یا با اجرای آن، نمایندگان کارفرماها را تحت فشار قرار میدهند. اما در ایران دولت و کارفرماها هر طور که دلشان بخواهد حداقل دستمزد کارگران را تعیین میکنند. سال گذشته شورای عالی کار با توافق برادران خود در شوراهای اسلامی توافق کردند که سطح حداقل دستمزد کارگران را افزایش دهند و آن را به نسبت قدرت خرید کارگران در سال 58 یعنی 25 سال پیش برسانند. اما از آنجا که چنین چیزی را هم غیر ممکن ارزیابی کردند، توافق کردند که این افزایش در یک پریود 4 ساله صورت گیرد.
کارگران چگونه میتوانند در چنین شرائطی بر تعیین حداقل دستمزد سراسری و حداقل دستمزد در هر واحد تولیدی تاثیر بگذارند. من در اینجا نظرم را در هر دو مورد مینویسم. - فعالین کارگری در محافل و جلسات شان باید بر روی مبلغی به توافق برسند، مبلغی که تامین رفاه یک خانواده 4 نفره را در نظر داشته باشد. پس از آن باید برای برگزاری مجمع عمومی در کارخانه و محل کار اقدام نمود و سریع تصمیم کارگران را طی نامه ای به دولت و کارگران دیگر مراکز کاری اعلام کرد. - نماینده و یا نمایندگانی برای مذاکره با کارفرما و دولت در مجمع عمومیها انتخاب شوند. در سطح محلی و در مراکز کاری دست نمایندگان منتخب مجمع عمومی کارگران باز تر است. اگر در سطح سراسری و مذاکره و طرف شدن با دولت کارگران به هماهنگی و سطح تشکل بالاتری نیازاست، در سطح محلی با همین انتخاب نماینده در یک مجمع عمومی میتوان کار را به خوبی پیش برد. نمایندگان منتخب کارگران در یک مرکز کارگری و یا در یک بخش و صنف مستقیما با کارفرمای خود طرفند. کارفرما مجبور به پذیرش نمایندگان منتخب کارگران است. سنت انتخاب نماینده در مجمع عمومی ها و مذاکره با کارفرما در محل در باره مسائل متنوع روزانه کارگران امری نسبتا جا افتاده است. این امر با سدی مانند مورد مذاکره با دولت روبرو نیست. تا زمانی که مسئله در محدوده مذاکره با کارفرماست، دولت بهانه ای برای فشار به کارگران ندارد. این مداکرات و یا اقدام به مذاکره، کارگران را حول خواست تعیین دستمزد متحد میکند. به نمایندگان آنها قدرت و اعتبار میبخشد. کارگران متحدتر و متشکل تر میگردند و آمادگی برای مبارزه بر سر تعیین دستمزد حاصل میشود. بدون توافق فعالین کارگری بر روی مبلغی در محافل کارگری، بدون تشکیل مجمع عمومی و انتخاب نمایندگان برای مذاکره و بدون رفتن نمایندگان کارگران برای مذاکره با کارفرما و دولت برای توافق بر سر میزان حداقل دستمزد، دولت و کارفرماها با تبانی شوراهای اسلامی کار هر چه میخواهند تصمیم میگیرند و انتظار اینکه کارگران بدون مقدمه چینی و آمادگی قبلی دست به اعتراض و اعتصاب بزنند، پوچ است. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||