جمعه 28 اسفند 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

تغییر گفتمان حاکم بر جنبش زنان، دینا کاویانی

[email protected]

روز هشتم مارس بهانه ای شد تا بیشتر از خودمان بشنویم و بیشتر در مورد ما صحبت شود. در حقیقت به نوعی کارنامه ی یک ساله ی دنیا در مورد زنان ارایه شد. فرانسه نیز از این روند جدا نبود و طی برنامه های مختلف در مورد وضعیت زنان در فرانسه، اروپا و دنیا صحبت شد. یکی از مطالب جالب، ارایه آمار در مورد خشونت علیه زنان بود. در فرانسه مشکل اصلی خشونتهای خانگی است که علی رغم قوانین این کشور در مجازات عاملین این نوع خشونت بازهم به عنوان نمونه 9 در صد زنان باردار در معرض خشونتهای خانگی هستند.

با مقایسه ی این آمار با آمار هر چند غیر رسمی ایران متوجه تفاوت فاحشی در وضعیت زنان این دو کشور می شویم. این تفاوت خود دو نکته ی مهم را بازگو می کند:
اول این که نقش قوانین در بهبود وضعیت زنان بسیار تعیین کننده است.
دوم این که به رغم وجود قوانین و مجازاتهای سنگین حتی در کشوری مثل فرانسه، زنانی هستند که با خشونت با ایشان رفتار می شود و بدتر از آن عده ای هستند که یارای ابراز این مشکل را ندارند و تا زمانی که دیگران متوجه مشکل آنان نشوند، خود نمی توانند اقدامی جهت رفع مشکلشان انجام دهند.

در مورد نکته ی اول همگی اتفاق نظر دارند و یکی از اهداف جنبش زنان در دنیا اصلاح قوانین حاکم بر جامعه است، اما در مورد نکته ی دوم چه باید کرد؟ با افرادی که هنوز به خود حق می دهند با انسان دیگر رفتار خشونت بار داشته باشند، چگونه باید رفتار کرد؟ یادمان باشد در جامعه فرانسه قانون به سختی با این افراد برخورد می کند.
هنوز هم وقتی در ایران صحبت از تغییر قوانین و اصلاح دیدگاه جامعه نسبت به زنان می شود، بسیاری از افراد داد سخن می دهند که حق دادنی نیست، که گرفتنی است و این خود زنان هستند که باید برای تغییر وضعییتشان اقدام کنند. هنوز ما از جنگ زنان برای احقاق حقوق و جایگاه از دست رفته شان صحبت می کنیم. هنوز گفتمان حاکم بر جنبش زنان گفتمان جنگ است. سالها است که در زمینه های دیگر این گفتمان جایش را به گفتمان پاداش و امروزه به گفتمان وظیفه داده است. یعنی امروزه افراد به وظایف و حقوق خود آشنا هستند و دیگر در قبال انجام وظیفه پاداشی طلب نمی کنند. چنین گفتمانی مانندی ساعتی است که تمام چرخ دنده های آن به درستی کار خویش را انجام می دهند، نه تند تر و نه کندتر!
حال از این دید به جنبش زنان نگاه کنیم. حقوق از دست رفته ی زنان مانند انرژی است که از بین نمی رود، که جایی دیگر و در دست گروهی دیگر از افراد جامعه انباشته شده است. اگر همه ی آگاهان نسبت به این موضوع به عنوان مشکل اجتماعی نگاه کنند نه فقط مشکل زنان، آن وقت می توانیم از تغییر گفتمان صحبت کنیم.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




اگر بار جنسیتی این مشکل را کمتر کنیم و به این فکر کنیم که بخشی از حقوق و وظایف در جای نادرست قرار دارند، می توانیم انتظار داشته باشیم که مردان _ گروهی که جایگاه نادرست حقوق نزد آنها است_ نه به عنوان لطفی در حق زنان که به عنوان بخشی از وظیفه ی خودشان در بازگرداندن این حقوق به زنان_ گروهی که حقوقشان از دست رفته است_ نقش فعالی داشته باشند و در حقیقت خود را نسبت به این امر موظف بدانند. در حقیقت بخشی از نیروی جنبش زنان باید صرف آگاه سازی مردان نسبت به حقوقی باشد که به نا حق به آنان تعلق گرفته است.
البته هیچ گاه فراموش نکنیم این ما هستیم که چنین مردانی را پرورش خواهیم داد و تا زمانی که زنان به وضعیت خود آگاهی نداشته باشند از جایگاه به دست آمده نیز به خوبی استفاده نخواهند کرد. زنان هم نسبت به جامعه وظایفی دارند. ما هم وظایفمان را بشناسیم.





















Copyright: gooya.com 2016