بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! 33 درصد از دختران فراری ، فرزند نخست خانواده هستند، مژگان فرجی، خبرگزاری سینامبحث فرار دختران، عواقب و مشکلات آن، تاکنون بسیار در رسانه ها مطرح شده است و در این مقوله قصد تکرار واضحات نیست، اما آنچه جای تاکید دارد، رشد تمایل فرار از خانه توسط دخترانی است که فرزند اول خانواده به شمار می آیند و متاسفانه این مساله تا امروز کمتر مورد توجه مسئولان و کارشناسان امر قرار گرفته است. در همین ارتباط چندی پیش مرکز امور مشارکت زنان در روزهای پایانی سال گذشته اعلام کرد که 33 درصد از دختران فراری، فرزند اول خانواده بوده اند که این مساله به نبود مهارت های لازم والدین برای تربیت و آموزش و انتظار زیادی از آنان مربوط می شود. براساس همان تحقیق، تحصیلات 52 درصد این دختران در سطح دبیرستان، 41 درصد راهنمایی و هفت درصد در مقطع ابتدایی بوده است. 49 درصد از دختران بر اساس این تحقیق در نتیجه ولگردی، 27 درصد در اثر رابطه نامشروع و 24 درصد به علت اعتیاد دستگیر شده اند. همچنین، 48 درصد این دختران میزان خشونت و نزاع بین والدین را زیاد، 50 درصد کم و دو درصد در حد صفر اعلام کرده اند و از سوی دیگر 29 درصد از آنان دارای دوست اخراجی از مدرسه، 43 درصد دوست خلافکار، هفت درصد دوست بازداشت شده از سوی پلیس و 21 درصد دارای خانواده ای با پایگاه اجتماعی و اقتصادی پایین بوده اند. دکتر آرمان رضایی، آسیب شناس می گوید: فرار از خانه به رفتاری اطلاق می شود که طی آن کودکان و نوجوانان بدون اجازه والدین یا وصی قانونی خود خانه را ترک می کنند و با تاکید بر تعریف فوق، گرچه در نگاه اول فرار پدیده ای فردی به نظر می رسد، ولی با توجه به پیامدهای سوء آن برای جامعه باید آن را از انواع آسیب های اجتماعی به حساب آورد. وی اضافه کرد: افراد فراری اغلب متعلق به خانواده هایی بوده اند که در آن پدر به عنوان نهاد قدرت حکومت می کرده است و در چنین فضایی پدر نه تنها تکیه گاه عاطفی و اقتصادی برای همسر و فرزندان محسوب نمی شود، بلکه با استفاده از قدرت جسمی و مشروعیت قانونی خود به سلطه علیه آنان دست زده و با فحاشی، هتک حرمت، ضرب و جرح در خانه و استفاده از برچسب ها و ارزیابی های منفی از تواناییهای فردی و اجتماعی خود موجب موجب می شود، سایرین و به خصوص فرزند اول به دلیل حساسیت های موجود در خانواده احساس آرامش و امنیت نکنند و به موجب همین حس ناامنی به صورت کوتاه یا بلند مدت از منزل فرار کنند. رضایی ادامه داد: ازسوی دیگر، امروزه هر چند در بسیاری از خانواده ها پدر و مادر دارای حضور فیزیکی هستند، اما حضور وجودی و معنوی آنان برای فرزندان چندان محسوس نیست و در این خانواده ها فرزندان به حال خود رها شده اند، ارتباط آنان با افراد مختلف تحت هیچگونه نظارت خاصی نیست و هیچ ضابطه و قانونی در خانواده حکومت نمی کند و بنابراین روشن است که در چنین وضعیتی زمینه برای ایجاد خلا عاطفی فرزندان به ویژه دخترانی که به عنوان فرزند اول بسیار مورد توجه بوده اند، فراهم خواهد شد که در شکل شدت یافته خود این مساله به فرار از خانه و پناه آوردن به بیگانه منجر می شود. به گفته وی نباید فراموش کرد که هر خانواده ای دارای باورها و ارزشهای فرهنگی خاص خود است و بنابراین با برخورد منطقی و آموزش درست، این ارزشها به راحتی در محیط خانواده نهادینه خواهد شد و این مساله سبب پیشگیری از بسیاری از معضلات می شود . رضایی اظهار داشت: اما رفتارهای افراطی بدون ارایه آگاهی های لازم در جهت متهم ساختن ارزشهای مورد نظر در ذهن و روان فرزندان سبب ایجاد نوعی طغیان، سرکشی، تمرد و در نهایت فرار از منزل خواهد شد. این آسیب شناس افزود: باید در نظر داشت، اشتغال سرپرست خانواده به کارهایی که از لحاظ اجتماعی دارای بار غیر ارزشی و غیر قانونی است سبب می شود، فرزندان به انجام جرایم ترغیب شوند و برای یافتن استقلال مالی، فرار از خانه را به ماندن ترجیح دهند و در این رابطه فرزندان اول بیش ازسایرین به الگوپذیری مبادرت می روزند. رضایی تصریح کرد: آمارهای غیررسمی نیز موکد آن است که هر ماه 85 تا 100 کودک و نوجوان از خانه های خود فرار می کنند و بیش از نیمی از آنان دختر هستند. این آسیب شناس افزود: همچنین پرونده های موجود در نیروی انتظامی نشان می دهد، در سال 1378، یک هزار و 224 مورد از خروج بی بازگشت دختران از خانواده گزارش شده که 145 مورد آن در شهریور ماه رخ داده است و از سوی دیگر، گزارشهای آماری سه ماه اول سال 1380 نشانگر رشد فرار آنان بوده است. وی اظهار داشت: فرار دختران از خانه به گونه ای بوده است که در خرداد ماه سال 1380، 203 مورد پرونده درخصوص دختران فراری تشکیل شده است و این میزان نسبت به سال 79، 88 مورد رشد نشان می دهد و این در حالی است که بسیاری از خانواده ها برای حفظ آبروی خود، فرار دختران را به مراکز قانونی و ذی صلاح گزارش نمی کنند. رضایی گفت: از میان نوجوانان فراری متواری در سطح شهر تهران، 41 درصد مورد ضرب و شتم قرار گرفته، 24 درصد سابقه ربوده شدن دارند، 24 درصد تجربه تجاوز جنسی، چهار درصد تهدید با اسلحه و هفت درصد سابقه مورد حمله واقع شدن با اسلحه را داشته اند. رضایی اضافه کرد: این نوجوانان در مقایسه با سایرین بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی، سوء مصرف دارو و سایر مسایل بهداشت روانی قرار خواهند گرفت به طوریکه خطر اقدام به خودکشی در آنان نسبت به سایرین بسیار بالا می رود به طوریکه 30 درصد نوجوانان فراری از منزل در یک منطقه حداقل یک بار خودکشی کرده اند. "عزت الله یوسفیان"، نماینده مردم آمل و عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی نیز اظهار داشت: آمارهای رسمی و غیر رسمی حاکی از آن است که ماهانه بین 80 تا 110 کودک و نوجوان در کشور از خانه و کاشانه خود فرار می کنند که حدود 60 درصد آنان را دختران تشکیل می دهند. وی اضافه کرد: با توجه به پیامدهای سوء فرار از منزل در جامعه، لازم است این معضل را در زمره آسیب های پر خطر به شمار آوریم و برای کاهش میزان آن چاره ای جدی تر و برنامه ای عاقلانه تر بیندیشیم و بنابراین به نظر می رسد باید در تربیت فرزندانمان دقت بیشتری به خرج دهیم. نماینده مردم آمل در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: به اعتقاد اکثر روانشناسان و جامعه شناسان ریشه اصلی آسیب های اجتماعی و از جمله آنها فرار نوجوانان به خانواده باز می گردد و به عبارتی دیگر آشفتگی و نابسامانی محیط خانوادگی به عنوان کوچکترین اجتماع بشری حتی در گوشه ای از آن، کل سیستم نظام اجتماعی را دگرگون خواهد ساخت و بنابراین همیشه تطابق و تعادل بین تمامی اعضا ضروری به نظر می آید. پروفسور حسین باهری رفتار شناس و استاد دانشگاه، در رابطه با آسیب پذیری فرزندان اول خانواده گفت: فرزندان اول خانواده به دلیل کم تجربگی بسیار آسیپ پذیرتر از سایرین هستند. وی اضافه کرد: دخترانی که فرزند اول خانواده هستند تا زمان تک فرزند بودن بسیار عزیزند که نتیجه این رفتار، حساس شدن آنان نسبت به مسائل پیرامون است اما به محض حضور فرزند بعدی این فرزندان دچار خلا عاطفی می شوند و از نگاه دیگر از آنجا که اکثر خانواده های ایرانی از مشکلات اقتصادی رنج می برند، بنابراین این مساله خود به تنهایی سبب می شود، بار مسئولیت بیشتری بر گردن آنان بیافتد. به گفته باهری، این مسایل و موارد دیگر سبب می شود که فرد احساس کند خانه جای امنی نیست و همین حس سبب شود، فرد بدون آگاهی از عواقب به ماندن در بیرون از محیط خانه تمایل پیدا کند. این رفتار شناس افزود: با توجه به شرایط موجود، خانواده ها باید قدری شکیبایی به خرج دهند و در برابر مشکلات جوانان تمام تلاش خود را به کار بندند تا بر مشکلات فائق آیند و از سوی دیگر زمان آن فرا رسیده است که آنان بیشترین بخش از فعالیت های خود را به رشد فهم و درک نوجوانان و جوانان اختصاص دهند. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||