حدادعادل: فلسفه اسلامي رفيق دين و فلسفه غربي رقيب دين است، ايسنا
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: مجلس
رييس مجلس شوراي اسلامي گفت: متاسفانه متون فلسفهي اسلامي كه به گذشته تعلق دارد از حيث زمان متناسب با امروز نيست. لذا ضرورت دارد تا اين ظرف متناسب با امروز تعبيه شود. در عين اينكه در بعضي از بخشهاي آن نيز نقادي وجود داشته باشد.
به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر غلامعلي حداد عادل، رييس مجلس شوراي اسلامي، در نخستين همايش بررسي متون و منابع حوزههاي؛ فلسفه كلام، اديان و عرفان كه با حضور استادان، محققان، فضلا و دانشپژوهان در مركز پژوهشهاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران برگزار شد با بيان اينكه انسان بدون فلسفه نميتواند زيست كند، گفت: همواره سوالاتي از قبيل اينكه از كجا آمدهام؟ چرا آمدهام؟ به كجا خواهم رفت؟ راز ولادت و مرگ چيست؟ و من در اين فاصله چه بايد بكنم؟ و چه اميدي ميتوانم داشته باشم؟ در ذهن انسان مطرح است كه علوم قادر به پاسخگويي آنها نيست و طبيعتا علم فلسفه است كه ميتواند در اين مسير راهگشا باشد.
وي با بيان اينكه ما به فرهنگ اسلامي تعلق داريم و اسلام صاحب يك تفكر عقلاني است، تصريح كرد: هر كس با قرآن آشنا باشد، تصديق ميكند كه قرآن الهامبخش نوعي حكمت و تفكر عقلاني و فرزانگي است.
رييس مجلس شوراي اسلامي، افزود: ايران اسلامي در طول تاريخ به سبب تفكر عقلاني خود ممتاز بوده و ما جزو معدود ملتهاي جهان هستيم كه صاحب تاريخ عقلاني كهن و جغرافياي گستردهي فكري ميباشيم.
دكتر حدادعادل، گردهمايي استادان، مدرسان، مولفان و مترجمان درسهاي فلسفه، كلام، اديان و عرفان را پديدهاي مبارك دانست و گفت: اين گونه گردهماييها خبر از هويت يافتن اهل فلسفه و حكمت ميدهد. در عين حال اگر اين گردهماييها هيچ نتيجه و بلكه هيچ مقصودي جز ايجاد انسجام ميان اهل فلسفه و استادان آن نداشته باشد به گمان بنده گردهمايي موفقي بوده است. چرا كه نفس احساس هويت خود منشا بركت است.
رييس مجلس در عين حال خاطر نشان كرد: زبان به نقادي گشودن نيز پديدهي مبارك است، چرا كه حكايت از خودآگاهي ما نسبت به كاري كه به آن مشغول هستيم ميكند و طبيعتا آن روزي كه نقصها و عيبهاي خود را بيابيم روز مباركي براي ما خواهد بود. زيرا آنقدر نيرومند شدهايم كه بتوانيم با ضعفهاي خود روبرو شويم و جرات نقد را داشته باشيم.
دكتر حدادعادل، با اشاره به دو موقف حساس و اتفاق مهم كه در سنت كهن آموزش فسلفه و عرفان رخ داده است، گفت: نخستين اتفاق رويارويي فلسفهي حكمت اسلامي با فلسفهي غرب است كه اين فلسفهي غربي فلسفهي اسلامي ما را به چالش طلبيده است كه ضرورت دارد تا به اين مهم در جاي خود توجه شود.
رييس مجلس شوراي اسلامي، خاطر نشان كرد: اتفاق مبارك ديگر كه در يك ربع قرن اخير به وقوع پيوست، پيروزي انقلاب اسلامي در ايران است كه با آن حكمت و علم جدي گرفته شده است، زيرا رهبري اين انقلاب را يك استاد حكمت اسلامي در دست داشت و همچنين گروهي كه او را ياري ميكردند در جامعهي ما به اهل علم معروف بودند.
وي همچنين تصريح كرد: امروز هم رهبر فرهيختهي انقلاب اسلامي همگان را به جنبش توليد علم و جنبش نرمافزاري و نهضت علمي دعوت ميكند، زيرا زمانهي تحقير حكمت اسلامي و ميراث فكري ايران اسلامي سپري شده است و زمان، زمان رشد و بالندگي و تفكر اسلامي در اين سرزمين است.
رييس مجلس شوراي اسلامي، با بيان اينكه در ايران حكومت دين ايجاد شده است، گفت: پيدا است كه در چنين دوراني دين و كلام و عرفان موضوعيت پيدا ميكند. كلام به عنوان مجموعهي استدلالهايي كه دفاع از عقايد دين را بر عهده دارد، در اين حكومت اهميت خاص دارد و اين يك فرصت مناسبي براي رشد معارف بر بستر صحيح است.
دكتر حدادعادل، نكتهي قابل توجه ديگري را كه منجر به رشد و رونق حوزهي فلسفه ميشود را در راستاي ظهور انواع ترجمههاي فلسفههاي غربي و به ميان آمدن تفكر غربي در كشور دانست و گفت: هر كس با متون و معارف اين حوزه در بيست و هفت سال اخير آشنايي داشته باشد و كتابهايي را كه در اين دوران به زبان فارسي منتشر شده را با دوران مشابه قبل از انقلاب مقايسه كند، قطعا حيرت خواهد كرد.
نماينده تهران چشمانداز فلسفه را در عرصهي فلسفهي اسلامي و عرصهي فلسفهي غربي در مقايسه با سي سال پيش بسيار گستردهتر، متنوع، زيبا و شادابتر تشريح كرد و گفت: اين واقعيت ما را دعوت ميكند تا اين لحظهي تاريخي مهم را عزيز بدانيم و به وظايف خود در مقابل حكمت آشنا شويم و اقدام كنيم.
وي با ارائهي برخي از تجربيات خود به اهل فلسفه و در باب فلسفه اينگونه ابراز داشت كه ميان فلسفهي اسلامي و فلسفهي غربي تفاوتهاي مهم بنيادي وجود دارد كه اگر از ريشه شناخته نشود، ممكن است فلسفهي اسلامي را در شاخ و برگ گمراه كند.
رييس مجلس شوراي اسلامي، تفاوت ديگر فلسفهي اسلامي و فلسفهي غربي را در اين دانست كه فلسفهي اسلامي رفيق دين است و حال آنكه فلسفهي غربي در دوران جديد رقيب دين ميباشد.
دكتر حدادعادل، افزود: فلسفهي اسلامي هيچگاه در مقابل دين نايستاد. فلسفهي اسلامي نميخواست جانشين دين شود، بلكه در نظر دارد تا تاييديهاي بر دين باشد و به اين جهت است كه حساب فلسفهي غربي از فلسفهي اسلامي كاملا جدا است.
وي اين تفاوت بنيادي را نيز منشايي مهم در تفاوتهاي ديگر ميان فلسفهي اسلامي و غربي دانست و گفت: اگر ميبينيم كه در فلسفهي اسلامي سر اصلي متون و منابع به متافيزيك يعني هستيشناسي و الهيات تعلق دارد ناشي از جايگاه فلسفه در تمدن اسلامي است.
رييس مجلس شوراي اسلامي، افزود: ما با فلسفهي سياست، تاريخ، هنر، حقوق، تعليم و تربيت و مهمتر از همه علم سر و كار داريم كه اين حوزهها در سنت و هويت ما سابقهاي جا افتاده دارند. اما طبيعتا اين سوال نيز مطرح ميشود كه آيا ما به اين فلسفهها نياز نداريم تا بخواهيم آنرا را گستردهتر ارائه دهيم؟ آيا با فرض قبول ماهوي بنيادي ميان دو نگاه فلسفهي اسلامي و غرب ما از فلسفهي علم، سياست، هنر، تاريخ و … بينيازيم؟ آيا نميتوانيم بر پايهي هستيشناسي عميق و گستردهي خود اين فلسفههاي مضاعف را نيز متناسب با آن داشته باشيم؟ آيا ميتوانيم صاحب هنر، علم و تربيت و حقوق و امثالهم شويم، بدون آنكه مباني فلسفي آنها براي ما روشن باشد؟ مسلما ما احتياج به اين فلسفهها داريم و طبيعتا راه درازي را نيز در پيش داريم. چرا كه ما در اين راه، نو سفر هستيم.
دكتر حدادعادل، در ادامه با بيان اينكه فلسفهي اسلامي مظروفي است كه متاسفانه ظرف آموزش اسلامي در دانشگاهها در آن تعبيه نشده است، گفت: از جمله وظايف اهل فلسفه در اين دوره اين است كه اين مظروف را با ظرف متناسب كنيم. در عين اينكه نبايد به رشتهي فلسفه نيز همانند ديگر رشتهها نگاه كنيم.
رييس مجلس شوراي اسلامي، افزود: ما بايد جرات و اختيار داشته باشيم تا ظرف و مظروف را از هر دو ظرف متناسب كنيم.
وي همچنين خاطر نشان كرد: متاسفانه متون فلسفهي اسلامي كه به گذشته تعلق دارد از حيث زمان متناسب با امروز نيست. لذا ضرورت دارد تا اين ظرف متناسب با امروز تعبيه شود. در عين اينكه در بعضي از بخشهاي آن نيز نقادي وجود داشته باشد.
نماينده تهران كم توجهي حكما به تاريخ فلسفه را نيز ديگر موضوع با اهميت در علم فلسفه دانست و گفت: شهيد مطهري نيز در اين باب اظهار تاسف كردهاند كه چرا تاريخ فلسفه جدي گرفته نشده است. لذا به اين مسئله نيز بايد توجه جدي شود.
دكتر حدادعادل، آشنايي با فلسفهي غربي را نيز بدون تسلط بر زبان انگليسي غير ممكن دانست و گفت: اگر ميخواهيم دانشجويان ما با فلسفهي غربي به درستي آشنا شوند بايد مسئلهي زبان را جدي بگيريم. البته ترجمه لازم و مفيد است، اما مگر ميشود همه چيز را ترجمه كرد؟ لذا دانشجويان بايد بتوانند به متون اصلي مراجعه كنند. زيرا زمان تخصصي شدن رشتهي فلسفي در دورهي كارشناسي ارشد و دكترا فرا رسيده است.
رييس مجلس شوراي اسلامي، توجه جدي به فلسفهي تطبيقي را نيز بسيار مهم دانست و گفت: متاسفانه سوالات انبوهي كه در خصوص فلسفهي تطبيقي وجود دارد با توجه به وضع فعلي آموزش فلسفهي تطبيقي شرايط را همانند يك جنگل انبوه كرده است كه بايد به بسياري از سوالات پاسخ بدهد. لذا به نظر ميرسد برگزاري گردهمايي ديگري نيز در خصوص فلسفهي تطبيقي جايگاه ويژهاي به خود اختصاص دهد.
دكتر حدادعادل، در پايان با پيشنهاداتي براي بهتر شدن همايش اسماء، گفت: توجه به فلسفه در دوران قبل از دانشگاه، توجه به فلسفه در اين راستا كه به عموم نيز تعلق دارد و همچنين توجه به رشد و رونق فلسفه در باب بازار كار و وضعيت اشتغال فارغالتحصيلان از جمله مواردي است كه بايد به آن اهتمام داده شود تا نتيجهي مثبتي در پي داشته باشد.