بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! رقابت "دولت آباد" و "مردمشهر"، سيدمحمدهادي نژادحسينيانباسمه تعالي
حسين آقا و آقاسعيد، سالهاست كه با هم دوست اند. اقلا" سالي چهار ، پنج بار، با زن و بچه هايشان به خانه همديگر مي روند و از سير تا پياز زندگيشان را براي هم تعريف مي كنند. حسين آقا در "دولت آباد" و آقاسعيد در "مردمشهر" زندگي مي كنند. اين دو شهر كه همسايه اند، تقريبا" بيست سال پيش وضعيت مشابهي داشتند. خيابانها اغلب خاكي و شب ها تاريك بودند، اما خانه ها اكثرا برق داشتند . به دليل كمبود بودجه شهرداري، زباله ها هفته اي يكبارجمع آوري مي شدند و اين باعث كلافگي مردم در فصل تابستان بود. مواد غذايي و خوراكي هر فصل، محدود به محصولات محلي همان منطقه بود. چند سالي بود كه چند مدرسه و يكي دو هنرستان در هريك از اين دوشهر تاسيس شده بودكه بدون دريافت شهريه و با بودجه اختصاصي شهرداري ها فعاليت مي كردند. خلاصه نمودهاي تمدن جديد و رفاه ناشي از آن، تازه در اين دو شهر ديده مي شد. رفاهي كه وصف آن ، سالها نقل و نبات گفتگو هاي مردم بود. سالها بود كه جوان هاي اين دوشهر براي تحصيل به قلدرآباد مي رفتند و پيشرفت ها و امكانات زندگي راحت آنجا را براي خانواده و اقوام خود تعريف مي كردند. قلدرآباد شهري بزرگ در دور دست هابودكه درآمد زياد و وضع اقتصادي خوبي داشت . لذا جوان ها و تحصيل كرده هاي شهرهاي ديگر، اغلب جذب بازار كار آنجا مي شدند. ****** حسين آقا گفت : شهردارهاي ما ، خودشان آدمهاي خوبي اند ،اما بعضي از اطرافيانشان آدم هاي رو به راهي نيستند. مثلا" همين شهردار فعلي با اينكه آدم تحصيل كرده اي است ،اما چون تجربه كارهاي اجرايي نداشته ، كارمندهاي شهرداري ، سرش را كلاه مي گذارند. مرتب بخشنامه و آيين نامه تهيه مي كنند وايشان امضا و ابلاغ مي كند. به ايشان مي گويند اين بخشنامه ها براي ضابطه مند كردن كارها و جلوگيري از سوئ استفاده هاي احتمالي است ، ولي در واقع براي ارزشمند كردن امضاهاي خودشان است ، تا آنها كه ناپاك اند بتوانند از مردم رشوه بگيرند.زيرا همه چيز و همه كار تاييد و امضاي كارمندان شهرداري را مي خواهد و آنها هم براي دادن امضا و تاييديه بايد مخارج سنگين زندگيشان را تامين كنند! عجيب تر از همه اين كه بعضي اوقات بخشنامه هايي ابلاغ مي شوند كه براساس آنها، همه مراجعين بايد دروغ بگويند و يا دروغ بنويسند و اين موضوع را هم شهرداري و هم مراجعين آن، هر دو ميدانند. مثلا قيمت زمين و يا ساختمان را در سند رسمي دولتي آن بايد غيرواقعي نوشت. اين خلاف گفتن و خلاف نوشتن هاي رسمي ، زشتي دروغ گفتن و خلاف كردن را در شهر از بين برده است. آقاسعيد پرسيد: " مگر چندي پيش روزنامه ها ننوشتند كه هرگونه استخدام جديد براي شهرداري ها هم ممنوع شده است؟ " حسين آقاجواب داد: " بله ، برطبق قانون جديد هرگونه استخدام توسط شهرداري ها ممنوع است . اما مي داني كه هر قانوني كنارگذرهاي زيادي دارد كه مسئولين شهرداري دولت آباد ، آنها را مي شناسند و مي دانند چگونه از آنها استفاده كنند. مثلا راه حل جديدي كه شهرداري دولت آباد پيدا كرده اين است كه شهرداري قراردادي صوري براي گرفتن خدمات با يك شركت منعقد مي نمايد و تمام كساني را كه مي خواهد استخدام كند، به آن شركت معرفي و آن شركت آنها را استخدام مي نمايد و شهرداري حقوق اين افراد را به اضافه مبلغي به عنوان حق الزحمه خود شركت، هر ماهه به آن شركت مي پردازد...." آقاسعيدفكري كردوگفت: "بنابراين نتيجه قانون منع استخدام در شهرداري ها ، تنها پرداخت حقوق كاركنان بصورت غير مستقيم و از طريق يك شركت صوري است؟ " حسين آقاجواب داد: " بله ، به اضافه جور كردن كار براي شركتي صوري كه احتمالا توسط آشنايان مسئولين شهرداري دولت آباد تاسيس شده و پرداخت درصدي هم اضافي به آن شركت به عنوان حق الزحمه! " آقاسعيدبا تعجب گفت: " مگر به هر شركتي كه بخواهند مي توانند كاري را واگذار كنند؟ " حسين آقاجواب داد: " همانطوركه گفتم قوانين، كنار گذرهاي زيادي دارد كه مسئولين شهرداري دولت آباد آنها را مي شناسند و مي دانند چگونه و از كدام يك از آنها بايد عبور كنند. البته همه خلافكار نيستند ولي خلافكارهابراي كاردادن به شركت هاي موردنظرخودشان از روش هاي مختلف استفاده مي كنند. بعضي هاوقتي مناقصه اي را برگزار مي كنند، پاكتهاي پيشنهادهاي مالي را در حضور خود پيشنهاد دهندگان باز نمي كنند. لذا بعد از گشايش پاكتها و روشن شدن كمترين قيمت ، از شركت مورد نظر خودشان مي خواهند كه پيشنهادي كمتر از حداقل قيمت بدهد. بنابراين ،آن شركت را برنده اعلام مي كنند. يا در مواردي از شركت مورد نظر مي خواهند كه قيمت پائيني بدهد كه براي ديكران صرف نمي كند .بعد، در طول اجراي كار از طرق مختلف به آن شركت كمك مي كنند. دهها راه براي انجام خواسته آنها وجود دارد. مسئولين خلافكار، بسياري از كارهاي خلافي را كه بخواهند، مي توانند انجام دهند. " آقاسعيدكمي فكر كردو گفت:" حقوق ها چگونه تعيين مي شوند؟ " آقاسعيداظهارداشت: " پس به نظر مي رسد كه در زمينه تعيين حقوق تبعيضي وجود نداشته باشد. آقاسعيدپرسيد: " آيا شما ميداني كه در حال حاضر شهرداري دولت آباد چند شركت دارد؟ و چگونه شركت جديدي تشكيل مي دهد؟ درسال هاي اخير تعداد شركت هايش كمتر شده يا بيشتر؟ حسين آقانفسي تازه كردوجواب داد: تعداد دقيق شركت ها را نمي دانم، چون در بعضي از شركتها، شهرداري فقط درصدي سهم دارد و سهامداران ديگرهم هستند. بعيد مي دانم در سالهاي اخير تعدادشان كمتر شده باشد. معمولا" بخشي از درآمد حاصل از فروش شركت ها را صرف سرمايه گذاري هاي جديدمي كنند كه آن هم حساب و كتاب درستي ندارد.براي مثال همين اواخربا اينكه دو كارخانه آسفالت در شهر داشتيم، شهردارمان رفته و يك كارخانه اسفالت جديد هم براي شهرداري خريده و يك شركت براي آن تاسيس كرده است. توجيهش هم اين است كه آن دو كارخانه چون متعلق به مردم و بخش خصوصي است، گران مي فروشند و كيفيت آسفالتشان هم خوب نيست. اما همه مي دانند كه حاج علي صاحب يكي از كارخانه هاي اسفالت، مرد مسلمان خوبي است و بيست سال است كه كارخانه آسفالت دارد و جنس آسفالتش هم حرف ندارد. آخر اينها مي خواهند بين مردم زندگي كنند. خود ما 17 سال است كه كوچه مان را آسفالت كرده ايم و هنوز يك ترك نخورده، براي اين كه آسفالتش مال كارخانه حاج علي است. بيچاره حسن منفرد، صاحب آن يكي كارخانه آسفالت هم آدم درستي است، اما مردم مي گويند حاج علي با تجربه تر است و بيشتر از حاج علي آسفالت مي خرند و كارخانه حسن منفرد، روزي سه چهارساعت بيشتر كار نمي كند. خودش مي گويد دارم ضرر مي دهم و مي خواهم كارخانه آسفالتم را ببرم به مردمشهر. آخر آنجا كار زياده ! آقاسعيدرشته كلام را به دست گرفت و گفت: " شهردار ما با اينكه آدم مسلمان خوبي است ولي از خيلي جهات نقطه مقابل شهردار شماست . تمام سعي اش بر اين است كه كارمندان شهرداري را كم كند و كارها را توسط مردم انجام بدهد.مي گويد اگر بين مردم رقابت باشد ، كارهاي اجرايي را ارزانتر ، سريعتر و بهتر از شهرداري انجام مي دهند. شهردار قبلي هم خدا بيامرزدش مثل ايشان بود. شهردار جديدازوقتي كه آمده ، كارمندان شهرداري از نصف هم كمتر شده اند. البته هيچ كدامشان بيكار نشده اند ، به همشان كارداده ، لذا آنها، هم درآمدشان زيادترشده ، هم آزادند و كارمند شهرداري نيستند . اتفاقا، يك كارخانه آسفالت شهرداري داشت، آن را هم به مزايده گذاشت و فروخت . آقاي مهندس اكبريان كه مهندس مكانيك است و 15 سال در كارگاه هاي روكش آسفالت كاركرده ، كارخانه را خريده است، او كارگرها را دو شيفته كرده يعني نصفشان 8صبح تا 6 بعد از ظهر و بقيه از 8 شب تا 6 صبح كار مي كنند . درآمد كارگرها 5/1 برابر شده، چراكه كارخانه اي كه روزي 8 ساعت هم كار نمي كرد ، حالا روزي بيست ساعت كار مي كند. الان پنج كارخانه آسفالت درشهر كار مي كنند كه تمامشان مال مردم است. شهرداري كارها را به مناقصه مي گذارد و اين پنج كارخانه در رقابت باهم كمترين قيمت و زمان را براي اجراي كار پيشنهاد مي دهند. با اينكه قيمت قير نسبت به ده سال قبل گرانتر شده ولي به دليل رقابت شديد ، قيمت آسفالت پايين تر آمده است و مصرف آن به شدت افزايش يافته است، بطوري كه چهارتا از كارخانه ها دو شيفت كار مي كنند. درنتيجه مدت اجراي كارها كاهش يافته و بهره وري افزايش يافته است." حسين آقابه وسط حرف آقا سعيد پريد وپرسيد: "بهره وري يعني چي؟" حسين آقا گفت: " در روش شهرداري شما هم كه راه سوء استفاده بسته نيست. درهمين مناقصه كه شهرداري مي گذارد مي تواند كار را به دوستان و آشنايانش بدهد." آقا سعيد: " بله، چون اين مردم اند كه كارهاي اجرايي را انجام مي دهند و در بين انسان هاخطا كارهم وجود دارد لذا هيچ روش اجرايي نيست كه بي عيب و ايراد باشد. ولي مهم مقدار عيب و ايراد است. در روش شهرداري مردمشهر اگر شوراي شهر برمناقصه هاي اصلي نظارت داشته باشد، ديگر شهرداري نمي تواند سوء استفاده اي بكند و كار به كسي واگذار مي شود كه بهترين قيمت و زمان را پيشنهاد داده است. در اينجا ديگر دست شهرداري و كارمندانش بسته مي شود و اين شركت خصوصي برنده مناقصه است كه كل كار را انجام مي دهدو لذا دزدي درآن بسيار كمتر مي تواند باشد، راندمان و سرعت كار و بهره وري آن بيشتر است و از همه مهمتراينكه ديگر اجرا كننده و ناظر برآن يكي نيستند. لذا كارهاي شهرداري "مردمشهر" از همه جهات بهتر از كارهاي شهرداري " دولت آباد " اند ضمن اينكه نمي شود گفت كه هيچ ايرادي ندارند. يك نكته مهم اين است كه شهردار و كاركنان ستادي شهرداري دولت آباد، به دليل درگيري در مشكلات اجرايي پروژه هاي متعدد، آن چنان گرفتار مسائل اجرايي هستند كه فرصت فكر كردن و سياستگزاري نمودن و نظارت دقيق بركارهاي اصلي را ندارند. در حاليكه شهردار مردمشهر خيلي كمتر از آنها گرفتاري دارد و فرصت فكر كردن و سياست گزاري نمودن و نظارت عاليه بركارها را مي تواند داشته باشد." آقاسعيد توضيح داد: " اين طور كه شما گفتي ، علت عدم موفقيت آقاي صابونچي، مستقيم يا غير مستقيم، بر مي گردد به سياست ها و عملكرد شهرداري دولت آباد، وگرنه ما در مردمشهر چنين مشكلاتي را نداشته ايم. زيرا شهرداري ما مردم را كمك مي كند تا بتوانند در سرمايه گذاري هاي توليديشان موفق شوند. البته با اين كار، شهرداري خودش هم سود مي برد . چون از طرفي از سود كارخانجات و واحدهاي توليدي عوارض مي گيرد و هرچه سود آنها بيشتر شود، عوارض شهرداري هم بيشتر ميشود و از طرف ديگر با رقابت بين واحدهاي توليدي، قيمت كالاها و خدمات مورد نياز شهرداري نيز پايين آمده ودر نتيجه مخارج شهرداري هم پايين مي آيد. " حسين آقا با تعجب پرسيد: "شهرداري يك دستگاه عمومي شبه دولتي است ، اين شركتها خصوصي اند، شهرداري چطور مي تواند اينها را كمك كند؟" آقاسعيد گفت: " ببين ، اول از همه اينكه هدف شهرداري ما از فروش بنگاه هاي خودش به مردم ، كسب درآمد بيشتر از طريق كلاه گذاشتن سر مردم و به تعطيلي كشاندن واحدهاي توليدي نيست . لذا اولا" خريدارها بايد افراد ذيصلاح و باتجربه در آن رشته باشند و ثانيا" قيمت پايه فروش اين بنگاه ها هم طوري تعيين مي شود كه سوددهي مناسب را براي خريدار داشته باشد.بعضي موارد حتي قسطي مي فروشند. ثالثا"، شهرداري سعي مي كند وقتي بنگاهي به مردم فروخته شد ابتدا كار بيشتري به او بدهد تا راه بيفتد و فعالتر بشود و بتواند به تدريج بربازار مسلط شود و رشد نمايد، نه اينكه ديگر كارمعمولي را هم از او قطع كند.رابعا، شهرداري سعي مي كند كه حداكثر پيش پرداخت را در قراردادها به واحدهاي توليدي بپردازد تا مجبور نشوند پول با بهره 30 درصد قرض كنند. خلاصه شهرداري ما يك واحد توليدي فروخته شده به مردم را با دقت تا مدت ها تروخشك مي كند و حمايت مي نمايد تا بتواند روي پاي خودش بايستد ، البته بيش از كمكي كه مي كند خودش هم سود مي برد. بنظر من دليل موفقيت سياست واگذاري بنگاههاي شهرداري به مردم در مردمشهر، اعتقاد و باور قلبي شهردار و همكاران او به اين سياست است. در حالي كه در دولت آباد به دليل عدم اعتقاد شهردار و مسئولين شهر به آن ، اين سياست موفقيت چنداني نداشته است . حسين آقاجواب داد:"اتفاقا پسر برادر من مسئول مالي يكي از اين سه واحد توليدي است . ايشان مي گفت ارجاع كار بيشتر به كارخانه ما، باعث تاخير بيشتر در تحويل بلوك هاي سيماني و در نتيجه تاخير در اجراي پروژه هاي شهرداري و ضرر و زيان زياد براي شهرداري شده است. علتش هم اين است كه كارگرهاي ما كه مستخدم رسمي شهرداري هستند حقوق ثابتي دارند و بودجه اضافه كاري ما هم محدود است و آن هم بيشتر به نورچشمي ها و كساني كه مورد نظر رؤسا هستند تقسيم مي شود و لذا كاركنان عادي انگيزه اي براي كار اضافي يا بهره وري بيشتر ندارند. از طرفي چون بخش عمده بودجه شهرداري از طريق استخراج و فروش سنگ طلاي معدن متعلق به شهرداري دولت آباد تامين مي شود، لذا شهرداري در مورد هزينه هاي انجام شده براي پروژه ها به مردم پاسخگو نيست. در حقيقت مردم چون بابت اين كارها پولي به شهرداري نمي پردازند، خودشان هم ادعايي ندارند، در حالي كه معدن طلا هم متعلق به همين مردم است و شهرداري ثروت متعلق به آنها را مصرف مي كند!به هرحال شهرداري خيلي نگراني براي مخارج انجام شده و مدت زمان اجراي كارها ندارد. بگذار يك مثال بزنم. همان طور كه خودت هم مي داني ، بيست و دوسال پيش دولت آباد يك شهردار خيلي فعال و بلندپرواز داشت كه تصميم گرفت با درآمدهاي حاصل از فروش طلا ، يك فرودگاه مدرن و بسيار بزرگ براي دولت آباد و شهرهاي اطراف آن بسازد . ايجاد اين فرودگاه با سرمايه عظيمي كه لازم داشت، بهيچ وجه متناسب با وضعيت 22 سال پيش ما نبود. اما آقاي شهردار وقت با اتكاء به معدن طلا ، راسا تصميم گرفت و يك مهندس مشاور خارجي هم استخدام كرد تا فرودگاه را طبق نظر و خواسته او طراحي كند. مشاور گزارش كرد كه اين پروژه با توجه به نيازهاي فعلي و آتي دولت آباد بسيار بزرگ و پرهزينه است و از سرمايه گذاري انجام شده بهره برداري لازم نخواهد شد، لذا از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نيست و بايد فرودگاه كوچكتري را بسازيد. آقاي شهردار در جواب نوشت خداوند معدن طلايي به ما داده كه تا سال هاي سال مي توانيم همه هزينه هاي مورد نيازمان را از آن تامين كنيم ، بنابراين نگراني در مورد هزينه فرودگاه بي معناست . مشاور كفت اگر معدن طلاي شما بيكران هم باشد ولي تقاضاي ساليانه براي طلا محدوداست و درآمد ساليانه شما هم محدود خواهد بود. ازطرفي اصلا چرا بايد كاري غير اقتصادي انجام داد؟ به هرحال استدلال مهندس مشاور كارگر واقع نشد و مهندس مشاور نقشه ها را براساس نظر كارفرمايعني شهردار تهيه كرد. در ماه هاي آخر زمامداري همان شهردار بلند پرواز، پروژه از طريق مناقصه به يك شركت پيمانكار واگذار شد ولي به دليل مشكلات زياد، مخصوصا عدم امكان تامين بودجه ساليانه آن ، از همان ابتدا پيمانكار نتوانست كار را طبق برنامه اجرا نمايد و سال به سال وضعيت پروژه بدتر شد، از پيمانكار خلع يد كردند و كاررا دوقسمت نمودند و به دو پيمانكار دادند، وضعيت بدترشد. خلاصه الان 20 سالي است كه مشغول ساختن اين فرودگاه هستند. برآورد اوليه هزينه كار حدود 3 ميليارد تومان بود، ولي مي گويند تابحال 20 تا 30 برابر خرج آن كرده اند ، اما هنوز هم تمام نشده است ، اخيرا" مي خواستند بهره برداري از آن را شروع كنند، شايع است كه شهرداري حدود دو ، سه ميلياردتومان ، يعني برابر برآورداوليه هزينه پروژه ، صرف مخارج جشن افتتاح آن كرده است و بعد هم به دليل اختلافات بين مسئولين ، بهره برداري ار آن شروع نشده و شش ماهي است كه ارگان هاي مختلف با هم كلنجار مي روند، ولي اصل قضيه كه بهره برداري سريعتر از يك پروژه بزرگ شهراست، فراموش شده است." آقاسعيدپرسيد: "ميدوني چرا؟" حسين آقا گفت: " عدم تعهد و پاي بندي مسئولين !" آقاسعيدگفت: " نه ! اتفاقا مسئولين شما كه همه ادعاي تشرع و پاي بندي به خدا و دين را دارند. ظاهرشان هم كه همين را نشان مي دهد. باطن سنج هم كه نداريم تا تفاوت احتمالي ظاهر و باطنشان را تشخيص بدهيم . نه جانم ! دليلش اينها نيست . دليلش اين است كه در سيستم دولتي اموال دولت كه متعلق به همه مردم است ، صاحب ندارد. مال، بي صاحب و يا صاحب مرده است . تقريبا در همه دنيا هم همين طور است ، با كمي شدت و ضعف! سيستم دولتي كارآيي ندارد و در دنيا تجربه شده است. لذا تقريبا همه شهرداري ها اين روش كار را كنارگذاشته اند . چون اين سيستم قابل اصلاح نيست . براي اينكه حرف هاي من را باور كني سرنوشت فرودگاه خودتان را با فرودگاه ما مقايسه كن . اگر اشتباه نكنم 7 يا 8 سال بعد از شروع فرودگاه شما،شهرداري ما اعلام كرد كه مردمشهر به يك فرودگاه برزگ بين المللي نياز دارد كه چهار باند داشته باشد و حدود 10000 مترمربع زيربناي ترمينال و غيره. اما شهرداري بودجه اي براي ساخت آن نداشت ، معدن طلايي هم كه نداشت . لذا از مردم دعوت كرد كه بيايند و سرمايه گذاري كنند. چندين شركت جلوآمدند و پروژه را بررسي كردند و پيشنهاد هاي مختلفي را ارائه دادند. با بررسي پيشنهادها شهرداري متوجه شد طرحي كه مشاور براي او تهيه كرده ، بلند پروازانه است و تا 20 سال آينده هم حجم ترافيك هوايي مردمشهر به آن حد نمي رسد. تازه آن طرح ، حدودا نصف طرح فرودگاه شمابود! بهرحال شهرداري موافقت كرد كه پروژه كوچكتر شود تا هزينه آن هم كمتر شده و از طريق گرفتن عوارض از هواپيماها ، حمل بار و مسافر و واگذاري فروشگاه هاي ترمينال و غيره قابل تامين باشد . بين چهار شركت داخلي و سه شركت خارجي كه در مناقصه شركت كرده بودند ، شركت "خانه آسمان" بهترين پيشنهاد را داد و برنده شد وبعد از عقد قرارداد با شهرداري ، شركت سهامي عامي را به منظور ساخت اين فرودگاه ، تاسيس كرد. سي درصد سهام را خودش برداشت. شهرداري هم براي اينكه به مردم اطمينان دهد كه اين سرمايه گذاري مطمئن است و پول مردم از دستشان نمي رود، ده درصد سهام را برداشت و بقيه را هم به مردم واگذار كردند كه ظرف مدت يك هفته پذيره نويسي آنها تمام شد. قرار بو د پروژه ظرف چهارونيم سال به بهره برداري برسد ولي با تلاش مسئولين شركت و كمك شهرداري و پيگيري هاي مردم در جلسات ساليانه مجمع عمومي شركت، ظرف چهارسال و دوماه كاربه اتمام رسيد و بهره برداري سه ماه زودتر شروع شد. اينجا مال صاحب داشت و صاحبش هم مردم بودند. صاحب فرودگاه شما هم در واقع مردم اند ولي چون شهرداري طوري عمل مي كند كه اجازه دخالت و يا نظارت مردم را در كارها نمي دهد، لذ ا نتيجه چنين مي شود. تازه همان طور كه مي داني چون ترافيك هوايي ما خيلي زياد شده،شركت" خانه آسمان" پروژه فرودگاه دوم را شروع كرده است كه ظرفيتي حدود سه برابر فرودگاه اول را دارد. يك گزارش توجيه اقتصادي براي آن تهيه كرد و افزايش سرمايه داد و مردم با علاقه زياد در آن شركت كردند، زيرا سود پروژه اول تا بحال خيلي خوب بوده و پيش بيني آينده اين صنعت براي شهر ما خيلي اميدوار كننده است. ترافيك هوايي ما خيلي زياد شده است و غير از هواپيماهاي زيادي كه به مردمشهر پرواز مي كنند تعداد زيادي از هواپيماها در مسيرشان در فرودگاه ما سوختگيري مي كنند ، چون سرويس خوب و سريع مي دهند . از طرفي مسافر هاي بسياري از شهرهاي اطراف به فرودگاه ما جذب شده اند زيرا تعداد پروازها به فرودگاه ما بيشتر است و اغلب روزهاي هفته به همه شهرهاي مهم پرواز داريم در حاليكه فرودگاههاي شهرهاي اطراف فقط هفته اي يك يا دو روز پرواز دارند. از مقايسه اين دو پروژه مي تواني بفهمي كه سياستهاي صحيح ، چه نقش مهمي در توسعه شهرها دارند. اگر سياست ها غلط باشند، در مسيري اشتباه حركت مي كنيم و هر چه بيشتر پيش برويم از هدف دورتر مي شويم . مي بيني كه معدن طلاي دولت آباد كه بايد فرشته نجات آن شهر باشد و ظرف مدت كوتاهي آن شهر را به يكي از پيشرفته ترين شهرهاي اين منطقه تبديل كند، به دليل سياست غلط شهرداري آن ، بلاي جان مردم آن شده است و اين ثروت عظيم در دست مسئولين شهرداري قرارگرفته تا آن را صرف سرمايه گذاري هاي غيراقتصادي ، گران و طولاني مدت نموده و سياستهاي اشتباه و ندانم كاري هاي خود را با آن جبران كنند و با پرداخت سوبسيد يا يارانه يعني فروش بعضي كالاها به قيمت هاي بسيار ارزان به مردم آنها را ساكت نگهدارند . درحالي كه مردمشهر كه معدن طلا يا منبع درآمد مشابهي ندارد و بايد كليه پروژه هاي خود را بااستفاده از سرمايه هاي مردم واخذ عوارض ، ماليات و يا درآمدهايي كه براي خود ايجاد مي كند تامين نمايد، بسيار موفق تر از دولت آباد عمل كرده است." حسين آقاپرسيد: " گفتي با سوبسيد يا يارانه مردم را ساكت مي كنند. يعني چه ؟" آقاسعيدلبخندي زد و توضيح داد: "وقتي شهرداري كالا يا خدماتي را به مردم به قيمتي كمتر از قيمت واقعي آن عرضه كند، به مقدار تفاوت قيمت مي گويند سوبسيديا يارانه. مثلا اگر قيمت هركيلو نان 1200ريال باشد و شهرداري براي آن قيمت 300 ريال را تعيين كرده باشد، براي هركيلونان900 ريال سوبسيد يا يارانه پرداخت مي شود. حسين آقاگفت: " خدا پدر و مادر شهردارهاي مارا بيامرزد. اگر هر كار نادرستي هم احيانا" انجام داده باشند لااقل اين سياست سوبسيد دادنشان درست و خوب بوده است و خدا بخاطر آن، آنها را بيآمرزد. آقاسعيد! من خانواده هاي زيادي را مي شناسم كه اگر نان و گوشت و قند و چايي سوبسيدي نبود ، محال بود بتوانند اين يك لقمه غذا را به گلوي بچه هايشان برسانند.البته هر چندوقت يكبار زمزمه هايي بلند مي شود كه سياست سوبسيد غلط است و كشور را نابود مي كند و بايد برداشته شود. اما به لطف خدا مردم بيدارند و نمي گذارند . اين آدم هايي كه اين حرف ها را مي زنند با درد مردم آشنانيستند. شكم خود و بچه هايشان سيراست و از دردشكم گرسنه ها بي خبرند. " آقاسعيد، چيني به ابروهايش داد و گفت: "حسين آقا جون زود قضاوت نكن . بگذار من يك قدري برايت توضيح بدهم . در اين كه در جامعه يك قشر نيازمندي هستند كه بايد كمك بشوند تا يك زندگي قابل قبولي داشته باشند شكي نيست و همه اين را قبول دارند. اختلاف نظر در باره روش انجام اين كار است . اتفاقا اين هم از مواردي است كه شهرداري هاي دولت آباد و مردمشهر روش هاي مختلف داشته اند و ما مي توانيم مقايسه كنيم و ببينيم كدام روش بهتر و كم هزينه تراست. روش شهرداري شما چه بوده است؟" حسين آقاگفت: " شهرداري ما ده قلم كالا را با نرخ سوبسيدي توزيع مي كند. براي اين منظور هرسال دوازده كوپن مربوط به هريك از اين كالاها ، كه هركدام وزن و قيمت معيني دارد بين خانواده ها بر اساس تعداد نفرات خانوار توزيع مي كند و شهرداري هروقت كه نوبت يكي از آنها مي شود، اعلام مي كند و مردم به فروشگاه هاي مربوطه مراجعه مي كنند و كالاي مربوطه را به قيمت سوبسيدي خريداري مي نمايند. هيچ مشكلي هم ندارد وسيستم به خوبي كار مي كند." آقاسعيد هم توضيح داد: " روشي كه شهرداري ما پيش گرفته اين است كه در مورد ده قلم كالاي خوراكي و پوشاكي كه به صورت يارانه اي بايد به مردم نيازمند داده شود ، هر شش ماه يكبار مابه التفاوت قيمت آزاد و يارانه اي را براساس ميزان مصرف برآورد نموده و كوپن پول، معادل آن به افراد نيازمند تحويل مي شود. آنها مي توانند اين كوپن ها را هروقت كه نياز داشته باشند، براي هر يك ازاين ده قلم كالا بكارببرند. در حقيقت اين خانواده ها براي خريد اين ده قلم كالا مي توانند به جاي بخشي از پول آن كوپن بپردازند. به نظر من روش شهرداري مردمشهر مزاياي زير را نسبت به روش شهرداري شما دارد: حسين آقاپرسيد: " روش شهرداري ما چه اثر سويي بر توليد و يا خريد و فروش اين كالاها دارد؟" آقاسعيدگفت: " بگذار يك مثال بزنم . وقتي نان به قيمت يارانه اي به همه مردم فروخته مي شود، اين اشكالات به وجود مي آيد: حسين آقاخنده كنان گفت: "خيلي ممنون آقاسعيد ! من اصلا به اين مسايلي كه شما گفتي توجه نداشتم . مسايل اقتصادي آنقدر پيچيده است كه آدم هايي مثل من نمي توانند به راحتي آنها را درك كنند . لذاماگول تبليغات وظواهر را مي خوريم و نمي فهميم كه سياست هاي به ظاهر خوب مثل فروش نان به قيمت ارزان چه لطماتي به اقتصاد مامي زند و چه مشكلات پيچيده اي را در آينده براي ما ايجاد خواهد كرد. به هرحال خيلي ممنون. داشتي مزاياي روش شهرداري مردمشهر را مي گفتي..." آقاسعيدبه توضيحاتش ادامه داد: " بله، سه مزيت را گفتم و حالا به بقيه اش گوش كن: حسين آقاگفت: "خيلي متشكرم! امروز من خيلي روشن شدم . تا بحال مسايل اقتصادي براي من اين طور تجزيه و تحليل نشده بودند. مردم دولت آباد بيشتر درگير مسايل سياسي اند و به مسايل اقتصادي خيلي فكر نمي كنند . متخصص اقتصاد هم متاسفانه كم داريم، چون دانشكده اقتصاد نداريم ، اصلا دانشگاهي بجز دانشگاه ملي دولت آباد كه دوازده سال پيش شهرداري تاسيس كرد نداريم. بايد تعداد دانشگاه ها را زياد كرد و بچه ها را به تحصيلات عاليه تشويق كرد تا سطح دانش و فهم جامعه بالا رود و هركس نتواند سياست هاي غلط را با ظاهري فريبنده بخورد ما بدهد." آقاسعيد اضافه كرد: " مطلب كاملا صحيحي است و به مورد خوبي اشاره كردي . همين مسئله تحصيلات عاليه خودش مشكلي اساسي است . ما تا هشت سال پيش گرفتار شعار هايي در اين زمينه بوديم و لذا پيشرفتي هم در اين زمينه نداشتيم. عده اي از مسئولين ما مخصوصا بعضي رؤساي دانشگاه ها عقيده داشتند كه آموزش عالي بايد كاملا مجاني باشد و شهرداري بايد كل هزينه تحصيلي دانشجويان را بپردازد. براي مدت ده سال فقط يك دانشگاه داشتيم كه سالي 500 دانشجو مي گرفت . اما سال به سال تعدا د فارغ التحصيلان دبيرستان ها بيشتر مي شد و تنها دانشگاه ما براي پذيرش همان 500 دانشجو هم مشكل داشت . لذا كنكور بر گذار مي كرد و هرسال تعداد پشت كنكوري ها بيشتر مي شد. تا 8 سال پيش، مديركل آموزش عالي كه آدم درس خوانده ، فهميده و دنيا ديده اي بود، و هركجا هست خدا ان شاءالله سلامتش بدارد، بحث عدالت اجتماعي را مطرح كرد و گفت عدالت اجتماعي حكم مي كند كه امكانات جامعه به تساوي يا تناسب (حسب مورد( در اختيارهمه افراد جامعه قرار گيرد. ايشان اين سئوال را مطرح كرد كه وقتي ما ساليانه حدود 4000 ديپلمه فارغ التحصيل داريم، چرا بايد كل بودجه ساليانه آموزش عالي فقط به 500 نفر دانشجوي دانشگاه ملي تخصيص داده شود و به دليل گراني آموزش عالي بقيه 3500 ديپلمه نتوانند با هزينه خودشان به تحصيلات عاليه بپردازند؟ ايشان اين طرح را پيشنهاد كرد كه بودجه ساليانه آموزش عالي بين كليه كساني كه استحقاق تحصيلات عاليه دارند تقسيم و در هر موسسه اعم از دولتي يا آزاد كه تحصيل مي كنند اين سرانه توسط دولت پرداخت شود و دانشجو بقيه هزينه ها را شخصا بپردازد و از طريق ايجاد صندوق هاي وام ، به دانشجويان نيازمند كمك شود . اين سياست توانست تحولي در امر آموزش عالي ايجاد نمايد و ظرف مدت 6 سال 4 دانشگاه و يا دانشكده ديگر هم تاسيس شود، بطوري كه ما امروز ديپلمه پشت كنكور نداريم و 5 دانشگاه يا دانشكده موجود از طريق جذب اساتيد بهتر و كاهش شهريه ها در انتخاب دانشجويان بهتر باهم رقابت مي كنند. صندوق وام دانشجويي نيز عمدتا باكمك افراد خير، وام مورد نياز دانشجويان نيازمند را تامين مي كند تا پس از فارغ التحصيلي، آن را بازپرداخت نمايند.البته مسايل دانشگاهي مسايل حساس و پيچيده اي هستند و هرسياست جديد به دقت بايد توسط خود دانشجويان و اساتيد ارزيابي شود" . حسين آقاگفت: " متاسفانه شهرداري ما به همان سياست و شعار قديمي چسبيده و نتيجه آن هم اين شده كه فقط يك دانشكده خصوصي طب تاسيس شده كه جز بچه هاي مرفه هيچ كس ديگري توان پرداخت شهريه آن را ندارد. آقاسعيدگفت: " فلسفه وجودي شوراي شهر همين است . نمايندگان منتخب مردم در شوراي شهر مردمشهر، سياست ها و روش هاي كاري شهرداري را تصويب مي كنند و بر برنامه هاي اجرايي و هزينه ها ي آنها نظارت دارند. از همه مهمتر، نهادهاي مردمي و سازمان هاي غير دولتي هستند كه هر روز چندتاي جديد آنها سبز مي شوند. اينها با كمك مردم ا ز زير و بم همه كارها باخبرند و با شركت در جلسات عمومي شوراي شهر و در ملاقات با شهردار چنان سئوال و جواب مي كنند و مو را از ماست مي كشند كه كسي جرات تخلف و يا سهل انگاري در امور را ندارد. البته در مقابل ، همين نهادها كمك هاي زيادي هم به شهرداري مي نمايند. چون در جامعه ودر بين مردم هستند، مشكلات را خوب مي بينند و ريشه يابي مي كنند و اغلب راه حل هاي مناسب پيدا مي كنند و اينها را به شوراي شهر يا شهرداري مي دهند تا آنها اجراكنند. بطورخلاصه خوراك مورد نياز شهرداري و شوراي شهر براي حل مشكلات و توسعه شهر را اينها تهيه و ارائه مي دهند." حسين آقاسري تكان دادوگفت: " كاملا درست است . البته آقا سعيد همانطور كه ميداني ، ما هم شوراي شهر داريم ولي نهادهاي مردمي و سازمان هاي غيردولتي مثل شما نداريم ، چندتايي هم كه هستند شبه دولتي يا وابسته به دولت اند . دليلش هم شايد اين باشد كه چون اكثر كارها توسط خود شهرداري انجام مي شود لذا نه شهرداري احساس نيازي به همكاري با مردم دارد و نه مردم اعتقادي به همكاري با شوراي شهر و شهرداري دارند. اگر هم اعتقاد داشته باشند به بازي گرفته نمي شوند. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||