نگاهى به مشكلات زنان در دستيابى به فناوري هاى اطلاعاتى و ارتباطى، شيرين احمدنيا، ايران
شكاف ديجيتالى
* دكتر شيرين احمدنيا
اميدهايى وجود دارد كه جنبش جهانى زنان نيز بتواند تا حد زيادى از پتانسيل و وعده هاى انقلابى ارتباطات الكترونيكى، همچنانكه تمام دنيا از آن بهره مند مى شود سود ببرد. همانطور كه گيتلر(Gittler) خاطر نشان كرده، در سراسر دنيا زنان امروزه فناوريهاى اطلاعاتى و ارتباطى را در جهت اهداف جنبش زنان به كار مى گيرند. ارتباطات الكترونيكى، شبكه سازى زنان و اقدامات جلب حمايت براى ايشان را به روشهايى كه قبلاً امكان پذير نبودند، تسهيل مى كند.
در اين نوشته، ابتدا مختصراً به معنا، امتيازات و قابليتهاى آنچه كه «جامعه اطلاعاتى» ناميده مى شود، نظر مى كنيم و سپس نقش و جايگاه فعلى زنان در فضاى جامعه اطلاعاتى در سطح جهانى را مورد بررسى قرار مى دهيم به طورى كه هم امتيازات فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات براى زنان و هم موانعى كه در اين راستا وجود دارد به ويژه در ارتباط با زنان كشورهاى در حال توسعه، مورد تأكيد قرار گيرد.
سؤالاتى كه در ارتباط با زنان پيش روى ما قرار دارد عبارتند از اينكه:
- آيا زنان به عنوان نيمى از جمعيت هر جامعه، به طرز مناسبى در دنياى فناوريهاى اطلاعاتى و ارتباطات (يا جامعه اطلاعاتى) حضور مؤثر دارند؟ يا اينكه احتمالاً الگوهاى ديرينه نابرابرى جنسيتى و تبعيض عليه زنان در عرصه هاى اجتماعى و اقتصادى همچنانكه در رسانه هاى قديمى معمول بوده، در اينجا نيز دوباره تكرار مى شوند؟ موضوع شكاف ديجيتالى جنسيتى در اين ارتباط مورد بحث قرار خواهد گرفت.
- نحوه حضور زنان در اين عرصه واقعاً چگونه است؟ يا اينكه آنان به عنوان بخشى از مشاركت كنندگان در جامعه اطلاعاتى واقعاً به چه مشغولند؟ در اين ارتباط وعده هاى اصلى فناورى اطلاعاتى و ارتباطات و منافع واقعى اين فناوريها در جهت توانمندسازى گروههاى زنان فعال و نيز موانع موجود مورد توجه قرار مى گيرد.
جامعه اطلاعاتى: يك مفهوم نسبتاً جديد!
برخى بر اين باورند كه هنوز تعريفى عام از جامعه اطلاعاتى واقعاً وجود ندارد و تعاريف پيشنهاد شده اغلب نارسايند و فقط موضوعات خاص يا تأثيرات ويژه اى را مورد توجه قرار مى دهند. با اين همه، به طور كلى بسيارى به اين موضوع اذعان دارند كه جامعه اطلاعاتى پديده اى است كه در هر جنبه از زندگى افراد نفوذ پيدا كرده است و بر تك تك سلولهاى جامعه و هر بخش از فعاليتهاى آن تأثير گذاشته است.
اعتقاد بر اين است كه سه عنصر اصلى يعنى دانش و اطلاعات؛ ازدياد فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات؛ و دسترسى و كاربرد فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات، اساس و بنيان جامعه اطلاعاتى را تشكيل مى دهد.
طبق گزارش نهايى برنامه «فرصت ديجيتالى» از جانب برنامه عمران ملل متحد (UNDP, ۲۰۰۱) فناوريهاى اطلاعاتى و ارتباطاتى به عنوان تواناساز قدرتمندى براى اهداف توسعه شناخته مى شود، چرا كه ويژگيهاى منحصر به فرد آن، ارتباطات و تبادل اطلاعات را به طور قابل توجهى بهبود مى بخشد و منجر به تقويت وايجاد شبكه هاى جديد اجتماعى و اقتصادى مى شود.
- فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات فراگير و چندجانبه عمل مى كنند: اين فناوريها را مى توان در مورد محدوده وسيعى از فعاليتهاى انسانى از استفاده شخصى گرفته تا تجارت و حكومت به كار گرفت.
- اين فناوريها، تواناساز (enablor)عمده اى در خلق شبكه ها است، و در نتيجه كسانى كه به اين شبكه ها دسترسى دارند را قادر مى سازد تا از دستاوردهاى حاصله كه با افزايش استفاده، فزونى مى يابد بهره مند شوند.
- اين فناوريها، انتشار اطلاعات و دانش را با آزاد كردن محتوا از جايگاه فيزيكى آن، تسريع مى كند.
- ماهيت مجازى و ديجيتالى بسيارى از توليدات و خدمات اين فناوريها، اين امكان را فراهم آورده كه هزينه هاى جانبى به صفر برسد يا كاهش يابد.
- قدرت اين فناوريها در ذخيره كردن، بازيابى، طبقه بندى، تصفيه، توزيع و تسهيم اطلاعات بدون شك مى تواند به فوايد كارايى بيشتر در امر توليد، انتشار و داد وستد منجر شود.
- افزايش كارايى و كاهش هزينه ها در نتيجه كاربرد اين فناوريها، به ايجاد توليدات و خدمات و مجارى توزيع جديد در چارچوب صنايع سنتى و نيز الگوهاى تجارى نوين و صنايع جديد منتهى شده است.
- با ايجاد و گسترش شبكه ها، اين فناوريها مى توانند فراتر از محدوديتهاى زبانى و فرهنگى عمل كرده و از طريق امكان دادن به افراد و گروهها براى زندگى و كار در هر گوشه و هرجا، به اجتماعات محلى امكان مى دهند صرف نظر از مليت شان بخشى از جامعه شبكه اى جهانى را تشكيل دهند و سياستهاى جارى و ساختارهاى محدودكننده قانونى و نظام مند فعلى كه در درون ملتها و ميان آنها عمل مى كنند را به چالش بكشند.
در سطح جهان همگان اذعان مى دارند كه بخش فناوريهاى اطلاعاتى و ارتباطاتى سريع ترين حوزه رشديابنده اقتصاد جهانى است.
در عين حال، در تمامى كشورها فرايند ساخت جامعه اطلاعاتى برتوسعه فرايندهاى فنى و زيربنايى متمركز شده است كه از نقطه نظر جنسيتى خنثى يا بى طرف تلقى مى شود.
حضور يا غيبت زنان: مسأله شكاف ديجيتالى جنسيتى
با در نظر گرفتن مباحث جنسيتى، گاه عنوان مى شود كه فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات مى توانند آنچنانكه در اعلاميه پكن و برنامه اقدام آن همانند ساير اسناد ملل متحد تشخيص داده شده است به عنوان ابزارى براى بهبود شرايط برابرى جنسيتى و افزايش توانمندى هاى اجتماعى، سياسى، واقتصادى زنان به خدمت گرفته شوند. اما با اين حال، برخى همچنان معتقدند كه اين فناوريها مى توانند به نابرابريهاى موجود مبتنى بر جنسيت در زمينه فرصتها و منابع تداوم بخشيده و اشكال جديدى از نابرابرى ميان زنان و مردان را به وجود بياورند.
در كنفرانس مقدماتى وزيران كشورهاى اروپايى براى اجلاس جهانى جامعه اطلاعاتى تأكيد گرديد كه برابرى جنسيتى بايد همه حوزه هاى فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات را شامل شود كه عبارتند از:كاربران،توليد كنندگان و سياست گذاران. با اين حال، هرچند زنان به طور بالقوه ۵۰ درصد مصرف كنندگان توليدات و خدمات و نيز نيروى كار فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات را تشكيل مى دهند كه مى توانند ايده هاى مفيدى براى توليد محصولات جديد، خدمات و سبك هاى مديريتى نوين ارائه نمايند، اما در سطح كشورهاى منطقه آسيا و اقيانوسيه همانند ساير نقاط دنيا، زنان و مردان به طور برابر از گستره و رشد كاربرد فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات برخوردار نشده اند. زنان به ويژه از نظر دستيابى به فناوريهاى اطلاعاتى و ارتباطاتى با موانع و محدوديتهاى نهادينه شده، نظام مند و ايدوئولوژيك درگير هستند.
عدم حضور يا فقدان نظرات و ديدگاههاى زنان در جامعه اطلاعاتى حكايت از اين دارد كه فناوريهاى اطلاعاتى و ارتباطاتى «جديد» نيز انعكاس دهنده بسيارى از الگوهاى جنسيتى ( در ارتباط با قدرت، ارزشها و دورنگاهداشتن) است كه طى دهه ها در سطح رسانه هاى «قديمى» شاهد آن بوده ايم. در واقع، اين الگوها را نمى توان از روابط جنسيتى موجود در جامعه به عنوان يك كل جدا كرد. در عين حال براى زنان دستيابى به ميزانى از كنترل در عرصه ارتباطات و فناوريهاى اطلاعاتى و ارتباطاتى جهت تضمين اين امر كه منافع جامعه ارتباطاتى و اطلاعاتى به صورت برابر بين زنان و مردان توزيع مى شوند، جنبه حياتى دارد.
به اعتقاد نانسى هافكين (Nancy Hafkin)، طى پنج سال گذشته، سازمانهاى غيردولتى، چند مليتى و بنيادهاى خصوصى مقادير قابل توجهى بودجه را براى طرحهاى مروج استفاده از فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات در كشورهاى در حال توسعه اختصاص داده اند. تجربه پروژه هاى مرتبط با توسعه در حوزه هاى ديگر نشان داده كه زنان به نحو منصفانه اى از چنين طرحهايى بهره مند نمى شوند، مگر اينكه تلاشهاى خاصى براى تعيين جايگاه و نيازهاى آنان صورت بگيرد يا اقدامات مؤثرى براى مشاركت دادن آنان، به كار گرفته شود
(Virtual Seminar Series on Gender and ICTs, July ۲۰۰۲)
برخى از طرح ريزان توسعه معتقدند كه فناورى اطلاعاتى از لحاظ جنسيتى بيطرف است و در نتيجه زنان و مردان بايد به طور عادلانه از كاربرد آن منتفع شوند. با اين حال نتايج يك تحقيق (بر مبناى شش مطالعه موردى از پروژه هاى ترويج فناورى اطلاعات و ارتباطات در آسيا، آفريقا و آمريكاى لاتين) بنا بر گزارش هافكين اين فرضيه را كه زنان به نحو برابر از پرژه هاى توسعه منتفع نيستند، را مورد تأييد قرار مى دهد.
اصطلاح «شكاف ديجيتالى»(digital divide) به فاصله بين افراد داراى مهارتهاى استفاده از كامپيوتر و اشخاص فاقد اين مهارت اشاره مى كند. هرچند «شكاف ديجيتال» مى تواند به اين واقعيت اشاره داشته باشد كه زنان معمولاً از سطح سواد رايانه اى نازل ترى برخوردارند، علت آن را همچنين مى توان در عدم آموزش، فقر و دسترسى نامناسب زنان به تكنولوژى جست وجو كرد كه در نتيجه مى بينيم زنان به نسبت كمترى در دنيا از رايانه استفاده مى كنند. هرگاه زنان به آموزش وامكان دسترسى دست پيدا كرده اند شاهد آن بوده ايم كه از رايانه ها براى آموزش خود استفاده كرده اند، با ديگران شبكه هايى راتشكيل داده، فرصتهاى شغلى و اقتصادى براى خود و ساير زنان به وجود آورد ه اند و ديگران را در معلومات خود شريك كرده اند.
خانم سوزان تلتشر(Susan Teltscher) از «كنفرانس ملل متحد در مورد تجارت و توسعه» نيز اظهار داشته كه غالباً موانع اساسى بر سر راه دسترسى زنان به امتيازاتى كه فناورى اطلاعاتى و ارتباطى فراهم مى كند وجود دارد. موانعى نظير فقر، سطح پايين آموزش، عدم آشنايى با يك زبان دوم، عدم دسترسى به رايانه و شكاف ديجيتالى: يعنى ماهيت دنياى فناورى اطلاعات و ارتباطات كه تحت سلطه مردان قرار دارد.
از نظر مشاركت در دانش فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات نيز زنان در شرايط محروميت قرار دارند، چرا كه تعداد ايشان از لحاظ ثبت نام در دوره هاى آموزشى علوم و تكنولوژى نسبت به مردان در مراتب بسيار پايين ترى قرار دارد. در سال ،۱۹۹۰ درصد زنان ورودى به رشته هاى علوم و تكنولوژى در سطح دانشگاهى عبارت بود از ۱۰درصد در آفريقا، ۴۰درصد در آمريكاى لاتين، ۳۲ درصد در اروپاى غربى،كمتر از ۳۰ درصد در اروپاى شرقى و ۳۴درصد در منطقه آسيا و اقيانوسيه .(,Hamelink ۱۹۹۹)
خانم جيليان مارسل(Gillian Marcelle) از پيشقراولان فعال در زمينه توسعه و اجراى استراژيهاى عدالت جنسيتى در بخش فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات ادعا مى كند كه سياست گذارى در زمينه فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات در صورتى كه مبتنى بر فرايند تصميم گيرى آگاهانه و مطلع از مسائل جنسيتى باشد به شكل فوق العاده اى سودمند خواهد بود . با اين حال، ميزان برابرى جنسيتى در سطوح تصميم گيرى در ميان دست اندركاران فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات هنوز در سطح غير قابل قبولى است.
به نظر هاملينك (Hamelink, 1999:33) درتوزيع منابع فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات به ويژه كاربرد آن در ارتباط با زنان نابرابرى مشاهده مى شود. مشكل اينجاست كه كسب مهارتهاى فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات تقريبا تماماً به سواد ارتباط دارد، ... و چنين شرايطى به ويژه زنان را تحت تأثير قرار مى دهد، چرا كه در سراسر دنيا نرخ بيسوادى زنان نسبت به مردان بالاتر است. هرچند وى خاطرنشان مى سازد، كه اين فناوريها مى توانند ابزارى توليد كنند مبتنى بر صدا، تماس، تصوير يا نمادهايى كه مستلزم سواد نيستند، اما اين بازارهايند كه نيروى محركه براى اينگونه نوآوريهاى تكنولوژيك هستند و نيازهاى بيسوادان معمولاً از سوى آنان مورد غفلت يا بى توجهى قرار دارد .
رزا دلگادو(Rosa Delgado) از انجمن «جامعه اينترنتى» نتيجه مى گيرد كه اكثريت زنان كشورهاى در حال توسعه در نتيجه فقدان سواد رايانه اى computer literacy و غالباً كمبود آموزش از فرصتهاى حائز اهميت شغلى و تحصيلات تكميلى باز مى مانند.
مايكل پاستور(Micheal Pastor) در مقاله اش تحت عنوان «شكاف ديجيتالى در سطح جهانى هنوز وجود دارد» به گزارش اشتغال جهانى (منتشره توسط سازمان جهانى كار) ارجاع مى كند و نتيجه مى گيرد كه فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات «پتانسيل تواناساز»ى را براى بهبود شرايط زندگى زنان فراهم مى سازد، اما گزارش مذكور حقيقت ديگرى را نيز آشكار مى كند مبنى بر اينكه خلأ جنسيتى ديجيتالى نيز در سطح كشورها وجود دارد به اين ترتيب كه زنان همچنان خود را شاغلين به شغلهاى سطوح پايين ترى در عرصه فناورى اطلاعات و ارتباطات مى يابند. در حالى كه مردان به دستمزدهاى بالاتر و مشاغل پرمسؤوليت ترى صعود كرده اند.
اگرچه فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات اين قابليت را دارد كه مشاغلى را براى زنان و بهبود زندگى آنان فراهم كند، گزارش مذكور يادآور مى شود كه به طور كلى زنان به كسب درآمدهاى پايين تر، بيكارى بيشترو تمركزدر مشاغل كم مهارت تر ادامه مى دهند .
عمده ترين شكل شكاف ديجيتالى جنسيتى مربوط به استفاده از اينترنت است، به طورى كه كمترين ميزان كاربران در كشورهاى در حال توسعه، را زنان تشكيل مى دهند. به عنوان مثال، فقط ۳۸ درصد از كاربران اينترنت در آمريكاى لاتين زنان هستند، در حالى كه در اتحاديه اروپا اين رقم ۲۵ درصد، در روسيه ۱۹ درصد، در ژاپن ۱۸ درصد و در خاورميانه فقط ۴ درصد است. بنا به اين گزارش، در سطح جهان، بيشترين تعداد كاربران اينترنتى را مردان، دانش آموختگان دانشگاهى و يا آنان كه از ميانگين درآمد بالاترى برخوردارند تشكيل مى دهند. تنها آنجا كه دسترسى به اينترنت توسعه خوبى يافته است، نظير كشورهاى اسكانديناوى و آمريكا است كه از فاصله جنسيتى در استفاده از اينترنت كاملاً كاسته شده است .
طى كنفرانس تداركاتى وزيران مجمع اروپايى براى اجلاس جهانى جامعه اطلاعاتى (بخارست ۲۰۰۲) بر فهرستى از موانع خاص جنسيتى در دسترسى به فناوريهاى ارتباطى و اطلاعاتى به شرح زير تأكيد شد:
هزينه هاى بالاى دسترسى و گزينه هاى تكنولوژى،دسترسى محدود در جهت آموزش مهارتهاى جديد (فقدان اطلاعات و تشويق لازم درمورد درخواست براى فراگيرى فناوريهاى ارتباطات و اطلاعات)، ناكافى بودن شبكه ها و وجود اين تصور كه اين فناوريها «مردانه» است.
برخى نيز بر اين باورند كه تفاوتهاى موجود ميان زنان در دسترسى به اينترنت تحت تأثير اين عوامل قرار دارد:عامل جغرافيايى (تفاوتهاى مناطق شهرى و روستايى)،وضعيت خانوادگى (مادران مجرد دسترسى كمتر دارند) و سن كاربران (مشكل دسترسى براى زنان بالاى ۴۵ سال).
البته در اين مورد نيز توافق وجود دارد كه اطلاعات محدود در مورد وضعيت زنان به عنوان كاربران ، توليدكنندگان و تصميم گيران اين فناوريها، ارزيابى دقيق ترى در خصوص شكاف ديجيتالى جنسيتى را امكان پذير نمى سازد.
در مورد شكاف بين زنان در مناطق روستايى و شهرى، گالاگر و ماير(Gallagher and Mayer, ۲۰۰۱ ) خاطر نشان مى كنند كه بدون دستيابى به فناوريهاى ارتباطات و اطلاعات ، زنان در مناطق روستايى نمى توانند در منافعى كه در حوزه آموزش، درآمدزايى، بهداشت و ساير موارد كه از فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات مى تواند به دست آيد، سهيم باشند. همچنانكه مى دانيم زنان شهرى هم در ابتداى مسير استفاده از اين قابليتها قرار دارند.
با وجود كمبود اطلاعات در مورد شكاف ديجيتالى جنسيتى، شواهد محكمى وجود دارد حاكى از آنكه زنان :از منابع مالى كمترى براى خريد تجهيزات جديد برخوردارند، زمان محدودترى براى كسب مهارت ها و معلومات جديد دارند، در چارچوب و قوانين بازى جامعه اطلاعاتى(كه در آن فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات، به سرعت حوزه هاى كار و تجارت، آموزش و اداره حكومت را متحول مى كنند) اثرگذارى كمترى مى توانند داشته باشند و زنان همينطور فاقد اعتماد به نفس و دلگرمى براى پيگيرى فعالانه فرصتهاى مربوط به فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات هستند.
نويدهاى فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات براى زنان و موانع موجود
توانايى فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات در توانمندسازى زنان از طريق آموزش بهتر و ارتباطات گسترده و در جهت توليد درآمد شخصى براى ايشان نبايد دست كم گرفته شود. بوخارت و اولدر(۲۰۰۳) با اشاره به وضعيت زنان در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا يادآور مى شوند كه آداب و رسوم سنتى در همه اين كشورها مورد چالش قرار گرفته است و به ويژه بر نقش و سهم اينترنت در اين ارتباط تأكيد مى كنند. هاملنيك (۱۹۹۹) نيز معتقد است فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات اشكال جديدى از ارتباطات را به وجود مى آورد كه مى تواند زنان را قادر به فروپاشيدن موقعيت اجتماعى بسته اى كه غالباً در آن محصورند سازد. همچنين فرصتهاى نوينى را براى اشتغال زنان در مشاغلى فراهم مى آورد كه مستلزم مهارتهاى جديد است. هرچند متذكر مى شود كه سياستهاى محكمى لازم است تا اين فناوريها بتوانند تأثير مثبتى بر زندگى زنان بگذارد. در جوامع دانايى محور (Knowledge socities) كه در حال ظهور است، دستيابى به ارتباطات يك ابزار كليدى براى مشاركت و ادغام اجتماعى social inclusion به حساب مى آيد. بوخارت و اولدر (۲۰۰۳) همچنين يادآور مى شوند كه با در نظر گرفتن آنچه آنان انقلاب اطلاعاتى مى نامند بازارهاى شغلى به هيچ وجه با شتاب افزايش تعداد افراد جوانى كه به آن وارد مى شوند هماهنگ نبوده است. با ورود زنانى كه در حال حاضر قصد كاركردن دارند اين شرايط حادتر نيز شده است و طبقه جديدى از كاركنان اطلاعاتى كه احتمالاً عمدتاً متشكل از زنان خواهد بود در حال ظهور است.
ميزان بهره مند شدن از فرصتهاى ناشى از فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات براى زنان هم در درون كشورها و هم در مقايسه ميان كشورها بسيار متفاوت است. زنان ساكن در كشورهايى كه بهترين عملكرد در پروژه هاى توسعه اينگونه فناوريها را داشته اند، مانند استونى يا برخى كشورهاى اروپاى مركزى، يا زنان ساكن در مناطق شهرى در يك موقعيت ممتاز يا برترى قرار دارند.
در«گزارش نهايى برنامه فرصت ديجيتالى»(UNDP, 2001:15 ) با ارجاع به قابليتهاى فناورى هاى اطلاعات و ارتباطات در برقرار كردن ارتباط ميان افراد و اجتماعات محلى با اطلاعات و منابعى فراتر از مرزهاى جغرافيايى شان ، به ويژه بر اهميت و سودمندى اين نكته در ارتباط با اجتماعات به حاشيه رانده شده و گروههايى مانند زنان، جوانان و اقليتهاى قومى تأكيد شده است. افراد اين گروهها مى توانند به اطلاعات مورد نظر خود دسترسى پيدا كنند و به تبادل اطلاعات موردعلاقه خود بپردازند، قدرت جمعى خود را تقويت كنند و راه حلهاى مناسب براى بهبود و توسعه شرايط خود را بيابند. به عنوان نمونه از گروه زنان فعال در مكزيكوسيتى ياد شده است كه توانستند با برقرارى ارتباط با گروه زنان همفكر خود در كاليفرنيا از طريق پست الكترونيكىe-mail اطلاعات مفيدى را در مورد كارخانه نساجى اى كه در آن مشغول به كار بودند كسب كنند و در جريان چانه زنى در باب شرايط كارى خود با مديريت كارخانه از آن در جهت حمايت از حقوق خود سود ببرند!
كابررا- بالزا (Cabrera-Balleza) بر اساس نتايج يك طرح پژوهشى درباره استفاده از فناوريهاى ارتباطات و اطلاعات توسط سازمانهاى زنان در آسيا و اقيانوسيه به اين نتيجه رسيد كه گروههاى زنان با بهره گيرى از امكانات اين گونه فناوريها توانسته اند در زمينه هاى زير به موفقيتهايى دست يابند:
- انجام تحقيق و دستيابى به اخبار و اطلاعات
- بهبود مهارتها و معلومات شخصى و سازمانى
- پيگيرى و مشاركت در برنامه هاى زنان در مقياس جهانى
- انتشار اطلاعات و محصولات و مطالب تبليغاتى
- كسب شناخت در زمينه عوامل مؤثر بر توسعه در سطوح محلى و منطقه اى
- تبادل اطلاعات و تجربيات
- تنظيم و هماهنگى فعاليتها هم در كشور و هم در خارج از كشور
- مشاركت در جامعه مدنى و اجتماعات محلى
- شناسايى مرتبطين جديد و گسترش شركاى توسعه
- ارائه درخواست براى حمايت هاى مالى و فنى.
پژوهشى كه كابررا- بالزا از آن نام برده همچنين نشان مى دهد كه اوج استفاده از اين فناوريها در به كارگيرى «پست الكترونيكى» است كه براى مقاصد اجرايى و ادارى و براى مكاتبه با كمك دهنده ها و شركاى بين المللى و منطقه اى مورد استفاده قرار گرفته است. اينترنت نيز از سوى ديگر براى شبكه سازى و دسترسى به اطلاعات و جلب حمايت مردمى مؤثر واقع شده است.
فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات مى تواند همچنين براى زنانى كه مسؤوليت مراقبت از كودكان را دارند يا آنان كه دور از مراكز شهرى سكونت دارند، مزاياى زيادى به همراه داشته باشد و براى مثال براى آنان فرصت كار از منزل يا به عبارت ديگر «دوركارى» (teleworking) را فراهم آورد.
سوزان تلشتر از «كنفرانس ملل متحد در خصوص تجارت و توسعه» همچنين تأكيد مى كند كه فناوريهاى جديد مى تواند براى زنانى هم كه درگير امور و فعاليتهاى تجارى و اقتصادى business women هستند، امتيازاتى چون افزايش بهره ورى، ارتقاى ظرفيت كارى، راههاى ارتباطى بيشتر و صرفه جويى در زمان و هزينه ها را به ارمغان آورد.
همچنين به منظورافزايش توانايى مؤثر زنان در بهره گيرى از فناوريهاى اطلاعاتى ارتباطى، توصيه هاى متعددى به عمل آمده است كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مى شود:
- اطمينان حاصل شود از اينكه جنسيت در سياستها و برنامه هاى فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات لحاظ يا جارى شده باشد و زنان در نهادهاى تصميم گيرنده و سياستگذار حضورداشته باشند.
- با گسترش سياستهاى دولتى كل نگرانه در زمينه اين فناوريها، آنها را براى زنان قابل دسترس تر مفيد و مربوط سازند به نحوى كه نيازهاى زنان و موضوعات جنسيتى مدنظر قرار گيرد.
ثبت نام دختران در برنامه هاى آموزش اين فناورى ها از طريق تدارك امكانات عملى و تشويقى مانند بورسهاى تحصيلى و فعاليتهاى ارتقاى آگاهى رسانى در اين باب تشويق شود.
- فراهم كردن حمايت هاى مالى اضافى براى ترويج استفاده از اين فناوريها در ميان گروههاى زنان
- هدايت آموزش هاى مستمر در زمينه استفاده از اين فناوريها و قابليتهاى آن (مانند مبادله ساده اطلاعات، تحقيق، پردازش و ذخيره اطلاعات)
- برگزارى كارگاههاى اطلاع رسانى در مورد منافع اين فناوريها به ويژه به عنوان يك ابزار ارتباطى مؤثر.
انتشار وسيع(هم بصورت چاپى و هم به صورت فايلهاى الكترونيكى) نتايج پژوهشهاى صورت گرفته درموضوع زنان و فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات به ويژه تحقيقاتى كه الگوهايى از كاربرد موفقيت آميز اين فناوريها را توسط سازمان هاى زنان ارائه مى دهند.
فهرستى از توصيه ها نيز از سوى كنفرانس مقدماتى وزيران پان اروپايى در اجلاس جهانى جامعه اطلاعاتى عنوان گرديده كه مخاطبين آن همه شركت ها، دولتها، بخش خصوصى، جامعه مدنى و جامعه بين المللى را شامل مى گردد. اين توصيه ها عبارتند از:
- اعمال ديدگاه معطوف به جنسيت در تدوين استراتژيهاى ملى استفاده و گسترش فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات و درگير كردن كامل زنان درتوسعه نظامهاى حكومت الكترونيكى.
- سامان دادن و توسعه ظرفيت زنان براى استفاده از اين فناوريها در جهت اهداف كارآفرينى و گسترش امورتجارى و اقتصادى.
- راه اندازى فعاليتهايى به ابتكار حكومت ها به منظور تشويق جريان سازى جنسيتى در مورد مؤسسات ارتباطات از راه دور.
- راه اندازى فرايند تدوين گزارشهاى ملى جهت ارزيابى وضعيت زنان و مردان به عنوان كاربران، توليدكنندگان و سياستگذاران در قلمرو فناورى هاى اطلاعات و ارتباطات.
تاكنون برخى اقدامات حمايتى نيز در سطح بين المللى براى ترويج و تشويق استفاده از فناوريهاى ارتباطات و اطلاعات در ميان زنان صورت گرفته است و از آن جمله سازمان ملل متحد، دو اجلاس در سال ۲۰۰۲ براى تسهيل دسترسى زنان به اين فناوريهاى جديد برگزار نمود. يكى از اين نشستها تحت عنوان «فناوريهاى جديد اطلاعات و ارتباطات و تأثير و كاربرد آنها به عنوان ابزارى براى پيشرفت و توانمند سازى زنان» در جمهورى كره در نوامبر ۲۰۰۲ برگزار شد و ديگرى تحت عنوان «مشاركت و دسترسى زنان به رسانه ها و تأثير آن به عنوان ابزارى براى پيشرفت و توانمندسازى زنان» با همكارى كميسيون اقتصادى و اجتماعى ملل متحد براى آسياى غربى نيز در نوامبر ۲۰۰۲ در بيروت، لبنان برگزار شد.
نكته مهم اين است كه در تدارك براى برگزارى اين دوجلسه، زنان براى شركت در جلسات گفت وگوى هفتگى از طريق اينترنت دعوت شدند تا درباره موضوعات كنفرانس ها و توانمندسازى زنان و فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات نظرات خود را مطرح سازند.
بايد توجه داشت كه در كنار منابع و فرصتهايى كه اين فناوريها براى زنان فراهم مى سازند، موانعى نيز براى استفاده زنان و دستيابى به اين فناوريها وجود دارند. مواردى از اين موانع و محدوديت ها در پژوهشى كه در منطقه آسيا و پاسيفيك صورت گرفته است به شرح زير فهرست شده است:
- عدم ثبات سياسى، اقتصادى و اجتماعى. اين مسأله بويژه در قفقاز، ارمنستان، آذربايجان و گرجستان و منطقه آسياى مركزى نقل گرديده بود كه خود را در نرخ بالاى تورم، مناقشات مسلحانه داخلى يا ساير اشكال آشوبهاى داخلى، نسبت بالاى بلاياى طبيعى و ميزان بالاى اقتدار مركزى نشان مى دهد.
- فقدان سياستهاى ملى تشويق كننده فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات به عنوان ابزار توسعه كه مى تواند از ضعف زيرساختهاى اين فناوريها مانند خطوط تلفن ناكارآمد يا نبود برق در برخى مناطق روستايى و مناطق دور در اقيانوسيه و قسمتهايى از آسيا كه هنوز دسترسى به برق ندارند، ناشى شده باشد.
- هزينه هاى سخت افزار و نرم افزار كامپيوتر و هزينه نگهدارى و اتصال بخصوص هزينه نرم افزارهاى داراى مجوز. هزينه متوسط ماهانه يك اشتراك اينترنتى در كشورهاى حوزه اقيانوسيه كه مورد مطالعه قرار گرقته اند ۵۰ دلار آمريكا برآورد شده است. هزينه آن ظرف يكسال بالغ بر يك چهارم يا نيمى از سرانه توليد ناخالص ملى در بسيارى از كشورهاى منطقه اقيانوسيه مى گردد كه البته شكى نيست اكثريت مردم اين كشورها توان پرداخت آن را ندارند. از سوى ديگر، گروههاى زنان در شرق و جنوب شرقى آسيا كه به فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات، به ويژه به اينترنت و پست الكترونيكى دسترسى داشته اند، تصديق كرده اند كه هزينه هاى ارتباطى آنان به خاطر به كارگيرى فناوريهاى جديد، بسيار كاهش يافته است.
- عدم برخوردارى از مهارتهاى كامپيوترى يا كمبود مهارت در اين زمينه. برخى از زنان در ناحيه اقيانوسيه در زمينه ى حوزه هاى مختلقى نظير نصب يا نگهدارى سخت افزار يا نرم افزار، مهارتهاى مبتنى بر اينترنت مانند telnet، f.t.p يا شبكه هاى ارتباط از طريق پست الكترونيكى (mailing lists) واقعا با مشكل روبرو بوده اند. نمايندگان يك سازمان غيردولتى زنان از فيجى تحت عنوان «اقدام زنان براى تغيير» عنوان كردند كه آنان حتى استفاده از فكس يا تلفن را ترجيح مى دهند. گروههاى ديگرى در منطقه اقيانوسيه نيز اظهار نمودند كه تماسهاى حضورى و جلسات گروهى هنوز روشهاى مؤثرترى براى ارتباطات با ديگرسازمانهاى زنان در مقايسه با ارتباطات الكترونيكى شبكه اى است.
- آگاهى محدود زنان در زمينه انواع ديگر امكانات و فرصتهاى فراهم شده به وسيله فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات ( به غير از دسترسى به اطلاعات).
- محدوديت دسترسى به اطلاعات آنلاين به زبانهايى غير از انگليسى. انگليسى در بسيارى از كشورهاى آسيا و اقيانوسيه نه زبان اول است و نه زبان دوم و در صورتى كه هر استراتژى اطلاعاتى بخواهد مؤثر واقع شود يكى از مسائل اوليه كه مى بايستى در نظر گرفته شود زبان است. زبان روسى ممكن بود بتواند در قفقاز و منطقه آسياى مركزى تأثير بيشترى داشته باشد. زبان چينى در چين، هنگ كنگ و تايوان و زبان بهاسا در مالزى و اندونزى.
در اين گزارش همچنين كيفيت اطلاعات ارسال شده بر روى وب يا گردش اطلاعات به واسطه ساير اشكال فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات به عنوان يكى ديگر از موضوعات كليدى در ارتباط با زنان مطرح شده است. نسبت قابل توجهى از اطلاعات بر روى اينترنت از نوع پرونوگرافى است. تعدادى از زنان آسيا و پاسيفيك به وسيله اينترنت به سمت فحشا سوق داده شده اند.
از سوى ديگر، گفته مى شود از اين فناوريها به نحو مؤثرى در تلاشهاى جهانى جهت پايان بخشيدن به قاچاق زنان و دختران (حدود ۷۰۰ هزار زن و كودك هرساله قاچاق مى شوند) استفاده شده است. به عنوان مثال، از ابتداى سال ۱۹۹۵ از اينترنت براى ايجاد همكارى بين المللى، مذاكره و تبادل تجربيات براى خانمه دادن به قاچاق زنان استفاده شده است. در مواردى هم از اين فناوريها براى گردآورى اطلاعات در خصوص قاچاق، اطلاع رسانى عمومى در اين زمينه و حتى رهايى زنان قاچاق شده و بازگردانيدن آنها از طريق فراهم نمودن آموزشهاى شغلى، استفاده گرديده است.
توصيه هايى نيز براى غلبه بر موانع و محدوديتهاى دستيابى زنان آسيا و اقيانوسيه به فناوريهاى اطلاعاتى و ارتباطات به عمل آمده است. برخى از اين توصيه ها به شرح زير فهرست گرديده است:
- بازسازى مجدد اطلاعات در دسترس بر روى اينترنت و تركيب امكانات اينترنت با امكانات رسانه هاى «سنتى» يا جا افتاده تر نظير راديو و چاپ.
- آموزش و ظرفيت سازى در مورد سازمانهاى غيردولتى زنان و گروههاى مردمى در زمينه مهارتهاى متعدد فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات - برخى از اين نمونه ها آموزشى فعاليتى بوده است كه توسط يك سازمان غيردولتى تحت عنوان «آموزش شبكه سازى الكترونيكى زنان» صورت گرفت و نمونه ديگر آموزش انجمنهاى مردمى زنان درباره فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات كه توسط يك سازمان غيردولتى زنان در مانيل صورت گرفته است.
- تسهيل ايجاد و گسترش متون و محتوا بر روى وب، توليد و استفاده از منابع مربوط به اين فناوريها به زبانهاى متفاوت. دو نمونه از اجراى اين راه كار شامل تهيه بانك اطلاعات چند زبانه (توسط سازمان غير دولتى aworc) و توليدات رسانه اى ويژه زنان است كه به همت گروههاى رسانه اى زنان صورت گرفته است(توسط سازمان غيردولتى Isis international)
شبكه سازى و همكارى با ساير سازمانهاى رسانه اى و گروههاى جلب حمايت براى افزايش قابليت دسترسى اين فناوريها به واسطه همگرايى فناوريهايى نظير راديو و اينترنت.
بوخارت و اولدر(۲۰۰۳) به ظهور نوعى انقلاب اطلاعاتى در خاور ميانه اشاره داشته و متذكر شده اند كه اين منطقه زمانى يكى از پيشرفته ترين بخشهاى دنيا بود؛ مردم اين منطقه در رياضيات، نجوم، علوم و پزشكى مهارت داشتند و به خاطر شعر و هنرهاى ديگر شهرت داشتند. اين پيشرفت با گسترش امپراتورى اسلامى همزمان شد و در واقع آنچه امروز تحت عنوان خاور ميانه و شمال آفريقا باقى مانده است، بقاياى همان امپراتورى بزرگ اسلامى است. اين دو پژوهشگر بر اين باورند كه اين منطقه بار ديگر با اقتصاد جهانى در حال پيوند خوردن است و با گسترش اخير فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات كه به توسعه اقتصادى اين منطقه كمك مى كند بار ديگر آن را در ارتباطى نزديك با اقتصاد جهانى قرار مى دهد. اين دو محقق در گزارش خود جدولى از شاخصهاى فناوريهاى اطلاعات و ارتباطات را در تأييد اين نظر خويش ارائه مى كنند . طبق نظر ايشان، ارتباطات از راه دور در سراسر منطقه خاورميانه و شمال آفريقا در طى ۱۰ سال گذشته بسيار بهبود يافته است هرچند هنوز بسيارى كشورها به لحاظ تعداد خطوط تلفن، ارتباطات بين المللى و بويژه خدمات و ارتباطات اينترنتى زير ميانگين هاى جهانى قرار دارند.
-----------------------
*دكتر شيرين احمدنيا استاديار دانشگاه علامه طباطبايى (عضو دپارتمان هاى جامعه شناسى و مطالعات زنان) است.