چهارشنبه 7 اردیبهشت 1384   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

در مسير تجربه، كار گروهى در نشريات دانشجويى، ساناز اقتصادنيا، ايران

مراحل انتشار تك برگ نسل سوم

۱- معمولاً انتشار تك برگ با خواب ديدن يكى از اعضاى نشريه بخصوص مدير مسؤول و سردبير شروع مى شود.
۲ - بايد در اعضاى هيأت تحريريه حس و هوس انتشار كردن ايجاد شود.
۳ - هنگامى كه احساسات درونى افراد شروع به جوشيدن كرد هر يك از افراد مقاله يا گزارشى را تنظيم مى كنند و استعداد و توانايى خودرا بروز مى دهند وهمچون آتشفشان فوران اطلاعات مى كنند.
۴ - بعد از نوشتن مطالب و ويراستارى توسط ويراستارهاى حرفه اى مطالب براى تايپ نزد تايپيست هاى حرفه اى تر از ويراستارها مى رود.
۵ - در مرحله تايپ كه معمولاً درخوابگاه انجام مى شود هر مطلب نزد يكى از اتاق ها فرستاده مى شود و با كامپيوترهاى كاملاً به روز شده تايپ مى شود.
۶ - ...
۷ - ...
۸ - ...
(برگرفته از مجله نسل سوم ـ شماره ۱۲)

همه چيز از چند برگ كاغذ مچاله شده كه گوشه حياط دانشگاه افتاده بود، آغاز شد. آن را برداشت و باز كرد. نشريه اى بود كه چند سال قبل در همان دانشگاه منتشر مى شد وهمان سال ها صاحبان آن، عطايش را به لقايش بخشيدند. كاغذها را برداشت و با خودش به خوابگاه برد. با بچه ها نشستند و درباره همان چند ورق، ساعتها صحبت كردند.
نتيجه اش ،چند برگ كاغذ ديگرى بود كه به اسم نشريه دانشجويى از ماه بعد و به همت همان دانشجوها منتشر شد.
چاپ نشريات دانشجويى هركدام حكايت خودش را دارد. شايد اينكه چطور انگيزه انتشار نشريه در ذهن يك دانشجو شكل گرفته، جذاب و خواندنى باشد اما مهم تر از آن همكارى گروهى چندين جوان هم سن و سال است كه نتيجه اش به صورت چند ورق كاغذ در قطع هاى مختلف منتشر مى شود.
يكى ماهنامه منتشر مى كند، ديگرى هفته نامه ،آن يكى دوهفته نامه و... اصلاً ماجراى چاپ مجله دانشجويى از همان ابتداى كار جذاب است.
بچه هايى كه انگيزه هاى مشابهى دارند، دريك كلاس خالى و بدون استاد جمع مى شوند و يكى يكى نام هاى پيشنهادى براى مجله را روى تخته مى نويسند، رأى مى گيرند و بعد درباره نوع مطالب با هم بحث مى كنند.
آنها قدم به قدم كوچه هاى تجربه را طى مى كنند و در تلاشند تا در برابر بادها و توفان مشكلات ايستادگى كنند.
مجله دانشجويى در هر دانشگاهى زياد منتشر و به سرعت تعطيل شده است. كم پيش مى آيد نشريه اى كه مجوز انتشار در دانشگاه بگيرد، تا چند سال بعد هم دوام بياورد. به دلايل مختلف كه مهم ترين آنها يكى هزينه زيادى است كه معمولاً دانشجوها از پس آن بر نمى آيند و ديگرى فارغ التحصيل شدن پايه گذاران نشريه است.
« نسل سوم» هفته نامه اى است كه دانشجوهاى دانشگاه علوم طباطبايى (دانشكده علوم اجتماعى) منتشر مى كنند. دانشجوهاى سال اولى رشته جامعه شناسى پايه گذار آن بوده اند و حالا كه دو سه ماهى از انتشار آن مى گذرد ، اميد زيادى به تداوم چاپ آن دارند. عماد برقعى، مدير مسؤول «نسل سوم» مى گويد: « ما بيشتر مشكلات را پشت سر گذاشته ايم. توفانها را گذرانده ايم و آمده ايم كه بمانيم».
«نسل سوم» تيراژ محدودى دارد. در دويست نسخه منتشر مى شود و بيشتر درآمدش را از طريق تك فروشى (پنجاه تومان)به دست مى آورد. فؤاد شمس، سردبير نسل سوم مى گويد: «مجله هزينه چندانى به غير از چاپ و تكثير ندارد. همه كارها را با كامپيوتر خودمان انجام مى دهيم. بقيه هزينه ها هم يا از طريق تك فروشى تأمين مى شود يا كمك دوستان و هم دانشگاهى ها».
ظاهراً اساتيد و دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه علامه براى چاپ مجله نسل سوم، كمك زيادى مى كنند. حتى خيلى از استادها از نظر مالى هم كمك مى كنند. شمس مى گويد: «خانم دكتر احمدى نيا، از ما خيلى حمايت مى كنند او حتى يك بار يكى از سؤالات امتحانى را از داخل مجله ما طراحى كرده بود».
بچه هاى نسل سوم هميشه جلساتى را قبل و بعد از چاپ مجله برگزار مى كنند. يك جلسه مربوط به هيأت تحريريه است كه با حضور چهار نفر برگزار مى شود. عماد برقعى، فؤاد شمس، سارا كريمى (دانشجوى رشته ارتباطات) و فرهنگ سلامى (دانشجوى رشته برنامه ريزى ) كه درباره موضوع مطالب شماره بعد و جزئيات آن صحبت مى كنند. جلسه ديگر هم به نقد و بررسى نشريه با حضور مخاطبان، اختصاص دارد.
برقعى درباره حمايت سايت هاى خبرى از نشريات دانشجويى از جمله نسل سوم مى گويد:« خيلى از سايت هاى خبرى به وبلاگ مجله ما اشاره مى كنند و همين باعث مى شود، مخاطبان بيشترى بانشريه ارتباط داشته باشند.
ما از اين طريق توانسته ايم مقالاتى از دانشجويان ايرانى مقيم قبرس، يا كشورهاى ديگر و حتى دانشجوهاى ساكن در ديگر شهرها مثل مشهد داشته باشيم».
معمولاً در اين قبيل نشريات، وظايف چندانى براى هر دانشجو تعيين نمى شود وهمه چيز بستگى به ميزان فعاليت اعضاى مجله دارد. يك نفر پيگيرى مطالب را انجام مى دهد، ديگرى با كامپيوتر كار مى كند، آن يكى مجله را توزيع مى كند و... بچه هاى نسل سوم معتقدندكه نشريه آنها طرفدار زيادى در دانشگاه دارد، طورى كه روزهاى فروش مجله، آنقدر اطراف ميز آنها شلوغ مى شود كه ديگر قادر نيستند حتى چهار قدم آن طرف تر شان را ببينند.
شمس مى گويد: «معمولاً يك نفر هم نمى تواند از صبح تا بعدازظهر پشت ميز بنشيند ومجله بفروشد، چون همه به هر حال كلاس داريم براى همين شيفتى كار مى كنيم».
از جو صميمانه دانشگاه مى گويند ودوستى كه ميان دانشجوها حاكم است. تعريف مى كنند كه چطور همه به آنها كمك مى كنند تا مجله به فروش برسد. چطور كنار ديوار مى ايستند و كاغذهاى داغ داغى راكه تازه از كپى بيرون آمده، داخل هم قرار مى دهند. چطور براى آنها تبليغ مى كنند و ازشان حمايت مى كنند.
دردانشگاه علامه طباطبايى نشريات ديگرى هم از جمله مچاله، چهار برگ بارقه، پويان و... منتشر مى شود.اما نكته جالب توجه اينجاست كه دانشجوهاى رشته ارتباطات (روزنامه نگارى) هيچ كدام فعاليت چشمگيرى در انتشار مجله دانشجويى ندارند.
اين موضوع در مورد بچه هاى دانشگاه تهران هم صادق است. بهروز كريمى دانشجوى رشته اقتصاد دانشگاه تهران كه سردبير نشريه دانشجويى «خاك » است هم درباره اين موضوع مى گويد:«دانشجوهاى رشته ارتباطات دانشگاه تهران، كمكى به ما نكرده اند. در واقع نتوانسته ايم با هم رابطه اى برقرار كنيم. آنها هم ما را در اين كار راهنمايى نكرده اند».
«خاك» مجله اى است كه دوازده شماره از انتشار آن مى گذرد و دانشجوهاى رشته هاى مختلف دانشگاه تهران (سينما ، اقتصاد، علوم اجتماعى و...) به خاطر فكر وانگيزه هاى مشتركشان در زمينه مسائل اجتماعى براى انتشار آن دور هم جمع شده اند.
اگرچه هيأت تحريريه آنها در ابتدا فقط شامل سه نفر بوداما پس از گذشت يكسال به پانزده نفر افزايش يافت؛ پانزده نفر در سطوح تحصيلى كارشناسى و كارشناسى ارشد. به قول خود كريمى زاده: «ما كم كم و به صورت تجربى پيشرفت كرديم». اين حرف را وقتى مى گويدكه درباره ميزان آگاهى آنها از كارهاى فنى نشريه مى پرسم.
«ما خيلى چيزها را درحين كار يادگرفتيم.مثلاً من خودم تا قبل از فعاليت در مجله، تايپ كردن بلد نبودم و درحين كار، حروفچينى ياد گرفتم. همه شماره هاى اول مجله را هم با دست صفحه بندى مى كرديم. هنوز هم جلدنشريه را با دست مى بنديم. چون كار گرافيكى چندانى بلد نيستم. اما الآن ديگر بيشتر كارها را با كامپيوتر انجام مى دهيم».



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




خاك هم مثل باقى نشريات ، از طريق تك فروشى (با تيراژ هزار وصد نسخه) و كمك هاى دانشجويان ادامه حيات مى دهد و بنابر گفته سردبير مجله : «تا به حال كمك هزينه اى كه به نشريات ديگر مى دهند، به خاك تعلق نگرفته است».
اين مجله دانشگاه تهران اما به غير از جلسه تحريريه كه بين خود اعضاى فعال نشريه برگزار مى شود، جلسه ديگرى براى تبادل نظر بين مؤسسان خاك و مخاطبان آن برگزار نمى كند ونقد و انتقادها به صورت شفاهى بين دانشجويان انتقال مى يابد.
دانشگاه تهران ، كه چهل و چهار هزار نفر دانشجو دارد به مثابه شهرى است فرهنگى كه تمام شهروندان آن تحصيل كرده اند و دراين شهر حدود بيست نشريه منتشر مى شود؛ نشرياتى كه هر كدام مخاطب خاص خودش را دارد و بسترى است براى تجربه و تبادل اطلاعات . اصلاً فعاليت در نشريات دانشجويى ، راهى است براى كسب تجربه و تمرين يك كار گروهى درست وحسابى.





















Copyright: gooya.com 2016