باز هم روز معلم رسيد، معلمان همچنان نگران نان و منزلت، اعتماد
گروه اجتماعي: چهل و چهار سال پيش كه دبير فلسفه دبيرستان جامي تهران دكتر ابوالحسن خانعلي در جريان اعتصابهاي معلمان كشته شد روز 12 ارديبهشت بود، 18 سال بعد كه آيتالله مطهري نيز به شهادت رسيد باز از قضاي روزگار 12 ارديبهشت بود.
معلماني كه از 40 سال پيش تا به حال تدريس كردند و موهايشان در اين چهل سال در كلاسهاي درس سفيد شده به ياد ميآورند كه از همان زمانها 12 ارديبهشت، روز معلم نام گرفت و سنتي ايجاد شد كه بر طبق آن دانشآموزان از آموزگاران خود در اين روز قدرداني كردند. اين سنت نيكويي بود و در ابتدا به مذاق آموزگاران و دانشآموزان هر دو خوش ميآمد، اما با گذر زمان معلمان همچنان از حداقل خدمات و دستمزدهاي لازم براي گذران زندگي محروم ماندند و با كمترينها سر كردند تا معلمي در فرهنگ ما همچنان به عنوان شغلي شريف باقي بماند و نه بيشتر.
روزهاي از دست رفته
ما مكتبخانهها را نديدهايم و نميتوانيم احساس كنيم كه ملاهاي مكتبخانه چگونه با روغن و چاي و قند دانشآموزان خود امرار معاش ميكردهاند، اما امروز كه مدارس مدرن شدهاند، معلمان متفقالقولند كه دستمزدهايشان براي گذران زندگي كفايت نميكند. در اين زمينه دغدغههاي بزرگي وجود دارد كه معلمان هر يك به نوعي از بابت آن احساس دلنگراني ميكنند.
تبعيض بين دريافتي معلمان با ساير كاركنان دولت، افزايش بيست و پنج درصدي فوقالعاده شغل، فراهم نبودن امكانات رفاهي و درماني مناسب، تبعيض بين صف و ستاد در آموزش و پرورش، تامين نشدن مسكن فرهنگيان به شكل مناسب و عدم توجه به جايگاه معلم با توجه به شاني كه از لحاظ اجتماعي بايد داشته باشد تنها بخشي از دلنگرانيهاي معلمان را شامل ميشود.
از طرفي بررسي اقتصادي مطالبات معلمان نشان از آن دارد كه اين مطالبات سالهاي سال است بدون پاسخ مطلوبي معطل مانده است و به واسطه فشارهاي اقتصادي، خانوارهاي فرهنگي اكنون با نوعي عدم تعادل روبرو شدهاند كه نتيجه آن چيزي جز فشارهاي فزاينده روحي و رواني، روي آوردن آنها به مشاغل كاذب و نه چندان مناسب شان معلم و بروز بزههاي بيسابقه در بين متوليان تعليم و تربيت و كاهش موقعيت اجتماعي معلمان نبوده است و زمينه را براي اعتراضهاي صنفي اين قشر فراهم آورده است.
اعتراضهاي بينتيجه
يكي دو سال گذشته معلمان به دلايل مختلف اعتراض خود را نسبت به وضعيت نامناسب شغلي خود نشان دادند. از اعتراض به نظام هماهنگ پرداخت گرفته تا تحصن معلمان در جلوي پارلمان براي ابراز نارضايتي نسبت به عدم استخدام معلمان حقالتدريس همگي نشان از عمق ناكارآمدي ساختار آموزشي براي برآوردن مطالبات معلمان دارد. معلمان ميگويند كه مسوولان در عمل به وعدههاي خود براي برآوردن مطالبات آنها خلف وعده كردهاند و اكنون چارهيي جز تجمع و تحصن و اعتراضهاي صنفي در اين زمينه نمانده است.
آشتياني يكي از معلمان با سابقه كه در تجمعهاي گذشته معلمان حضور داشته است در اين مورد به «اعتماد» ميگويد: به رغم قولهاي مساعد آموزش و پرورش، هيچگاه عمل به وعدهها آن طور كه مورد انتظار معلمان بود مشاهده نشد. حتي در همين وعده آخري هم كه مسوولان آموزش و پرورش به معلمان دادند و اعلام كردند بخشي از مطالبات كه شامل حقوق معلمان حقالتدريس در اسفندماه، پاداش معلمان مناطق محروم كمكهاي غيرنقدي و يارانه مسكن ميشود عملي نشد و با گذشت بيش از يك ماه از سال جديد، معلمان حقالتدريس هنوز حقوق اسفندماه خود را دريافت نكردهاند.
اين معلم كه اكنون به تدريس در دبيرستاني در تهران مشغول است ادامه ميدهد: متاسفانه از حركتهاي معلمان براي احقاق حقوق صنفي خود در سالهاي گذشته همواره به ديده ترديد نگريسته شده و مسوولان اين تجمعها را با ديد امنيتي نگريستهاند و در مواردي برخوردهاي فيزيكي و قهري نيز با معلمان انجام گرفت كه در شان جامعه يي چون ايران كه شعارهاي زيبايي را در مورد اهميت و نقش معلمان در فرهنگ و ادب ميدهند، نبوده است.
مشكلات متفاوت
مشكلات معلمان اما به همين جا ختم نميشود، آنها به همان اندازه كه از وضع اقتصادي خود گلايه دارند، نسبت به نگاههاي نهچندان خوشايند جامعه به اين شغل نيز ابراز نارضايتي ميكنند.
در اين باره يكي از معلمان زن تهراني كه نميخواست نامش عنوان شود به «اعتماد» گفت: جامعه متاسفانه در زمينه معلمان تنها به شعار بسنده كرده است. 12 ارديبهشت روز معلم است و بنا به سنتي كه ايجاد شده، در اين روز مراسمهاي مختلفي براي قدرداني از مقام معلم برگزار ميشود اما اينها همه ظاهر قضيه است. واقعيت اين است كه حتي ديگر نگاه دانشآموزان و اولياي آنها نسبت به معلمان نگاه سابق و حاكي از عمق احترام نيست. اكنون وضعيت در مدارس به گونهيي شده است كه دانشآموزان ديگر به شان و حرمت معلمان توجه نميكنند و اين مساله پديدهيي است كه ميتواند در صورت استمرار، نظام آموزشي كشور را با تهديدها و خطرهاي زيادي روبرو سازد.
مرجع جايگزين معلمان
گلايههاي معلمان از نوع نگاه جامعه به شغل خود اما ريشه در جاهاي ديگري به جز وضعيت نامناسب اقتصادي نيز دارد. نوجواناني كه اكنون به نسل سوميها معروف هستند، در بسياري موارد نسبت به معلمان خود خردهگيري ميكنند. آرش نوجوان 17سالهيي كه در يكي از دبيرستانهاي سرشناس تهران تحصيل ميكند در مورد علت كم شدن منزلت معلمان در ميان دانشآموزان همنسل خود ميگويد: با گسترش تكنولوژي و رسانههاي جديد مانند اينترنت و ماهواره، نوجوانان بخش عمدهيي از اوقات فراغت خود را پاي اين رسانهها ميگذراند و بيش از آنكه مانند سابق تحت تاؤير معلمان خود باشند، از رسانههاي نوين تاؤير ميگيرند.با اين وجود وي اضافه ميكند كه دانشآموزان نسبت به معلمان هنوز هم با احترام برخورد ميكنند و دليلي براي نگراني معلمان از كاهش منزلت اجتماعي خود وجود ندارد.
تدريس با بيميلي
به هر حال با هر تحليلي كه نسبت به وضعيت اقتصادي معلمان و شان اجتماعي آنها برخورد كنيم، بايد اين نكته را در نظر داشت كه سواي هر اظهارنظري اكنون معلمان نسبت به وضعيت خود ناراضياند و اين نارضايتي، بطور قطع آنها را در امر تدريس بيانگيزه و بيرغبت خواهد ساخت، امري كه پيامدهاي آن گريبان دانشآموزان امروز و آيندهسازان فردا را خواهد گرفت.