مى خواهيم مجرد بمانيم، تحليل آمارى، پويا لطفيان، شرق
انتقال فرهنگ جامعه به نسل جديد، يكى از كاركرد هاى مهم ازدواج است. آمار هاى اين گزارش نشان مى دهد كه يا بايد پدران و مادران را- كه خود ازدواج كنندگان نسل گذشته- در انتقال فرهنگ ازدواج به جوانانشان ناكارآمد تلقى كرد، يا پذيرفت كه نسل جديد، معيار هاى فرهنگى- ارزشى جامعه پيشين را نمى پذيرد.
۳۸ درصد از دانشجويان پسر و ۱۷ درصد از دانشجويان دختر ۱۸ تا ۲۹ ساله تهرانى، زندگى مجردى را ترجيح مى دهند. اين آمار در گفت وگوى شرق با ۶۰ نفر از دانشجويان دانشگاه هاى شهيد بهشتى، علم و صنعت ايران، صنعتى شريف و جهاد دانشگاهى به دست آمده است. از پاسخ ها مى توان دريافت كه ارتباطى منطقى ميان درصد ازدواج با معيار هايى چون سن و مقطع تحصيلى دانشجويان وجود دارد. درصد مخالفان ازدواج- موافقان زندگى مجردى- در جامعه آمارى ۲۲-۱۸ ساله، ۲۶-۲۳ ساله و ۲۹-۲۶ ساله به ترتيب ،۲۵ ۳۴ و ۵۰ بوده است. پاسخ هاى جامعه آمارى دانشجويان ۲۲- ۱۸ ساله، مشابهت زيادى با آموزه هاى رسمى مدرسه اى دارد. استفاده از واژه ها و عبارات كتاب هاى دوران دبيرستان يا دانشگاه، نشان مى دهد كه هنوز پاسخ هاى از پيش آماده شده توسط فرهنگ خانواده و مدرسه براى اين دسته از جوانان، جذابيت داشته و راضى كننده است. به طورى كه جواب هاى مطلق و كوتاه پاسخ دهندگان و نسنجيدن ابعاد مختلف موضوع، حاكى از نداشتن شناخت لازم نسبت به ابعاد و اثرات فردى و اجتماعى ازدواج است. با اين حال، برخى از پاسخ هاى مبتنى بر تحليل جامعه آمارى ۲۹- ۲۳ ساله و مصلحت انديشى اين دسته از پاسخ دهندگان، حاكى از نگاه جامع تر آنان به موضوع ازدواج و اثرات منتج از آن است.
نسبت «درصد ازدواج و مقطع تحصيلى» پرسش شوندگان، تشابه زيادى با «نسبت ازدواج و سن» جامعه آمارى حاضر دارد. ۷۶ درصد از دانشجويان مقطع كارشناسى و ۵۸ درصد از دانشجويان مقطع فوق ليسانس يا بالاتر، ازدواج و زندگى با همسر را به زندگى مجردى ترجيح مى دهند.
• ازدواج و كاركرد هاى فردى و اجتماعى
جامعه شناسان، ازدواج را در داخل يك نظام اجتماعى تعريف مى كنند و در كنار كاركرد هاى فردى ازدواج به كاركرد هاى اجتماعى آن تاكيد مى ورزند. با اين حال، بيشتر پاسخ دهندگان شرق به كاركرد هاى فردى ازدواج توجه بيشترى مى كنند. بر همين اساس، شايد تضعيف كارايى هاى اجتماعى ازدواج را در جمعيت حاضر، بتوان محصول مناسبات ناكارآمد اجتماعى جامعه كنونى ايران دانست. «ازدواج، برخى از نياز هاى آينده من را تامين مى كند.» بسيارى از پاسخ دهندگان به شرق، ازدواج را به عنوان يك هدف يا وسيله اى براى رسيدن به هدف قلمداد نمى كنند. البته سن پاسخ دهندگان، ارتباط مستقيمى با توقعات آنان از ازدواج دارد. دانشجويان ۲۲- ۱۸ ساله، مهم ترين دليل خود را براى ازدواج: «برطرف شدن نياز هاى عاطفى» و «فرار از تنهايى» مى دانند. «عرف جامعه»، «دوست نداشتن زندگى مجردى»، «كامل كردن دين» و «برطرف شدن نياز هاى جنسى» از ديگر پاسخ هاى اين جامعه آمارى است. پاسخ هايى كه درصد كمى را به خود اختصاص مى دهند. اين در حالى است كه دانشجويان مقطع كارشناسى ارشد، اهداف فردى را مستقل از اهدافى مى دانند كه زندگى مشترك به وجود مى آورد. «با اين كه من پس از جدا شدن از خانواده پدرى، ازدواج را به زندگى مجردى ترجيح مى دهم اما ازدواج، برخى از ارزش ها را از ميان مى برد مثل بخشى از آزادى هاى شخصى. پاسخ بسيارى از دانشجويانى كه پس از ترك خانواده پدرى، گزينه ازدواج را انتخاب مى كنند مانند پاسخ اين دانشجوى زن ۲۳ ساله دانشكده پزشكى دانشگاه شهيد بهشتى است. «حق ادامه تحصيل» و «انتخاب كار مورد علاقه» از ديگر گزينه هايى است كه دانشجويان ۲۹-۲۳ ساله به آن اشاره مى كنند. اين دسته از پرسش شوندگان، «تحرك اجتماعى» يا «به دست آوردن امتيازات و موقعيت هاى بهتر در زندگى» را به عنوان انگيزه ازدواج نمى پذيرند. اما در مقابل، بيشتر دانشجويان ۲۲-۱۸ ساله، با عباراتى چون «رسيدن به هدف» و «ورود به جامعه جديد»، تحرك اجتماعى را يكى از انگيزه هاى ازدواج مى دانند.
• ازدواج و ارزش ها
تنها يك نفر از دختران دانشجو، «مادر شدن» و پنج نفر از پرسش شوندگان، «كامل شدن دين» را به عنوان ارزش هاى ازدواج و تشكيل خانواده به حساب مى آورند. جامعه آمارى دانشجويان ۲۲-۱۸ ساله، ازدواج را داراى ارزش هايى چون «تعهد به همسر»، «مسئوليت پذيرى»، «حمايت عاطفى»، «هدفمند شدن زندگى» و «تكامل عشق» مى دانند. محمدرضا فلاح ديرچه، دانشجوى ۲۱ ساله رشته مكانيك از دانشگاه علم و صنعت ايران مى گويد: «ازدواج معنى تكامل يافته عشق است. بدون آسيب رساندن به من، آن را به ما تبديل مى كند. با ايجاد احساس مسئوليت، ديگرخواهى را به وجود مى آورد، و تمام اعمال و اهداف انسانى را معنى دار مى كند.» البته اين پاسخ از معدود پاسخ هاى اين دسته از جامعه آمارى است كه از چند كلمه تجاوز مى كند.
جمعيت آمارى ۲۹-۲۳ ساله كه بيشتر در مقطع تحصيلى فوق ليسانس و بالاتر به سر مى برند، «انسا ن دوستى»، «مديريت»، «تعادل»، «حرمت»، «نظم»، «آرامش» و «بخشش» را در پاسخ به پرسش «ازدواج چه ارزش هايى را به وجود مى آورد؟» به كار مى گيرند.
• ازدواج و مصلحت
بايد بپذيريم كه بيشتر ازدواج ها در فرهنگ سنتى جامعه ما براساس تركيب انگيزه هايى چون «مصلحت»، «عرف» و «عشق» انجام مى گيرد. آمار حاضر نشان مى دهد كه با افزايش سن جوانان دانشجو، گزينه «عشق» كه با ازخودگذشتگى همراه است، كمرنگ مى شود. به نظر مى رسد جامعه آمارى ۲۹-۲۳ ساله، راه توان و دانش ايستادن در مقابل عرف جامعه را پيدا كرده است. پس تنها به يك دليل ازدواج مى كند: «اگر مصلحت بدانم.» عبدالرضا رضوانى دانشجوى ۲۹ ساله رشته MBA كه مهمان دانشگاه صنعتى شريف است مى گويد: «ازدواج كردن يا نكردن من، بستگى به شرايط دارد. در صورت پيدا كردن همسر مناسب با سطح توقعات منطقى و امكان تامين هزينه هاى زندگى ازدواج خواهم كرد. در غير اين صورت، اوقات خالى خود را با برنامه هاى فوق برنامه پر مى كنم.» در ميان اين جمعيت آمارى، عباراتى مثل «كاهش آزادى عمل»، «از ميان رفتن آزادى هاى فردى»، «حل شدن هويت فردى در هويت خانواده جديد»، «پايان لذت هاى زندگى مجردى» و «كاهش ريسك پذيرى در زندگى» به عنوان تبعات منفى ازدواج تلقى مى شود. اما در مقابل، بيشتر پاسخ دهندگان از ميان جمعيت آمارى ۲۲-۱۸ ساله معتقدند: «ازدواج هيچ ارزشى را از بين نمى برد.» از ديگر پاسخ هايى كه فراوانى زيادى دارند مى توان به «ازدواج يك اصل و قانون در زندگى است و با هيچ ارزشى منافات ندارد» و «ازدواج، مسئوليت مى آورد و هيچ ارزشى را از بين نمى برد» اشاره كرد.
جامعه شناسان انتظار دارند كه ازدواج، جامعه را به تعادل بكشاند. اما آمارهاى موجود در اين گزارش نشان مى دهد كه نامتعادل بودن مناسبات اجتماعى ازدواج را به چالش و بى تعادلى كشانده است. در اين شرايط نامتعادل اجتماعى ازدواج كاركردهاى ديگرى خواهد يافت. كاركردهايى كه جوان دانشجو با افزايش سن و قرار گرفتن در ميان مناسبات فرهنگى _ اجتماعى جامعه با آن آشنا مى شود. شايد آمار حاضر به ما بگويد: «دانشجو برخى از ارزش ها و كاركردهاى كنونى ازدواج را نمى پسندد.»