دوشنبه 26 اردیبهشت 1384   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

امروز نان و عشق، فردا؟ نگاهی به ازدواج های زودهنگام جوانان، سينا

تهران - خبرگزاری سینا - المیرا پیام شاد

دوران کودکی را تازه پشت سر گذاشته است ، 18 ساله است . پر از شور و شوق . شوقی که از ناآگاهی سرچشمه گرفته . می خواهد با پسری که دوستش دارد ازدواج کند ،خانواده اش مخالفند . درس تو ، شغل او ،....؟ وقتی می بیند نمی تواند مجابشان کند ، تهدید می کند:خودم را می کشم ! فرار می کنیم !

تهدید به خودکشی و فرار تبدیل به اسلحه ای برای برخی جوان شده تا با توسل به آن دیگران را وادار به پذیرش خواسته هایشان کنند . این خواسته ها از خرید لوازم ضروری و غیر ضروری شروع می شود و تا تصمیم برای یک ازدواج نامتناسب ادامه دارد .خانواده ها معمولا راهی جز پذیرش ندارند و جوان کم تجربه و رومانتیک با خیال زندگی عاشقانه پا به عرصه ای می گذارد که باز گشت از ناممکن است .

محمد علی الستی ، جامعه شناس می گوید: آنچه که تحت عنوان فرهنگ یاد می کنم مجموعه ای از عادات ،آداب، رسوم و تعاملات اجتماعی از جمله تشکیل خانواده است .فرهنگ نوعی تلاش برای سازگاری انسان با طبیعت است .هدف از ازدواج این است که انسان براساس روشهای طبیعی بتواند به نیازها و خواسته هایش پاسخ بدهد.

الستی با بیان این نکته که حوزه زیست بشر و شرایط زندگی، اقتضائاتی است که ازدواج در سنین مختلف را توجیه می کند ، می افزاید:در جوامع سنتی ازدواج در سن پایین به ویژه برا ی دخترها یک هنجار اجتماعی بود در جوامع مرد سالار گفته معروفی است که می گوید زن کم سن و سال بگیر که خودت تربیتش کنی ! این روش در نظام اجتماعی آن زمان پذیرفته شده بود و البته از جهتی هم این واقعیت وجود دارد که در صورت ازدواج در سنین پایین این فرصت فراهم می شود که دو طرف با عادت ها و روحیات هم آشنا شوند و خود را تطبیق دهند .

وی معتقد است : تحولات جوامع، تقسیم کار، رشد جوامع مدنی و کاهش کارکردهای خانواده منتج به بال رفتن سن ازدواج شده است و چون افراد می خواهند کار کنند ،ادامه تحصیل دهند و نقش اجتماعی خاص پیدا کنند .در نتیجه امکان ایجاد تفاهم و تطبیق با عادات یکدیگر منتفی است .فردی که می خواهد ازدواج کند ، بعد از ازدواج فرصتی برای تطبیق و تغییر ندارد پس باید قبل از ازدواج جستجو کند و فردی را بیابد که با افکار و رفتار وی سازگار است ، یافته چنین فردی هم سخت است .

این جامعه شناس می گوید: ازدواج در سنین پایین با مقتضیات اجتماعی خاص شکل گرفته و نمی توان آن را محکوم کرد. افراد کم سن با واقعیتهای زندگی آشنایی کمتری دارند و ذهنیتشان توسعه نیافته است و مسئولیت پذیر نیستند پس از ازدواج وقتی زندگی چهره خشن خود را نشان داد، دچار معضل می شوند .البته در سنین بالا هم واقعیت های زندگی زیادی خود را نشان داده ، توقعات افراد بالا رفته و احتمال ایجاد وحدت عاطفی و پیوند قوی روحی کاسته می شود.

*چه سنی مناسب است ؟

بعضی کارشناسان تئوری اعتدال" نه این و نه آن "را قبول دارند و برای سن ازدواج بازه زمانی می گذراند و معتقدند پسرها در سنین بین 35 - 25 و دخترها در سنین بین 25- 18 سال باید برای ازدواج اقدام کنند. ولی این مبنای درست والگو ریتم جذبی ندارد و نمی توان گفت در خارج از حدود این سن ازدواج مشکل است.این ارقام از محاسبات شاخص های فیزیولوژی و محاسبات زمان فرسودگی در سن زن و مرد بدست آمده است .

الستی می گوید: اعتقادات مذهبی ،طبقه و گروه اجتماعی در تعیین سن ازدواج نقش دارند به لحاظ عاطفی زمان ازدواج با شرایط فرهنگی خانواده تعریف می شود و نمی توان یک نسخه کلی و جهانشمول برای آن ارایه کرد . همچنین سن ازدواج با شرایط زیست بوم افراد ارتباط مستقیم دارد مثلا در بافت روستایی یک دختر 25 ساله در سن بالایی برای ازدواج قرار دارد ولی در بافت شهری حتی دختران 35 ساله هم اجباری برا ی ازدواج ندارند . فقط می توان تاکید کرد که هر فرد دختر یا پسر باید به بلوغ عاطفی رسیده باشد .

وی با وابستگی مالی جوانان به خانواده ها اشاره کرده و می گوید: جوانی که استقلال مالی ندارد،. بخشی از شرایط زندگی اجتماعی اش تحقق پیدا نکرده و اگر ازوداج کند بعدا معضلاتی بزرگی برخورد می کند . مشکلات مالی باعث اختلال در روابط زناشویی و ناکامی در ازدواج می شود . حداقل شرط ازدواج رسیدن به استقلال مالی توسط سرپرست خانواده است.

* تصور غیر واقعی از ازدواج

فهیمه خادمیان ،مشاور خانواده می گوید: از دید اجتماعی ازدواج در سنین پایین پدیده ای منفی است . وضعیت اقتصادی و فرهنگی جوانان را در نظر بگیریم که موجب پیامدهای خاص و عدم بلوغ می شود . ازدواج در جوانی عدم بلوغ خانواده را در پی دارد. جوانان فعلی کم تحمل و کاملا حمایت شونده از سوی خانواده هستند . وقتی این جوانان ازدواج می کنند نمی توانند مسولیت خانواده را برعهده بگیرند.

خادمیان می گوید:ازدواج زود هنگام برای این عده از لحاظ روحی وروانی بدست آوردن یک خواسته کوتاه مدت است . در مواردی که من با آنها برخورد داشته ام ،بیشتر این جوانان چیزی را می خواستند که شناخت درستی از آن نداشتند و می خواستند خیلی سریع به آن برسند .تصور آنها از ازدواج غیر واقعی و رویا گونه است و وقتی ازدواج می کنند در زندگی واقعی با واقعیتها یی مواجه می شوند که راه برخورد با آن را بلد نیستند .

وی مکررا بر ضرورت آموزش پیش از ازدواج تاکید می کند و می گوید: خانواده ها راههای برخورد با مشکلات را به فرزندانشان آموزش نمی دهند .در محیطیهای اجتماعی هم آموزش مفیدی ارایه نمی شود . برخلاف بسیاری کشورها آموزش های پیش از ازدواج در کشور ما رواج ندارد.این بی اطلاعی و بی تجربگی در زندگی مشترک بازخورد دارد و اثرات مخربی می گذارد.جوانی که با مشکلات مواجه می شود و راهی برای آن نمی یابد خود را شکست خورده احساس می کند.واقعیت چیزی است ورای تصورات شخصی و عدم شناخت آن مشکلات بزرگی را در زندگی مشترک ایجاد می کند .

خادمیان معتقد است :آموزش پیش از ازدواج یک پدیده اجتماعی است که باید به صورت اجباری درآید.همانطور که آزمایشهای پزشکی ، اعتیاد و آموزش محدود روابط زناشویی به صورت اجباری درآمده است ، آموزش روابط عاطفی و اجتماعی هم باید اجباری شود.این آموزش می تواند از طریق رسانه ها یا مدارس ارایه شود . آموزش تئوری باید در کتابهای درسی مدارس گنجانده شود . این آموزش باید به خانواده ها هم ارایه شود چون ارتباطات بین دخترها و پسرها تعریف شده نیست .

وی با تاکید بر اینکه برای آموزش به زمان طولانی نیاز است ،می گوید: این اموزش باید از مدارس شروع شود .باید بتوانیم در مدارس جنسیت را توضیح دهیم و آن را از قالب ناشناخته ای که نوجوانان می خواهند آن را سریع کشف کنند ، خارج کنیم .واقعیت ها باید یک زمانی مطرح شود . سالها پیش باید این آموزش شروع می شد .

*نهادهای قانون گذار چه می گویند؟

در قانون مدنی کشور جمهوری اسلامی ایران سن ازدواج برای دختران 13 سال تمام و برای پسران 15 سال تمام تعیین شده است .ولی این سن نمی تواند برای همه افراد یکسان باشد زیرا زمان رسیدن به بلوغ فکری و عاطفی در افراد مختلف متفاوت است .دست یابی به بلوغ فکری و عاطفی بسته به شرایط زندگی و تجربه های فردی و اجتماعی متغیر است .



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




یکی از نمایندگان مجلس در این باره می گوید: از نظر اسلام برای ازدواج ، علاوه بر رسیدن به سن بلوغ، رسیدن به رشد هم شرط است. بزرگان و فقهای اسلام تاکید کرده اند که در زمان ازدواج زوج باید بالغ و رشید و زوجه باید بالغه و رشیده باشد.

عباسعلی اختری عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی درباره معنای حقوقی رشید می گوید: رشید معنای کسی است که مصالح و مفاسد خود را درک کند. فردی که می تواند جلوی مضار خود را بگیرد و داشته ها و سرمایه های خود را به سهولت از دست ندهد.

اختری با تأکید بر اینکه ازدواج در سن پایین (پس از بلوغ) از نظر شرعی اشکالی ندارد، می افزاید: البته تجربه و عرف اجتماعی نشان داده است که هر قدر پسر و دختر با تجربه تر، ژرفنگر تر و دور اندیش تر باشند ( که این خصوصیات نمود و جلوه رشد هستند)، در ازدواج موفقتر خواهند بود.

این نماینده مجلس می گوید: ازدواج در بد و امر، سهل به نظر می رسد اما ادامه آن نیاز به یکسری اطلاعات و آگاهی ها دارد. همانطور که ارسطو و افلاطون می گویند علوم سه دسته اند: علم کشور داری، علم مدن و علم مدیریت خانواده ، برای مدیریت و زندگی خانوادگی علم و آگاهی لازم است. بعضاً این آگاهی با مطالعه کتاب حاصل می شود، گاهی با مطالعه معارف و رهنمودهای اسلامی و گاهی هم در اثر افزایش تجربه و رهنمودهای اجتماعی زیاد می شود .

وی معتقد است اگر ازدواجی برپایه رشد بایسته نباشد و آگاهی علمی و عرفی و شرعی در شکل گیری آن دخیل نباشد، آن زندگی با مشکل مواجه خواهد شد.

اختری در پاسخ به این مطلب که سن مورد نظر جوانان با سن مورد نظر خانواده متفاوت است، می گوید: در تشخیص مصالح زندگی تفاوت نظر وجود دارد. این اختلاف نظر طبیعی است .در زمانی که اختلاف و تشدد آرا وجود دارد باید نظر صائب مورد قبول باشد. حالا چطور بفهمیم که نظر صائب کدام است . گاهی دختر و پسر بخاطر عشق و علاقه ای که به هم دارند از تشخیص بایسته باز می مانند و در این بین تشخیص فردی که با تجربه تر، بی غرض و کامل تر است، صائب است.

به گفته وی مسایل روانی بین دختر و پسر در دین اسلام بر حایز اهمیت است و معارف و کتب دین اسلام در این زمینه بسیار غنی است.





















Copyright: gooya.com 2016