شنبه 31 اردیبهشت 1384   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

كنج خانه، افسرده و تنها، حسين خاني، ايران

سيزده ميليون ايرانى از بيمارى افسردگى رنج مى برند كه تقريباً يك چهارم آنها را جمعيت زنان خانه دار تشكيل مى دهند. خانه دارى در ميان بسيارى از مردم به عنوان يك شغل به حساب نمى آيد. آنان بر اين باورند كه چون زن خانه دار از چهارديوارى آپارتمان يا خانه اش خارج نمى شود و براى انجام دادن امورات درون خانه دستمزدى دريافت نمى كند، پس اين فعاليت شغل محسوب نمى شود.
ريشه اين نوع نگرش هاى غلط از فرهنگ سنتى مردانى نشأت مى گيرد كه كار زنان خانه دار فاقد ارزش تلقى كرده و آن را چيزى در حد وظيفه مى دانند. اغلب اين مردان حتى پا را فراتر از اين دايره گذاشته و قدرشناسى از مجموع زحمات زنان خانه دار و تشويق آنها حتى در حد گفتار را فراموش مى كنند.
فكر مى كنيد نتيجه اينگونه برخوردها چه خواهد بود؟ به باور بسيارى از كارشناسان امور اجتماعى بر جاى ماندن احساس خستگى در زنان رفته رفته آنها را مستعد ابتلا به افسردگى مى كند. و هنگامى كه مواردى چون بالابودن هزينه هاى تفريح و پركردن اوقات فراغت، وجود تبعيض هاى جنسيتى در بهره مندى از تفريحات اجتماعى و فرهنگى در خانواده ها، فقدان مهارت هاى زندگى در ميان زنان خانه دار و... را نيز به اين دايره بيفزاييم نتيجه اى جز افسردگى براى اين قشر در بر نخواهد داشت.
بر اساس مطالعات انجام گرفته سن افسردگى زنان خانه دار معمولاً از ۳۷ سالگى به بعد است ولى على رغم توصيه هاى مكرر روانشناسان اين نمودار سير نزولى داشته و امروزه زنانى با سن كمتر از ۳۰ سال هم دچار اين مشكل مى شوند.
هنوز تيغه هاى تيز و طلايى خورشيد از روزنه هاى پنجره آپارتمان ها چشمان خواب آلود مردان را قلقلك نداده كه زنان خانه دار از خواب برمى خيزند. وقتى مرد آماده ترك خانه و رفتن به سر كار مى شود، سفره صبحانه با نان گرم مهياست. خريد از بازار، شستن لباسهاى كثيف، اتوى لباس هاى خشك شده، تهيه ناهار، نظافت خانه و... همه كارهايى هستند كه زنان خانه دار را هر روز فرسوده تر از قبل مى كنند، بدون آنكه انجام آنها به چشم بيايند.
يك زن ۴۰ ساله خانه دار در اين باره مى گويد: آينده اى ندارم. هميشه مى ترسم اگر روزى شوهرم مرا از خانه بيرون كند چه پشتوانه مادى برايم متصور است. وقتى پس از كارهاى يكنواخت و خسته كننده خانه، ناگهان شوهرم مى گويد چه كار كرده اى كه اينقدر خسته شده اى، انگار دنيا بر سرم آوار مى شود. مى خواهم بدانم آيا تنها كارهايى كه در ازاى آنها پولى به آدم مى دهند كار ناميده مى شوند. كار يعنى اينكه بيرون از خانه مشغول باشى؟ كاش ما را هم جدى مى گرفتند.
زنان بسيارى پشت در اتاق پزشكان ارتوپد صف كشيده اند، تقريباً بيشتر آنها را زنان خانه دار تشكيل مى دهند. هر كدام به نوعى از بيمارى رنج مى برند. يكى از آنها كه ابروانش كم پشت شده در حاليكه ناراحتى را به راحتى مى توان از ديدگانش حس كرد، مى گويد: ۱۴ سال بيشتر نداشتم كه ازدواج كردم. حالا در سن ۲۵ سالگى با داشتن سه فرزند تقريباً صبح ها از درد استخوان قادر به بلند شدن از جايم نيستم. در طول زندگى زناشويى ام سعى كردم باصرفه جويى در خوراك و پوشاك كمك شوهرم باشم. حالا درد استخوان تمام وجودم را فراگرفته است. بارها شده براى اينكه ميوه اى را كيلويى ۱۰ تومان ارزانتر بخرم فاصله طولانى خانه تا ميدان تر بار را پياده رفته و برگشته ام ولى اكنون كه در جوانى زمين گير شده ام هيچ جايى ندارم. چرا كه كار ما نه بيمه دارد و دستمزدى كه در اين مواقع آن را هزينه درمان كنيم. شوهرم وقتى متوجه شد پوكى استخوان گرفته ام ناگهان رفتارهايش تغيير كرد او كه زندگى اش به پاس زحمات من شكل گرفته حالا مى خواهد هوو بياورد. با پولى كه از خانواده ام گرفته ام آمدم دكتر شايد در جدال با اين مريضى پيروز شوم و نمى خواهم سقفى كه با زجر فراوان افراشته ام به واسطه يك بيمارى بر سرم آوار شود.
يك كارشناس ارشد دانشكده علوم اجتماعى عقيده دارد، «زنان خانه دار ساكن در مناطق روستايى به دليل پايين بودن فرهنگ آن نقاط با مشكلات بيشترى روبرو هستند به گونه اى كه حتى حق انتخاب و اظهار نظر و فعاليت اجتماعى ندارند.»
اين اظهارنظر در حالى مطرح مى شود كه هر روز در راهروى دادگاههاى خانواده جمعيت انبوهى از زنان خانه دار را مشاهده مى كنيم كه در پى بروز تنش هايى با شوهرانشان با صورت هاى ورم كرده و كبود انتظار ورود به شعبه هاى دادگاه و ارائه دادخواست طلاق را مى كشند.
يك مقام قضايى با بيان اينكه نزديك به ۹۰ درصد زنانى كه مورد خشونت قرار مى گيرند، را زنان خانه دار تشكيل مى دهند اين معضل را از عوامل اصلى بروز افسردگى در زنان خانه دار عنوان مى كند.
به اعتقاد وى جامعه در زمينه برنامه ريزى براى آنان ناتوان بوده و نتوانسته به نيازها و احساسات آنها توجه كافى بنمايد. به همين دليل هم بسيارى از خواسته هاى آنان بدون پاسخ مانده و چون كوهى بر دلشان سنگينى مى كند. آنها احساس پوچى و حقارت مى كنند. شغل آنان مفيد تلقى نمى شود و به نوعى خود را سربار خانواده مى پندارند.
در همين راستاست كه وقتى مدير كل امور اجتماعى استاندارى كهكيلويه و بويراحمد آمار خودكشى هاى سال ۸۲ را در اين استان نسبت به سال ۸۱ بررسى كرده و از افزايش ۴۶ درصدى آن خبر مى دهد مى گويد: ۷۴ درصد از خودكشى هاى موفق و منجر به مرگ، مربوط به زنان بوده است و ۹۰ درصد از اين زنان بين ۱۷ تا ۳۵ سال سن داشتند.
اين در حاليست كه آمارهاى مشابه از ساير استان ها نيز مشابهت با نمودار اعلام شده دارد و اگر در بعضى نقاط كشور با كاهش اين روند نگران كننده روبرو هستيم به دليل اهميت دادن به زنان در آن مناطق نبوده بلكه به دليل جمعيت بالاى روستانشين اين قسمت ها، بسيارى از خودكشى ها به مراكز قانونى اعلام نشده و در جايى ثبت نمى شود تا در آمارها به حساب آيند.
زهرا نژاد بهرام - معاون فرماندار تهران - اصلاح ديدگاه جامعه نسبت به زنان خانه دار را از جمله راههاى درمان افسردگى زنان خانه دار قبل از مراجعه به پزشك مى داند. وى بر اين عقيده است كه جامعه ما بيشتر از درمان پزشك و روانپزشك، احتياج به ايجاد تغيير و تحولات در رفتار اجتماعى افراد دارد. زنان بايد از سوى شوهران خود براى مشاركت بيشتر در جامعه و برقرارى ارتباط با ديگران مورد تشويق قرار گيرند تا با ورود به عرصه اجتماعى، به حفظ منافع جامعه و در كنار آن تقويت خودباورى كمك كنند.
يك جامعه شناس نيز به ارائه آموزش ها از طريق رسانه هايى فراگير مثل راديو و تلويزيون اشاره كرده و معتقد است اگر از مجراهاى تكنولوژى در ميان زنان نفوذ كنيم و باورهاى مثبت انديشى در كار خانه دارى را ميان آنها بارور كنيم شايد از نظر روحى به سطحى برسيم كه كمتر شاهد زنان افسرده باشيم.
هر چند كه بسيارى از زنان خانه دار مهارت هاى زندگى را نمى دانند، كم مطالعه مى كنند، با نحوه پركردن اوقات فراغت خود ناآشنا هستند و مى پندارند كه داشتن زندگى شاد و مسرت بخش لزوماً با هزينه كردن پول زيادى ميسر است.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




على رغم بحث هاى مطرح شده از سوى كارشناسان بايد اين حقيقت را پذيرفت كه زنان به دليل ضعف هاى موجود در نظام قضايى و اجتماعى كشور همواره قربانى شده و نتوانسته اند حق و حقوق پايمال شده خود را به دست آورند. بسيارى از مراجعه كنندگان به دادگاهها براى اينكه بتوانند ثابت كنند كه از سوى شوهرانشان مورد اهانت و آزار قرار مى گيرند بايد سالها دوندگى كنند.
شايد با ايجاد مكان هاى تفريحى ويژه زنان مثل پارك هاى عمومى، استاديوم ها و سالن هاى ورزشى كه هزينه آنچنانى را بر دوش زنان خانه دار نگذارد و همچنين قرار دادن شماره تلفن هاى اضطرارى، براى آن دسته كه مورد خشونت قرار مى گيرند، بتوان مرهمى بر زخم هاى اين قشر مظلوم و بى پناه گذاشت.
اما چه گروه يا كسانى از معضلات پيش آمده براى زنان خانه دار آسيب مى بينند؟ به اعتقاد روانشناسان و جامعه شناسان نخستين تركش اين تيرها بر پيكره كودكان مى نشيند.
دكتر همدانى جامعه شناس در اين باره مى گويد: افسردگى و ناراحتى زنان خانه دار به صورت مستقيم به فرزندان تزريق مى شود. وقتى نظام خانواده به هم بخورد زن دچار نوعى تأخر فرهنگى مى شود. ناآشنايى او با حقوق قانونى خود به دليل عدم تطبيق با صنعت و تكنولوژى موجب تشديد تفكرات نادرست و شكل گيرى رفتارهاى جديد تبعيض آميز مى شود.
او وقتى از سوى شوهرش مورد ظلم قرار مى گيرد ناخواسته آموزش مى بينند كه به ديگران آزار برساند. اين گونه احساس ها گاه در قالب كودك آزارى نمود پيدا مى كند. و كودكان نخستين قربانيان اين نوع تفكرات، بى گناه بايد تاوان سنگينى پس بدهند.
به اعتقاد اين استاد دانشگاه، كشيده شدن به فسادهاى اخلاقى، ايجاد ارتباط هاى پنهانى با مردان غريبه، طراحى و اجراى نقشه قتل و... همه از اين بحث نشأت مى گيرد كه زنان خانه دار جدى گرفته نشده و در طولانى مدت بحران هاى روحى در وجود آنان غليان مى كند.





















Copyright: gooya.com 2016