چهارشنبه 11 خرداد 1384   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

جامعه جوان ايرانى در خطر است، خيزش نسل جديد آسيب هاى اجتماعى، زهره خوش نمك، شرق

آمارهاى ارائه شده از سوى ۲۳ نهاد و سازمان درگير با آسيب هاى اجتماعى، اگر چه ضد و نقيض و مطابق سلايق راويان، حكايت از وضعيتى دارد كه در حدود يك دهه قبل جامعه شناسان و آسيب شناسان هشدار داده بودند و تداوم آن در جامعه اى كه يك سوم جمعيت آن را جوانان تشكيل مى دهند به شرايطى منجر مى شود كه دكتر پرويز پيران، جامعه شناس از آن به عنوان شورش سفيد نام برده است.
آمارها مى گويند سن بزهكارى به زير ۱۰سال، كف سنى فحشا به۱۴ سال و كف سنى اعتياد به ۱۳ سال رسيده و حدود ۱۴ميليون نفر با مشكل روانى دست و پنجه نرم مى كنند.
بنابر همين آمارها در دهه دوم بعد از انقلاب، آسيب هاى اجتماعى سالانه رشدى معادل ۲۵ درصد داشته است و در مقايسه با سال قبل در خشونت هاى خانگى مثل شوهر كشى، زن كشى، والدين كشى و فرزند كشى ۳۵ درصد رشد، اعتياد نوين ۲۷ درصد، نوجوانان و جوانان در معرض اعتياد ۶۰ درصد، فرار دختران ۲۳ درصد، طلاق ۱۷درصد و ازدواج موقت ۲۰ درصد را شاهد بوده ايم.
افزايش مواردى مثل خودكشى، عقايد شيطان پرستى۲۰ تا ۳۰ درصدى دانش آموزان سيگارى و صددرصدى ايدز در مقطع دانش آموزى، ورود خشونت هاى نو، بحران هويت و هويت ستيزى جوانان، توزيع مواد روان گردان توسط باندهاى گسترده و مشروبات الكلى در زمانى كمتر از دو هفته بعد از توليد در حالى كه ورود رسمى كالا از طريق قانون و گمرك يك ماه طول مى كشد، تغيير الگوى مصرف مواد مخدر با نام هاى جاذب و چهره هاى جديد در حالى كه گاه تا ۱۵۰برابر هروئين قدرت تخريب دارند و افزايش خشونت هاى جنسى و به ويژه كودك آزارى، زنان خيابانى، فحشا و ايدز و... دلايل اثبات عدم تعادل روحى و روانى افراد جامعه است كه سلامت اجتماع را به شدت مورد تهديد قرار داده است.
كارشناسان معتقدند نسل جديدى از آسيب هاى اجتماعى در جامعه شكل گرفته است كه سعيد مدنى پژوهشگر و سردبير فصلنامه رفاه اجتماعى از آن با عنوان نسل سوم نام مى برد. او معتقد است مشكلات اجتماعى، آسيب ها و جرايم مثل همه پديده هاى اجتماعى تحت تاثير تغييرات و تحولات اجتماعى هستند و نبايد تصور كرد اين پديده ها ايستا و بدون تغييرند. اما طى دو دهه اول انقلاب در ايران تغييرات اجتماعى گسترده اى با شتاب غير قابل تصور جريان داشته است و كمتر كسى اصل تغييرات اجتماعى را در ايران ناديده انگاشته و يا نفى مى كند.
به نظر او مشكلات و آسيب هاى اجتماعى نيز در چنين بستر متحولى دچار دگرديسى جدى شده اند. به همين دليل همانطور كه فضاى فكرى سياسى، اقتصادى و فرهنگى ايران امروز با ايران دو دهه پيش كاملاً متفاوت است و اساساً ادبيات اجتماعى متفاوتى دارد مشكلات اجتماعى و جرايم نيز همين تفاوت ماهوى را پيدا كرده اند. اگرچه بايد توجه داشت كه اين تغيير سمت و سو و جهشى مشخص داشته است اما نشان دهنده آن است كه روند نامطلوب و وخيمى در جامعه ايران در حركت است كه هرگز اجتناب ناپذير و متحمل نبوده بلكه مى توانسته با برنامه ريزى اجتماعى و صحيح و رويكرد قابل قبول به توسعه، وضعيتى متفاوت را ايجاد كند.
از ديد او آسيب ها و مشكلات اجتماعى در ايران طى سال هاى گذشته سه نسل را پشت سر گذاشته اند. نسل اول به دوره اى اختصاص دارد كه جامعه ايران هنوز نسبتاً روستايى و نسبت شهر نشينى محدود و كم بود. در آن دوره موارد محدودى از مشكلات يا آسيب هاى اجتماعى مطرح مى شد و شكل نقطه اى يا محلى داشت.
مشكلات اجتماعى در اين دوره مردانه بودند و گزارشات در مورد زنان كمتر ملاحظه مى شود. مشكلات در اين دوره منفصل هستند يعنى هر مشكل ويژگى خاص خود را دارد. آسيب ها موردى و انفرادى اتفاق مى افتند، يعنى تبديل به اپيدمى نمى شوند و واكنش براى دفاع اتفاق مى افتد.
به نظر او ويژگى ديگر نسل اول آسيب هاى اجتماعى در ايران به لحاظ علت شناختى بر ويژگى هاى فردى و خانوادگى استوار است زيرا به دليل ميزان بسيار پائين تنوع، نابرابرى يا طيف طبقات اجتماعى در جامعه آن دوران، تاثير عوامل اجتماعى در بروز و ظهور آسيب ها نيز محدود بوده و تنها برخى از علل اجتماعى مثل فقر همه گير بوده است. از سوى ديگر با توجه به نظارت جمعى زيادى كه به دليل كوچك بودن جامعه بر افراد وجود داشته هر نوع عمل خلاف ارزش هاى اجتماعى بلافاصله از سوى جامعه طرد مى شده است.
اما به تدريج با گسترش شهر نشينى و ايجاد شهرهاى بزرگ ويژگى هاى جديدى براى آسيب ها و مشكلات اجتماعى و جرايم ديده مى شود. مشابه دوره قبل، در نسل دوم مشكلات و آسيب هاى اجتماعى همچنان مردانه است كه حداقل به صورت اپيدمى و فراگير در زنان ديده نمى شود. در اين دوره پيوند بين مشكلات اجتماعى به صورت محدود شكل مى گيرد اما در عين حال در اين دوره سارق فقط سارق نيست قاتل هم هست.
اما بروز مشكل در افراد و گروه ها، فاقد طرح و برنامه مشخص و از پيش تعيين شده است و تلاشى است براى كسب زندگى بهتر. در اين حوزه همچنان شاهد طيف طبقات اجتماعى محدود هستيم و در عين حال فقر همچنان به صورت فراگير وجود دارد. در مقايسه با دوره قبل نظارت جمعى بر افراد كمتر شده اما همچنان وجود دارد و به عنوان يك مكانيسم نسبى كنترل اجتماعى به شمار مى رود. در اين دوره همچنان كه موج جمعيت از روستا به شهر حركت مى كند، موج مشكلات اجتماعى هم گسترش مى يابد.
مدنى مى گويد: اين وضعيت تا پيش از پيروزى انقلاب وجود داشته است. با وقوع انقلاب، مقطع جديدى شروع مى شود كه دوره گذار نام دارد و پيروزى انقلاب تا سال هاى جنگ را شامل مى شود. در اين دوره اگرچه ابتدا به دليل بسيج عمومى كه هم پاى انقلاب شكل گرفت و همين طور افزايش و رشد ارزش هاى انسانى، اجتماعى و... جامعه ايران شاهد نزول و كاهش آسيب هاى اجتماعى بود و به نوعى تلاش و مشاركت عمومى براى كنترل يا كاهش آسيب ها مشاهده مى شد. از اواسط دهه ۶۰ به تدريج نسل سوم مشكلات اجتماعى در ايران شروع به توليد و رشد مى كند. ويژگى اين نسل شيوع و بروز آسيب هاى اجتماعى به صورت انفجارى است يعنى اگرچه در دوره قبل هم در برخى مشكلات اجتماعى اپيدمى وجود دارد ولى در نسل سوم فراگيرى و همه گيرى مشكلات اجتماعى به صورت كاملاً گسترده و قابل توجه است در حالى كه سير مشكلات اجتماعى و جرايم در دوره دوم از روستا به شهر حركت كرده بود، در دوره سوم مشكلات اجتماعى در شهر و روستا شروع به شيوع و بروز مى كند. بنابراين از اين به بعد مشكلات اجتماعى وجه ملى به خود مى گيرد و تمايز ويژه و خاصى بين جوامع كوچك و بزرگ از جهت مشكلات اجتماعى و جرايم ديده نمى شود. از طرفى به دليل گسترش وسايل ارتباط جمعى و مراودات و موج مهاجرت ها از داخل به خارج از كشور و برعكس مثل مهاجرت افاغنه، مشكلات اجتماعى در ايران وجه فرا منطقه اى و فرا ملى هم پيدا مى كند. در اين دوره با پديده ايدز مواجه ايم كه اساساً از كشور هاى ديگر به داخل وارد و به نوعى مشكل اجتماعى جديدى است كه منشاء آن در خارج از ايران بوده است.
وجه ديگر نسل سوم يا نسل جديد آسيب ها و جرايم ويژگى جنسيتى آنها است. در اين دوره مشكلات اجتماعى زنانه هم مى شود. به اين صورت كه از يك سو برخى مشكلات اجتماعى و جرايم مردانه در جمعيت زنان وارد مى شود مثل اعتياد كه در ايران هميشه مشكلى مردانه به شمار مى رفته اما در سال هاى اخير با افزايش قابل توجه آن در بين زنان مواجه ايم. از سوى ديگر در اين دوره برخى مشكلات زنانه كه قبلاً به دلايلى محدود شده بودند مثل روسپى گرى گسترش مى يابند. نكته بعدى پيوند هاى پيچيده بين مشكلات اجتماعى است. اگر تا قبل از آن مشكلات پيوند يگانه در ميان نسل اول و دوگانه ميان نسل دوم داشته، در نسل سوم مشكلات اجتماعى به صورت درهم تنيده هستند؛ مرد معتاد بعد از طلاق با همسرش با مصرف دوغ آلوده و مسموم سعى مى كند خود و سه بچه اش را به قتل برساند و يا موارد كودك آزارى گسترش مى يابد.
ويژگى ديگر نسل سوم انجام جرايم و تخلفات به صورت گروهى است. اخبار مربوط به باند هاى سرقت و قاچاق و... را در روزنامه ها به وفور مى توان ديد در حالى كه تا پيش از اين حتى در قبل از انقلاب (براساس مطالعات انجام شده) مجرمان بيشتر تمايل به فعاليت فردى داشته اند حتى در مورد سرقت هم كار گروهى بسيار محدود بود. انگيزه انجام تخلف در نسل جديد متفاوت شده يعنى علاوه بر انگيزه هاى غريزى و صيانت نفس تمايل به زندگى بهتر و فزون خواهى هم ملاحظه مى شود.مدنى علت را در تنوع شديد طيف طبقات اجتماعى، گسترش شديد نابرابرى و فقر مفرط در جامعه مى داند و معتقد است در اين دوره اتفاق جديدى كه ديده مى شود آن است كه علاوه بر سطح خرد و ميانه، سطح كلان كه همان ساختار اقتصادى، اجتماعى، سياسى و فرهنگى است هم به شدت به بروز و ظهور مشكلات اجتماعى كمك مى كند. در واقع با افزايش نقش دولت پس از انقلاب و ورود و مداخله آن در سطح خصوصى علاوه بر حوزه عمومى، نقش ساختار هاى اجتماعى هم در بروز و ظهور آسيب هاى اجتماعى افزايش مى يابد به ميزانى كه به نوعى هرگونه مداخله در سطح خرد موكول به اصلاحاتى در سطح كلان است.
اما در تحليل علت و بروز و ظهور مشكلات اجتماعى مى توان در حال حاضر سه سطح قائل شد؛ سطح خرد كه عمدتاً با ويژگى هاى فردى و شخصيتى افراد سر و كار دارد. سطح ميانه عملكرد سازمان ها و دستگاه هاى مسئول را مورد بحث قرار مى دهد به عنوان مثال اگر كاركرد نيروى انتظامى در منطقه اى ضعيف باشد امكان بروز آسيب هاى اجتماعى در آن افزايش مى يابد. سطح كلان هم به شرايطى مربوط مى شود كه ناشى از تصميمات اقتصادى، اجتماعى دولت است. در واقع سياست اقتصادى اجتماعى در مواردى منجر به افزايش فقر، نابرابرى، عدم امنيت شغلى و حرفه اى و بسيارى آثار سوء ديگر مى شود كه زمينه هاى جديدى را براى بروز مشكلات اجتماعى فراهم مى كند. مثل تدوين و اجراى ناموفق برنامه هاى اول و دوم توسعه و تصميم بر اجراى برنامه هاى سياست تعديل ساختارى و عدم آن كه تاثيرات قطعى و جدى در شكل گيرى آسيب ها در جامعه گذاشت.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




به عقيده مدنى اگر در نسل اول و دوم به دليل مداخله در سطح خرد و ميانه امكان كنترل آسيب ها وجود داشت در نسل سوم از طريق دستكارى سطوح خرد و ميانه امكان كنترل و كاهش نيست بلكه هرگونه اصلاح در سطوح خرد و ميانه موكول به اصلاح سطح كلان است. بنابراين اگر ۵۰ سال پيش بعد از محاكمه و اعدام فردى به نام اصغر بروجردى، قاتل زنجيره اى كودكان تا حدودى بحث قتل هاى زنجيره اى رفع شد نمى توان انتظار داشت بعد از محاكمه و مجازات مجرم پاكدشت وقايع مشابه حتى در خود پاكدشت اتفاق نيفتد.
بنابراين اگر در ايران حدود ۲۳ درصد جمعيت از مشكلات روانى رنج مى برند و حدود ۱۱ درصد جمعيت دچار مشكل حاد روانى هستند، امكان كنترل بالقوه افرادى مثل بسيجه در جامعه يك توهم و سراب است و طبيعتاً بايد انتظار واقعى اين باشد كه تعداد زيادى افراد در جامعه ايران وجود دارند كه بالقوه واجد همان ويژگى هايى هستند كه محمد بسيجه بود.
در مورد نسل سوم متاسفانه نظارت جمعى نسبت به دو دوره قبل به شدت كاهش يافته است. در واقع گفته مى شود كه در مورد جرايم و آسيب هاى اجتماعى اغلب تنها يك سوم آنها توسط نيرو هاى مسئول نظامى و انتظامى كشف مى شوند و دوسوم آن بايد توسط مردم گزارش شود در حالى كه با توجه به شرايط آنومى حاكم بر جامعه، تخريب سرمايه اجتماعى و كاهش اعتماد عمومى در واقع امكان اين نظارت جمعى را هم به شدت كاهش داده است.





















Copyright: gooya.com 2016