سكون عقربه هاى ساعت در چهار ديوارى خانه، گزارشى از بى برنامگى اوقات فراغت زنان خانه دار، حسين خانى، ايران
شايد به جرأت بتوان گفت زن مهمترين نقش را در سلامت و بهداشت روانى خانواده ايفا مى كند. خانواده سالم نيز اساس جامعه بهنجار است. وقتى مادر خانواده درگير مشكلات شود قادر به برقرارى ارتباطات عاطفى سالم با فرزندان خود نبوده و در نتيجه خانواده دچار فروپاشى مى شود.
زن هاى زيادى بنا به دلايلى به دور از هياهوهاى كار بيرون از خانه، اوقات بسيارى را در محيط خانه مى گذرانند. آنان در كنار انجام كارهاى روزانه خانواده ساعت هاى زيادى را بدون داشتن برنامه ريزى مناسبى به بطالت مى گذرانند.
در جامعه مدرن امروزى ديگر اثرى از نشست هاى گروهى زنان دم در يا حياط هاى بزرگ و كنار حوضچه خانه ها و گپ زدن نيست. امروز اوقات فراغت زنان خانه دار در سايه برنامه ريزى هاى جامع بايد در چهارديوارى خانه به گونه اى پر شود كه به سلامت روحى او بينجامد. درصد زيادى از زنان خانه دار وقتى توانايى طراحى برنامه هايى جامع و كامل براى اين زمان را ندارند، درگير افكار موهوم و خيالاتى مى شوند كه گاه تا آستانه فروپاشى نظام خانواده پيش مى رود.زنانى كه متعلق به خانواده هايى محروم از نظر اقتصادى ، فرهنگى و اجتماعى هستند، در اين راستا مشكلات بيشترى را متوجه خود مى بينند و شادابى و نشاط را كه لازمه استمرار زندگى سالم است از دست مى دهند.
بر اساس يك تحقيق بيش از نيمى از زنانى كه براى ناراحتى هاى جسمانى به پزشك مراجعه مى كنند، مشكلات روانى و عاطفى دارند. فشار كار روزانه خانه و بى حوصلگى كه بعد از خاتمه كار به آنان دست مى دهد باعث مى شود كه اغلب زن هاى خانه دار شاد نباشند.
شايد يكى از دلايل اصلى گرايش گروهى از زنان خانه دار به ارتكاب بزهكارى هاى اجتماعى ناشى از همين موضوع باشد. صدا و سيما به عنوان تنها رسانه ملى و فراگير مى تواند در ايجاد شادى ميان آنها نقش اساسى ايفا كند. اما متأسفانه اين رسانه با پخش فيلم ها و سريال هاى حادثه اى و غمگين در اجراى رسالت خود ناكام مانده است.
گران بودن هزينه فراهم آوردن وسايلى براى پركردن اوقات فراغت براى زنان خانه دار نيز مزيد بر علت شده به طورى كه فقر مالى خانواده ها كمتر به آنان اجازه حضور در مكان هايى مثل باشگاه هاى ورزشى، سينماها و ... را مى دهد.
وقتى با فراغت از كار، آنان بى هيچ هدف معينى تنها از سر دلتنگى از محيط خانه بيرون مى آيند، خطرهاى بسيارى در كمين شان است. زن هاى زيادى به خاطر بى حوصلگى در خانه و اينكه شوهرانشان توان مالى تهيه شرايطى را كه آنان بتوانند خود را سرگرم كنند ندارند، در خيابان ها و بوستان هاى شهرى به دام شيادانى مى افتند كه تنها به دنبال حتك حرمت آنها هستند.
بر اساس آمارهاى بدست آمده، شش درصد از جوانان تهرانى در سنين بين ۲۰ تا ۲۵ سال دچار اختلالات روانى هستند و آمار اين اختلالات در ميان زن هاى خانه دارى كه از شهرستان ها به تهران كوچ كرده و با رفتن شوهرانشان به محل كار به تنهايى در چهارديوارى آپارتمان محبوس مى شوند، نگران كننده تر است.
زن جوانى كه از محيط خانواده اش در شهرى كوچك دل كنده و به شهرى مثل تهران پامى گذارد، بنابر توصيه هايى كه از اطرافيان و خانواده اش درباره شهر هاى بزرگ شنيده است، كمتر رغبت مى كند از خانه پايش را بيرون بگذارد.
يك زن ۲۴ ساله كه در همين گيرو دار دچار مشكلات روحى شده و به روانپزشك مراجعه كرده، در اين باره مى گويد: وقتى به تهران آمدم، شوهرم آپارتمانى كوچك اجاره كرد. به دليل مشكلات مالى، حتى يك تلويزيون كوچك هم در خانه نداشتيم. وقتى شوهرم به محل كارش مى رفت، نمى دانستم ساعت ها را چگونه بگذرانم. گاهى اوقات دقايق زيادى از سر دلتنگى گريه مى كردم. در تهران هم آشنايى نداشتم كه به او سر بزنم. ساعت ها به كندى مى گذشت. افكار موهومى به مغزم هجوم مى آوردند. البته بلاتكليفى در گذران اوقات فراغت تنها شامل زن هاى جوان شهرستانى كوچ كرده به تهران نمى شود. به گونه اى كه يك زن ۴۵ ساله در اين باره مى گويد: «ما زن ها چون سركار نمى رويم و همه اش در خانه هستيم، كارمان به حساب نمى آيد. از طرفى هم برنامه تفريحى براى پركردن وقت هاى اضافى مان نداريم. شاد بودن را فراموش كرده ايم. تلويزيون كه برنامه خوبى ندارد و همه اش فيلم ها و سريال هايى پخش مى كند كه اشك آدم را در مى آورد جايى را هم كه نداريم برويم. مجبور مى شويم تلفنى با دوستان و آشنايان اختلاط كنيم كه از اين كار هم خسته شده ايم. تنها بخشى كه در تلفن ها مطرح مى شود غيبت كردن از اين و آن است.»
زنان جامعه ايران بخصوص زنان خانه دار از طرف ديگر براى تفريح وشادى كردن با محدوديت هايى روبرو هستند كه گاه آنان را مجبور به خانه نشينى مى كند.افسردگى هايى كه دامنگير زنان خانه دار مى شود ناشى از احساس بطالت در گذران عمر آنهاست. اين اتفاق ناميمون گاه آنها را تا مرز خودكشى هم پيش مى برد.
يك كارشناس مسائل اجتماعى در اين باره عقيده دارد: زنان خانه دار زمانى كه وقت خود را بدون استفاده بهينه سپرى مى كنند ، نوعى احساس نا امنى اجتماعى و روانى در آنها به وجود مى آيد كه آسيب هاى اجتماعى و انحرافاتى نظير اعتياد و خودكشى را به دنبال دارد. به عقيده اين كارشناس افسردگى و احساس نا امنى و شاد نبودن تأثيرات منفى در اجتماع به دنبال دارد و در پاره اى اوقات حتى به فروپاشى نظام خانواده و طلاق مى انجامد.به گفته معصومه شاه نظرى مدرس روانشناس اجتماعى دانشگاه، سلامت روانى زنان خانه دار در گرو برنامه ريزى براى همين ساعات است چرا كه آنها بقيه وقت خود را به نوعى مشغول هستند و فرصت فكر كردن به مسائل ديگر را ندارند ولى وقتى از كارهايشان فراغت پيدا مى كنند تازه فرصتى دست مى دهد كه درباره خود و ديگران فكر كنند. تا زمانى كه براى پر كردن اين ساعات كه مدت آن كم هم نيست فكرى نشده و برنامه مشخصى ارائه نشود، سلامت روانى كه يكى از مظاهر نهادينه شدن جامعه سالم است، عينيت نمى يابد.
وى عقيده دارد سختى ها و دشوارى هاى زندگى به تنهايى هرگز قادر نيستند زنان خانه دار را افسرده و مأيوس كنند، بلكه نداشتن برنامه مدون براى ساعات فراغت و تغيير در سرنوشت خود است كه استرس را به جان آنها مى اندازد. اگر شرايط به گونه اى باشد كه زنان خانه دار احساس كنند در سرنوشت كانون خانواده تأثير گذارند، زندگى شان پر از لذت و شادى مى شود.
در كشور ما تا دهه ۱۳۶۰ به ندرت برنامه هاى مشخص و مدونى در زمينه پژوهش ها با موضوع اوقات فراغت انجام مى شد اما از آن زمان تا كنون تا حدى اين برنامه ها به طور مدون ترى پيگيرى مى شود و حتى در برخى نهادها مديريت مشخصى براى مقوله اوقات فراغت ايجاد شده است. هرچند كه هنوز هم به نظر برخى پژوهشگران اين برنامه ها پراكنده است. ولى از ۱۰ سال پيش توجه به اين مقوله به طور جدى ترى پيگيرى مى شود. «دكتر محمد احسانى» عضو هيأت علمى دانشگاه تربيت مدرس در اين باره عقيده دارد:«ابتدا به تعريف برنامه هاى استراتژيك براى اوقات فراغت متناسب با فرهنگ، مسائل سياسى، اقتصادى، اجتماعى، مذهبى و ... جامعه نيازمنديم.» وى عقيده دارد نيروهاى متخصص داراى مسؤوليت بايد در برنامه ريزى ها به طور مستقيم دخالت كنند. همچنين اگر در مجلس متخصصينى در زمينه اوقات فراغت وجود داشته باشند، مى توانند قوانين و برنامه هاى لازم را با استفاده از شناخت و آگاهى خود به تصويب برسانند.
بر اساس يك پژوهش كه در زمينه گذراندن اوقات زنان خانه دار شمال تهران انجام گرفته است، درباره چگونگى سپرى كردن اوقات روز مشخص شده است كه تنها درصد كمى از آنها برنامه ريزى هايى شامل پرداختن به ورزش، مطالعه كتاب، رفتن به ميهمانى يا شركت در كلاس هاى آشپزى و آموزشگاه هاى ساخت گل هاى خشك و كاردستى شركت مى كنند.
بر همين اساس تعداد زيادى از زنان خانه دار، با اينكه اغلب داراى مدارك عاليه تحصيلى هستند براى طراحى برنامه مدونى جهت گذراندن اوقات فراغت خود با مشكل روبرو بوده و بى هيچ هدف وبرنامه اى وقت خود را مى كشند.
على رغم تمام كاستى هايى كه در برنامه هاى تلويزيونى وجود دارد، درصد بالايى از زنان خانه دار وقت هاى فراغت خود را پاى گيرنده هاى خود مى گذرانند. گوش كردن به نوار كاست و رفتن به پارك و فضاى سبز نزديك خانه هم از ساير علاقه مندى هاى زنان خانه دار است.
يك زن ۲۵ ساله كه ۸ سال قبل ازدواج كرده است در اين باره مى گويد: « از وقتى به خاطر رسيدگى و نگهدارى به بچه ام كارم را كنار گذاشتم دچار افسردگى شده ام. صبح ها تا ساعت ۱۰ مى خوابم. چون شوهرم براى ناهار به خانه نمى آيد. بالطبع كارى براى انجام دادن ندارم. بعضى وقت ها هم صبح و هم عصر به پارك مى روم ولى ديگر خسته شده ام. تلويزيون هم كه برنامه اى ندارد. برنامه زندگيم به هم خورده است. گاهى وقت ها اين وضعيت آنقدر به من فشار مى آورد كه تا پاسى از شب خوابم نمى برد. چقدر خوب مى شد مسؤولان براى گذراندن اين زمان ها برنامه ريزى مى كردند. مثلاً جاهايى را در نظر مى گرفتند كه زنانى مثل من در ساعات بيكارى و فراغت در آنجا جمع شده و در كلاس هايى شركت مى كرديم تا هم وقتمان بيهوده تلف نشود و هم كار مفيدى انجام داده باشيم. به خاطر اين ضرورت ها بود كه شوراى عالى انقلاب فرهنگى در پانصد و سيزدهمين جلسه خود طرح سياست هاى بهبود وضعيت گذران اوقات فراغت زنان و دختران را بررسى و به تصويب رساند.
بر اساس اين مصوبه فراغت يعنى تجربه اى كه فرد هنگام رهايى از اشتغالات و الزامات كار روزانه، متناسب با نياز و ذوق خود انتخاب مى كند تا جسم و فكر و شخصيت او رشد و پرورش يابد. طبق اين مصوبه زمينه سازى براى گذراندن مطلوب ، مفيد و سازنده اوقات فراغت زنان و هدايت فكرى و عملى و بارورسازى اوقات زندگى آنان مورد تبيين قرار گرفت تا از هدر رفتن اوقات فراغت جلوگيرى كرده و به بارورى آن كمك نمايند و از اين راه بر غناى علمى و فرهنگى جامعه بيفزايند.