شنبه 26 شهریور 1384   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

زنان شاغل، مسؤوليت و چندگانگى، گزارشي از ارمغان جوادنيا، ايران

شواهد و يافته هاى موجود نشان مى دهد كه در جوامع امروزى زنان شاغل هم در خانه و هم در محيط هاى شغلى خود نقش فعالانه اى داشته اند و همگام با مردان و حتى بيش از آنان به فعاليت مى پردازند و در كار خود موفق نيز بوده اند . هم اكنون شاهد اين مسأله نيز هستيم كه زنان شاغل با وجودمشكلات و موانع در محل كار و منزل بازهم صبورانه و با پشتكار فراوان به تلاش هاى خود ادامه مى دهند. با توجه به اينكه در گذشته زنان به ندرت اجازه ورود در بعضى از رشته ها بخصوص رشته هاى پزشكى و سياسى را داشته اند ولى خوشبختانه هم اكنون نيمى از دانشجويان در دانشگاهها را زنان و دختران تشكيل مى دهند وحتى توانسته اند در زمينه هاى سياسى، اجتماعى، فرهنگى ، اقتصادى و حتى صنعتى نقش مؤثرى را ايفا نمايند.
با توجه به مسائل ذكر شده زنان در محيط هاى شغلى خود دچار موانع و مشكلاتى هستند كه تمامى اين عوامل مى تواند در كارايى ، ايجاد انگيزه و پيشرفت روزافزون آنها نقش منفى اى را ايفا كند.
«سميه . الف» يكى از زنان شاغل در رابطه با مشكلات خود مى گويد: متأسفانه ساعات كارى كه براى زنان درنظرگرفته مى شود بسيار زياد است بخصوص زنانى كه بايد مسؤوليت خانه را هم برعهده داشته باشند. همچنين حقوق آنها به نسبت ساعات كاريشان بسيار كم است.
وى معتقد است: اكثر زنان بخصوص آنهايى كه در ارگانهاى دولتى كار مى كنند علاوه بر يك كار بايد چند كار ديگر را نيز متقبل شوند ولى متأسفانه توجهى از جانب مسؤولين نيست وى مى گويد: متأسفانه اگر زنان دچار مشكلى شوند و نياز به وام از جانب آن سازمان و شركت داشته باشند با بى تفاوتى و پاسخ منفى مواجه مى شوند پس آنها بايد چه كنند؟
وى مى گويد: م-تأسفانه به هيچ عنوان به تواناييهاى زن توجه نمى كنند و امكاناتى را كه آنها بتوانند تغيير شغل دهند و به درجات بالا ارتقا يابند در اختيارشان گذاشته نمى شود.درنتيجه بى علاقگى و عدم انگيزه در كار آنها به وجود مى آيد. يكى ديگر از زنان شاغل كه در محيط هاى دولتى مشغول كار است مى گويد: تبعيض درموارد حقوقى و مالى ، تغيير شغل بعداز مدت ۱۲ سال ،عدم پرداخت سختى كار در مورد بعضى از مشاغل ، تبعيض در ارزيابى مشاغل در پايان هرسال از عمده ترين مشكلات زنان شاغل محسوب مى شود.
يكى ديگر از زنان شاغل مى گويد: متأسفانه زنان شاغل از امنيت شغلى برخوردار نيستند،مسائل رفاهى براى آنهامهيا نيست، مسائل روحى و روانى زنان به هيچ عنوان در نظر گرفته نمى شود، تعداد مرخصى هايى كه به آنها داده مى شود بسيار كم است، و حتى وسيله اياب و ذهاب هم براى رفت وآمد خود ندارند و مجبورند با وسايل نقليه شخصى رفت و آمد كنند كه اين كار خطراتى را براى آنها به وجود مى آورد؛ همين عدم وجود مهدكودك در محيط هاى كارى مشكلات زيادى را براى زنان به وجود مى آورد و نمى توانند دور از هرگونه نگرانى به كارهاى خود رسيدگى نمايند و كارآيى خود را از دست مى دهند.
دكتر «احمد عبداللهى» - جامعه شناس - در اين رابطه معتقد است: با توجه به اينكه زنان شاغل داراى وظايفى يعنى از قبيل تعليم و تربيت فرزندان و رسيدگى به همسر و امور خانه نيز هستند، بنابراين داشتن چنين وظيفه مهمى مى تواند در شغل آنها تداخل ايجاد كند و تضاد را به وجود آورد كه متأسفانه وجود چنين تضادى باعث مى شود تا زنان كارآيى لازم را در زمينه شغل و حتى رسيدگى به امور خانه از دست بدهند.
وى تبعيض جنسيتى را از ديگر مشكلات زنان در محيط هاى كارى ذكر مى كند و مى گويد: در جامعه ما اگر زنان بامدرك مشخصى در مقاطع كارشناسى در محيط هاى ادارى و سازمانها فعاليت كنند، هيچ يك از افراد حتى ارباب رجوع احترام وارزشى را به اندازه جنس مذكر براى زنان قائل نيستند.
همچنين دركشورهاى غربى نيز چنين تبعيض جنسيتى را در مشاغل زنان مشاهده مى كنيم ولى متأسفانه در كشور ايران اين مسأله به وفور ديده مى شود.
وى معتقد است : براساس آمارهاى موجود مشاغلى كه زنان در سازمانها و ادارات در اختيار دارند بيشتر منشى گرى، معلمى و ... است و در سيستمهاى مديريتى و اداره كردن سازمان و تشكيلات نمى توانند فعاليتى داشته باشند و اجازه چنين كارى به آنها داده نمى شود، در صورتى كه ممكن است آنها از لحاظ تواناييها بامردان هم سطح باشند ولى متأسفانه به دليل نگرشهاى منفى و تبعيض هاى موجود نقش مهم زنان كمرنگ مى شود.
وى معتقد است : بارها و بارها مشاهده شده كه اگر زنان از نظر تحصيلى و دانشگاهى و حتى معدل از مردان همكلاس خود در مرحله بالاترى قرار گرفته باشند، مطمئناً شغل بهتر نصيب مردان مى شود درصورتى كه امكان ترقى و پيشرفت زنان در آن مشاغل بيشتر خواهد بود.
وى مى گويد: تفكر غلط درجامعه، نوع جامعه پذيرى و اجتماعى شدن و امكاناتى كه ازهمان دوران كودكى درميان دختران و پسران ديده مى شود و از همان دوران پسران مورد تشويق بيشترى از جانب والدين خود هستند و به دختران اهميت چندانى نمى دهند. همين امر باعث مى شود تا زنان هم احساس كنند كه فاقد تواناييهاى لازم هستند و در اين صورت خود را حقيرتر از جنس مخالف قلمداد مى كنند.
وى مى گويد: اكثريت زنان اين موضوع را كه درحد پايينى از مردان قرارگرفته اند،پذيرفته اند. درحالى كه واقعيت به اين گونه نيست. شايد اگر از همان دوران كودكى تفاوتى ميان اين دو جنس وجودنداشت هم اكنون ازلحاظ هوش و توانمندى هاى شغلى هيچ تفاوتى ميان آنها مشاهده نمى شد.
اين جامعه شناس اضافه مى كند: در كشورهاى غربى گروهى نظير روشنفكران فعالانه در تلاشند تا برابرى ميان زنان و مردان را درتمامى زمينه ها به اثبات برسانند و حتى موفقيتهايى نيز دراين زمينه كسب كرده اند، در كشور ما هم خواه ناخواه چنين افرادى سعى كرده اند تا چنين شرايطى را ايجادكنند و تاحدى هم اين كار انجام شده است.
براى مثال اگر ما ۳۰ سال پيش را درنظر بگيريم مشاهده مى كنيم كه رفتن دختران به دانشگاهها و داشتن شغل براى خانواده ها تعجب آور بود و حتى با آن مخالفت مى كردند. درحالى كه امروزه چنين مواردى بسياركم ديده مى شود و تغييرات زيادى به وجود آمده است.
وى معتقداست: آمارها حاكى از آن است كه طى ۲۰ تا ۳۰ سال اخير بيش از نيمى از دانشجويان را زنان و دختران تشكيل مى دهند. ولى متأسفانه هنگامى كه فارغ التحصيل مى شوند ازنظر شغلى با مردان مساوى نبوده و موانع زيادى وجود خواهدداشت.
وى مى گويد: ازدواج زنان و تعهدات خانه دارى همه و همه بر دوش زنان گذاشته شده است و ازنظر سنتى كمتر مردانى وجوددارند كه درامور خانه شريك همسران خود باشند و همين امر وظايف آنها را دوبرابر افزايش مى دهد و مشكلاتى را برايشان به وجود خواهدآورد.
اين درحالى است كه درجوامع غربى با توجه به اينكه مردان با وظايف خانه دارى آشنا نيستند ولى تقسيم كار و اشتراك در امور خانه بين آنها به وفور ديده مى شود.
دكتر عبدالهى معتقداست: عمدتاً خود زنان بايد پيشگام درگرفتن حق و حقوق خود باشند و در صورت ناحقى ها و تبعيض هاى موجود اعتراض كنند و اجازه تضييع حقوق خود را ندهند و تا زمانى كه تلاش نكنند حق و حقوق آنها به آسانى دراختيار آنها قرارنخواهدگرفت.
دكتر «مريم يوسفى» جامعه شناس دراين ارتباط مى گويد: باتوجه به اينكه دركشور ما زنان پابه پاى مردان و همدوش با آنها به كار و فعاليت مى پردازند و از هوش وذكاوت بالايى در مقايسه با مردان برخوردارند و كارها را با ظرافت و دقت بيشترى انجام مى دهند. ولى متأسفانه كشور ما آمادگى پذيرش چنين مسأله اى را ندارد كه زنان بايد ازنظر پايگاه شخصيتى رشد كنند و نقشهاى مهمى برعهده آنها گذاشته شود و همين امر باعث عدم امنيت شغلى زنان و كاهش كارايى آنها مى شود.
وى مى گويد: همين مقايسه زنان در ايران و كشورهاى ديگر نشان مى دهد كه هيچ تفاوتى ميان زنان اين كشورها وجودندارد ولى دركشورى مانند فرانسه آنها مى توانند به عنوان وزير انتخاب شوند ولى در ايران به دليل تفكرات غلط و سنتى آنها نمى توانند چنين سمتى را عهده دارشوند.
وى معتقداست: توقع بيش از حد مردان، حس حسادت و رقابت پذيرى آنها نيز از ديگر مشكلات زنان محسوب مى شود ولى خوشبختانه زنان با تحمل تمامى اين مشكلات درمحيط هاى كارى به بهترين نحو فعاليت مى كنند ولى به دليل عدم امنيت شغلى انگيزه خود را روزبه روز از دست مى دهند. همچنين اگر سازمان يا نهادى به اخراج و يا كاهش حقوق درميان دو جنس زن و مرد تصميم گيرى كند مطمئناً اين زنان هستند كه در اين تصميم گيريها مظلوم واقع مى شوند و هيچ پشتوانه اى ندارند.
وى معتقداست واگذارى فعاليتها و مسؤوليتهاى پايين و دور از تخصص به زنان نيز باعث ناراضى بودن آنها و عدم كارايى شان مى شود. همچنين در بعضى ازنهادها با توجه به اينكه تخصص و حتى رشته تحصيلى زنان از مردان بالاتر است ولى به دليل زن بودن و جنس دوم تلقى شدن آنها، اين مردان هستند كه ازحقوق، مزايا و تشويق بيشترى برخوردار مى شوند.
وى مى گويد: «بعضى از ارگانها و سازمانها، زنان عاشق شغلشان بوده و با دل و جان و حتى با ظرافت و تخصص به كارهاى خود رسيدگى مى كنند كه اين كار نيازمند تشويق از جانب مسؤولين ارگانهاست كه متأسفانه نه تنها تشويقى در كار نيست بلكه توقع مديران و رؤساى آنها نيز بيشتر خواهد بود.
وى معتقد است، زنان شاغل بايد كارهاى خانه و وظايفى را كه برعهده آنها گذاشته شده است، در اولويت برنامه هاى خود قرار دهند و حتى توقعات بيجا وآزاردهنده همسر و فرزندان خود را تحمل كنند براى مثال مهمانى هاى بزرگى كه از طرف همسر ترتيب داده مى شود را تحمل كند و آنها اصلاً به اين موضوع فكر نمى كنند كه زنان آنها شاغل بوده و بايد كمى از توقعات خود چشم پوشى كنند و انتظارات زيادى از آنها نداشته باشند.
همچنين به دليل اينكه زنان شاغل در محيط هاى كارى نگران خانه و فرزندان خود هستند، همين امر مى تواند لطمات بزرگى را به كارهاى آنها وارد كند. متأسفانه اين درحالى است كه حتى بيشتر مردان تحت چنين شرايطى به زندگى تعهد نداشته و با زنان خود همكارى هاى لازم را انجام نمى دهند و حتى در اين مواقع توقعات آنها افزايش مى يابد و حتى اضافه كارى زنان و كمرنگ شدن آنها در محيط خانه نيز باعث آسيب و لطمات زيادى به خانواده مى شود.
وى معتقد است: در جامعه ما در مرحله اول به زنان به عنوان مادر، بعد به عنوان زن شاغل نگاه مى كنند و همين امر مشكلاتى را براى آنها به وجود مى آورد. در صورتى كه اگر زن شاغل در كارهاى خود موفق باشد مطمئناً به بهترين نحو مى تواند زندگى مادى و معنوى خود را اداره كند و تأثير مثبتى روى آن بگذارد. متأسفانه در جامعه ما بسترى براى زنان فراهم نشده تا بتوانند به طور آزادانه كارهاى خود را انجام دهند.
وى مى گويد: عدم وجود مهدكودك ها در نزديك محيط هاى كارى زنان از ديگر مشكلات آنها محسوب مى شود. آنها بايد به دليل مسافت زياد از كار خود كم بگذارند و مدت زمان خالى را به اين كار اختصاص دهند؛ اين در حالى است كه متأسفانه زنانى كه در ارگانهاى دولتى كار مى كنند با بى توجهى مسؤولان و با اين جمله كه «چقدر به مرخصى مى رويد» روبه رو مى شوند. اين زنان بايد چه عكس العمل مناسبى از خود نشان دهند.
وى معتقد است: با توجه به اينكه زنان در زمان قاجار در امور سياسى و ادارى نفوذ غيرمستقيم داشتند و در آرا و تصميم گيرى ها نقش مهمى را برعهده داشتند ولى با همه اين تفاسير بيشتر پادشاهان قاجار زن را به اين عنوان كه از خودشان طايفه اى برجاى بگذارند و وسيله اى براى خوشگذرانى آنها باشد، مى دانستند و همين دلايل باعث تنزل جايگاه اجتماعى زن در ايران بوده است. زنان در عين حال كه مورد ظلم و ستم قرار مى گيرند نبايد اهداف خود را فراموش كنند زيرا اگر عرصه را خالى بگذارند و خيلى زود كنار بكشند نمى توانند پيروز شوند.
«سيدمهدى ميرشريفا» روانشناس بالينى و آسيب شناس خانواده در اين رابطه مى گويد: خوشبختانه زنان داراى توانايى هاى بى شمارى هستند، نه تنها از مردان كمتر نيستند بلكه از نقاط قوت بيشترى برخوردارند. حس بويايى آنها قويتر از مردان است، در صحبت كردن و سخن گفتن روانتر از مردان هستند و دركارشان از ظرافت،دقت و احساس مسؤوليت بيشترى برخوردارند.
زنان بى شمارى وجود دارند كه انگيزه و توان مقابله با حق و حقوق خود را دارا مى باشند ولى متأسفانه به دليل مشكلاتى كه تاكنون ذكر شد بيشتر آنان ترس از موفقيت، دلشوره و نگرانى داشته و همين عوامل باعث مى شود تا عزت نفس آنها كاهش يابد و خود را قبول نداشته و بيشتر به مردان تكيه كنند كه چنين روشى اصلاً درست نيست و همه اين موانع باعث مى شود تا زنان از دوران جوانى و نوجوانى دچار بحران هويت شغلى شوند و در انتخاب نوع شغل سرگردان خواهند شد.
وى معتقد است: عواملى از قبيل سنگينى كارها، يكنواختى موجود در كارها، سبك بارى شغلى (كارى كه مى كنند متناسب با شأن و شخصيت آنها نيست)، تكرارى بودن كارها و نداشتن نقش مهم دركارها باعث نارضايتى زنان از شغل خود مى شود كه اين عوامل مى تواند درسرنوشت آنها مؤثر واقع شود.
وى معتقد است: در صورتى كه طرز تفكر و باورها در مورد زنان منفى قلمداد شود، آنها دچار احساسات هيجان منفى خواهند شد كه مطمئناً روى عملكرد آنها و در نهايت بر ساختار جامعه ما سازمان و نهاد خانواده تأثير گذاشته و دچار آسيبهاى زيادى مى شوند.
دكتر «بهروز جليلى» روانپزشك و دانشيار دانشگاه علوم پزشكى ايران در اين مورد مى گويد: زنان جامعه ما سرشار از توانمنديهاى زيادى هستند و حتى در اجتماعات صنعتى همانند مردان فعاليت مى كنند؟ بررسى ها و تحقيقات نشان مى دهد كه آنها مى توانند در بعضى از مشاغل همچون پرستارى و معلمى كارآمدتر از مردان باشند. براى مثال معلمان زن در مقطع دبستان خيلى راحت تر با بچه هاى اين مقطع سازگار مى شوند و با آنها انس مى گيرند. اگرچه شأن و مقام معلمان مرد را زير سؤال نمى بريم ولى در هر صورت به دليل بعد ژنتيكى و عواطفى كه در نهاد زنان گذاشته شده است بيشتر از مردان با رفتارها و خلق و خوى بچه هاى كم سن وسال آشنايى دارند و حتى اضطراب ها و ترسهاى آنها را در مراحل ابتدايى مدرسه مى توانند از بين ببرند؟ همچنين به دليل اينكه آنها در سالهاى اوليه مدرسه بى قرارند و به مادرانشان وابسته هستند، خوشبختانه معلمان زن براحتى مى توانند با آنها ارتباط برقرار كنند و آرام و ساكتشان كنند؟ پس در اينجا نقش زنان و حضور آنها در جامعه به وضوح مشاهده مى شود و نبايد نقش آنها را ناديده بگيريم و بايد براى آنها ارزش زيادى قائل شويم. زنان حتى در رشته هايى چون كامپيوتر، حرفه خبرنگارى و... كارآمدتر از مردان هستند و زير و بم كارها را بهتر مى شناسند.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




در قرن ۲۰ مشابهت هاى شغلى در ميان زنان و مردان افزايش يافته است و در بيش از ۷۰درصد مشاغل زنان و مردان همسان هستند و هيچ تفاوتى بين آنها مشاهده نمى شود، فقط زنان از لحاظ جسمى و عضلانى بامردان متفاوتند.
وى معتقد است: متأسفانه زنان شاغل علاوه بر موانع و مشكلاتى كه پيش روى آنهاست با آسيبهاى زيادى هم دست و پنجه نرم مى كنند. اولين آسيبى كه درانتظار زنان شاغل است ضعيف جلوه دادن آنها از نظرمديران و حتى اطرافيان آنها است و اهميت چندانى براى كار آنها قائل نيستند.
همچنين زنانى كه به هر دليلى از همسران خود جدا شده اند با نگاهى منفى روبرو هستند ولى با اين حال باز هم زنان با قدرت و نفوذ خود سعى مى كنند ديدگاههاى منفى را از خود دور نگاه دارند. با توجه به اينكه شعورو فرهنگ جامعه ما در حد بالايى قرار گرفته است چرا بايد اينگونه با زنان رفتار كنند؟ زيرا چنين مسأله اى باعث عدم اعتماد به نفس در زنان مى شود و مشكلات عديده اى را براى آنها به وجود مى آورد.
زنان شاغل بار دوگانه اى را بر دوش مى كشند بنابراين بايد از جانب همسران و اطرافيان مورد توجه بيشترى قرار بگيرند. همچنين ۹۰درصد از آموزش فرزندان در خانه بر عهده زنان است و حال اگر زن شاغل باشد آسيبهاى زيادى همچون بى خوابى، تضعيف سيستم امينى بدن روبرو مى شوند، بنابراين مردان بايد همكارى بيشترى را با زنان خودداشته باشند تا دچار چنين آسيبهايى نشوند.
كليه افراد جامعه بايد تعصبات منفى و بيجا در مورد زنان را از خود دور سازند و مسؤولين هم بايد به قشر مظلوم و ضعيف جامعه كه بيش از نيمى از آحاد ملت را تشكيل مى دهند توجه بيشترى كنند زيرا اين كار از لحاظ مادى و سرمايه گذارى به نفع مملكت مى باشد.





















Copyright: gooya.com 2016