در همين زمينه
10 بهمن» ۱۴هزار خودکشی موفق سالانه، سرمايه13 تیر» ايرانيان متاهل بيشتر از مجردها خودکشی می کنند، بيشترين ميزان خودکشی مربوط به سنين ۲۵ تا ۳۰ سالگی است، سرمايه 17 اردیبهشت» رييس دانشگاه شهيد بهشتی: هيچ کس به خودکشی دانشجوی دکترای شيمی اعتراض نکرد، سرمايه 8 فروردین» خودکشی پيرمرد ۶۶ ساله در تهران، ايسنا 29 آبان» خودکشی، دومين علت مرگ ۱۵ تا ۱۹ سالهها در جهان! ايسنا
بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! سالانه ۵۰۰ هزار تن در جهان خودكشي ميكنند، ايسناتدوين برنامه ملي جلوگيري از خودكشي ضروري است خودكشي پديدهاي فراگير و جهاني است كه در طول تاريخ به اشكال و ميزانهاي مختلف مشاهده شده است و كارشناسان در تبيين علل آن به موارد بسيار زيادي و در سطوح مختلف اجتماعي، اقتصادي و ... اشاره كردهاند. از سويي ديگر عليرغم تلاش سازمانهاي بينالمللي در خصوص آمارهاي خودكشي در جهان، هنوز رقم درست و واقعي اين آسيب اجتماعي به دليل پنهان ماندن آن در موارد متعدد، به دست نيامده است. اما به هر روي آنچه اهميت بيشتري دارد، تلاش براي اتخاذ و تدوين ساز و كارهاي مناسب جلوگيري از بروز اين پديده و كاهش آن است. در اين زمينه گروه اجتماعي خبرگزاري دانشجويان ايران گفتوگويي را با «اكبر نعمتي» ، مدير كل امور اجتماعي وزارت كشور، صاحبنظر در مسايل اجتماعي و داراي بيش از دو دهه سابقه فعاليت در امور اجرايي حوزه اجتماعي انجام داده است كه در پي ميخوانيد:
ايسنا: با توجه به اين كه خودكشي امروزه يكي از آسيبهاي اجتماعي در دنيا محسوب ميشود، وضعيت اين پديده در ايران در مقايسه با كشورهاي ديگر چگونه است؟ آيا تفاوتها معنيدار است؟ بر اساس گزارشهاي مختلف هر ساله جمعيت نسبتا زيادي از طريق خودكشي به زندگي خود پايان ميدهند و سازمان بهداشت جهاني آمار اين جمعيت را حداقل 500 هزار نفر ميداند. در اغلب كشورهايي كه آمار و اطلاعات آنها در دسترس است، طبق بررسيهاي انجام شده در سالهاي 2001 تا 2005 سازمان بهداشت جهاني، خودكشي در بين 10 علت اول مرگ در سنين 34 ــ 15 سالگي در جهان گزارش شده است. عليرغم اهميت آمار مذكور، در برخي از كشورها به دليل اعتقادات مذهبي و يا محروميتهاي قانوني خانوادههاي افرادي كه خودكشي كردهاند، اساسا بخشي از وقايع خودكشي را گزارش نميكنند. چنانكه اين مشكل در جامعه ما نيز وجود دارد و اكثر مطالعاتي كه در مورد اين مساله صورت گرفته است، به عدم وجود اطلاعات درست و متناقض مراكز رسمي مربوط و نيز عدم همكاري و ارائه اطلاعات توسط بستگان فرد اقدام كننده به خودكشي ، اشاره كرده است. با اين حال بيشترين خودكشي در جهان با در نظر گرفتن نسبت آماري و تحليلهاي جغرافيايي، اقليمي و جمعيتي مربوط به سوئيس ، سوئد، و نروژ است و عمدتا به دليل شرايط خاص اقليمي از جمله فاصله زماني روز يا شب، رفاه كامل و افسردگي است. از همين رو نميتوان عوامل مؤثر بر خودكشي را در جهان مدرن با جامعه خودمان مقايسه كنيم. مقايسه ادبيات مفهومي خود را دارد؛ لذا به قول بزرگان قياس معالفارق و معنيدار بودن اين تفاوت به دلايل گفته شده منتفي است. معمولا وقتي صحبت از خودكشي به ميان ميآيد در نگاه اول به عنوان واقعهاي خاص و ناشي از عوامل فردي و يا خانوادگي شخص در نظر گرفته شده است و بيشتر رويكردي روانشناختي و پزشكي در ارتباط با آن مطرح ميشود. بدين معنا كه اين پديده بيشتر ناشي از خصوصيات رواني و ژنتيكي افراد است؛ اما از نگاه جامعه شناسان و روانشناسان اجتماعي شرايط جامعه، نقش مهمي در بروز چنين پديدهاي دارند. ايسنا: چرا اطلاعات و آمار بموقع ارائه نميشوند؟ مسووليت ارائه آمار آسيبهاي اجتماعي بر عهده سازمانهاي مسوول و بخشي است. وزارت كشور سازمان مرجع است. البته اگر مطبوعات آماري خواسته باشند با در نظر گرفتن مسووليتهاي ما در اين بخش، ارائه خواهد شد. از جمله همين اقدامي كه شما داشتيد. خود بيانگر آن است كه ما آمادگي لازم را داريم كه در فرصت مقتضي به جامعه اطلاعرساني كنيم. ايسنا: چه عواملي تاثير بيشتري در سوق دادن افراد به اقدام به خودكشي دارند؟ در خصوص عوامل تاثيرگذار در اقدام به خودكشي ضرورت بررسي رويكرد به اين مقوله وجود دارد كه توضيح ميدهم. نگاه روانشناختي و تحليل «خود» به تنهايي در وجود آمدن شرايط بحراني و اقدام به خودكشي، آدرس را اشتباه رفتن است؛ زيرا از نگاه جامعهشناسان، بروز خودكشي به عنوان پديدهاي اجتماعي تحت تاثير شرايط و متغيرهاي اجتماعي و نيز تحت تاثير عوامل متعدد سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي رخ ميكند. گاهي شدت و سرعت تغييرات اجتماعي به گونهاي است كه موجب ايجاد اختلالاتي در بخشها و نهادهاي مختلف جامعه و كاركردهاي طبيعي آنها ميشود؛ زيرا نهادها و بخشهاي مختلف و حتي اعضاي جامعه بايد بتوانند به گونهاي مناسب خود را با تغييرات جديد هماهنگ سازند و در صورت عدم تحقق اين امر زمينه بروز انواع انحرافات و آسيبهاي اجتماعي نيز فراهم ميشود. به عنوان مثال، خانواده بر اساس آنچه كه جامعه شناسان اعتقاد دارند، بنياديترين واحد اجتماعي است كه افراد را با شرايط، ارزشها و قواعد كلي جامعه، آشنا، منطبق و به تعبير دقيقتر جامعهپذير ميسازد. بديهي است در جريان تغييرات ايجاد شده خصوصا در فرايند توسعه جوامع و شرايط ناشي از گذار از مرحله ساختار سنتي به ساختار توسعه يافته يا صنعتي، اين نهاد دستخوش تغييراتي در ساختار، نقشها و ارزشهاي خود شده است. استحكام پيوند خانوادگي، حضور والدين در منزل، توجه و اختصاص وقت براي فرزندان از سوي والدين، اعتماد متقابل بين والدين و فرزندان و .... همه مواردي هستند كه از تغييرات حادث شده تاثير ميپذيرند.
همچنين در اكثر مطالعاتي هم كه راجع به خودكشي و عوامل مؤثر بر آن صورت گرفته است، اختلافات خانوادگي بالاترين رقم علت خودكشي را به خود اختصاص داده است. هر چند بايد گفت پديدههاي اجتماعي نميتوانند تك سبدي باشند. بنابراين در بررسي ريشهها و عوامل پديدههايي مانند خودكشي بايد به بسياري ديگر از عوامل نيز توجه داشت. در مطالعات انجام شده فقر، بيكاري و درآمد پايين، از فاكتورهاي مهم در سوق دادن افراد به از بين بردن خود بوده است و ميتوان گفت علت اقدام به خودكشي چند لايه است. اگر به عمق مطالب دقت شود ميتوان دريافت كه از بين بردن خود، ميتواند مرتبط با ميزان حساسيت و تحمل افراد در برابر مشكلات و فشارهاي متعدد زندگي باشد؛ يعني ممكن است بسياري از افراد در شرايط و تنگناهاي مشابه با افراد خودكش، دست به چنين عملي نزنند. اما نميتوان اهميت و تاثير منبع مولد فشار و نقشي را كه در زندگي فرد ايفاء ميكند ناديده گرفت و طبيعي است كه تمامي افرادي كه با فقر روبهرو هستند، دست به خودكشي نميزنند و يا كليه افرادي كه دچار مشكلات و تعارضات خانوادگي هستند، خود را از بين نميبرند؛ اما ميزان گستردگي و نفوذ اين عوامل در ساير ابعاد زندگي و اهميت اين قضايا در زندگي فرد ميتواند عاملي مهم براي سوق دادن وي به طرف اقدام خودكشي باشد. به عنوان مثال در استاني مانند ايلام كه چندين سال پياپي بالاترين رقم خودكشي را به خود اختصاص داده است، نفوذ شديد ارزشهاي سنتي و فرهنگ محدود آن جامعه از يك سو و ورود باورها و نگرشهاي متفاوت و عناصر جديد فرهنگي از طريق ابزارهاي ديگر از جمله رسانهها، مهاجرين، بوميان تحصيلكرده و غيره از سوي ديگر، باعث ايجاد نوعي تعارض و تضاد عميق ميان هويت افراد شده و تحت اين فشارها و عدم توانايي فرد در انطباق خود با يكي از اين دو منبع يا ايجاد تعادل در بين آنها منجر به انتخاب راه رهايي از وضعيت و تناقض مذكور به وسيله خودكشي و از بين بردن خود شده است. ايسنا: نتايج تحقيقات در خصوص خودكشي مردان و زنان چه ميگويد؟ بر اساس تحقيقاتي كه در استانهاي مختلف صورت گرفته است، زنان بيشتر از مردان اقدام به خودكشي كردهاند كه عمده آن به دليل اختلافات خانوادگي و باورهاي متضاد زنان و مردان در زندگي مشترك است. عرض كردم اقدام به خودكشي كه بخشي از آن مربوط به روحيات و نگاه زنانه به مسايل پيراموني است كه البته فوت در مردان بيشتر است و اين اقدام خانمها بيشتر اعلام وضعيت خاص و يا نيازمندي به توجه و حمايت را مورد عنايت دارد. هنوز هم در بسياري از شهرهاي كشور و عليالخصوص روستاها مردان خود را صاحب امتياز و مالك زنان ميدانند و از آنان انتظار اطاعت ، پذيرش مطلق عقايد مردان و عدم حضور در عرصه اجتماع را دارند. اين قضيه با توجه به شرايط متحول جامعه و حضور زنان و تمايل گسترده آنان براي حضور در عرصههاي مختلف جامعه، حق سخن گفتن و تصميمگيري در خانواده و اجتماع و اثبات و پيگيري حقوق خود به عنوان يك انسان فراتر از تمايز جنسي، نميتواند منجر به سازگاري زنان با خواستههاي مردان باشد. در عين حال ابزارهايي كه زنان خصوصا زنان بيسواد در شهرهاي كوچك و يا روستاها دارند توانايي تحقق خواستههاي مشروع آنان را ندارد. در چنين شرايطي و وجود تنگناهاي شديد براي برون رفت از اين وضعيت، تنها راه را خودكشي ميدانند. در واقع فرد در انجام عملي علاوه بر آن كه ممكن است به دنبال رهايي از احساس فشار و خلاص شدن از وضعيت موجود باشد، ميخواهد به ديگران نيز اعلام كند كه نيازمند حمايت و پشتيباني آنان است. او ميخواهد لزوم تغيير شرايط پيرامونش را به ديگران اعلام كند.
ايسنا: روشهاي بروز اين پديده در كل كشور چگونه است؟ بر اساس آمار معمولا در برخي استانهاي كشور شيوه خودسوزي به عنوان روش خودكشي به كار برده ميشود. البته چنين روشي در برخي از استانهاي غربي كشور در سالهاي پاياني جنگ و حتي چندين سال پس از آن شيوع بسيار نگران كنندهاي خصوصا در بين زنان يافته بود كه اين مساله واقعا نيازمند توجه و مطالعه علمي و عميق دارد. هرچند مطالعات جدي صورت گرفته است؛ اما كاربردي نبوده است؛ يعني اقدامي مؤثر براي جلوگيري از خشونت عليه خود و خودكشي صورت نگرفته است . در حال حاضر نيز اگر چه از فراواني آن تا حدودي كاسته شده است؛ اما هنوز به عنوان يكي از شيوههايي كه قطعا به مرگ فرد ميانجامد، انتخاب ميشود و اكنون روش جايگزين خودسوزي براي خودكشي خوردن گچ است كه در مواردي اتفاق افتاده است. در تبيين استفاده از اين روشها، محققان و صاحبنظران اعتقاد دارند كه فرد اقدام كننده علاوه بر قصد و نيت قطعي براي از بين بردن خود ميخواهد با برانگيختن حس ترحم و تاسف و تالم بسيار شديد اطرافيان به گونهاي از آنان بابت رنجي كه به وي متحمل شدهاند انتقام بگيرد و در اين ميان نوع اقدام، منجر به فوت آنها ميشود.
ايسنا: بيشترين آمار اقدام به خودكشي در بين استانها، طبقه يا گروه سني اتفاق افتاده است؟ بر اساس آماري كه در اختيار است، روند خودكشي در برخي از استانهاي كشور رو به افزايش است و آنچه باعث نگراني است آن است كه عمده خودكشيها در ميان جوانان رخ ميدهد؛ يعني افرادي كه سرمايههاي اجتماعي ـــ اقتصادي كشور محسوب ميشوند. بنابراين با توجه به افزايش كمي اين پديده و اثبات تاثير عوامل و شرايط خارج از فرد بر آن، رفته رفته تبديل به يك مساله اجتماعي شده است كه ميتواند اثرات منفي و نامطلوبي بر روي ساير بخشهاي جامعه داشته باشد. در واقع تهديد و به مخاطره افتادن جان انسانها به هر دليل و علت فردي يا اجتماعي بديهي است كه به عنوان يك موضوع مهم و قابل توجه، نيازمند بررسي دقيق و تلاش براي جلوگيري و كاهش آن است. بر اساس آمار، ميانگين ميزان خودكشي در فاصله سالهاي 81ـــ 75 ، 51/5 در صد هزار نفر در كشور است كه طي سالهاي مذكور در استانهاي ايلام و كرمانشاه اين ميانگين بالاتر و در سيستان و بلوچستان پايينتر بوده است. برحسب گروههاي سني، افراد بالاي 20 سال بيشترين ميزان خودكشي را داشتهاند. ميزان اقدام به خودكشي هم بطور كلي در ميان زنان بالاتر است؛ اما موارد منجر به مرگ در بين مردان بيشتر رخ ميدهد. بر اساس آمارها ميزان خودكشي در سالهاي اخير تا حدودي نسبت به سال 75 روندي كاهشي داشته و كمتر شده است. به گونهاي كه از 13/6 در صد هزار نفر در سال 75 به 73/5 درصد هزار نفر در سال 83 رسيده است. البته طي اين سالها استانهاي ايلام، كرمانشاه و همدان غالبا روندي افزايشي داشتهاند. همچنين ميزان خودكشي زنان در دو استان ايلام و كرمانشاه بيشتر از مردان بوده است و بيشترين ميزان خودكشي در گروههاي سني بالاي 25 سال است. ايسنا: مهمترين عوامل تاثيرگذار بر خودكشي در كشور ما چيست؟ بديهي است بين تزايد نرخ خودكشي و تداول و شيوع آن در جامعه به عنوان مسالهاي اجتماعي از يك سو و پديدههايي چون تحول، تغيير و توسعه اجتماعي، تغييرات سريع و بنيادي در نظام جامعه و روابط اجتماعي، افزايش جمعيت و تراكم جمعيتي، افزايش تحرك اجتماعي و مكاني و به هم ريختگي ارزشها، و .... ارتباط تنگاتنگي وجود دارد. مهمترين عواملي كه بر اساس مطالعات انجام شده در كشور بر روي خودكشي و ميزان آن تاثيرگذارند عبارتند از فقر و وضعيت نامساعد اقتصادي، اختلافات، درگيري و تضادهاي خانوادگي، تضاد ارزشي، خشونتهاي فيزيكي ، جنسي و خانوادگي، عدم موفقيتهاي تحصيلي، ازدواجهاي اجباري ، عدم وجود سرمايه اجتماعي و فقدان پيوستگي افراد با شبكههاي روابط اجتماعي، انزواي اجتماعي، كافي نبودن زمينه مشاركتهاي اجتماعي افراد و بسياري عوامل ديگر است كه در تحقيقات مختلف به عنوان عواملي اصلي خودكشي در ايران ذكر شده است. ايسنا: مهمترين راهكارهاي موجود در اين زمينه را چه ميدانيد؟ ميتوان پيشنهادات را در دو سطح كلان و ميانه و خرد دستهبندي كرد كه به صورت گذرا به آن اشاره ميكنم. من دو سطح پيشگيري تعريف ميكنم. الف: سطح كلان و ب: سطح خرد. در سطح كلان، پيشنهادها شامل طراحي و اجراي برنامه ملي جلوگيري از خودكشي، طراحي و تدوين سياست كلي سازمانها يا وزارتخانههاي مسوول در حوزه مربوط به آسيبهاي اجتماعي در خصوص كنترل نرخ افزايش خودكشي و كاهش اين روند با بهرهگيري از اساتيد داخلي و صاحبنظران، لزوم انجام تحقيقات مردمنگاري و سببشناسي در خصوص اين پديده در نقاط جغرافيايي كه درصد خودكشي بالاست و اعمال سياست محلي براي كنترل اين آسيب اجتماعي، لزوم برگزاري همايشهاي مرتبط با موضوع با استفاده از نظرات اساتيد و محققين خارجي و داخلي در خصوص خودكشي و استفاده از طرحها و برنامههاي كشورهاي موفق در اين زمينههاست. در سطح خرد هم ميتوان به تقويت و تثبيت روابط خانوادگي و اجتماعي مثبت از طريق سياستهاي حمايتي مادي و غير مادي از سوي وزارت رفاه و تامين اجتماعي، بازنگري و ترميم سياستهاي سلامت عمومي و توسعه حمايتهاي اجتماعي، گسترش شبكههاي اجتماعي در حوزه خرد روابط اجتماعي از طريق حمايت دولتي و غير دولتي، ايجاد شبكههاي ارتباطي از طريق آموزش و پرورش جهت ارتباط سازنده با خانوادهها، مدارس و معلمان در جهت كنترل رفتارهاي آسيبزا، حمايت خانواده، مدرسه و اجتماع جهت جلوگيري از نگراني، اضطراب و كرختي با برنامههاي حمايتي از سوي دولت و رسانههاي همگاني، برنامههاي ملي جهت كاهش نااميدي، افسردگي، و اضطراب به خصوص در سنين نوجواني و جواني و كنترل آنومي و بيهنجاريهاي اجتماعي، تدوين سياستهايي در خصوص افزايش مشاركت اجتماعي در سطوح محلي، منطقهاي، استاني و ملي، تدوين و تثبيت سياستهايي در خصوص امنيت مالي و شغلي افراد، در دسترس قرار دادن امكانات مشاوره و مداخله در بحران در مناطق روستايي و شهري، سياستهاي حمايت اجتماعي از افراد بيكار و جوياي كار تا زمان تثبيت وضعيت افراد ياد شده ، تدوين مجموعه مقررات يا قوانين در جهت جلوگيري از خشونت عليه نوجوانان و جوانان و اجراي اين مجموعه، تقويت و تدوين برنامهاي جامع در مدارس و دانشگاهها در خصوص ايجاد شبكههاي اجتماعي و سپس اتصال اين شبكهها با مشاورين و متخصصين روانشناس و جامعه شناس، ارتقاي دانش و آگاهي جامعه از فاكتورها و نشانههاي رفتارهاي به اصطلاح زيان آور يا آسيب رسان و نحوه تعامل جامعه با اين نوع رفتارها، محدوديت دسترسي به مواد مخدر و داروهاي روانگردان و كاهش عوامل خطر ساز محيطي ، توسعه و بسترسازي براي شكلگيري نهادهاي محلي و سازمانهاي غير دولتي مؤثر در كنترل اجتماعي، مشاوره ، مداخله ( با حمايت قضايي و اجرايي) و متعادل سازي روابط اجتماعي و ترميم و اصلاح روابط شبكههاي ارتباطي اجتماعي افراد در معرض تهديد و توليد اعتماد اجتماعي از طريق مشاركت اجتماعي اشاره كرد. ايسنا: از فرصتي كه در اختيار ما جهت ارائه آمار و تحليل علل خودكشي گذاشتيد، سپاسگزاريم. اگر نكته ناگفتهاي باقي مانده است، بفرماييد! من هم از همه رسانههايي كه با حسن تدبير براي كاهش آسيبهاي اجتماعي و اطلاعرساني درست تلاش ميكنند، قدارداني و در پايان يك نكته را اضافه ميكنم. پيشنهادات ارائه شده به همراه عوامل ذكر شده كه دخيل در موضوع هستند، احتياج به بررسي و انجام تحقيقات گسترده كاربردي در كل كشور و اجرايي كردن آن دارد. بخشي از اين برنامه ميتواند بر شناسايي مداوم گروههاي در معرض آسيب باشد و اين بخش جز با كمك پدر و مادرها نميتواند محقق شود. بخش ديگر بر كاهش عوامل تاثيرگذار در جامعه است كه به خودي خود اين مساله به تقويت حس كنترل شخصي و حمايت اجتماعي كمك ميكند؛ بنابراين بايد در اين زمينه تمركز ويژهاي بر روي خانوادهها و افراد در معرض ريسك صورت گيرد كه به نظر ميرسد اين استراتژي بر كاهش نرخ خودكشي تاثيرگذار است. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||