در همين زمينه
23 آذر» کتاب فلسفی تازهای به کوشش عزتالله فولادوند انتشار يافت، ايسنا20 آذر» گناه عينی لِشِک کولاکوفسکی، خسرو ناقد، روزنامه آينده نو 5 مهر» فلسفه يعنی وسعت فکر و ذهن، نشست نقد و بررسی کتاب "فلسفه و تجدد" کريم مجتهدی، سهام الدين فراهانی، اعتماد ملی 6 تیر» دنيای ما عقل سليم را از دست داده است، گفتوگوی رامين جهانبگلو با دالايی لاما 29 خرداد» شکاکی، بخشی از روشنگری است؟ درباره عقايد فلسفی ديويد هيوم، ع. سلطانی دشت بزرگ
بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! فشرده ای از سخنرانی يورگن هابرماس به هنگام دریافت جايزه هولبرگ، احمد علوي![]() فشرده ای از سخنرانی يورگن هابرماس به هنگام دریافت جايزه هولبرگ در 28 نوامبر2005 در برگن، نروژ *** 1- آمار و اطلاعات نشان دهنده گسترش سکولاريسم در جهان است. اما با اين وجود مذهب و ارزش های مذهبی به بقای خود ادامه ميدهند. سکولاريسم موجب بر افکنده شدن مذهب نشد. گروه ها و نيروهای مذهبی حتی گروه های ارتدوکس مسيحی هم امروز در عرصه اجتماعی فعال هستند. امروز نه تنها در خاورميانه بلکه حتی در امريکا مذهب دارای نفوذ است و بر خلاف اروپا به يک گرايش تبديل شده است. نفوذ از سوئی و جريان سکولار شدن که بخشی از آن در جنگ عراق هم قابل مشاهده است، موجب پيدايش يک کشمکش ميان نيروهای طرفدار سکولار شدن و جريانهای هوادار غيرسکولار شدن، شده است. 2- دولت های سکولار و دمکرات نمی توانند جريان های مذهبی را از عرصه اجتماعی حذف کنند. اين با دمکراسی سازگاری نداشته موجب بحران هويت و معنا سازی در جامعه ميشود. نابرابری شهروندان در مقابل قانون و از بين رفتن حق و حرمت عقيده نيز در اين صورت نقض ميشود. همچنين با حذف اين نيروها ارتباط فعال ميان بخش های گوناگون جامعه از بين رفته حتی دولت سکولار نيز از موهبت ديالوگ ميان نگرشهای گوناگون در جامعه محروم ميشود. دولت سکولاری که توانائی احترام به عقايد مذهبی را ندارد نمی تواند تنوع آراء را پاسداری نمايد در نتيجه موجب تلاشی هويتِ شهروندان ميشود. چون بخشی از شهروندان که به باورهای دينی پايبند هستند، قادر نيستند در عرصه زندگی رسمی زمينه يی برای ابراز آن يافته و يا مابه ازای اجتماعی آنرا مشاهده کنند. اين بخش از جامعه به ناچار از جامعه منزوی می شود. در چنين حالتی ارتباط ميان نيروهای سکولار نيز با بخش ديگر جامعه يعنی نيروی غير سکولار از بين ميرود. در نتيجه نيروی سکولار از آن بخش از واقعيت های جامعه که نيروهای غيرسکولار نمايندگی ميکنند بيگانه ميشود. مصلحت و منفعت دولت ليبرال و سکولار در آن است که همه نيروهای اجتماعی و بخصوص بخش مذهبی بتوانند به آزادی در زندگی اجتماعی مشارکت کنند. آنها نقش مهمی در فرايند معنا سازی و هويت سازی جامعه دارند. 3- جريانها و نحله های گوناگون مذهبی برای ايجاد يک ارتباط زنده بايد توانائی «انتقال و ترجمه» معانی مکنون در ارزشهای خود به زبان امروز را داشته باشند. آنها ميباست اين امکان را بيابند تا در يک ديالگوک تشبهي (3) با غير مذهبيون قرار گرفته رابطه فعالی با جامعه بر قرار کنند. دولت سکولاری که مديريت اش بر اساس کنار گذاشتن نيروها و جريان های مذهبی است مطلوب نيست. چنين دولتی قاعده اول دمکراسی يعنی مشارکت همگانی را رعايت نميکند. علاوه بر اين زمينه را برای بحران هويت و همچنين بحران معنا سازی مهيا ميکند. در اينحا هابرماس به نقشی که دين در عرصه آفرينش معنا و هويت ايفا ميکند، اشاره دارد. در شرايط فعلی نيروهای سکولار نيازمند يک نگرش مبتنی بر متافيزيک پسامدرن هستند. ديگر آن علم گرائی دوره گذشته مطلوب نيست. طبق اين اسلوب نظري، مرزهای روشنی ميان باور و دانش وجود دارد. اما اين به معنی علم گرائی رايج قرن گذشته نيست. طبق آن نگرش مرزهای روشن و آشکاری ميان «علم» و «باور» وجود داشت. نگرش متافزيک پسامدرن اما مذهب را به عنوان منبع الهام و انتقاد از خود و يا حتی تاريخ می پذيرد. متافيزيک پسامدرن از مذهب می آموزد ولی همواره اگنوسيست (مسامحتا لاادری) باقی می ماند. به نظر هربرماس در جامعه يی که مشارکت گروه های مذهبی و سکولار به شکل برابر جلب می شود، دمکراسی فرصت گسترش و بقا ميابد. ريسک بحران معنا و هويت نيز در چنين جامعه يی البته کمتر خواهد شد. هابرماس خواهان جامعه يی مبتنی بر اصول دمکراسی است که نيروهای مذهبی و سکولار هر دو دارای نقشی فعال در آن هستند. -1 The theory of communicative action , The theory of communicative rationality دکتر احمد علوی، استاد دانشگاه Copyright: gooya.com 2016
|
||||||