در همين زمينه
1 اسفند» نيمی از زنان خانه دار تهرانی خشونت خانگی را تجربه کرده اند، سرمايه14 بهمن» شیوع مصرف شیشه میان زنان در مناطق پایین شهر تهران، کلمه 10 بهمن» مشاور سازمان دفاع از قربانيان خشونت: زنان كارمند كمتر كتك ميخورند، ایونا 9 بهمن» صدا و سيما نمای بزرگ چهره بازيگران زن با آرايشهای غليظ را ممنوع کرد، فردا 7 بهمن» مجلس ایران سهم ارث زنان را پس از ۷۰ سال افزایش داد، بی بی سی
بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! ۶۰ درصد زنان تهراني در آستانهء افسردگي اند، ايمان ممبيني، سرمايهحدود 60 درصد از زنان تهراني در آستانهء افسردگي، افسرده و يا كاملائ افسرده هستند. همچنين حدود5775 درصد از زنان شهر تهران در آستانهء ابتلا به اضطراب، داراي اضطراب و يا كاملائ دچار بيماري اضطراب هستند. دكتر فريبا سيدان در رسالهء دكتري جامعهشناسي خود با عنوان «بيماريهاي رواني زنان و عوامل اجتماعي مؤثر بر آن» به اين نكته اشاره ميكند كه فشار رواني زنان داراي منشا اجتماعي بوده و با ترتيبات، ساختارها و تنظيمات اجتماعي قويائ مرتبط است. در اين خصوص دستيابي نابرابر زنان به منابع ارزشمند در خانواده، تقسيم كار جنسيتي و نوع روابط قدرت در خانواده به همراه وضعيت اقتصادي اجتماعي آنها نقش بهسزايي در ايجاد فشار رواني زنان دارند. همچنين جامعهپذيري زنان براساس صفات منتسب به نقشهاي جنسيتي زنانه با ايجاد آمادگي و فقدان خود اثربخشي در زنان، آنان را هرچه بيشتر مهياي ابتلا به بيماري رواني، افسردگي و اضطراب ميسازد. حدود 60 درصد از زنان مورد مطالعه در اين پژوهش دچار بيگانگي اجتماعي درحدود متوسط، زياد و خيلي زياد بودهاند و 40 درصد بقيه بيگانگي اجتماعي را درحدود خيلي كم و كمتجربه كردهاند. در اين خصوص احساس بيگانگي اجتماعي و دوگانگي آگاهي به عنوان عوامل اجتماعي مؤثر بر بروز بيماري رواني زنان نيز همبستگي معنادار و قابلقبولي با اين پديده دارند. نتايج پژوهش وي نشان ميدهد كه بيماري رواني افسردگي و اضطراب زنان متاثر از عوامل متعددي است كه در شبكهاي از روابط علي با يكديگر قرار دارند. در اين خصوص چندگانگي وضعيت اجتماعي اقتصادي زنان به عنوان متغيرهاي پيشينهاي، دستيابي نابرابر به منابع ارزشمند در خانواده، احساس اضطراب و صفات منتسب به نقشهاي جنسيتي زنانه و آگاهي دوگانه به عنوان متغيرهاي واسط، مجموعه متغيرهايي هستند كه موجب بروز بيماري رواني افسردگي و اضطراب در زنان ميشود. همچنين ميزان اضطراب در زنان عمدتائ تحت تاثير وضعيت اجتماعي اقتصادي سرپرست خانوار بوده و برآورد آن با توجه به وضعيت اجتماعي اقتصادي خود زنان چندان معنادار نيست. اما از جمله منابع ديگر اضطراب در زنان، نوع روابط قدرت در خانواده است. چنان كه به هر ميزان روابط قدرت ساختاري عموديتر داشته باشد، بر احساس اضطراب نزد زنان افزوده ميشود و به عكس هر چقدر روابط قدرت در خانواده از ساختاري افقي برخوردار باشد از ميزان اضطراب زنان كاسته ميشود. ضمنائ ميان تقسيم جنسيتي كار در خانواده و احساس اضطراب در زنان روابط معناداري وجود دارد. از ديگر دستاوردهاي اين تحقيق ميتوان به اين امر اشاره كرد كه جامعهپذيري زنان براساس صفات منتسب به نقشهاي جنسيتي زنانه شديدائ آسيبزاست و ضروري به نظر ميرسد كه ساختارهاي اجتماعي چون خانواده، نهادهاي آموزشي و غيره به تغييرات بنيادي در رويههاي خود در اين زمينه اقدام كنند. همچنين به هر ميزان حوزههاي اجتماعي و شخصي زندگي زنان از يكديگر منفك باشد و يا به عبارت بهتر زنان بيش از پيش با دو پارهگي حيات اجتماعي و شخصي مواجه باشند بيشتر احتمال داد كه در پي تجارب دوگانه در اين دو حوزه، دچار آسيب رواني شوند. علاوه بر اينها، احساس كنترل بر زندگي داراي تاثيرات كاهندهاي بر بيماري رواني افسردگي است. چنان كه عكس آن نيز صادق است و احساس فقدان كنترل با افزايش احتمال بروز افسردگي در ارتباط مستقيم است. احساس انفعال نيز در كنار ساير متغيرها با متغير افسردگي داراي همبستگي است. نتايج اين تحقيق نشاندهنده آن است كه از يك سو وضعيت نامطلوب ساختارهاي اجتماعي اقتصادي در حوزههاي عمومي و خصوصي با ايجاد اضطراب در زنان آنان را به سوي بيماري رواني سوق ميدهد و از سوي ديگر اين شرايط با تاثيرگذاري ذهنيت اجتماعي زنان و با ايجاد آمادگي شناختي در زنان زمينههاي ابتلاي آنان به بيماري رواني افسردگي و اضطراب را فراهم ميآورد. دستاورد نهايي علمي و كاربردي پژوهش حاضر حاكي از آن است كه آسيبهاي رواني اجتماعي بخش اعظم زنان ايراني عمدتائ ناشي از فشارهاي ساختاري و فقدان دستيابي به منابع خصوصي و عمومي است و اصلاحات ساختاري در سطوح مختلف اجتماعي از خانواده تا سازمانهاي كلان اجتماعي، به همراه مهيا كردن دستيابي برابر به منابع اجتماعي و خصوصي، به پيشگيري، بهبود و درمان آسيبهاي رواني زنان كمك ميكند. فريبا سيدان در اين زمينه به لزوم اصلاحاتي چون تعديل و دموكراتيزه كردن ساختار روابط قدرت و تقسيم جنسيتي كار در خانواده، بهبود فرآيند و كيفيت ازدواج، كنترل و كاهش ميزان باروري زنان، ارتقاي آگاهي و وجهه نظرات زنان، مهياسازي زمينههاي افزايش مشاركت زنان در نيروي كار، تامين فرصتهاي مطلوب آموزشي در سطوح مختلف و اصلاح ساختاري شيوههاي جامعهپذيري زنان اشاره ميكند و توانمندسازي زنان و سلامت رواني اجتماعي آنان را لازم و ملزوم يكديگر ميداند. وي امر مهم در ارتباط با توانمندسازي زنان را، افزايش مقاومت آنان از طريق كاستن آمادگي ابتلا به بيماري، تقويت منابع حمايتي و تغييرات ايمنيشناسانه رواني عصبي ميداند كه عمدتائ از طريق تغييرات وضعيتي رواني اجتماعي ميسر شده و لازمهء آن بهبود وضعيت زنان براي كسب قدرت و توان رواني اجتماعي است. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||