بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! انسانگرايی در رياضيات، به بهانه دهه رياضيات: ۱۰-۱ آبان ۱۳۸۵، محمد صال مصلحيانhttp://www.um.ac.ir/~moslehian/
بيش از دو هزار سال رياضيات به عنوان دانشی کامل، قطعی، شک ناپذير، دقيق و مطلق که حقايق جهان مادی را به دست می دهد، تصور می شد. اما بحران ها، پارادوکس ها و انديشه های زيادی در طول تاريخِ رياضيات اين ديدگاه را مشکوک ساخته اند و منجر به پيدايش جريانی فکری موسوم به فلسفه انسانگرايی در رياضيات شده اند.
هستی و وجود اشياء رياضی نه از ماهيت بيرونی همچون صخره يا روح برخوردار است و نه از ماهيت درونی مثل انديشههای ذهنی. در واقع چنان که روبن هرش، فيلسوف رياضی امريکايی، معتقد است با رد اين دو ماهيت که بحثهای متداول در هستیشناسی رياضی را به خود اختصاص دادهاند، نوع سومی را می توان برگزيد که بيشتر مورد بحث علومی چون انسانشناسی و جامعه شناسیاند. او می گويد ما بر اساس يک تربيت يا عادت، جهان را متشکل از ماده و ذهن میانگاريم. اما اين ردهها ناکافیاند، دقيقاً چنان که چهار عنصر يونان باستان يعنی خاک، آب، آتش و هوا برای فيزيک جديد ناکافی است. هرش معتقد است که اشياء رياضی، موجوداتی اجتماعیاند و هستی و وجود آنها به عنوان يک پديده اجتماعی از اين نوع سوم است. رياضيات میتواند همچون علوم تجربی در نظر گرفته شود که با خطاها و اشتباه ها بوجود آمده و با تصحيح و بازسازی آنها پيشرفت میکند. رياضيات يک علم صددرصد درست نيست ولی برخلاف بسياری از حوزههای معرفت بشری، دانشی عاری از تناقض است. هيچ گاه در رياضيات نظريهای را نمیيابيم که نقضکننده نظريهای ديگر باشد. هندسه اقليدسی هنوز هم برقرار است (البته در سطح محدود زمينی) در حالی که فيزيک ارسطويی مدتها پيش از بين رفته است. آيا اين ناشی از قطعيت و واقعيت بیچون و چرای رياضيات است و يا تنها در تلاش افرادی توجيه میشود که سعی کردهاند دانشی عاری از تناقض را شکل دهند؟ رياضيات واقعيتی مطلق و بیترديد نيست که بر ما تحميل شده باشد. بر عکس، اين ما هستيم که ساختارهای رياضی خود را بر جهان منطبق میکنيم و در واقع تلاش می نماييم جنبههای مختلف فيزيکی و اجتماعی دنيای خود را در قالب اين الگوها توجيه کنيم. اما چگونه است که رياضيات تا اين اندازه، کاربردپذير است و قضايای محض رياضی که مدتها پيش ايجاد شدهاند، امروزه در توجيه پديدههای اطراف ما به کار میآيند؟ هرش میگويد: «رياضيات بخشی از فرهنگ و تاريخ بشری است که از ماهيت فيزيولوژيک ما و محيطهای بيولوژيکی و فيزيکی ما سرچشمه گرفته است. طرحهای رياضی در کل به همان دليلی با جهان ما تطبيق میيابد که ريههای ما با اتمسفر جو زمين تطبيق میکند.» رياضيات در تعاملات درونی يک جامعه شکل میگيرد و ريشه در فرهنگ و تاريخ آن جامعه دارد. اين جامعه میتواند جمع دو نفری من و شما و يا جامعه بزرگ بشری باشد. براساس تحقيقات باستانشناسی، زبانشناسی، ژنتيک و نژادشناسی، دو عمل شمردن و حرفزدن به عنوان آغازينههای بشری انگاشته شدهاند. رياضيات نيز همچون زبان، يک محصول فرهنگی است. وقتی بشر به زندگی اجتماعی روی آورد، نياز او به ارتباط با همنوعانش، قراردادهای زبانی را به وجود آورد و رياضيات نيز در درون همين اجتماعهای نوپای انسانی و در ارتباط با نياز او به غلبه بر محيط پيرامونش شکل گرفت. قوانين رياضی صرفاً قراردادهای اجتماعیاند که در درون آن جامعه، معنی میيابند و به قول ويتگنشتاين، مسأله صدق و کذب يک قضيه رياضی در جايی که آن مسأله مطرح میشود، قابل بررسی است. معمولاً قوانين معمولی حساب اعداد در جامعه فروشندگان صدق نمیکند. رياضيات انسانگرايانه، تلاش میکند تا قوانين ساختاری خود را منطبق بر شرايط فيزيکی، زيستی و فرهنگی موجود قرار دهد. در رياضيات انسانگرايانه، در الگوی ساختاری جمع اعداد، هميشه ۲+۲ برابر با ۴ نيست. گاهی اوقات، اين الگوی ساختاری ممکن است وقتی که يک فنجان شير را به يک فنجان ذرت بوداده اضافه میکنيم، به کار رود که در اين صورت ديگر ۱+۱ برابر با ۲ نيست، چرا که ذرتها، شير را در خود جذب میکنند و حاصل نه دو ليوان بلکه کمتر از دو ليوان است. اين الگو ممکن است در زيستشناسی (توليدمثل حيوانات) به کار برده شود، در آنجا شايد ۲+۲ بيشتر شبيه ۶ باشد تا ۴. همچنين با محاسبات معمولی نمیتوان قيمت يک تريليون بشکه نفت را با دانستن قيمت يک بيليون بشکه نفت حساب کرد چرا که الگوی جمع در اينجا در مورد ذخيرهای بکار میرود که در حال کاهش است و قيمتها متناسب با تقاضا بالا میرود و ثابت نمیماند.
محمد صال مصلحيان مراجع: اعتماد، شاپور، ديدگاه ها و برهان ها (مجموعه مقالات)، نشر مرکز، تهران، ۱۳۷۵. ۳. Davis, P. J. and Hersh, R., The Mathematical Experience, Birkhauser, ۱۹۸۱. ۴. Ernest, Paul, Social constructivism as a philosophy of mathematics, Albany, NY: State University of New York Press, ۱۹۹۸. ۵. Hersh, R., What is Mathematics, Really?, Oxford Univ. Press, ۱۹۹۹. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||