بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! جز آمريكا و ايران، ساير كشورها رغبتی به چاپ داستان كوتاه ندارند، فارسكاوه ميرعباسي معتقد است نويسندگان حرفهاي از طريق رمان نوشتن ارتزاق ميكنند، نه از راه داستان كوتاه؛ جز آمريكا و ايران، ساير كشورها رغبتي به چاپ داستان كوتاه ندارند، يعني عامل اصلي ادبيات داستاني رمان است. كاوه ميرعباسي، مترجم و نويسنده در گفتوگو با خبرنگار فارس، درباره نهادينه شدن رمان در ايران گفت: رمان يك سرگرمي است و وظيفهاش هم سرگرم كردن است. خودم شخصا اعتقاد دارم وظيفه رمان در مرحله اول سرگرم كردن است و در وهله دوم ميتواند نقشهاي ديگر هم داشته باشد. وي افزود: اگر قرار باشد نقش اول آن را بگيرند، آن وقت رمان ديگر رمان نيست. اگر قرار باشد فقط رماني كه ما ميخوانيم، مفاهيم خيلي ارزشمندي را بيان كند، اين را ساير علوم هم انجام ميدهند و ديگر احتياجي به رمان نيست. ميرعباسي تصريح كرد: رمان بايد يك داستان جذاب باشد كه در كنارش ميتواند مفاهيم ديگري را هم منتقل كند يا نكند. من شخصا با رمان تفنني هيچ مشكلي ندارم و فكر ميكنم رمان تفنني ميتواند زمينهساز شكلگيري رمان جدي باشد. وي با بيان اينكه اكنون نويسندگان ما در زمينه ادبيات داستاني تفنني كار ميكنند، اظهار داشت: رمان تنها گونه ادبيات داستاني است كه ميتواند به صورت حرفهاي باشد. در كشورهاي ديگر، نويسندگان حرفهاي از طريق رمان نوشتن ارتزاق ميكنند. خيلي نادر است كسي با داستان كوتاه نوشتن ارتزاق كند. جز كشور آمريكا، ساير كشورها برخلاف ايران خيلي رغبتي به چاپ داستان كوتاه ندارند؛ يعني عامل اصلي ادبيات داستاني رمان است. ميرعباسي مطرح شدن رماننويسان ايران در سطح جهان را به دلايل بسياري منوط دانست و بيان داشت: تمام اين حرفها را قبول دارم كه رمان ما مطرح نميشود؛ ما نويسنده حرفهاي نداريم؛ در سطح جهاني رمانهاي ايراني مطرح نميشود؛ چون آثار ترجمه نميشود؛ ترجمه نميشود چون ما كپي رايت را نپذيرفتيم. وي ادامه داد: ما از يك طرف توليدمان در عرصه رمان كم است. از طرف ديگر رماننويس حرفهاي نداريم و ديگر اينكه نتوانستيم براي ادبياتمان در سطح جهان بازاريابي كنيم. مترجم كتاب «قتل در كميته مركزي» نوشته «مانوئل باثكث مونتالبان» معتقد است كه به طرز عجيبي با وجودي كه از بسياري جهات ظاهرا مردم ما نسبت به كشورهاي همسايه با فرهنگتر هستند، اما وقتي تيراژ كتابها را مقايسه ميكنيم آدم حيرت ميكند. ميرعباسي اذعان داشت: يادم است وقتي «اورهان پاموك» قبل از اينكه جايزه نوبل ادبيات را ببرد، كتاب «اسم من قرمز» كه يك اثر كاملا ديرياب است، با تيراژ 100 هزار نسخه در تركيه منتشر شد. وي با بيان اينكه فروش زياد كتاب الزاما به معناي فاخر بودن آن اثر نيست، گفت: مثلا كتاب «نيمه غايب» نوشته حسين سناپور كه جوايز بسياري مثل جايزه مهرگان را برد، تنها به چاپ يازدهم، دوازدهم رسيد كه نشان ميدهد يكجور گسست بين ادبيات عامهپسند و ادبيات نخبهگرا وجود دارد. او بيان داشت: در جوايز ادبي ايران معمولا كتابهايي كه جايزه ميگيرند، كتابهايي هستند كه نخبگان را راضي ميكنند و كمتر موفق ميشوند مخاطب عام را جذب كنند. اما كمتر اتفاق ميافتد كتابي مثل «من چراغها را خاموش ميكنم» نوشته زويا پيرزاد، كه هم جوايز ادبي متعدد را ببرد و هم استقبال عام از آن بشود. ميرعباسي با اشاره به آينكه جوايز مختلف ادبي هر يك گرايش خاص را نمايندگي ميكنند و كمتر براي مخاطب عام مرجع است، عنوان كرد: از طرفي در برخي از دورهها بعضي از كتابهاي خيلي كسلكننده برنده جوايز ادبي شدند كه اين خود باعث شد برخي از سر كنجكاوي رفتند كتاب خريدند و بعد نتوانستند آن را بخوانند. من خودم چند بار كتابهاي برنده جوايز ادبي را خريدم و شروع به خواندن كردم ولي نتوانستم تمام كنم. وي اظهار داشت: ما هنوز نتوانستيم نويسندگي و بهطور مشخص رماننويسي را به حرفه تبديل كنيم؛ يعني يكي باشد كه بگويد من بهطور حرفهاي رماننويس هستم. ميرعباسي اضافه كرد: در تاريخ غرب، سنت رمان از اينجا ميآيد كه در قرن 19 رماننويسي تبديل به حرفه شد و ديگر نويسندگان براي اشراف و دربار نمينوشتند، بلكه براي مردم مينوشتند؛ يعني براي طبقه بورژوا كه قدرت گرفته بود و ميخواست با فرهنگ شود، كالاي فرهنگي توليد كردند. او بار ديگر تأكيد كرد: در ايران هنوز رماننويسي جنبه تفنني دارد و تعداد رماننويسان حرفهاي به تعداد انگشتان دست هم نميرسند. ميرعباسي در پايان خاطرنشان كرد: در روزنامه ميخواندم كه «خالد حسيني» بعد از نوشتن اولين رمانش، با وجودي كه پزشك است، پزشكي را كنار گذاشت و گفت از طريق نويسندگي زندگي ميكند؛ چون كارش پاسخگوي نيازهايش بود. نويسندگان ديگري هم بودند كه از پزشكي و مشاغل مهم ديگر كنار كشيدند و بهطور حرفهاي به رماننويسي روي آوردند. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||