Sunday, Jun 18, 2017

صفحه نخست » شریعتی و شیعه امروز ما، تقی رحمانی

taghi-rahmani-small01.jpgشیعه شناسی شریعتی پر مسئله است مانند اندیشه های و ایده هایش چالش برانگیز است.

او شیعه علوی را از تاریخ برساخت و نمایان کرد. اما شیعه ایرانی، در دوره صفوی شکل مناسکی و آدابی گرفته است البته با کمک روحانیون .

اما توجه شریعتی به شیعه به جای اسلام ، رفروم دینی را ایران بسیار جدی می کند. به هر حال او در اتمسفر شیعه سخن گفت این به معنی شخم زدن میراثی است که ما را احاطه کرده است فارغ از درستی یا نادرستی نظرات شریعتی در باره شیعه مهم توجه دادن و انگشت اشاره به مهم ترین ویژگی مذهبی جامعه ما است. این یاداشت در 40 مین سالگرد وی ارائه می گردد نشان می دهد که اشاره مهم وی به شیعه در آثارش چقدر برای ما ضروری است .

بی گمان نقد و بررسی شیعه امروز با دوره شریعتی متفاوت است اما میراثی که او به جا گذاشته است امکان نقد و بررسی موضوع مهم شیعه را بر ما بهترعملی می کند هم امکان نقد اصولی برخی از نظرات شریعتی در باره شیعه یا ترجیح برخی از نظرات وی را بر نظرات دیگرش ضروری می کند

با شریعتی می توان از مفاهیم به مصادیق که نیاز جامعه ما است سیر کرد و در کلیات نماندتوجه کنیم که کلی گوی و کلان نگری روشنفکری ایرانی را از پاسخ گویی نیاز تحصیل کردگان جامعه که ورود به مصادیق است هم دور می کند.

شیعه در اندیشه شریعتی بس نقش مهمی دارد رسم است که روشنفکران مسلمان قبل و بعد از شریعتی، از شیعه به ایده وحدت فرق اسلامی می رفتند و می روند.البته این سیر را از شریعت سنگلجی و قلمداران تا دیگران می توانیم حتی در میان روحانیون هم مشاهده کنیم.

ناگفته نماند رگه رقیقی از این نگاه در آثار بازرگان و سیدجمال الدین اسد آبادی است و حتی طالقانی به این تمایز شیعه و سنی توجه زیادی نمی کند این بزرگان به قصد نزدیکی مذاهب اسلامی چنین می کردند و شریعتی هم به این موضوع باور داشت اما آیا می شد یا می شود این فاصله و تاریخ مذهب شیعه را به سادگی پاک کرد ؟این سوال مهمی بود ؟

کسروی و هم به نقد شیعه گری رسید قصدش مبارزه با خرافات بود اما وی به پاک دینی رسید اما می خواست اراده گرایانه صورت مسئله مذهب در جامعه را پاک کند و هم خودش به دین آوری جدید روی آورد که بی تاثیر ازنگاه دین اجتماعی اگوست کنت اندیشمند فرانسوی نبود.

بعد از انقلاب هم فکر نو اندیشی از شیعه به اسلام، از اسلام به ادیان ،از ادیان از دین به ایمان به عنوان تجربه دینی فردی سیر کرده است. در حالیکه اندیشه و فکر و رفتار شیعه در جامع ما باز تولید می شود این فرار روشنفکری به نوعی پاک کردن صورت مسئله و ندیدن مشکل است.

اما شریعتی چنین نکرد وی به کاوش شیعه پرداخت به عنوان شیعه متعصب هم شناخته نمی شود چرا؟

شیعه شریعتی جای تامل امروز ما است به جای کلان نگری باب شده روشنفکران مسلمان که به دنبال خلق کلان نظریه در باره دین هستند که ما را به دستگاه سازی نظری سوق می دهد که توان خلق تئوریک و خلق مبانی آن را نداریم می توانیم ازبدیلی دیگر یعنی پرداختن به مقولات خرد و مهم نظری شروع کنیم و با نقد و برررسی این مقولات مانند شیعه به پایه های بنای نائل شویم که تئوری هم بسازیم.چرا که تئوری برای عمل است.

شاخص های شیعه شریعتی

هر نوع اصلاح دینی در ایران بایستی از اسلام ومهمتر به شیعه توجه کند در نتیجه شیعه شناسی امری مهمی در این رابطه می شود

شناخت شیعه و تاریخ آن؛ 1-قیام های شیعه علوی اعم از اسماعیلیه و حسنیون تا زیدیه

2- هم دیگر قیام ها جنبش های شیعه صوفی-شیخی شیعه مانند سربداران و حروفیه تا شیخیه

3- شیعه امامیه وهم جریان شیعه امامیه فقه و فرهنگ و آداب رسوم و شیعه امامیه رابطه آن با حکومت ها به خصوص صفویه

آنچه که شریعتی به عنوان اسلام و شیعه به مخاطب شناساند و باور وی هم بود که در تاریخ ریشه داشت. اما در واقعیت جامعه چقدر ریشه دار بود؟اما چرا اثر گذار بود؟

تلاش شریعتی برای نزدیک کردن شیعه به اسلام راستین امری اعتقادی بود که امروز قابل بررسی است. وی تلاش کرد که معیار و الگو و هم اصولی برای این شیعه که علوی می خواندش تبیین کند. در تاریخ هم به این جستجوی شیعه مورد نظرش بپردازد جستجوی که مصداق کم نداشت.

شریعتی عنوان جذاب و پر ماجرای شیعه علوی را انتخاب کرد که نماینده رگه ای جنبشی و هم خونین و مقاومت برابر ظلم در تاریخ اسلام است. این شیعه را وی (شیعه اعتراض )نامید در تاریخ به جستجویش پرداخت .بعد با این پشتوانه به زمان حال آمد به ایده شیعه یک حزب تمام رسید.

این نشانه گذاری برای دوره انگیزه و ایده و هم دعوت به مسولیت در دوره ایدولوژی ها انتخاب مهمی بود که توجه به این انتخاب هم مهم است که چرا شریعتی چنین کرد.

نقدها به این شیعه شریعتی زمانی راه گشا است که علل شناخت و عمده کردن شیعه علوی و هم سربداران خراسان ، هم شیعه یک حزب تمام و هم باور به این که امامان شیعه راهبرد های متنوع برای عمل اتخاذ کردن در به خوبی بشکافیم.

مخاطب شریعتی جوانان تحصیل کرده بودند که به مارکسیسم گرایش پیدا می کردند تاثیر گذاری شریعتی عملی بزرگ بود که توانست نیروی زیادی را به جای دیگری نبرد که بی ریشه بودنش در ایران را بعد نشان داد.اگر چه جریان چپ به عدالت اعتقاد داشت و ایثار گر بود.

شریعتی نشان دهنده وضع بحرانی و مرزی ما است و گاهی کاستن از میزان فاجعه یا ضرر یا یک حادثه شوم خودش پیروزی است باور من این است که این وصغیت در میان روشنفکران ما هنوز درک نشده است.

شریعتی ذهنی خلاق و فرار داشت و در عین حال به موضع روز هم توجه داشت. پس شیعه شناسی وی را باید هم اعتقادی دید و هم راهبردی سنجید و هم پاسخ گویی به زبان روز.

آنگاه است که می شود به تفکیک نگاه وی به شیعه پرداخت و آنگاه به بخشی توجه کرد که وی به آن توجه نکرده یا نمی توانسته است انجام دهد اما توجه وی به شیعه هم اعتقادی و هم راهبردی بوده است.

تعامل شیعه علوی و تسنن محمدی آرمان شریعتی بودکه آن را بیداری اسلامی می خواند که نگاه خوشبینانه وی را هم به آینده نشان می داد.وی در نامه ای به پدرش ازجبهه پولیساریو تا فیلی پین را مثال می آورد که موج اسلام انقلابی برخاسته است شریعتی از اسلام انقلابی می گوید که اسلام فردا اسلام آخوند نیست.

شریعتی این باوربه شیعه را به نگاه اسلام انقلابی نه انقلاب اسلامی ایده پردازی کرده بود. این باور امروز به عنوان یک ایده راهنما و الهام بخش اما نه راهبردی در جلوی ما قرار داد . به عبارتی اجزای این ایده می تواند به کار ما بیایید هم جهت راهبردی ما را مشخص کند منتها این راه به صورتی که وی می گفت قابل ادامه نیست . در نگاه شریعتی شیعه یک حزب تمام می شد که راه انقلاب در اسلام را می جست. این نگاه شریعتی با اصلاح دینی اش همراه نیست.

اما نکته این جا است که همین شریعتی به تنوع راهبردی امامان شیعه هم توجه دارد به عبارتی وی شیعه را متحول در زمان دیده است اگر چه در زمان وی راهبرد اسلام انقلابی را توصیه می کند.شریعتی امامان شیعه را دارای راهبرد های متفاوت می دانست که درست هم است.

شریعتی با توجه به مذهب شیعه ،که امروز صورت مسئله جامعه ما است برای امروز ما هم حرف دارد اگر چه این شیعه در مرحله ای جدیدی قرار گرفته است در نتیجه موارد بحث در مورد شیعه از کلیات آن گذشته است موارد بحث عمیق تر و جزئی تر شده است.

ما در اتمسفر شیعه و فقه و حکومت فقهی شیعه نفس می کشیم این اتمسفر را باید شناخت شریعتی ما را به این اتمسفر وارد می کند.

چرا که شیعه امامیه، نه شیعه علوی حاکم شده است این حکومت ربطی به شریعتی هم ندارد اما این شیعه با فقه خود به میدان آمده است که این فقه با نگاه های عرفان نظری آقای خمینی مدل حکومت یبرون داده است که با نگاه شیعه علوی و هم شیعه حوزوی چندان همراه نیست. این حکومت با حاکمیت فقهی و شرعی ما را در وضعیتی قرار داده است که باز صورت مسئله دین در جامعه بحرانی شده است .

حال سوال این است که :خوانش شیعه علوی شریعتی راه گشا است یا نه؟
آیا باید به دوره ای باز گشت که شریعتی توانست در آن دوره را تعامل با روحانیت شیعه را بگشاید در این گشایش هم قصد اصلاح دینی بوده است.

به عبارتی در شیعه باید رفروم کرد یا انقلاب .این انقلاب و رفروم آیا به هم ئمی رسند یا در مقابل هم قرار می گیرند.

شریعتی در نگاهش بیت مهمی هم دارد او با باور اومانیسم مذهبی دارد این مذهب هم برای اومانیسم صفت است نه قید و محدود کننده بلکه پشتوانه ای برای آزادی و رهائی انسان است که می توان به خدا هم نه بگوید.

این شیعه به اومانیسمی که باور دارد برای با فقه و فقها حرف دارد و سخن بسیار در چنته خویش که می تواند بیان کند. در نتیجه خوانش جهت گیری طبقاتی و نقد اجتماعی و اقتصادی شریعتی به فقه مسئله امروز ما هم می شود اگر چه برخی از نکاتش را امروز نقد کنیم.

شیعه علوی با کدام رویکرد

شریعتی شیعه علوی را باب کرد علویان جریانی متنوعی بودند که شیعه امامیه هم در آن جای می گرفت انتخاب شریعتی جالب بود وی به جریان شیعه -صوفی تمایل داشت به سربداران توجه کرد اما به علمای دین هم توجه داشت شریعتی وضع مرزی در برابر شیعه انتخاب کرد که هم متاثر از شرایط بود و هم به دلیل تعلق خاطر وی به عرفان فردی و اجتماعی و مبارز که در دین برابری انسان ها می جست.

اما شریعتی به فقه توجه تند و انتقادی داشت به آداب رسوم سنتی نقد داشت وهم چنین نظرات رو به جلوی برخی از روحانیون را تشویق و تائید می کرد.برخورد وی با نظرات محمد باقر صدر در کتاب اقتصاد ما که توام با حمایت و هم انتقاد است از آن جمله است.

نگاه وی به سیدجمال و اقبال نگاهی قابل تبیین در اتحاد اسلامی است که با پیوند به شیعه علوی معنی پیدا می کند تا با تسنن محمدی همراه شود. اما این ایده برای گفتگوی مذاهب اسلامی امروز بسیار دور است اما الهام بخش می تواند باشد. نیاز به گفتگو میان مذاهب اسلامی نیاز منطقه و حتی جهان است.پس شریعتی برای گفتگوی مذاهب اسلامی ایده دارد در میان اهل سنت وی روشنفکری مقبول است.

با این وصف شریعتی در وضع مرزی قرار داشت وی برای روشنفکر مذهبی جدا از روحانیت رسمی که وی آن نهاد را ضرورت تاریخی دین می دانست نه حقیقت دین ،رسالتی شبیه به انبیا قائل بود که باید آگاهی را در میان مردم ببرند.شریعتی مدتی از این نظر عدول کرد اما باز به آن برگشت.

شریعتی تاثیر گذار در میان طلاب و روحانیون و روشنفکران

شریعتی نشان داد که به طلاب جوان هم امید دارد. این امید را بارها در میان گذاشته است اما این طلاب جوان در درون سازمان رسمی دین هستند و امروز این طلاب برخی اندیشمند شده و نظر و ایده فقهی تولید می کنند این طلاب آثار شریعتی را خوانده و با آن آشنا هستند.

شریعتی به دانشجویان هم نظر داشت امروز برخی از این دانشجویان اندیشمندان مذهبی هستند که در قلمرو دین و سیاست و اجتماع ایده پردازی می کنند.

وضعیت مرزی شریعتی در انتخاب مخاطب هم مهم است او باور نهائی به اصلاح دینی داشت اما آشفته گی در نظرات وی که او را پروتستاتیسم اسلامی هم می کشید وجود داشت.

سپهر شریعتی اومانیسم اسلامی است که ملیت و هر صنف و باوری را فرم انسانی می دهد. شریعتی نهضت - نظام را باب کرد اما وی نهضتی بود . ولی نهضتی که وی در رشدش نقش مهم داشت امروز در نظام فقهی اثر کرده و رفروم در فقه شیعه را شاهد هستیم.

امروز با ایده های شریعتی می توان با فقها به بحث نشست وهم با روشنفکران سکولار بر سر مصادیق سخن گفت.

اما شریعتی به ما نشان داد که اسلام دینی است سیاسی و هم اجتماعی نفی این نگا ه به ضد خود مبدل می شود و غولی شبه سنتی و شبه مدرن به نام بنیاد گرای را به وجود می آورد پس چاره کار در جوامع مسلمان تنظیم رابطه دین با سیاست و با حکومت با دولت با قوانین است نه تن دادن به بنیاد گرای و نه وا دادن به سکولاریسم وارداتی.

امروز گفتگو از منظر اجتماعی و انسانی و حقوق فردی و جمعی انسان ها ،با فقها امری ضروری است که با الهام از ایده های شریعتی این گفتگو می تواند شکل بگیرد.به عبارتی به رسمیت شناختن سازمان رسمی دین و فقه هم عنوان قبول نظرات فقهی نیست بلکه احترامی متقابل است تا دو جریان با هم صحبت کنند و هم از هم تاثیر بگیرند و نشان دهند که موجودیت دیگری را قبول دارند نه درستی نظرات یکدیگر را.در سایه چنین برخوردی است که گقتگو و پرسش از فقه و فقها معنی پیدا می کند و اثر می گذارد.

ههر گونه نفی طرف مقابل برای هواداران جذاب و پر جاذبه است اما مشکل گشا نیست . اما قلمرو زندگی مسابقه بوکس و فوتبال نیست. قلمرو زندگی تداخل تقابل و مصالحه هم است .هنر فکر نو بعد از طرح شدن نهاد شدن هم است در غر این صورت پرهزینه است اما فراموش می شود.




پر بیننده ترین ها



Copyright© 1998 - 2017 Gooya.com - Contact: info@gooya.com Ads: advertisement@gooya.com