رفتيما، گذری بر تلويزيون فارسی بی بی سی، مسعود بهنود![]() خاتمی تر از خاتمی، پاسخ به محسن آرمين، محمد قوچانی، شهروند امروز![]()
در همين زمينه
22 شهریور» خطر فاجعه انسانی! اطلاعيه فدائيان خلق (اکثريت) پيرامون واگذاری مسئوليت حفاظت شهر اشرف به دولت عراق8 شهریور» فدائيان خلق (اکثريت): ضرورت پيگيری حقوقی فاجعه ملی ۱۳۶۷ 4 شهریور» بيانيه فدائيان خلق (اکثريت) پيرامون جايگاه و اهميت حقوق بشر در مبارزه عليه جمهوری اسلامی 28 مرداد» گزارش برگزاری کنگره هشتم سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران 21 مرداد» به اعدام ها و انتقام گيری ها خاتمه دهيد! فدائيان خلق (اکثريت)
بخوانید!
10 آبان » گويا ده ساله شد! فرشاد بيان، سردبير گويا
10 آبان » فاشيست چيه؟ پرنده ست يا لک لک؟ هادی. م 10 آبان » وزير آموزش و پرورش: وزارت آموزش وپرورش۶۰هزار ميليارد ريال کسری بودجه دارد، ايرنا 10 آبان » نامه سرگشاده حسين لاجوردی به رضا پهلوی 9 آبان » وقتی شاهزاده رضا پهلوی سکوت اختيار می کند چه بايد کرد؟ ناصر مستشار
پرخواننده ترین ها
بيانيه مشترک دو سازمان اتحاد فداييان خلق ايران و فداييان خلق ايران (اکثريت) پيرامون کتاب "چريک های فدايی خلق"چندی پيش، از سوی "موسسه مطالعات و پژوهشهای سياسی" که نهادی وابسته به جمهوری اسلامی است، کتابی تحت عنوان "چريکهای فدايی خلق" انتشار يافته و در آن، از جنبش فداييان خلق ايران در فاصله زمانی شکلگيری اين جنبش تا بهمن ماه ۱۳۵۷، يک تصوير تاريخی ارائه شده است. اگرچه نويسنده اين کتاب شخصی با نام آقای محمود نادری معرفی شده است، اما سابقه "موسسه مطالعات و پژوهشهای سياسی" و اتکای اثر منتشره به اسنادی که در مالکيت انحصاری وزارت اطلاعات قرار دارند، نشانهای است بر اين گمان که کتاب مهر حکومت برخود دارد.
*راه آينده از تجربه ديروز می گذرد و اين خود، محتاج پرتو افکنی بر راه طی شده و نقد آن است. ما پشتيبان نقد جريانهای سياسی هستيم و بر آنيم که نهضت کنکاش در عملکرد گذشته همه جريانهای سياسی سازنده تاريخ معاصر ايران، پاسخی است به ضرورت سياسی، فکری و فرهنگی روز که میبايد هرچه بيشتر گسترش يابد. ما هر بازخوانی تاريخ را به پيشواز میرويم، حتی اگر کژخوانی تاريخش بيابيم و ولو آنکه آنرا در خدمت خصومتورزیهای سیساله حکومتی بدانيم. پس، نخستين سخن ما در رابطه با اين کتاب، کتابی که مصداق تاريخنگاری به شيوه گزينش دادههای تاريخی و وقايع اتفاقيه، نور پردازیهای حسابشده روی گوشههايی نا روشن از تاريخ، و خوانش جهتگيرانه تاريخ به سود قدرت است، همانا اعلام استقبالمان از انتشار آن است! ما تابيده شدن نور - ولو کج- بر تاريکیهای تاريخ را بارها بهتر از مدفون ماندن اسناد تاريخی در بايگانیهای وزارت اطلاعات میدانيم و شل شدن قفلهای آويزان بر در اسناد تاريخی، حتی در همين حد را روزنهايی به سوی حقيقتيابی و روشنگری ارزيابی میکنيم. مسئوليت تصحيح و تدقيق اين تاريخنگاری اما به عهده آنانی است که يا خود بطور مستقيم در شکل گبری اين تاريخ سهم داشته يا آن را از آن خود می دانند. *ما اذعان داريم که تاريخ نگاری کشور ما، در زمينه تاريخ جنبش فداييان خلق، با خلاء بزرگی روبرو است و نسل جوان کشور در رابطه با اين جنبش، با تاريخ نا نوشته و يا دستکم، تاريخی کمتر مدون مواجه است. مسئوليت اين کمبود بزرگ هم بر عهده همه بازماندگان آن جنبشی است که متاسفانه بخش اصلی و بيشتر رهبران و کادرهای آن جان بر سر رويش و مانايی آن گذاشتند و اکنون ديگر در ميان ما نيستند. اما اين معدود بازماندگانی هم که خود را در برابر واگويی روزگار سپری شده مسئول میدانند، سخت از کمبود مدارک و اسناد تاريخی جنبش خويش در رنج اند. زيرا که بخشی از اين اسناد از بين رفتهاند، يک بخش که در اختيار ساواک بود اکنون در اختيار وزارت اطلاعات است که جز محارم کسی را امکان دسترسی به آنها نيست، يک بخش هنوز هم متاسفانه فقط ثبت سينههاست و تنها يک بخش است که به شکل خاطره نويسی پراکنده انتشار يافته است. در چنين شرايطی است که "موسسه مطالعات و پژوهشهای سياسی " با داشتن مالکيت انحصاری بر ميراث ساواک، برای اين جنبش تاريخ نشر میدهد. اسنادی که، قسمت عمده آنها ورقههای بازجويی فداييان خلق هستند که زير تازش تازيانهها نوشته و امضاء شدهاند و از اينرو هم، نه اعتبار تاريخی و نه اعتبار حقوقی دارند. نويسنده کتاب در مقدمه، در زير تيتر "اسناد چه نسبتی با حقيقت دارد" اعتماد کامل خود را به اوراق بازجوئی اعلام کرده و تا جائی پيش رفته است که آنها را حقيقت محض پنداشته است. در حالیکه ورقههای بازجوئی نه دربرگيرنده تمام حقايق است و نه ساواک از تمام حقايق اطلاع داشته است. "موسسه مطالعات و پژوهش های سياسی" با انتشار اين کتاب، بدعت تازهای را در تاريخ نويسی بنا نهاده است. بدعت تاريخ نويسی بر پايه اوراق بازجوئی و پروندههای ساواک. در حالیکه تاريخ نويسی بر اساس بازجوئیها، با ابتدايیترين ملزومات تاريخ نويسی هم مغاير است. نويسنده کتاب در عين حال در جاهائی، بر اساس اوراق بازجوئیها و پروندههای ساواک به تحليل و قضاوت نشسته است که به غايت ناعادلانه، غيرواقعی و غرضورزانه است. بدين سان است که نياز مطلوب آگاهی به تاريخ و کار پژوهشگرانه در مورد جريانهای سياسی، در اين کتاب پاسخی ناپسند میيابد! *ما متعرض حق تاريخ نويسی هيچکس نيستيم؛ حتی آنکه قصد تعرض به تاريخ ما را دارد! ما، نيروی نقد و مدافع نقديم و خود، با سلاح نقد عليه هر نوع اختناق، سانسور و جعل و تحريف عمل میکنيم، به جد مدافع فرهنگ نقد در جامعه هستيم و تلاش میورزيم تا که روش و رفتار نقدِ نقد در جامعه سياسی ما نهادينه شود. ولی ما، نابرابری در ميدان نقد را همانند هيچ نابرابری ديگر، بر نمیتابيم. ما، عليه انحصار اطلاعاتی از جمله مالکيت انحصاری بر دادهها و اسناد تاريخی هستيم و عيار سنجش اعتبار هر نقد تاريخی را از جمله و پيش از همه در آن میدانيم که مستندات مورد نقد آن در دسترس همگان باشد. و کتاب "چريکهای فدايی خلق"، درست يکی از مصاديق انحصار اطلاعاتی است. وزارت اطلاعات اين حکومت حتی سی سال پس از سقوط رژيم شاه نيز حاضر نيست اسنادی را که در آنها رفتار ساواک عليه فداييان خلق و ديگر مبارزان آن دوره منعکس و ثبت است، در اختيار همگان بگذارد. اين حکومت که در سرکوب خونين فداييان خلق در دهه خون و جنايت شصت به تجربه سرکوبگری ساواک متکی بود، اينک دست اندر کار سوء استفاده از مالکيت انحصاری اسنادی است که از ساواک به ارث برده است. ماموريت دادن به گروه يا فردی برای دستچين کردن دادههای تاريخی از ميان اين ميراث – و عمدتا در بر گيرنده اوراق بازجوئیها زير شکنجههای سبعانه – جهت ارائه تفسيری دلبخواه و يکسويه از برآمد و کارکرد يک جنبش، نه تاريخنگاری، که میبايد مظهر تعويض تاريخ تلقی شود؛ اين، تاريخ گوئی منصفانه نيست، تنها رفتن به سراغ قاضی تاريخ است تا که بدين طريق، هدف سياسی تاريخ نگار حکومتی برآورده گردد. *ما اعلام می داريم که هم تاريخ نگاری و هم نقد تاريخهای نوشته شده، وظيفه و کار مورخان و محققان است تاريخ نويسی از سوی دولتها و احزاب سياسی، قطعا با شائبه برخورد گزينشی آنها با فاکتهای تاريخی همراه میشود و مسلما – باواسطه يا بیواسطه- زير تاثير مصالح سياسی روز آنها قرار میگيرد؛ و روشن است که چيدمان خود خواسته دادههای تاريخی و گره خوردگی ناگزير تعبير تاريخ با منافع سياسی، متباين با فهم حقيقت ديروز و مانع از درک جوهر تاريخ است. کتاب "چريکهای فدايی خلق" منتشره از سوی "موسسه مطالعات و پژوهش های سياسی" نمونهايی برجسته از امتزاج و اختلاط تاريخ و سياست و نشانه ديگری از محبوس کردن تاريخ در حصار سياست است. بر پايه چنين باوری است که خود نيز حاضر نيستيم به مثابه سازمان سياسی، به نقد اين "اثر تاريخی" بنشينيم. ما يقين داريم که فعالين جنبش فدائی همت خواهند کرد تا با هدف جدا سازی سره از ناسره و پالودن حقايق تاريخی از دعاوی دروغين، در جهت نقد اين کتاب و گذراندن آن از صافی اطلاعات صحيح برآيند و با روشنگریهايشان، مانع از شلتاقها در تخريب گذشته جنبش فداييان خلق شوند. *اجتناب اصولی ما در پرهيز از رويکرد حزبی به تاريخ نگاری و يا نقد تاريخ نگاشته شده، اما نه تنها مانع از آن نيست که نسبت به اتهامات مطرح شده در کتاب "چريکهای فدايی خلق " – و اينجا دستکم در باره پارهايی دعاوی واهی و دور از هرگونه انصاف - ساکت نباشيم، بلکه خود را موظف میدانيم تا در حد تکذيب جعليات هم که باشد، اشارهوار بگوئيم که: *پيش از اين گفتيم و باز تکرار میکنيم که اسناد بايگانی شده در هر کشور، جزء تاريخ مردم آن کشور است، به عموم ملت تعلق دارد و ميراثی است ملی، که همگان - بی هيچ استثناء - حق رويتشان را دارند و محق تفحص در اين اسنادند. در کشورهای مبتنی بر دموکراسی، اين حق حتی صورت قانونی بر خود میگيرد و در شکل قانون و آئين، تعريف و تصريح میشود. در دموکراسیها، از طريق وضع مقررات معين، دسترسی آزادانه همه مردم به اسناد ملی تا آنجا تضمين میگردد که برای محرمانه ماندن اسناد دولتی سقف زمانی تعيين میشود و دولتها وظيفه میيابند تا در موعد معين، دست به انتشار آنها بزنند. اما حکومت جمهوری اسلامی، شهروندان ايران را مانند بسياری ديگر از موارد * و در اين سخن مشترک، لازم است که بگوييم: * در پايان اما پاسخ به اين سوال را ضروری می دانيم که چرا حکومت با دست چينی از اسنادی که سی سال مخفی نگهداشته شده بود، در صدد تاريخنگاری برای جنبش فدائی برآمده است: هيئت سياسی سازمان فداييان خلق ايران (اکثريت) چهارشنبه ۲۴ مهر ۱٣٨۷ - ۱۵ اکتبر ۲۰۰٨ Copyright: gooya.com 2011
|
||||||