سه شنبه 30 مهر 1387                                                                                                                                                                                                                صفحه اول | درباره ما | گویا


رفتيما، گذری بر تلويزيون فارسی بی بی سی، مسعود بهنود

مسعود بهنود
آن ها که مشغولند، چنان مشغولند که از بيرون به خود نمی نگرند. از بيرون هم که نگاه کنی اين جا يک دفتر کارست، و در آن مانند اندرون هر کدام از ساختمان های بلند مرکز همه شهر بزرگ جهان، عده ای در هم می لولند. اما برای کسی مانند من که دورست اما برای چند دقيقه ای به درون آمده منظره حکايتی ديگر دارد ... [ادامه مطلب]

خاتمی تر از خاتمی، پاسخ به محسن آرمين، محمد قوچانی، شهروند امروز

محمد قوچانی
اگر خاتمی قصد آن کند که بار ديگر نامزد رياست جمهوری شود اين حق ماست که از خاتمی بپرسيم و اين وظيفه خاتمی است که به اين پرسش ها جواب دهد که به خدا اگر خاتمی پاسخی ولو به اشاره می داد و بدهد آن را بر سر می نشانيم و اگر قصد اقناع کند جز به مروت عذر تقصير به حضور او نمی آوريم. اما دريغ از پاسخ گويی رئيس جمهور پاسخ گو و دريغ از گفت وگوی بنيان گذار گفت وگوی تمدن ها ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

در باره کتاب "مردان جمهوری اسلامی چگونه تکنوکرات شدند" نوشته بهمن احمدی امويی، جواد لگزيان

سيدمحمد طبيبيان، بايزيد مردوخی، فيروز توفيق و موسی غنی نژاد چهره های شناخته شده اقتصاد امروز هستند که در گفت وگو با بهمن احمدی امويی از قصه تکراری غصه های اقتصاد ايران سخن گفته اند

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


فرزندان انقلاب ۵۷ ايران پس از پيروزی راه هايی را برای پيشرفت اقتصادی در پيش گرفتند. راه هايی که تلاش می شد در نسبت با آرمان هايی باشد که انقلاب برای آن پديد آمده بود.بهمن احمدی امويی در کتاب های خود «اقتصاد سياسی جمهوری اسلامی» و «مردان جمهوری اسلامی چگونه تکنوکرات شدند» با مصاحبه هايی درصدد است با نگاهی به تحولات سازمان برنامه و بودجه کشور و سير تاريخی آن، نمايی از رويکردهای اقتصادی در سال های اخير ترسيم کند. «مردان جمهوری اسلامی چگونه تکنوکرات شدند» کتابی است برای رها شدن از مدار بسته و باطل سياست زدگی در عرصه اقتصادی و فراخوانی برای عمل آگاهانه در راستای توسعه همه جانبه و پايدار.اکنون که سازمان برنامه مهر تعطيلی را دريافت کرده، بايد پرسيد که پارادايم امروزين اقتصاد ما چه خواهد بود؟پرسشی که «مردان جمهوری اسلامی چگونه تکنوکرات شدند» از عهده طرح آن به ويژه در موضوع برخوردهای مقطعی با مديران صاحب تجربه، به خوبی برآمده است.

با هم نگاهی داريم به اين کتاب: سيدمحمد طبيبيان، بايزيد مردوخی، فيروز توفيق و موسی غنی نژاد چهره های شناخته شده اقتصاد امروز هستند که در گفت وگو با بهمن احمدی امويی از قصه تکراری غصه های اقتصاد ايران سخن گفته اند. در نخستين مصاحبه احمدی امويی سراغ يکی از طراحان اصلی برنامه اول توسعه و از بنيانگذاران تفکر «تعديل اقتصادی» يعنی محمد طبيبيان رفته است.طبيبيان با ياد خاطرات زمان دانشجويی از نبود نگاه انتقادی در ايرانيان می گويد. او بر اين باور است که اين فقدان نتيجه غروری است که ما ايرانی ها هميشه دچار آن بوده ايم و هستيم که سبب شده نه حاضر باشيم به خودمان نگاهی همراه با نقد داشته باشيم نه اينکه از چشم ديگران خودمان را برانداز کنيم.

به همين دليل است که از نظر طبيبيان در سه قرن اخير ما نمونه متفکران بزرگ اروپايی را در ايران نداشته ايم و حتی دستاوردهای علمی و فنی ديگران را که به برکت درآمد نفت به ارزانی در اختيار ما قرار گرفته، بی مقدار تلقی کرده ايم و خود را آماده قبول زحمت تعالی بخشيدن به آن نکرده ايم و نپذيرفته ايم که به جز منابع طبيعی مانند نفت و مرده ريگ علمی و فرهنگی پيشينيان، بايد چيزی به جهان امروز ارائه کنيم.به گمان بنيانگذار گرايش اقتصاد آزاد و تعديل در ايران پس از انقلاب همين غرور ساده باوری را نيز به همراه داشته است تا آنجا که افراد خيال می کرده اند با تقسيم درآمد نفت بين مردم اوضاع درست خواهد شد و با خرج پولی که شاه برای تفريحات خود می کند در راستای منافع ملی اقتصاد بسامان می شود.

از ديدگاه طبيبيان بايد با پديد آوردن فضای فرهنگی مناسب کل کشور را به سمت پيشرفت هدايت کرد و تمام شرايط عمومی،اجتماعی و فرهنگی به توسعه اقتصادی ياری رسانند.در مجموع سياست های اقتصادی در زمان رياست جمهوری آقای هاشمی مورد تاييد طبيبيان است و او دستاوردهای مثبت را نتيجه روح تفکر کارشناسی در برنامه های اقتصادی در آن زمان ارزيابی می کند و به نوعی ادامه اين تفکر را برای توسعه اقتصادی ايران توصيه می کند. بايزيد مردوخی در دومين گفت وگو تجربيات ۳۵ ساله خود را با احمديدر ميان گذاشته است. مردوخی از کارشناسی مديران سازمان برنامه در اين زمان دراز می گويد.او اقدام سازمان برنامه در سال ۱۳۵۴ در تهيه چشم انداز ۲۰ ساله و آينده نگری آن را ستايش کرده و معتقد است در آن دوران خرج کردن درآمد اضافه نفت خارج از ظرفيت بالقوه امکانات اقتصادی کشور سبب ساز بحران های متعدد مستمر شد.

اما پس از انقلاب برای سازمان برنامه چه اتفاقی افتاد؟ مردوخی می گويد در اوايل پيروزی انقلاب، سازمان برنامه نيز مانند ساير دستگاه ها انسجامی نداشت. تمام توجه ها و تلاش ها بر اين محور استوار بود که هر طور شده انسجام آن حفظ شود اما اين انسجام کار مشکلی بود چون اين ذهنيت که اين کارشناسان درس خوانده غرب هستند و با مسائل اجتماعی و بومی کشور آشنا نيستند، وجود داشت و البته تصريح می کند اين برداشت زياد هم بيراه نبوده است ولی با اين همه نبايد کارشناسانی که سرمايه انسانی اين سازمان بودند از آن می رفتند.او از برنامه ريزی های کوتاه مدت در زمان جنگ می گويد که توانست نيازهای جبهه ها را تامين کند و آن را تلاشی درخور تحسين ارزيابی می کند.مردوخی با دفاع از سياست برنامه ريزی در دهه های اخير معتقد است در صورت عدم وجود برنامه ريزی ظرفيت های زيربنايی کشور از نظر فيزيکی و اجتماعی و ظرفيت های توليدی که تا امروز به آن رسيده ايم، تا به اين حد تحقق نمی يافت و ما به دنباله اقتصاد جهانی تبديل شده بوديم و ايران به بازار مکاره تمام خواسته های بازار های جهانی تبديل می شد.سرمايه گذاری در کشاورزی مهم ترين دستورالعمل انديشه مردوخی است زيرا از ديدگاه وی هنوز منابع انبوهی از مواد اوليه کشاورزی ايران فرآيند صنعتی و صادرات صنعتی نشده است و اين بخش با وجود آنکه بسيار پررونق است و در سال های گذشته رشد خوبی هم داشته اما به صورت سنتی عمل می کند پس هنوز ظرفيت برای صنايع تبديلی کشاورزی باز است.ضعف اجرايی با وجود قوانين کارا پايان بخش سخنان مردوخی است.

«فيروز توفيق» يکی از قديمی ترين کارشناسان ارشد سازمان برنامه، برنامه ريزی را در مجموع مفيد ارزيابی کرده اما معتقد است سازمان مديريت و برنامه ريزی برای تهيه برنامه به ميزان کافی هزينه نکرده است. توفيق در توضيح اين موضوع می گويد برنامه ريزی دو جنبه دارد؛ تهيه و اجرا و با توجه به کل هزينه های برنامه ريزی در طول پنج سال اين برنامه ۲۵۰ بار خرج خود را درخواهد آورد. برای مثال اگر يک ميليارد تومان جهت بهبود تهيه برنامه خرج کنيم و اگر تنها يک درصد در ارتقای کيفيت بهبود برنامه موثر باشد، ارزش آن حدود ۲۵۰ ميليارد تومان است.

وی از نمونه موفق فرانسه ياد می کند و اينکه تهيه برنامه های خوب و مدل سازی های علمی سبب شده کارها با سرعت بيشتر و بهتری پيش برود.

چهارمين مصاحبه با موسی غنی نژاد انجام شده است که در آن وی با برنامه ريزی به طور کلی مخالفت می کند. غنی نژاد بر اين موضوع پافشاری می کند که نبايد تخصيص منابع از طريق دولت صورت پذيرد زيرا اين شيوه موجب اتلاف منابع، فساد، سرکوب ابتکارات و نو آوری های خصوصی، کاهش رشد اقتصادی و به طور کلی يک اقتصاد عقب مانده می شود. غنی نژاد معتقد است بايد هر عاملی را که يک اقتصاد دولتی را بزرگ تر می کند از چرخه اقتصادی خارج کنيم به عنوان مثال اگر ما به اين تشخيص رسيده ايم که اقتصاد دولتی علت بيماری ماست، راه علاج آن هم حذف تدريجی درآمدهای ارزی حاصل از نفت از چرخه اقتصاد ملی است که از طريق مکانيسم حساب ذخيره ارزی می توان اقدام به اين کار کرد.

غنی نژاد تصريح می کند برنامه ريزی به اتلاف منابع انجاميده است و اگر ما کار را به بخش خصوصی سپرده بوديم اکنون نيروگاه های برق مان سه برابر بود. وی اضافه می کند دولت بايد برای منابع دولتی برنامه ريزی کند نه برای کل اقتصاد.غنی نژاد سپس به اين مطلب می پردازد که اقتصاد دولتی با دموکراسی ناسازگار است و روشنفکران ما از درک اين نکته ناتوان هستند.در ادامه مصاحبه غنی نژاد کارشناسان سازمان برنامه را معقول تر ارزيابی می کند چرا که محدوديت منابع و واقعيت ها را بهتر می شناسند و راه حل اقتصاد ايران را غيردولتی و رقابتی کردن اقتصاد در ايران می داند.

انتشارات گام نو کتاب «مردان جمهوری اسلامی چگونه تکنوکرات شدند» را در ۱۶۶ صفحه و با قيمت ۲۴۰۰ تومان روانه بازار کرده است.


Copyright: gooya.com 2009

Served by C#1 Server #1 in 0.017 seconds