دانش جعفری: دولت بايد خود را برای سقوط قيمت نفت آماده کند، ايلنا
تهران- خبرگزاری کار ايران
وزير سابق امور اقتصاد و دارايی گفت: دولت بايد خود را برای مواجهه با سقوط قيمت نفت که به دليل کاهش قيمت آن همين امروز هم دچار کسری بودجه است، آماده کند.
به گزارش خبرنگار ايلنا، داود دانش جعفری عصر امروز در ميزگردی که از سوی دانشکده عمران دانشگاه اميرکبير درباره بررسی بحران اقتصاد آمريکا برگزار شد، اظهار داشت: اگر دورنمای اقتصادی را مد نظر قرار دهيم با شرايط فعلی حتماً سقوط قيمتها در بازارهای نفتی اتفاق میافتد اما با توجه به اينکه بورس ايران و بخش مالی ما با دنيا مرتبط نيست، اين بخش دچار آسيب نخواهد شد.
وی افزود: اما اگر کاهش قيمت نفت ادامه يابد، درآمد دولت کاهش يافته و در نتيجه دولت بايد خود را برای درآمدهای کمتر آماده کند.
وی در پاسخ به سؤالی که نظر وی را درباره احتمال حمله آمريکا به ايران با توجه به کاهش قيمت نفت، جويا شد، عنوان داشت: احتمال حمله وجود ندارد، زيرا اين کار هزينه میبرد، دولت آمريکا با کسری بودجه روبروست. اگر قرار باشد جنگ ديگری اتفاق بيفتد، بايد هزينههای ديگری بپردازد از همين رو بعيد میدانم چنين اتفاقی رخ دهد.
وزير سابق امور اقتصادی و دارايی با اشاره به اينکه نسبت معاملات کاغذی نفت از معادله ۳ به يک به ۱۰ برابر تا پيش از بحران اقتصادی آمريکا رسيد، خاطرنشان ساخت: اين اتفاق در کنار سياست کاهش ارزش دلار که به نوعی دولت آمريکا بدان دامن زد، موجب شد تا ميزان صادرات اين کشور در يک دوره افزايش يابد.
وی راهکارهايی که برای ايجاد رونق تا پيش از ايجاد بحران در اين کشور انتخاب شد را شامل چند مکانيزم عنوان کرد و تصريح کرد: دولت آمريکا ابتدا تصميم گرفت تا مخارج دولت را بالا ببرد، زيرا در اقتصاد اگر دولت هزينهها را بالا ببرد، تقاضای کل افزايش میيابد.
وی افزود: دولت آمريکا اگر سفارشهای نظامی را بيشتر کند، کارخانههای توليدکننده ادوات نظامی بيشتر توليد میکنند و در نتيجه باعث رونق بيشتری برای اقتصاد اين کشور میشوند.در چنين شرايطی بود که دو جنگ اتفاق افتاد؛ جنگ افغانستان و ديگری عراق. هزينه جنگی مثل عراق باعث شد که واحدهای توليدی نظامی تدارکات جنگ عراق را تامين کنند.
دانش جعفری سياست ديگر دولت آمريکا را پيش از بروز بحران سياست کاهش نرخ بهره عنوان کرد و يادآور شد: اين سياست وسعت بيشتری يافت و موجب شد تا در دورهای سياستهای اقتصادی دولت آمريکا کارآمد جلوه کند. بايد گفت در دوره کلينتون نرخ بهره به حدود ۵ يا ۶ درصد رسيده بود، دولت بوش تصميم گرفت با کاهش نرخ بهره و سياستهای انبساطی و تزريق پول به اقتصاد آمريکا رونق ايجاد کند تا به تعبيری تحولی در سرمايهگذاری و رشد اشتغال ايجاد شود.
او اضافه کرد: در نتيجه تصميم به کاهش نرخ بهره با شيب تندی از ۶ درصد به يک درصد اخذ شد. هدف اين بود که افزايش سرمايهگذاری صورت بگيرد. دولت بوش به دنبال اين بود که با در پيش گرفتن سياستهای انبساطی، هزينه تامين پول را کاهش داده تا سرمايهگذاری افزايش يابد. البته اين سياست موجب شد تا امکان دريافت وام از بانکها افزايش يابد.
وزير امور اقتصادی و دارايی سياست سوم دولت آمريکا برای جلوگيری از رکود را افزايش صادرات اعلام کرد و گفت: اين سياست از طريق اتخاذ سياست انبساط پولی و تضعيف دلار دنبال شد. اما از آنجايی که تضعيف دلار ممکن بود خطرات امنيتی برای اقتصاد آمريکا به دنبال داشته باشد، اين سياست به صورت محدود دنبال شد که حاصل آن افزايش ۱۲ درصدی صادرات آمريکا بود.
وی ادامه داد: موضوع ديگری که بر دامنه بحران اقتصادی آمريکا افزود، نقش صندوقهای رهنی (MBS) مسکن در امريکا بود.
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايی در توضيح کارکرد اين صندوقها با ذکر اين مثال ضروری عنوان داشت: فرض کنيد شخصی از يکی از بانکهای خصوصی ايران در سال ۸۶ درخواست وام ۱۰۰ ميليون تومانی برای خريد مسکن میکند. اين وام با شرايط بازپرداخت ۱۰ ساله به او تعلق میگيرد. حال شخص ديگری به همان بانک مراجعه کرده و اعلام میکند که حاضر است تسهيلات پرداخت شده را با سود مختصر باز گرداند، به شرط آنکه بانک اسناد مربوط به بازپرداخت تسهيلات داده شده را در اختيار او قرار دهد.
او ادامه داد: در چنين شرايطی شخص متقاضی اسناد به يک پروژه سرمايهگذاری سودآور دسترسی پيدا کرده است زيرا ۱۰۰ ميليون تومان خود را با نرخ ۲۵ درصد بازگشت سرمايه میتواند پس بگيرد. منافع بانک در اين کار اينگونه است که میتواند منابع جديدی را برای دادن تسهيلات دست و پا کند. حال اگر همين مثال را در مورد هزاران نفر با اين شرايط تعميم بدهيم که با اين شرايط تسهيلات بانکها را دريافت کردهاند، در واقع منابع بزرگی متوجه بانکها خواهد شد.
دبير کميسيون اقتصاد کلان مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به اينکه کارکرد اين صندوقها ايجاد جريان درآمد سرمايهگذاری بلندمدت سودآور بود، گفت: شيوه تامين پول در اين صندوقها چاپ اوراق سهام است و کسانی اين اوراق را میخرند که به دنبال سود مطمئن باشند.
دانش جعفری تصريح کرد: ويژگی ديگر اين صندوقها اين بود که هزاران ميليارد دلار با اين روش به سيستم بانک وارد کردند. يعنی هم صندوقهای رهنی و هم وامی که بانکها با بهره پايين پرداخت کردند، به پشتوانه اين سرمايهگذاری کار شيرينی را در اقتصاد آمريکا آغاز شد. اين اتفاق در حالی افتاد که به تدريج بهای دلار در بازارهای جهانی پايين میآمد. همه دنبال اين بودند که در جايی سرمايهگذاری کنند که ريسک کمتری داشته باشد.
به گفته وی، وقتی انبساط پولی رخ میدهد انتظار بر اين است که ارزش پول کاهش يابد.
او گفت: در آمريکا هم اين اتفاق افتاد و ارزش دلار کم شد. با اين حال دولت آمريکا تا حدودی از اين اتفاق راضی بود. چون اگر تا حدودی ارزش دلار نسبت به يورو کاهش پيدا میکرد موجب افزايش صادرات اين کشور میشد.