Monday, Jan 19, 2026

صفحه نخست » "دوازده هزار"؛ سمبلی رستگارنده، نیکروز اعظمی

nik.jpgاین قطعه ادبی نه به قصد روایت واقعه است و نه در پی شمارش جان‌ های ستانده‌شده، که رنج را عددی درخور نیست و سوگ را مقیاسی. با این همه، عددی هست که از حد آمار گذشته و به نشانه بدل شده است: "دوازده‌هزار". نام جمعی جان‌ هایی که هر یک زندگی بودند و سهمی از فردا داشتند. قتل عام شان نه تصادف کور، که برآمده از اراده‌ای بود که انسان را به ابزار فروکاست و خشونت را به قاعده بدل ساخت. شهر پس از آن ایام، چون کتابی نیم سوخته برجای مانده است. گرچه سطرها خوانده می‌شوند، اما معنا زخمی است. دیوارها به سکوت شهادت می‌دهند و شبها حامل اندوهی‌ اند که زبان از حمل آن ناتوان است. خانه‌ها بر جای‌ اند، اما تهی‌تر از پیش. مادران، زمان را نه به گذشته و آینده، که به "پیش از دوازده‌هزار" و "پس از دوازده‌هزار" تقسیم می‌کنند.

جمهوری اسلامی جان ستاند، اما به جان بسنده نکرد. اعتماد را فرسود، واقعیت را بی‌ پناه گذاشت، و اعتراض را در شمار گناهان نشاند. آنچه از میان رفت تنها حیات فردی نبود؛ پیوند انسان با انسانیت گسسته شد و افق آینده در حصار خوف و انکار فرو بسته شد. در این میان، سخن از وجدان ناگزیر است. آنجا که "دوازده‌ هزار" جان ستانده می‌شود و نشانی از شرم بر سیمای قدرت نمی‌نشیند. وجدان یا خاموش شده است یا به خدمت توجیه درآمده. کشتار انسان نام تدبیر می‌گیرد و خشونت جامه ضرورت می‌پوشد. و بدینسان پیش از آنکه پیکری بر زمین افتد، انسانیت در درون فرو می‌ریزد.

با این همه، "دوازده‌هزار" از دفتر تاریخ محو نخواهد شد. این عدد اکنون نام است. نشانی بر وجدان زمانه، در سکوت‌های پرمعنا، در نگاه‌های استوار و در ایستادگی‌ های بی‌ هیاهو. این غمنامه مرثیه عاطفه نیست، ثبت قتل‌ عام جمعی دختران و پسران انقلابی ایران است که در خون خود غلتیدند تا آزادی را در وجدان جمعی ما بکارند. و تا یادمان نرود که ایران سرزمین مشترک همه ماست و همه باید دست در دست هم نهیم تا به پایان جرثومه فساد و بی‌ رحمی اهتمام ورزیم.

نیکروز اعظمی

[email protected]



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy