Monday, May 4, 2026

صفحه نخست » کالبد شکافی اعدام و جوان کشی در جمهوری اسلامی

roostayee.jpgفرزانه روستایی

این موج جوان کشی و اعدام سیستماتیک توافقی است بین دولت مسعود پزشکیان، محسن اژه ای، مجلس و سپاه و عملا اعلام جنگ به مردم ایران. مردم جز اعتراضات خیابانی اسلحه دیگری ندارند، اما اگر قرار باشد روند اعدام ها با لبخند ملیح مراجع ادامه یابد، کم نخواهند بود کسانی که برای دفاع از خانواده یا نجات نوگلان اسیر خود از چنگال ضحاک تازه از راه رسیده رفتار متفاوتی در پیش گیرند.

این تقصیر مردم ایران نیست که مجتبی نصفه مرده و نیمه زنده منفورترین شهروند بلاتکلیف دنیای مرده ها و زنده هاست. از بلاتکلیفی او همین کافی که بعد از دو ماه از نبود علی خامنه ای، هیچ تشیع جنازه ای برای پدر او برگزار نشده و بی شک مجتبی نیز دیر یا زود، و برای چهارمین بار به حوالی سرنوشت نهایی علی خامنه ای در دمای مثبت ۳۰۰۰ درجه دچار خواهد شد.

اعدام جوانان معصوم و بیگناه یک مدل از نمایش قدرت کور است که اعلام می کند:

۱- کنترل از صفر تا صد امور در دست نظامی هاست،

۲- دولت تابع و در کنترل قوه قضاییه و سپاه است

۳ـ اگر از قتل عام ۱۸ـ ۱۹ دی ماه درس نگرفتید، منتطر عواقب آن باشید،

۴ـ برای این ساختار و رژیم راه بازگشتی وجود نخواهد داشت.

اما از نظر جامع شناسی نیز اعدام ها به عنوان یک تنبیه نمادین پیام های لخت و عوری برای مردم دارند:

۱ـ اعدام معترضان زبان جدید و مورد توافق قرار گرفته همه ساختار جمهوری اسلامی است از چپ تا راست.

۲ـ ضرورتی ندارد مصالحه ای بین حاکمیت و مردم صورت بگیرد. ما کنترل درهای جهنم را در دست داریم و هر گاه لازم شد آن را به روی مردم ایران باز می کنیم.

۳ـ در روند اعدام ها زن و مرد و نیز پیر و جوان بودن برای کسی مصونیت نمی آورد،

اما اعدام ها پنجره ای به درون سیستم حاکم نیز هست و ادامه آن در این شرایط حساس سه بحران اساسی را به نمایش می گذارد:

۱- حکومتی که به اعدام پسربچه ها به عنوان یک راهکار پناه ببرد در معرض خطر جدی است، بشدت ترسیده، و نگران فرداست ، نه آینده میان مدت،

۲ـ اعدام ها پیامی به پرده های مختلف ساختار قدرت نیز هست مبنی بر اینکه هیچ سرپیچی در سیستم تحمل نخواهد شد و همه با هم تا انتهای این مسیر خواهیم رفت،

۳ـ اعدام ها در کوتاه مدت ممکن است اعتراضات خیابانی را مهار کند، اما این خود نبرد با زمان نیز هست زیرا معضلات اقتصادی و معیشتی و فروپاشی سبد خانوار و غارت شدن سفره مردم چیزی نیست که قابل مهار شدن باشد.

۴ـ اعدام ها نماد این است که توان اقناع ملت از سوی این حکومت به پایان رسیده است. این یعنی اعدام ها ممکن است در کوتاه مدت سکوت را بر مردم تحمبل کند، ولی رضایت نمی آورد و انباشت نارضایتی خود بمب ساعتی است که دیر یا زود عمل می کند.

جمهوری اسلامی یک سیستم بحران زده فاقد مشروعیت و به بن بست کامل رسیده است. ناکارایی اقتصادی بحران مشروعیت را هر روز تشدید می کند، اما این همه ماجرا نیست. شکاف نسلی و فرهنگی مردم با این رژیم نیز بخش مهمی از فروپاشی مشروعیت است که ارزش های ایدئولوژیک و خط قرمزهای رژیم را به فحش های رکیک گره زده است. زائل شدن اعتماد عمومی به حکومتی هایی که ۴۸ سال درس اخلاق دادند و امروز بی رحم ترین کلاهبردارهای تاریخ معاصر هستند دردسر کمی نیست.
چرا رژیم های دیکتاتوری پیش از سقوط راهکار اعدام را انتخاب می کنند؟!

۱ـ رژیم هایی که دچار بحران های منشوری لاینحل هستند زودتر از مردم عمق بحران و خطر فروپاشی را درمی یابند. آنها پیش از مردم به گزارش های امنیتی، هشدار نهادهای اقتصادی،‌ خالی شدن انبارها و به اطلاعات مربوط به نایاب شدن مواد غذایی دسترسی دارند و از شکاف های درونی ویرانگر مطلعند،

۲ـ وقتی دستگاههای تبلیغاتی پرهزینه دیگر اثر ندارد و همه به شانتاژهای حکومتی می خندند آژیر خطر برای دیکتاتو ی ها به صدا در می آید. در ایران صدا و سیما دیگر حتی هواداران رژیم را قانع نمی کند. یک دلیل که زنان ویژه را در تظاهرات حکومتی به نمایش می گذارند و حتی مراسم صیغه و تسهیلات جنسی تدارک دیده می شود این است که فقط با با ابزار مافوق تبلیغات می شود توجهی را جلب کرد.

۳ـ ترس از دومینو فروپاشی مانند نافرمانی نیروهای سرکوبگر، ورشکستگی سریالی بانک ها، ریختن بازار بورس، قحطی و درگرفتن اعتراضات خیابانی همگی عواملی هستند که رژیم های به آخر خط رسیده را می راند تا با اعدام جوانان سکوت را بر جامعه تحمیل کنند.

آیا اعدام جوانان برای رژیم های در آستانه فروپاشی مصونیت می آورد؟!

۱ـ اعدام ها مصونیت نمی آورد، زیرا هزینه های بین المللی برای دولت ها ایجاد می کند و بسادگی می تواند محکومیت های جهانی را در پی داشته باشد،

۲ـ کسانی که اعدام می شوند تبدیل به نماد مقاومت و ایستادگی در مقابل ظلم و بی عدالتی می شوند،

۳ـ اعدام ها بی تفاوت ها را به صحنه می آورد و کند روها را رادیکال می کند،

۴ـ با اعدام نفرت عمومی از حکومت ها به سطح خطرناکی میرسد که می تواند زمینه ساز انفجار عمومی شود.

یک علت مهم که در ایران جوانان کم سن و سال را اعدام می کنند این است که آنها با دسترسی به اینترنت و شبکه های جهانی به آسانی تبدیل به زنجیره می شوند و خود را سازماندهی می کنند. جوانان تقریبا هیج علقه ای با نظام های ایدئولوژیک ندارند و بیشتر به آنها می خندند. آنها کمتر اقتدار پذیرند و استقلال و کرامت انسانی نسل جدیدی را می سازد که با کسی کنار نمی آید.

اما از یک نگاه دیگر نیز می توان عمق فاجعه را در رژیم های به انتهای خط رسیده ارزیابی کرد.

نظام های در معرض خطر با داده های قدیمی و از مد افتاده بحران ها را ارزیابی می کنند. مشاوران سازمان سرکوب از نسل قدیم جنگ دیده و ایدئولوژیک هستند.

اطلاعات و آمار نیز احتمالا از نهادهایی می آید که نمی خواهند بالادستی ها را مکدر یا ناراحت کنند.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy