Saturday, May 23, 2026

صفحه نخست » مصادره زن زندگی آزادی به نفع ارتجاع

zza.jpgایران وایر - «حجاب» زنان با پسوند‌های اسلامی، اجباری و یا هر صفت دیگری برای جمهوری اسلامی نه فقط یکی از دستورات دینی که یکی از نمادهای اصلی نظام است. حکومت از همان ماه‌های اول و در تمامی طول بیش از چهار دهه گذشته برای تثبیت این «نماد»، از ابزارهای مختلفی چون قانون‌گذاری، نهادهای نظارتی، تبلیغات رسمی و بازتولید روایت‌های ایدئولوژیک و از همه مهم‌تر «مجازات» استفاده و سوءاستفاده کرده است.

همین نماد مهم اما در بزنگاه‌هایی خاص به‌صورت موقت نادیده گرفته می‌شود تا با به تصویر درآمدن «زنانی با پوششی غیر مطلوب حاکمیت»، نمایشی از «وفاق ملی» ارایه شود؛ مانند نمایشی که با حضور زنان بدون پوشش سر در ۸۲ شب گذشته در خلال تجمعات حامیان جمهوری اسلامی شاهد بودیم.

زنان بدون پوشش‌ سر در تجمعات حامیان

تصویر زنی بدون پوشش سر با پرچم جمهوری اسلامی در دست، در میانه تجمع حامیان حکومت یا در حال سر دادن شعارهایی در حمایت از سیاست‌های نظام، تبدیل به تصویری آشنا در رسانه‌های غیررسمی یا حتی بعضا رسمی شده است.

برای اولین‌بار صداو‌سیما در نهم فروردین ۱۴۰۵ بود که ویدیویی از مصاحبه زنی حامی جمهوری اسلامی و بدون حجاب اجباری منتشر کرد. پس از آن استفاده از تصویر حضور زنان بدون پوشش سر به صورت گسترده در بسیاری از رسانه‌های حکومتی تبدیل به امری عادی شد.

«تابناک» در یک گزارش تصویری با زنی مصاحبه کرده است که بدون پوشش سر «۴۰ شب است که به خیابان می‌آید.»

خبرگزاری «فارس» نیز ویدیویی از زنی بدون روسری در تجمع حامیان جمهوری اسلامی منتشر کرد. زن حاضر در این ویدیو می‌گوید «نباید بی‌حجابی عادی شود»، اما هم‌زمان از بازداشت زنان توسط گشت ارشاد انتقاد می‌کند. او تاکید دارد به‌خاطر حضورش در این تجمعات اجازه دارد بدون حجاب در خیابان باشد و وعده می‌دهد در آینده حجاب سر کند. این زن همچنین حامیان حق انتخاب آزادانه پوشش را «دیکتاتور»هایی می‌نامد که شعار دموکراسی می‌دهند.

در تجمعات «زنان جان‌فدا» که به مناسبت تقویمی روز دختر برگزار شد و در آن زنان حامی جمهوری اسلامی با سلاح‌های صورتی به خیابان‌ها آمدند نیز تصاویری از زنان بدون پوشش سر منتشر شد.

تا جایی که در یکی از تجمع‌های حامیان جمهوری اسلامی، مداح حکومتی، زنان «کم‌حجابی» که در این تجمع‌ها شرکت می‌کنند را «نور چشم و دختر کشور» خواند؛ یا برای اولین‌بار پس از ۴۷سال ممنوعیت خوانندگی زنان در ایران، در یکی از تجمعات شبانه حکومتی تصاویر یکی از کنسرت‌های «جولیا پطرس»، خواننده زن لبنانی پخش شد.

حتی حساب‌های رسمی سفارت‌خانه‌های جمهوری اسلامی، احتمالا برای مخاطبان غیر ایرانی، تصاویری از حضور زنان بدون حجاب اجباری در کافه‌های تهران منتشر می‌کردند.

پذیرش زنان بدون حجاب فقط در تجمعات حامیان نظام

تلاش جمهوری اسلامی برای مجبور کردن زنان به تن دادن به «پوشش اجباری» از همان روزهای اول با مقاومت زنان مواجه شد؛ مقاومتی که پس از جان‌باختن «مهسا (ژینا) امینی» در بازداشت گشت ارشاد به اوج خود رسید.

مقاومت اجتماعی در مقابل «پوشش اجباری»، پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، باعث شد شکاف میان خواست نظام برای حفظ حجاب اجباری به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین نمادهایش و خواست عمومی به اوج خود برسد.

جمهوری اسلامی با تصویب قوانینی مانند «قانون حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب» که البته برای اجرا ابلاغ نشد و متروک ماند، برای برگرداندن حجاب اجباری بر تن زنان تلاش کرد. «علی خامنه‌ای»، رهبر کشته شده جمهوری اسلامی، در یکی از آخرین اظهارنظرهای خود در رابطه با پوشش زنان، «کشف» حجاب را «حرام شرعی و قانونی» خوانده بود. اگرچه به‌نظر می‌رسد در وضعیت بحرانی مانند جنگ به‌صورت موقت اجبار «پوشش»، لغو و حتی زنان بدون حجاب به بخشی از روایت رسمی «وفاق ملی» تبدیل می‌شوند.

البته حضور زنانی بدون پوشش مدنظر جمهوری اسلامی تنها در تجمعات حامیان جمهوری اسلامی تحمل می‌شود. در همین روزهایی که رسانه‌های جمهوری اسلامی تصاویر حضور زنان بدون پوشش سر را در تجمعات منتشر می‌کنند، اخبار احضار زنان بدون پوشش اجباری به دادگاه‌های اصفهان یا پلمب شدن هتل عامری‌های کاشان به‌دلیل پذیرش زنان بدون حجاب منتشر می‌شود. همچنین روز گذشته مدیر مسوول خبرگزاری ایرنا به‌دلیل انتشار تصاویری از یک زن بدون رعایت حجاب اجباری به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شد.

البته پذیرش «تنوع پوشش» زنان محدود به جنگ چهل روزه و دوران آتش‌بس نمی‌شود، این برخورد دوگانه در برهه‌های دیگری نیز دیده می‌شود. دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی در مقاطعی مانند راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن، ادوار انتخابات یا تشییع «قاسم سلیمانی» زنانی که نوع حجاب آن‌ها در آن بازه زمانی تابو و عامل برخورد و بازداشت بوده را به‌رسمیت شناخته و تصاویر آن‌ها را منتشر کرده است.

آن‌چه امروز در تجمعات حامیان جمهوری اسلامی و رسانه‌های رسمی نظام دیده می‌شود، نه تغییر بنیادین نگاه حکومت به حق انتخاب پوشش زنان، بلکه تلاشی برای بازتعریف و مصادره یکی از مهم‌ترین دستاوردهای اجتماعی جنبش «زن، زندگی، آزادی» یعنی «حق انتخاب نوع پوشش» و «سبک زندگی» است.

جمهوری اسلامی که سال‌ها زنان را به‌دلیل نوع پوشش سرکوب کرده، اکنون و در بزنگاه «جنگ وجودی»، همان زنانی که پیش‌تر «متخلف» یا «هنجارشکن» می‌نامید را تنها به‌عنوان هوادارانش می‌پذیرد تا نمایشی از وفاق ملی اجرا کند و ادعا کند که در این بحران «همه» کنار نظام ایستاده‌اند.

برای فراهم آمدن شرایط لازم برای این نمایش، حکومت تلاش می‌کند واقعیتی را که جامعه، به‌ویژه زنان، با هزینه‌های سنگین به آن تحمیل کرده‌اند، به نام خود بازنویسی کند. اما تفاوت میان «تحمل موقت» و «به‌رسمیت شناختن حق» همچنان آشکار است. آن‌چه امروز در جامعه ایران دیده می‌شود، نتیجه عقب‌نشینی تدریجی حکومت در برابر مقاومت اجتماعی زنان است، نه تغییر ایدئولوژیک جمهوری اسلامی نسبت به حجاب اجباری.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy