Monday, May 25, 2026

صفحه نخست » تغییر چهره (و بازی) احمدی‌نژاد بعد از قدرت

an.jpgچگونه محمود احمدی‌نژاد به یکی از عجیب‌ترین معماهای جنگ ایران تبدیل شد؟

بی بی سی - «شما بدانید این رژیم منفور در سراشیبی سقوط است، به فضل الهی سقوط خواهد کرد و هیچ عاملی قادر نخواهد بود او را نجات بدهد. این رژیم به پایان کار رسیده و به زودی از صحنه جغرافیا محو خواهد شد.»

این جملات سال‌ها محمود احمدی‌نژاد را به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های ضداسرائیلی جمهوری اسلامی تبدیل کرد. او هولوکاست را زیر سوال برد، اسرائیل را «رژیمی جعلی» خواند و از ادامه برنامه هسته‌ای بدون توجه به فشارهای بین‌المللی دفاع کرد؛ مواضعی که باعث شد اسرائیل و متحدانش بارها از نام او برای نمایش «تهدید ایران» استفاده کنند.

اما حالا همان نام، در یکی از عجیب‌ترین روایت‌های جنگ اخیر ایران دوباره مطرح شده است. روزنامه نیویورک‌تایمز گزارش داده آمریکا و اسرائیل پیش از آغاز جنگ، سناریویی را بررسی کرده بودند که در آن محمود احمدی‌نژاد بتواند در شرایط بی‌ثباتی داخلی، به گزینه‌ای برای آینده قدرت در ایران تبدیل شود.

بر اساس این روایت، طرح مورد بحث بخشی از سناریوی اسرائیل برای دوران پس از تضعیف یا حذف ساختار رهبری جمهوری اسلامی بوده است. احمدی‌نژاد و نزدیکانش تاکنون واکنشی نشان نداده‌اند و اطلاعات دقیقی از وضعیت و محل اقامت او نیز منتشر نشده است.

همین گزارش پرسش بزرگی ایجاد کرد: چرا اسرائیل و آمریکا باید به کسی فکر کنند که سال‌ها یکی از نمادهای اصلی گفتار ضداسرائیلی در جمهوری اسلامی بود؟

برخی تحلیل‌گران می‌گویند همین تناقض باعث شده دوباره این پرسش مطرح شود که آیا تصویر احمدی‌نژاد در تمام این سال‌ها پیچیده‌تر از آن چیزی بوده که به نظر می‌رسید؟

احمدی‌نژاد؛ دشمنی که برای اسرائیل مفید بود؟

برای فهم حساسیت این موضوع باید به دوران ظهور احمدی‌نژاد بازگشت. او در سال ۱۳۸۴ با شعار عدالت و مبارزه با فساد به ریاست‌جمهوری رسید، اما خیلی زود به دلیل مواضعش درباره اسرائیل، آمریکا و هولوکاست به چهره‌ای جهانی تبدیل شد.

او در کنفرانس «جهان بدون صهیونیسم» گفت «جهانی بدون آمریکا و صهیونیسم ممکن است» و سخنانی مطرح کرد که در رسانه‌های غربی به‌عنوان دعوت به «محو اسرائیل از نقشه» بازتاب یافت. یک سال بعد نیز کنفرانس جنجالی بازنگری در هولوکاست در تهران برگزار شد؛ رویدادی که موجی از واکنش‌های بین‌المللی به همراه داشت.

برخی مقام‌ها و تحلیل‌گران اسرائیلی بعدها گفتند که احمدی‌نژاد عملا به نفع اسرائیل عمل کرده است. افرایم هالوی، رئیس پیشین موساد، او را «بزرگ‌ترین هدیه ایران به اسرائیل» توصیف کرده بود؛ چون به گفته او، سخنان احمدی‌نژاد باعث شد جهان راحت‌تر تهدید ایران را جدی بگیرد.

منتقدانش می‌گویند سیاست‌های او پرونده هسته‌ای را بحرانی‌تر کرد، تحریم‌ها را گسترش داد و ایران را ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد قرار داد؛ روندی که به تقویت روایت اسرائیل درباره «خطر ایران» کمک کرد.

البته حامیان احمدی‌نژاد می‌گویند او صرفا در چارچوب سیاست رسمی جمهوری اسلامی حرکت می‌کرد و هدفش تقابل واقعی با اسرائیل و غرب بود، نه کمک غیرمستقیم به آنها.

تغییر چهره بعد از قدرت

اما احمدی‌نژاد پس از پایان ریاست‌جمهوری دیگر همان چهره سابق نبود. او با علی خامنه‌ای و نهادهای امنیتی دچار تنش شد، چند بار رد صلاحیت شد و تلاش کرد تصویری متفاوت از خود ارائه دهد؛ سیاستمداری که دیگر صرفا بخشی از ساختار قدرت نیست.

در شبکه‌های اجتماعی به زبان انگلیسی توییت می‌کرد، از فرهنگ عامه آمریکا حرف می‌زد و حتی در مقاطعی از دونالد ترامپ به‌خاطر آنچه «مبارزه با فساد سیاسی» می‌خواند تمجید می‌کرد.

راز زیمت، مدیر برنامه ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، درباره او نوشت احمدی‌نژاد همیشه ترکیبی از پوپولیسم و فرصت‌طلبی بوده؛ کسی که همزمان مواضع ضداسرائیلی شدید داشت اما گاهی رفتارهایی متناقض و غیرمنتظره نشان می‌داد.

به گفته زیمت، احمدی‌نژاد در سال‌های اخیر تلاش کرده چهره‌ای میانه‌روتر و محبوب‌تر از خود بسازد، اما مشکل اصلی این است که نه پایگاه سازمانی دارد و نه سپاه پاسداران حاضر است از او حمایت کند.

سفرهای عجیب؛ از گواتمالا تا مجارستان

پرسش‌ها درباره موقعیت تازه احمدی‌نژاد تنها به گزارش نیویورک‌تایمز محدود نشد. مجله نیولاینز در گزارشی به سفرهای او به گواتمالا و مجارستان پرداخت؛ کشورهایی که روابط نزدیکی با اسرائیل دارند.

احمدی‌نژاد در سال ۲۰۲۳ به گواتمالا سفر کرد؛ کشوری که سفارت خود را به بیت‌المقدس منتقل کرده بود. او در سال ۲۰۲۵ نیز به مجارستان رفت؛ کشوری که دولت ویکتور اوربان از متحدان نزدیک اسرائیل در اروپا محسوب می‌شد.

جزئیات دیدارهای او در مجارستان روشن نیست، اما همزمانی این سفر با آغاز حملات اسرائیل به ایران برای برخی ناظران پرسش‌برانگیز شد؛ هرچند هیچ مدرکی برای ارتباط مستقیم میان این دو وجود ندارد.

آتلانتیک و روایت «آزاد کردن احمدی‌نژاد»

پیش از گزارش نیویورک‌تایمز، نشریه آتلانتیک نیز نوشته بود حمله به محدوده محل اقامت احمدی‌نژاد در نارمک ممکن است با هدف هدف قرار دادن نیروهای امنیتی مستقر در اطراف او انجام شده باشد؛ نیروهایی که گفته می‌شد عملا او را تحت کنترل داشتند.

نیویورک‌تایمز این روایت را یک گام جلوتر برد و مدعی شد طرح آمریکا و اسرائیل بخشی از سناریوی گسترده‌تر برای تغییر رهبری ایران بوده است. به نوشته این روزنامه، احمدی‌نژاد تا حدی از این طرح اطلاع داشته اما بعدا نسبت به آن سرخورده شده است.

همین ادعا باعث شد پرسش حساس‌تری مطرح شود: اگر احمدی‌نژاد از بخشی از سناریو اطلاع داشته، این اطلاعات چگونه و از چه مسیری به او منتقل شده بود؟

پاسخی قطعی برای این پرسش وجود ندارد.

تردید کارشناسان آمریکایی

چند کارشناس آمریکایی که با بی‌بی‌سی فارسی گفت‌وگو کرده‌اند، نسبت به روایت «طرح عملیاتی جدی» برای بازگرداندن احمدی‌نژاد به قدرت تردید دارند.

مکس آبراهامز، استاد علوم سیاسی دانشگاه نورث‌ایسترن، می‌گوید تصور اینکه اسرائیل از بازگشت کسی مثل احمدی‌نژاد استقبال کند دشوار است؛ چهره‌ای که انکار هولوکاست و توسعه برنامه هسته‌ای ایران با نام او گره خورده بود.

ایلان برمن، معاون ارشد شورای سیاست خارجی آمریکا، نیز می‌گوید محتمل‌تر این است که نام احمدی‌نژاد صرفا در کنار گزینه‌های دیگر مطرح شده باشد، نه اینکه گزینه اصلی آمریکا و اسرائیل بوده باشد.

مایکل روبین، پژوهشگر موسسه آمریکن اینترپرایز، این روایت را «خیالی» توصیف می‌کند اما در عین حال می‌گوید بسیاری در غرب هنوز دلیل محبوبیت احمدی‌نژاد در میان بخشی از جامعه ایران را درست درک نمی‌کنند.

به گفته او، احمدی‌نژاد در دوران ریاست‌جمهوری خود را سیاستمداری مردمی و ضدفساد نشان می‌داد؛ به استان‌ها سفر می‌کرد، مقام‌های محلی را علنا بازخواست می‌کرد و گاهی مستقیم میان مردم پول توزیع می‌کرد. هرچند بعدها نزدیکانش نیز با اتهام فساد روبه‌رو شدند.

انتقادها در داخل اسرائیل؛ نه لزوما تکذیب ماجرا

برخی کارشناسان اسرائیلی اصل روایت را کاملا رد نکردند، بلکه گفتند اگر چنین سناریویی واقعا وجود داشته، نشان‌دهنده سوءبرداشت عمیق اسرائیل از ساختار قدرت ایران بوده است.

دنی سیترینویچ، پژوهشگر موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، نوشت تلاش برای «تاج‌گذاری» احمدی‌نژاد نشان‌دهنده ناآگاهی از ساختار سیاسی جمهوری اسلامی است؛ چون او نه پایگاه واقعی در قدرت دارد و نه سپاه حاضر است از او حمایت کند.

یوسی ملمن، تحلیل‌گر امنیتی اسرائیلی، نیز این ایده را «دیوانه‌وار» توصیف کرد و گفت اگر چنین طرحی وجود داشته باشد، یعنی طراحان آن ایران را به‌شدت اشتباه فهمیده‌اند.

راز زیمت هم هشدار داد که آمریکا و اسرائیل نباید فریب «راه‌حل‌های جادویی» برای تغییر سیاسی در ایران را بخورند؛ چه این راه‌حل‌ها رهبران تبعیدی باشند، چه سیاستمداران بدون سازمان و پایگاه واقعی.

چرا اصلا نام احمدی‌نژاد مطرح شد؟

با وجود همه این تردیدها، یک پرسش همچنان باقی مانده است: چرا احمدی‌نژاد؟

شاید پاسخ در ترکیب چند ویژگی او باشد: شهرت، سابقه حضور در ساختار قدرت و اختلاف با رهبر جمهوری اسلامی. احمدی‌نژاد چهره‌ای شناخته‌شده است، تجربه اداره دولت را دارد و زبان بخشی از طبقات پایین جامعه را می‌فهمد. در عین حال سال‌هاست با بخشی از ساختار امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی دچار اختلاف شده است.

برخی تحلیل‌گران می‌گویند همین ویژگی‌ها ممکن است او را در نگاه بعضی بازیگران خارجی به گزینه‌ای قابل استفاده در دوران آشوب تبدیل کرده باشد؛ نه به‌عنوان متحد، بلکه به‌عنوان ابزاری موقت برای ایجاد شکاف در ساختار قدرت.

اما منتقدان می‌گویند او فاقد تشکیلات، حمایت نظامی و توانایی ساختن یک ائتلاف ملی است و همین مسئله باعث می‌شود سناریوی بازگشت او به قدرت چندان واقع‌بینانه به نظر نرسد.

سوءبرداشت بزرگ یا واقعیتی پنهان؟

همه این‌ها باعث شده دوباره این پرسش مطرح شود که آیا احمدی‌نژاد واقعا همان چیزی بود که به نمایش می‌گذاشت؟

برخی منتقدان می‌گویند سیاست‌های او ایران را منزوی کرد، تحریم‌ها را گسترش داد و بهترین خوراک تبلیغاتی را برای اسرائیل فراهم آورد. آنها همچنین به تلاش‌های بعدی او برای نزدیک شدن به برخی جریان‌هایی اشاره می‌کنند که سال‌ها علیه آنها موضع می‌گرفت؛ از جمله گزارش‌هایی درباره تلاش او برای باز کردن کانال ارتباطی با اصلاح‌طلبان.

در مقابل، هیچ سند مستقیمی وجود ندارد که نشان دهد احمدی‌نژاد با اسرائیل یا آمریکا در ارتباط بوده است. برخی تحلیل‌گران می‌گویند آنچه درباره او دیده می‌شود بیشتر نتیجه ترکیبی از پوپولیسم، رقابت‌های داخلی جمهوری اسلامی و اشتباه محاسباتی بازیگران خارجی است.

با این حال، حتی اگر احمدی‌نژاد هرگز در راستای منافع اسرائیل عمل نکرده باشد، بسیاری از منتقدانش معتقدند کارنامه سیاسی او در عمل به تقویت روایت اسرائیل درباره «تهدید ایران» کمک کرد.

و شاید به همین دلیل است که مطرح شدن نام او در چنین سناریوهایی، برای بسیاری هم عجیب به نظر می‌رسد و هم تا حدی قابل فهم.

در نهایت، قضاوت قطعی هنوز ممکن نیست. اما تناقض اصلی همچنان پابرجاست: سیاستمداری که سال‌ها با تندترین مواضع ضداسرائیلی شناخته می‌شد، حالا در برخی گزارش‌ها به‌عنوان گزینه‌ای قابل استفاده برای آینده ایران مطرح شده است.

همین تناقض کافی بود تا یکی از عجیب‌ترین پرسش‌های سیاست ایران دوباره زنده شود: محمود احمدی‌نژاد واقعا کیست؟



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy