Friday, Aug 7, 2026

صفحه نخست » آخرین سلاح حکومتی که از مردم می‌ترسد

aliK.jpgاعدام: ارعاب و تحقیر یک ملت!

علی کشتگر - خبرنامه گویا

از وقتی که یک آخوند ناقص العقل و شرور صندلی رهبری نود میلیون ایرانی را به عنوان ارث پدری اشغال کرده ماشین اعدام حتی یک لحظه هم از حرکت باز نایستاده است.

در میان مردم متمدن و جوامع پیشرفته حتی اعدام جنایتکاران نیز کاری شنیع و نشانه ای از جهل و توحش دانسته می شود.

در این کشورها، سالیان درازی است که اعدام به عنوان یک امر وحشیانه برای همیشه، از میان رفته است. کسی که آدم کشته و یا حتی دست به ترور زده مطابق قانون به زندان می رود و اگر زندانی ثابت کند که از اعمال خود پشیمان شده و دستگاه قضا مطمئن شود که او دیگر دست به جنایت نمی زند در مجازاتش تخفیف قائل می شوند.

در این جوامع جان انسان ارزش دارد. مبارزه با اعدام را در فرانسه ویکتورهوگو آغاز کرد. او استدلال نمود که اعدام به کاهش خشونت و جنایت کمک نمی کند، بلکه برعکس است.

تروریسم اسلامی چه در قدرت و چه در سازمانهای مخوف اسلامیستی از آدم کشی تغذیه می کند و اعدام و ترور با ایدئولوژی، عقاید و منافع آن عجین است.

اعدام فقط یک خشونت تبه کارانه نیست، اعدام را نظام های توتالیتر، بویژه تروریسم اسلامی ایران برای تحقیر و ارعاب همه شهروندان مرتکب می شود. وقتی رژیم یک جوان ایرانی را اعدام می کند به تک تک شهروندان یادآور می شود که طناب اعدام به گردن همه شما آحاد ملت نزدیک است و هیچ مخالف رژیم اسلامی از خطر آن مصون نیست. برای امنیت تروریسم اسلامی شهروندان باید مدام احساس ناامنی و تحقیر کنند.

انسان زیر سلطه تروریسم نه حق انتخاب رهبر دارد و نه می تواند مدعی حقوق شهروندی باشد و خود را محق به دفاع از آزادی و عدالت بداند. چرا که ادامه حیات رژیم مشروط به نابودی همه آن چیزی است که در جوامع متمدن، حقوق بشر و کرامت انسانی نامیده می شود. این قدرت ها و جریانات همسو با آنان فقط زمانی می توانند از اعدام و کشتار دست بردارند که کاملا نابود شده باشند. همه دولتها و افرادی که با ادعای امکان اصلاح رژیم اسلامی و یا رژیم طالبان روابط تجاری و سیاسی خود را با این رژیم ها توجیه می کنند نه فقط در جنایات آنان شریکند بلکه موجب تقویت و ماندگاری آنان می شوند.

هر روز چند تن از نوباوگان و جوانان ایران تنها به گناه آن که آزادی را فریاد زده اند به دست جلادان رژیم اسلامی اعدام می شوند. همه می دانیم که این جنایات با هدف خفه کردن صدای ملت ایران عمدا به صدای بلند توسط رژیم اعلام می شود و گاهی نیز در ملاء عام به اجرا گذاشته می شود.

ما با رژیم تبه کاری دست به گریبانیم که جان جوانان این سرزمین برایش هیچ ارزشی ندارد. و برعکس ، آدم کشی به کسب و کار آن تبدیل شده و حتی از آن لذت می برد.

اسلامیستهای تبه کار در طول حیات ننگین شان بارها به آنچه در اصطلاح قوانین بین المللی جنایت علیه بشریت خوانده می شود دست زده اند.

رژیم اسلامی با همه ارزشها، افتخارات و آرزوهای ملت ایران نه فقط بیگانه بلکه دشمن خونی است. هیچ یک از نمونه های خونریز و خونخوار تاریخ در ایرانی کشی و قتل جوانان ایران با رژیم اسلامی قابل قیاس نیستند.

وقتی همراه با اذان صبح در ملاء عام فرزندان این سرزمین داغدار را اعدام می کنند، ثابت می کنند که "الله اکبر" در ایران اسم رمز جنایت است. البته این دو کلمه الله و اکبر امروز سالیان درازی است اسم رمز آدم کشی همه تروریستهای اسلامی است. چه رژیم ایران چه داعش و القاعده و چه عناصر انتحاری وابسته به آنان.

از آمیزش دین و سیاست همیشه جنایت متولد می شود

وقتی دین وارد سپهر سیاست می شود، نطفه تروریسم و جنایت علیه انسانها بسته می شود. رژیم اسلامی ایران درسی است برای همه جوامع جهان بویژه کشورهایی که اکثر مردمانش مسلمانند تا علیه آمیزش دین و دولت قاطعانه مبارزه کنند.

هیچ ملتی نمی تواند به مرز عدالت و آزادی نزدیک شود، مگر آن که با هرگونه گرایش و تظاهر اسلامیستی به عنوان سرآغاز نابودی همه ارزشهای انسانی به مبارزه برخیزد. روزی که سرانجام رژیم تبه کار جمهوری اسلامی به دست مردم به سرنوشت محتومش رسید، هر رژیمی که به جای آن می آید باید هرگونه دخالت دین در سیاست را ممنوع کند. دین نه در سیاست و نه در قانون اساسی نباید رخنه کند. دخالت دین در سیاست یعنی دشمنی با عدالت، یعنی نابودی آزادی و حقوق برابر شهروندی. فیلسوف و دانشمند بزرگ ایرانی (پدر علم شیمی) ذکریای رازی که از دین و دینداری بیزار بود می گفت خشونت ها و جنگهائی که به نام دین و اختلافات مذهبی صورت می گیرد، 72 ملت را به بدبختی و جنگ و خونریزی کشانده است. حافظ با تاسی از همین گفته حکیم رازی است که می سراید: "جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند".

تروریسم اسلامی صلح و دموکراسی جهانی را تهدید می کند

بدون تردید تروریسم اسلامی فقط مساله ایران و کشورهائی که این پدیده جنایت بار در آن پرورش یافته نیست. همه دموکراسیهای جهان از جانب تروریسم اسلامی، هر یک به نوعی تهدید می شوند و طبعا مساله ریشه کن کردن این پدیده شوم مساله همه دموکراسیها و همه انسانهای خواهان آزادی و عدالت است.

جای آن دارد که در این لحظه های سیاه و هولناک تاریخ سرزمین مان صفوف خود را علیه رژیم اسلامی هرچه فشرده تر کنیم. ایرانیان از هر عقیده و گرایش سیاسی به صرف دو اصل مشترک ایرانی بودن و مخالف تروریسم اسلامی بودن باید برای رهائی متحد شوند. باید به خود یادآور شویم که ایرانیان همواره با قیام علیه ستمگران و اشغالگران، سلطه اهریمنی آنان را از میان برده اند. بیائیم در برابر اعدام هر روز، جوانان ایران فریاد خود را بلند کنیم و جهان را از عمق فجایعی که تروریسم حاکم بر ایران علیه جوانان این کشور می کند خبردار کنیم.

ایران ما سرزمین کوروش کبیر است که حتی وقتی بر دشمنان خود چیره می شد آنان را می بخشید و از شکنجه و کشتن آنان اجتناب می کرد. کوروش بزرگ که با هر گونه تبعیض مذهبی، فرهنگی و قومی مخالف بود و می گفت مذهب من در هر گوشه ای از سرزمین ایران مذهب مردم همان جا و همان سرزمین است. پژوهشگران تا به امرور نتوانسته اند به باورهای مذهبی کورش کبیر اگر در این زمینه باوری داشته، پی ببرند. حکومت تروریستی اسلامیستها در تاریخ ایران یک پرانتز سیاه است و دیر یا زود با قیام خود ایرانیان سرازیر زباله دان تاریخ خواهد شد.و همه مذاهب در برابر قانون برابر خواهند شد و هیچ کدام هم حق کوچکترین دخالتی در سیاست نخواهند داشت.

اعدام و کشتار مردم بی گناه نشانه قدرت رژیم روبه زوال اسلامی نیست، برعکس نشانه تزلزل و ترس آن از مردم ایران است. من تردید ندارم که اعدام هر روزه جوانان ایران خود یکی از عواملی خواهد بود که خشم و کینه انباشته جامعه ایران را به نقطه فوران عمومی نزدیک خواهد کرد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy