Saturday, Jun 6, 2026

صفحه نخست » پس از ۹۰ روز قطعی؛ گوگل نشان داد ایرانیان به دنبال فرار از واقعیت بودند

google.jpgفرسایشِ رنج‌آورِ ایرانیان!

جعفر بخشی بی‌نیاز - نویسنده و روزنامه‌نگار

وقتی بعد از ۹۰ روز بستر زیست دوباره برگشت، معلوم شد که فقط اینترنت نبوده که از زیر پای جامعه و مردم کشیده شده؛ چرا که آنچه پس از بازگشتِ آن رخ داد، نه یک بازگشت به روال عادی، بلکه یک انفجارِ التیام بود.

داده‌های گوگل در ۱۰ روز نخستِ پس از این قطعی طولانی، حامل پیامی تکان‌دهنده بود. اولویت مردم نه قیمت دلار بود، نه اخبار جنگ‌های منطقه‌ای و نه حتی کنجکاوی‌های مرسوم؛ که اولویت اول و آخر، گریز بود.

اینکه جست‌وجوهای اصلی مردم به سمت آهنگ، فیلم و سرگرمی‌های ساده سوق یافت، نشانه‌ای روشن است که وقتی جامعه‌ای تحت فشار شدیدِ روانی و فرسایشِ مستمر قرار می‌گیرد، انرژیِ روانی‌اش برای تغییر، مطالبه‌گری یا تحلیل سیاسی ته می‌کشد.

در چنین لحظه‌ای، بقا نه به معنای زنده ماندنِ بیولوژیک، بلکه به معنای حفظِ سلامتِ روان تغییر ماهیت می‌دهد.

مردم برای آنکه از هم نپاشند، به یک دوپامینِ فوری نیاز داشتند. آن‌ها به جای آنکه در چرخه بی‌انتهای اخبار نگران‌کننده و بسیار مبهم غرق شوند، به دنبال چیزی بودند که برای چند دقیقه آن‌ها را از خودشان جدا کند.

این جست‌وجوها فریادِ خسته‌ای بود که می‌گفت: «دیگر نمی‌خواهم فکر کنم؛ فقط می‌خواهم وجود داشته باشم.»

این نود روز فقط یک قطعیِ فنی نبود؛ یک حبسِ ارتباطی بود. فرسایشِ روانی که از آن نام می‌بریم دقیقاً همین‌جاست.

وقتی ظرفیتِ روحیِ یک جامعه برای درگیر شدن با واقعیت پر می‌شود، مکانیزمِ دفاعیِ جامعه به سمت انکارِ واقعیت و سرگرمیِ محض تغییر جهت می‌دهد.

مردم به دنبال فیلم و آهنگ بودند، نه چون بی‌تفاوت بودند، بلکه چون برای ادامه دادن نیاز به بازسازیِ قوای روحی داشتند.

وقتی امید به اصلاح ساختارها یا تغییر شرایط اقتصادی در کوتاه‌مدت کمرنگ می‌شود، فرد به کوچک‌ترین واحدهای لذت پناه می‌برد.

موسیقی در این شرایط نه یک کالای فرهنگی، که یک مسکنِ عمومی برای التیامِ دردهای جمعی است.

این رویداد به ما می‌گوید که جامعهٔ ایرانِ امروز بیش از آنکه سیاسی باشد، بسیار خسته است.

خستگیِ روحی خطرناک‌تر از هر بحرانِ دیگری است؛ چرا که خستگی، پیش‌زمینه بی‌تفاوتی است.

وقتی مردم دنبال ابتدایی‌ترین چیزها می‌گردند، یعنی جامعه در وضعیتِ پرهیز از درد قرار دارد.

بی‌تعارف و شفاف می‌گویم که ما با جامعه‌ای روبه‌رو هستیم که ظرفیتِ پردازشِ اخبارِ منفی‌اش به پایان رسیده است.

این جست‌وجوها، صدایِ بلندِ همان خستگی است که می‌گوید:

«ما را با حقیقتِ تلخِ بیرون تنها بگذارید؛ ما به دنبالِ پناهگاهی در خیالمان هستیم.»



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy