Wednesday, Jun 17, 2026

صفحه نخست » توافق یا تنفس مصنوعی؟

parpanchi.jpgآنچه امضا می‌شود صلح نیست

مهدی پرپنچی

درباره یادداشت تفاهم میان جمهوری اسلامی و آمریکا، تا زمانی که متن کامل و دقیق آن منتشر نشده، نمی‌توان با قطعیت قضاوت کرد. اما یک اصلِ قطعی بر این فضا حاکم است: اجرای موفق هرگونه توافقی مستلزمِ تغییرِ رفتارِ ساختاری و واقعیِ جمهوری اسلامی است؛ بدون چنین گردشی، هیچ سندی به ثبات در خاورمیانه منجر نخواهد شد.

به باور من، فرضیه تغییر رفتار بنیادینِ تهران، یک گزاره انتزاعی و دور از واقعیت‌های میدانی است و تردیدهای جدی درباره آن وجود دارد. جمهوری اسلامی، فارغ از تحولاتی که ناگزیر پس از مرگ علی خامنه‌ای در دوره گذار با آن روبه‌رو خواهد شد و مستقل از مسیر کلی جامعه ایران، در کوتاه‌مدت تغییر جهت کلانی نخواهد داد.

از نگاه تهران، این تفاهم به معنای پایان مخاصمه با اسرائیل و آمریکا نیست، بلکه یک Modus Vivendi یا «قرار موقت برای همزیستی» است؛ تاکتیکی برای کاهش فشارهای خردکننده کنونی و یک «اتلاف وقت راهبردی» تا دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ سپری شود.

از سوی دیگر، جمهوری اسلامی با تکیه بر کارت تنگه هرمز و امکان حمله به زیرساخت‌های کشورهای منطقه، احساس می‌کند اهرم‌های بازدارندگیِ جدیدی به دست آورده که نیاز آن را به پایبندیِ بلندمدت به این توافق‌ کاهش می‌دهد. به همین دلیل، این سند را نباید یک توافقِ صلح دانست، بلکه این متن، آغاز مرحله‌ای تازه و بازآرایی‌شده در منازعه‌ای است که از هفتم اکتبر به این سو، به محور اصلی تحولات خاورمیانه تبدیل شده است.

در سه دهه گذشته، همه روسای جمهوری آمریکا از جورج بوش پدر و بیل کلینتون تا جورج بوش پسر، باراک اوباما، دونالد ترامپ و جو بایدن، همگی برای دستیابی به «صلح پایدار» در خاورمیانه تلاش کرده‌اند. چهارچوب اصلی همه این گفتگوها و توافق‌ها، تلاش برای مصالحه میان «دولت‌»ها بوده است. اما بسترِ امنیتیِ واقعیِ خاورمیانه یعنی «بازیگرانِ غیردولتیِ تا بن دندان مسلح» و حامی اصلی آن‌ها، جمهوری اسلامی که خارج از قواعد حقوق بین‌الملل بازی می‌کند، همه این تلاش‌ها را نقش بر آب کرده است.

توافق‌هایِ کلی که ناشی از جبرِ شرایط است، همیشه در دسترس‌اند اما قولِ مشهورِ «شیطان در جزئیات خوابیده است» را نباید هرگز فراموش کرد. در سه دهه گذشته، جمهوری اسلامی همان بازیگری بوده که از طریق شبکه نیروهای نیابتی و ابزارهای مختلف سیاسی و امنیتی، همواره کوشیده مانع تثبیت ترتیباتی شود که به عادی‌سازی پایدار روابط اسرائیل با همسایگانش می‌انجامد.

هفتم اکتبر این معادله را تغییر داد. پیش از آن اسرائیل عمدتاً با بازوهایِ نیابتیِ تهران درگیر بود، اما پس از هفتم اکتبر، دکترین امنیتی تل‌آویو دچار دگرگونی شد و تصمیم‌گیران اسرائیلی به این نتیجه رسیدند که مسئله اصلی نه حماس و نه حزب‌الله، بلکه خود جمهوری اسلامی است. خط قرمزِ سی‌ساله با فروریختن «جنگ سایه‌ها» شکست و وقوع چهار جنگ مستقیم و بی‌سابقه میان دو طرف در کم‌تر از دو سال، نشان می‌دهد که این رویارویی وارد مرحله‌ای بی‌بازگشت شده است. بستر امنیتیِ منطقه چنان تغییر کرده که با یک امضا روی کاغذ به نظم سابق بازنمی‌گردد. حاکمیت اسرائیل نیز دیگر هیچ سطحی از تهدیدات پیرامونی را برنمی‌تابد و این تفاهم مانع استراتژیِ کلان آن برای ضربه مستقیم به کانون تهدید نخواهد شد.

از این رو، پرسش اصلی نه درباره متن این توافق، بلکه درباره رفتار جمهوری اسلامی پس از امضای آن است. اگر هدف صرفاً خرید زمان و بازگشت به سیاست‌های گذشته باشد، آنچه امروز به عنوان توافق معرفی می‌شود، فصل‌ِ میانیِ یک رویاروییِ بزرگ‌تر خواهد بود.

منازعه تهران و تل‌آویو اکنون از چارچوب‌هایِ سنتیِ دکترین‌هایِ ایدئولوژیک فراتر رفته و با خون‌خواهی در بالاترین لایه قدرت گره خورده است. پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، انتقام به یکی از پیش‌ران‌هایِ اصلیِ دکترینِ نظامیِ تنها حکومت شیعیِ جهان تبدیل خواهد شد. ایدئولوژیِ حاکمیتی که پس از چهارده قرن، هنوز هویت خود را در نمادهایی چون فریاد یالثارات‌الحسین بازتولید می‌کند، از ریختن هیزم به تنور جنگ با اسرائیل و آمریکا، حتی به بهایِ نابودیِ ایران ابایی نخواهد داشت. علاوه بر این، در بستر بحرانِ مشروعیت داخلی و تثبیت اقتدارِ رهبریِ جدید، ساختار قدرت که همواره به بازتولید دشمنی‌هایِ بیرونی برای مهار افکار عمومی و بقای خود نیاز داشته است، نمی‌تواند به یک‌باره این دشمنی‌ها را کنار بگذارد چرا که تنش‌زداییِ واقعی را یک خطرِ وجودی می‌داند.

دونالد ترامپ می‌تواند این توافق را یک موفقیت دیپلماتیک معرفی کند و تهران نیز آن را نشانه‌ای از تاب‌آوری خود بداند. اما این توافق نه پایانِ جنگ جمهوری اسلامی و اسرائیل، بلکه وقفه‌ای موقت در مسیری خواهد بود که از هفتم اکتبر آغاز شده است. اگر رفتار جمهوری اسلامی عوض نشود، آنچه پیش روی خاورمیانه قرار دارد نه صلح، بلکه منازعه‌ای طولانی، پرهزینه و بی‌ثبات‌کننده خواهد بود؛ رقابتی که سرنوشت منطقه را برای سال‌های آینده شکل خواهد داد و دست‌کم یک نسل دیگر از ایرانیان، هزینه‌های این جنگ فرسایشی و خانمان‌سوز را خواهند داد.

***



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy