نیویورک تایمز - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
پول نفت ایران در راه بازگشت است؛ اما خیابانهای ایران فعلاً باید منتظر بمانند. توافق آمریکا و جمهوری اسلامی برای آزادتر شدن کشتیرانی در تنگه هرمز، میتواند در کوتاهمدت میلیاردها دلار ارز تازه در اختیار حکومت بگذارد؛ اما برای مردم عادی، گشایش اقتصادی بسیار دیرتر از راه خواهد رسید.
معافیت تازهای که دولت دونالد ترامپ هفته گذشته صادر کرد، به جمهوری اسلامی اجازه میدهد نفت خود را بفروشد و پول آن را به دلار دریافت کند. این تصمیم، پس از جنگ اخیر و سالها تحریم سنگین، راهی برای ورود ارز خارجی به اقتصاد ایران باز میکند.
دادههای شرکتهای ردیابی نفتکشها نشان میدهد صادرات نفت ایران، با وجود درگیریها و حملات متقابل روزهای اخیر، رو به افزایش گذاشته است. برآوردها حاکی است حکومت ایران تنها در دو ماه آینده میتواند ۸ تا ۱۰ میلیارد دلار از محل فروش نفت به دست آورد. همزمان، مقامهای آمریکایی و ایرانی گفتهاند دو طرف بر پایان دادن به دور تازه درگیریها و ازسرگیری مذاکرات توافق کردهاند.
اما پول نفت، بهتنهایی اقتصاد آسیبدیده ایران را از بحران بیرون نمیکشد. مهار تورم افسارگسیخته، احیای تقاضای مصرفکنندگان، ایجاد شغل و بازسازی زیرساختها زمان میبرد. دوام این روند نیز به اعتماد به توافق، کاهش پایدار تحریمها و این پرسش بستگی دارد که درآمدهای تازه تا چه اندازه صرف اقتصاد کشور میشود، نه نهادهای نظامی و گروههای همپیمان جمهوری اسلامی در منطقه.
ایران همزمان با هزینههای سنگین بازسازی روبهروست؛ هزینههایی که در برخی برآوردها به صدها میلیارد دلار میرسد و بسیار بیشتر از درآمد فوری حاصل از فروش نفت است. همین شکاف میتواند نخستین آزمون داخلی توافق برای حکومت باشد: تراز مالی جمهوری اسلامی شاید ظرف چند هفته بهتر شود، اما اقتصاد فرسوده ایران احتمالاً ماهها یا حتی بیشتر زمان نیاز دارد تا اثر آن را حس کند.
گرگوری برو، تحلیلگر ارشد گروه اوراسیا در امور ایران، میگوید این معافیت نفتی در کوتاهمدت یک درآمد بادآورده برای حکومت است، اما برای به حرکت درآوردن کل اقتصاد کافی نیست. به گفته او، صنایع و زیرساختهای شهرهای بزرگ آسیب جدی دیدهاند و دولت باید این تصور را ایجاد کند که صلح دوام دارد و بمباران بازنمیگردد.
مدیر یک شرکت واردکننده قطعات خودرو در ایران میگوید در جریان جنگ ناچار شد بخشی از کارکنان خود را تعدیل کند، موجودی انبار را برای پرداخت بدهیها بفروشد و هزینهها را بهشدت کاهش دهد. اکنون، با وجود آرامتر شدن فضا، بیثباتی همچنان مانع برنامهریزی است. او میگوید: «برنامهریزی تقریباً غیرممکن است. مجبوریم ریسک کنیم.»
جنگ بر اقتصادی ضربه زده که پیشتر نیز زیر فشار تورم مهارنشده، سقوط ارزش پول ملی و سالها انزوای بینالمللی فرسوده شده بود. نرخ تورم سالانه در ماه ژوئن به ۸۸.۶ درصد رسید. پس از جنگ، بیش از یک میلیون ایرانی کار خود را از دست دادهاند و ریال به پایینترین سطح تاریخی سقوط کرده است. قطع چندماهه اینترنت نیز تجارت آنلاین را بهشدت مختل کرده و نسل جوان را بیش از پیش منزوی کرده است.
مقامهای جمهوری اسلامی خسارتهای جنگ را حدود ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد کردهاند. سازمان ملل نیز از تخریب گسترده حدود ۱۵۰ هزار ساختمان غیرنظامی، از جمله ۵۱ هزار خانه در تهران، خبر داده است. در بخش انرژی، شرکت مشاورهای ریستاد انرژی هزینه تعمیر تأسیسات آسیبدیده گاز، پالایشگاهها، مراکز پتروشیمی و زیرساختهای صادراتی را تا ۱۹ میلیارد دلار برآورد کرده است.
صندوق بینالمللی پول پیشبینی میکند تولید ناخالص داخلی ایران امسال ۶.۱ درصد کوچک شود؛ شدیدترین انقباض اقتصادی کشور از دهه ۱۳۶۰. میانگین تورم سال جاری نیز نزدیک به ۷۰ درصد برآورد شده است.
تا اینجا نشانه چندانی دیده نمیشود که توافق برای پایان دادن به درگیریها، مشکلات عمیقتر اقتصاد را کاهش داده باشد. هفته گذشته قیمت نان در تهران افزایش یافت و بهای نان بربری و لواش تقریباً دو برابر شد.
یک زن ۲۶ ساله که در جریان جنگ از کار بازاریابی خود اخراج شده، میگوید بیشتر هزینههایش را کم کرده و حتی اگر توافق با آمریکا فعلاً دوام بیاورد، به آن اعتماد ندارد: «فعلاً واقعاً نمیتوانم برای آینده برنامهریزی کنم.»
این بیاعتمادی ریشه در تجربه توافق هستهای سال ۱۳۹۴ دارد. آن توافق به ایران کمک کرد صادرات نفت را بالا ببرد و بخشهایی از اقتصاد را دوباره به تجارت جهانی وصل کند؛ اما دستاوردهای آن کوتاه و نابرابر بود. بیکاری بالا ماند و بسیاری از خانوارها بهبود پایداری در دستمزد، شغل یا قدرت خرید خود ندیدند. سپس ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوریاش آمریکا را از برجام خارج کرد و تحریمها را بازگرداند.
اکنون برخی ایرانیان نگران تکرار همان تجربهاند: گشایشی کوتاهمدت که زندگی روزمره را تغییر نمیدهد. نگرانی دیگر این است که درآمدهای تازه نفتی پیش از هر چیز به تقویت حکومت و همپیمانانش برسد و سهم خانوارها از آن ناچیز بماند.
یک تکنسین خوداشتغال در استان اصفهان میگوید انتظار ندارد توافق اثر محسوسی بر زندگی مردم عادی بگذارد و گمان میکند دولت پول تازه را پیش از هر چیز به سمت خود هدایت خواهد کرد. او میگوید: «ما از آتشبس، توافق و بقای حکومت بیشتر میترسیم تا از خود جنگ.»

















