ایراناینترنشنال - اظهارات مهدی خراتیان، مدیر اندیشکده «احیای سیاست» و از چهرههای رسانهای نزدیک به ساختار حاکمیت، درباره اینکه «جمهوری اسلامی در حال پیگیری انحلال سیستماتیک سپاه از داخل است»، پرسشی غیرمنتظره را پیش کشیده است: آیا تهران در حال آمادهسازی برای بازآفرینی یکی از اصلیترین ستونهای قدرت خود است؟
چنین ایدهای تا همین چند ماه پیش تقریبا غیرقابل تصور به نظر میرسید. اما طرح آن از سوی چهرهای در داخل ایران، این احتمال را مطرح کرده که دستکم بخشی از ساختار قدرت در تهران، به فکر بازنگری در شکل و جایگاه سپاه پاسداران افتاده است.
با این حال، کارشناسانی که با ایراناینترنشنال گفتوگو کردهاند، میگویند مساله اصلی نه حذف سپاه، بلکه ماهیت چیزی است که ممکن است جایگزین آن شود؛ یا حتی اینکه آیا اساسا قرار است چیزی جز یک تغییر نام و بازآرایی ظاهری رخ دهد.
🚨مهدی خراتیان: به شکل سیستماتیک انحلال سپاه در داخل دارد پیگیری میشود. pic.twitter.com/E7cryVRUGj
-- TOOL 46² (@A_GHATEL) June 29, 2026
شهرام خُلدی، تاریخدان، میگوید انحلال سپاه بسیار پیچیدهتر از حذف یک نهاد نظامی است. او یادآوری میکند که نام این نهاد «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» است، نه سپاه پاسداران ایران؛ و اصل ۱۵۰ قانون اساسی نیز آن را نهادی برای «نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن» معرفی میکند.
به گفته خُلدی، همین جایگاه ایدئولوژیک، انحلال کامل سپاه را بسیار بعید میکند. او معتقد است حاکمیت ممکن است شکل سپاه را تغییر دهد، اما ماهیت آن را حفظ کند: یک الیگارشی نظامی که در پوشش حکومت دینی عمل میکند.
او همچنین میگوید ادغام سپاه در ساختاری نظامیتر و گستردهتر میتواند برای جمهوری اسلامی کارکرد عملی داشته باشد؛ از جمله کاستن از فشار تحریمها و دشوارتر کردن هدفگیری سپاه بهعنوان یک سازمان مستقل در سطح بینالمللی.
امید معماریان، تحلیلگر سیاسی، نیز معتقد است سپاه برای جمهوری اسلامی به یک «برند سمی» تبدیل شده است؛ نهادی که در داخل با سرکوب، سوءمدیریت اقتصادی و دخالت در زندگی شهروندان گره خورده و در خارج نیز با تحریمها و فهرستهای تروریستی شناخته میشود.
با این حال، معماریان هشدار میدهد که چنین روندی لزوما به معنای ناپدید شدن سپاه نیست. به گفته او، ممکن است همان ساختار قدرت، تنها در بستهبندی تازهای عرضه شود: «همان کسانی که این سیستم را ساختهاند، دارند آن را از نو بازآرایی میکنند.»
این بحث در حالی مطرح میشود که پس از جنگ اخیر، شکافهایی کمسابقه در درون جریانهای وفادار به نظام دیده میشود. برخی چهرههای تندرو نزدیک به سعید جلیلی، مسیر سیاسی پس از جنگ را نوعی «کودتای داخلی» علیه مجتبی خامنهای توصیف کرده و چهرههای نزدیک به محمدباقر قالیباف و مسعود پزشکیان را به انحراف از مسیر انقلابی متهم کردهاند.
بهنام بنطالبلو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها، میگوید تغییر نام یا ادغام سپاه در ساختاری دیگر، بهتنهایی معنایی ندارد. به گفته او، معیار واقعی این است که آیا نقش سپاه در حمایت از گروههای نیابتی، سلطه بر اقتصاد ایران و ایفای نقش محوری در دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی تغییر میکند یا نه.
او هشدار میدهد که غرب نباید تغییرات ظاهری را با اصلاحات واقعی اشتباه بگیرد: «دگرگونی واقعی با رفتار و محتوا به دست میآید، نه با ظاهر.»
در نهایت، بحث درباره «انحلال سیستماتیک سپاه از داخل» بیش از آنکه نشانه ناپدید شدن قریبالوقوع سپاه باشد، از تلاش جمهوری اسلامی برای یافتن مدلی تازه جهت عبور از بحران حکایت دارد؛ مدلی که ممکن است تنها نام و شکل را تغییر دهد، بیآنکه ماهیت اصلی قدرت نظامی ـ امنیتی حاکم بر ایران دگرگون شود.















