«در این چهل سال فقط ظلم بوده و ظلم بوده و ظلم.»
پیام یونسیپور - ایران وایر
این جملات «امیر قلعهنویی» است؛ ۱۳مرداد۱۴۰۱ و پس از دیدار تیمهای گلگهر و استقلال. او سرمربی گلگهر بود و تیمش در نیمه نهایی جام حذفی شکست خورد. قلعهنویی که از تصمیم داوری برافروخته بود مقابل دوربین زنده صداوسیما جمهوری اسلامی گفت که «در این چهل سال تنها چیزی که نبوده عدالت است» و ادامه داد که «در این سالها فقط ظلم بوده و ظلم بوده و ظلم.»
حالا روزنامه «خبرورزشی» در گزارشی مدعی شده که امیر قلعهنویی، پیش از آغاز رقابتهای جام جهانی ۲۰۲۶، جدا از قرارداد رسمی خود با فدراسیون فوتبال، «یک میلیون دلار پاداش ویژه» دریافت کرده است؛ درست یک ماه پیش از آغاز رقابتهای جام جهانی.
👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر
خبرورزشی نوشته که فدراسیون فوتبال یک میلیون دلار دیگر را نیز میان بازیکنان تیم فوتبال ایران تقسیم شده کرده است.
امیر قلعهنویی از اعتراف به ظلم چهل ساله در ایران چگونه به پاداش غیرقابل درک یک میلیون دلاری، آن هم پیش از آغاز رقابتهای جام جهانی رسید؟
یک میلیون دلار؛ جدا از قرارداد
آنچه گزارش خبرورزشی را از یک خبر معمولی درباره پاداشهای جام جهانی متمایز میکند، تنها رقم پرداختی نیست؛ بلکه نحوه پرداخت و زمان آن است.
روزنامه خبرورزشی نوشته است که امیر قلعهنویی پیش از آغاز رقابتهای جام جهانی ۲۰۲۶، مبلغ یک میلیون دلار پاداش ویژه فدراسیون فوتبال را از «محل پاداشهای فیفا به فدراسیون فوتبال ایران» دریافت کرده است.
به نوشته این روزنامه، این مبلغ هیچ ارتباطی با قرارداد رسمی سرمربی تیم فوتبال ایران نداشته و به عنوان پاداش حضور در جام جهانی پرداخت شده است.
در همان گزارش آمده است که فدراسیون فوتبال یک میلیون دلار دیگر نیز برای بازیکنان تیم فوتبال ایران در نظر گرفته و این مبلغ میان اعضای تیم تقسیم شده است.
به این ترتیب، مجموع پاداشهای پرداختشده پیش از آغاز مسابقات، بنا بر ادعای خبرورزشی، به دو میلیون دلار میرسد؛ نیمی برای سرمربی و نیم دیگر برای تمام بازیکنان.
پاداش برای تیمی که هنوز مشخص نبود قرار است با سه تساوی، در جمع ۱۶ تیم حذف شده قرار بگیرد، نه ۳۲ تیم صعود کننده به مرحله حذفی.
حالا پرسشها یکی یکی شکل میگیرند؛
نخست این که چرا پاداش پیش از آغاز مسابقات پرداخت شده است؟ در فوتبال حرفهای، پاداشها معمولا به عملکرد تیم گره میخورند؛ صعود به جام جهانی، پیروزی در مسابقات، عبور از مرحله گروهی یا رسیدن به مراحل بالاتر. اما آنگونه که خبرورزشی نوشته، پاداش مورد بحث پیش از انجام نخستین مسابقه به حساب سرمربی واریز شده است.
در عین حال صعود به جام جهانی ۴۸ تیمی، در حالی که قاره آسیا ۹ سهمیه در جام جهانی ۲۰۲۶ داشت، غیرمعقول به نظر میرسد.
پرسش دوم، نسبت این پرداخت با قرارداد رسمی امیر قلعهنویی است. اگر قرارداد سرمربی تیم فوتبال ایران شامل هدایت تیم در مرحله نهایی جام جهانی بوده، پرداخت یک میلیون دلار دیگر با چه استدلالی انجام شده است؟
و پرسش سوم، نحوه تقسیم این پاداشهاست. بر اساس گزارش خبرورزشی، سهم یک نفر، یعنی سرمربی تیم فوتبال ایران، برابر با مجموع سهم تمام بازیکنان تیم بوده است. تاکنون نیز جزییاتی درباره مبنای تعیین این ارقام یا سازوکار این تقسیمبندی منتشر نشده است.
صرفنظر از پاسخ این پرسشها، انتشار چنین گزارشی بار دیگر نگاهها را به منابع مالی فدراسیون فوتبال جلب میکند؛ نهادی که طی ماههای گذشته بارها از مشکلات مالی، دشواری انتقال ارز و محدودیت منابع برای آمادهسازی تیم فوتبال ایران سخن گفته بود.
پولی که گفته میشد وجود ندارد
طی سالهای اخیر و بخصوص در ماههای منتهی به جام جهانی ۲۰۲۶، مدیران فدراسیون فوتبال بارها از مشکلات مالی، دشواری انتقال ارز، محدودیتهای ناشی از تحریم و کمبود منابع برای آمادهسازی تیم فوتبال ایران سخن گفته بودند. در مقاطع مختلف نیز تاکید میشد که تامین هزینه اردوها، سفرها و برنامههای آمادهسازی تیم با دشواری انجام شده است.
با این حال، در پس گزارش روزنامه خبرورزشی، این سوال پررنگتر میوشود که این منابع مالی از کجا تامین شده است؟
یکی از پاسخهای احتمالی را باید در ساختار پرداختهای فیفا جستوجو کرد. بر اساس تصمیم شورای فیفا، تمام تیمهای حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶، صرفنظر از نتایج خود، از محل درآمدهای این مسابقات کمک مالی دریافت میکنند. هر فدراسیون علاوه بر کمک هزینه آمادهسازی، بابت حضور در مرحله نهایی جام جهانی نیز مبلغی تضمینشده دریافت میکند و با هر مرحله صعود، این درآمد افزایش مییابد.
این مبالغ مستقیما به بازیکنان یا اعضای کادر فنی پرداخت نمیشود، بلکه در اختیار فدراسیونهای فوتبال قرار میگیرد و هر فدراسیون درباره نحوه هزینهکرد آن تصمیم میگیرد؛ از پرداخت پاداش گرفته تا هزینههای اجرایی، اردوهای آمادهسازی یا برنامههای توسعه فوتبال.
اما همین موضوع، پرسش مهمتری را پیش میکشد. اگر فدراسیون فوتبال توانسته است پیش از آغاز مسابقات، دو میلیون دلار به عنوان پاداش پرداخت کند، آیا نباید درباره نحوه هزینهکرد درآمدهای جام جهانی نیز شفافیت بیشتری وجود داشته باشد؟
اگر این مبلغ از فیفا به فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی، از هر کانال مالی پرداخت شده باشد، چرا در ماههای گذشته، مدیران فدراسیون فوتبال با صراحت از عدم دسترسی به بودجهها و پاداشهای فیفا صحبت کرده بودند؟
در عین حال باید پرسید اگر دلارهای فیفا به ایران رسیده، چه میزان از درآمدهای فیفا صرف پاداشها شده، چه میزان به هزینههای آمادهسازی اختصاص یافته و چه بخشی برای توسعه فوتبال ایران کنار گذاشته شده است؟
یک میلیون دلار در فوتبال جهان چه ارزشی دارد؟
یک میلیون دلار در فوتبال امروز، رقم کوچکی نیست؛ اما برای درک بهتر اهمیت آن، باید از فوتبال باشگاهی فاصله گرفت و به بازار سرمربیان تیمهای ملی نگاه کرد. بازاری که برخلاف باشگاههای ثروتمند اروپا، بودجه آن از محل منابع فدراسیونهای فوتبال تامین میشود و قراردادها معمولا محافظهکارانهتر هستند.
رقم دقیق قرارداد بسیاری از سرمربیان تیمهای ملی هرگز به صورت رسمی منتشر نمیشود. فدراسیونهای فوتبال معمولا جزییات قراردادهای خود را محرمانه نگه میدارند و اعداد موجود، برآورد رسانههای تخصصی فوتبال، گزارشهای مالی و پایگاههایی مانند ترانسفرمارکت و رسانههای اقتصادی فوتبال است.
بر اساس اطلاعات منتشر شده در ترانسفرمارکت، «رونالد کومان»، سرمربی تیم ملی هلند، سالانه حدود ۲ میلیون یورو دستمزد دریافت میکند.
به عبارت دیگر، پاداش یک میلیون دلاری منتسب به امیر قلعهنویی، تقریبا معادل نیمی از درآمد سالانه سرمربی یکی از پرافتخارترین تیمهای حاضر در جام جهانی است.
در اتریش، «رالف رانگنیک»، مربی شناختهشده آلمانی که سابقه هدایت منچستریونایتد و ایجاد تحول تاریخی در پروژههای موفق ردبول و باشگاههای لایپزیک و شالکه را در کارنامه دارد، سالانه حدود یک و نیم میلیون یورو دستمزد میگیرد.
یعنی مبلغی که خبرورزشی از آن به عنوان پاداش امیر قلعهنویی نام برده، فاصله چندانی با درآمد یک سال کامل سرمربی تیمی ندارد که در مرحله حذفی جام جهانی ۲۰۲۶ جای ایران را گرفته است.
در آمریکای جنوبی نیز، «گوستاوو آلفارو»، سرمربی آرژانتینی تیم ملی پاراگوئه، که حالا تیم ملی آلمان را حذف کرده و به یک هشتم نهایی جام جهانی رسیده، بر اساس برآورد رسانههای تخصصی، سالانه حدود دو و نیم میلیون یورو دستمزد دریافت میکند. بر این اساس، پاداش منتسب به امیر قلعهنویی معادل بخش قابل توجهی از دستمزد سالانه یکی از مربیان باسابقه حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶ به حساب میآید.
در سوی دیگر این فهرست، مربیان تیمهای کوچکتر قرار دارند. «بوبیستا»، سرمربی تیم ملی کیپ ورد، که موفق شد این تیم را به جام جهانی برساند و حتی در کمال شگفتی از گروهش صعود کند، سالانه کمتر از ۱۵۰ هزار دلار دریافت میکند.
به این ترتیب، با یک میلیون دلار پاداشی که امیر قلعهنویی گرفت، کیپ ورد میتوانست ۸ سال حقوق این مربی را پرداخت کند. دقت کنیم که این فقط مبلغ پاداش قلعهنویی است، نه مبلغ قراردادش.
البته این مقایسه به معنای آن نیست که با چنین مبلغی میشد هر یک از این مربیان را به ایران آورد یا ارزش فنی مربیان را با یکدیگر سنجید. شرایط سیاسی، امکانات، سطح فوتبال، زبان، امنیت شغلی و دهها عامل دیگر در انتخاب سرمربی یک تیم ملی نقش دارند. اما این مقایسه، جایگاه واقعی یک میلیون دلار را در بازار مربیان ملی فوتبال جهان نشان میدهد؛ رقمی که نه یک پاداش معمولی، بلکه مبلغی نزدیک به دستمزد سالانه بسیاری از سرمربیان حاضر در بزرگترین تورنمنت فوتبال جهان است.
«ظلم، ظلم، ظلم»؛ این بار از زاویهای دیگر
امیر قلعهنویی در سالهای حضورش روی نیمکت تیم فوتبال ایران، بارها از «حقخوری»، «بیعدالتی» و «ظلم» سخن گفته است.
او وقتی میبرد از «خوب بودن بازی»، «پیروزیاش در نیمه مربیان»، «تاکتیکهای اتخاذ شده قبل از بازی»، «شناخت از تیم حریف» و «توکلش بر خدا» حرف میزند و طی ۲۶ سال سرمربیگریاش در فوتبال ایران سابقه نداشته که ببازد و از «ظلم»، «دستهای پشت پرده»، «فساد»، «بیعدالتی»، «جفا»، «عدم وفا» و هر آنچه ممکن است توهمات توطئه علیه او را کامل کند، نگوید.
سال ۱۴۰۱ مشهورترین جمله او، نه درباره مسائل فنی یا عملکرد تیمش، بلکه همین سه کلمه بود؛ «ظلم، ظلم، ظلم.» و در جام جهانی ۲۰۲۶ نیز گفت که خدا در حال آزمایش کردن اوست.
شاید قلعهنویی در آن لحظه، از مشکلات ویزا، انتقال کاروان تیم به مکزیک، محدودیتهای سفر یا شرایط برگزاری مسابقات سخن میگفت. اما انتشار گزارش مربوط به پرداخت یک میلیون دلار پاداش ویژه، زاویه دیگری را نیز باز میکند؛ امیر قلعهنویی، چندان هم زیر فشار نبوده است.
حالا حتی میتوان پرسید که در فوتبال ایران، عدالت در پرداختها، شفافیت مالی و پاسخگویی مدیران دقیقا چگونه تعریف میشود؟ شاید پاسخ این پرسش، مهمتر از خود هدر دادن آن یک میلیون دلار باشد.

















