خبرنامه گویا - صداوسیمای جمهوری اسلامی امروز تصاویری از حضور محمود احمدینژاد، رئیسجمهور پیشین ایران، در مراسم بزرگداشت آیتالله علی خامنهای در مصلای امام خمینی تهران منتشر کرد.
این نخستین حضور علنی او پس از انتشار گزارش نیویورکتایمز است که به نقل از منابع ناشناس مدعی شده بود موساد طی سالهای اخیر تلاش کرده احمدینژاد را برای ایفای نقشی در ایران پس از تغییر حکومت جذب کند.
احمدینژاد همچنین پیش از مراسم با انتشار بیانیهای کشته شدن خامنهای را تسلیت گفته بود.
#Iran regime State TV is showing Ahmadinejad at a ceremony commemorating Khamenei today after news reports about him being a Mossad asset. pic.twitter.com/5U1p4QYs28
-- Jason Brodsky (@JasonMBrodsky) July 14, 2026
***
احمدینژاد، تهدیدی مشترک برای سپاه پاسداران و اسرائیل
انتقامگیری اسرائیل از یک دشمن قدیمی و سرسخت و فرصت ایجادشده برای سپاه به منظور قلع و قمع تهدیدهای جدی پیش رو، دست به دست هم دادهاند تا روایت همکاری اسرائیل و احمدینژاد خلق شود و با شاخ و برگ فراوان، از رسانههای فرنگی سر درآورد
کاملیا انتخابی فرد - ایندیپندنت فارسی
محمود احمدینژاد پیش از ورود به کاخ ریاستجمهوری، از جمله چهرههای وفادار به ساختار قدرت محسوب میشد. او دستبوس رهبر انقلاب بود و حمایت تمامقد رهبر سابق از او در انتخابات سال ۱۳۸۴، در پیروزیاش نقش کلیدی داشت. سابقه او در حمایت از نظام و شایعاتی مبنی بر نقش او در رویدادهای انقلابی مانند اشغال سفارت آمریکا هم احمدینژاد را برای بخشهایی از حاکمیت، به گزینهای انقلابی و «قابل اعتماد» تبدیل کرده بود.
با این حال احمدینژاد پس از به قدرت رسیدن و ورود به سیستم، با فساد ساختاری در ارکان اصلی حکومت بهویژه سپاه پاسداران، شبکههای وابسته به بیت رهبری و مافیای بستگان افراد وابسته به حکومت در سیستم مواجه شد. اختلاسهای میلیارد دلاری تحت عنوان دور زدن تحریمها از طریق شرکتهای صوری و نفوذ این شبکهها در اقتصاد هم برایش غیرقابل تحمل بود. اصطلاح «برادران قاچاقچی» را که کنایهای سنگین به سپاهیان دلال تحریمها بود، او به ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران وارد کرد.
احمدینژاد مخالفت خود را بهتدریج علنی کرد و حتی در پاسخ به پرسشهایی درباره امکان خطای رهبر، گفت که «رهبر یک انسان است و خطا میکند. معصوم نیست». این موضع نقطه آغاز دشمنی با بخشهایی از سپاه و حلقههای نزدیک به بیت رهبری با او بود.
در دور اول ریاستجمهوری، احمدینژاد در برابر حکومت سکوت کرد، اما در دور دوم، تلاش برای تغییرات نهادینه و مخالفتهای علنی خود را آغاز کرد و کوشید با معرفی چهرههای نزدیک به خود در انتخابات مجلس و شوراها، اکثریت پارلمانی ایجاد کند و مهمتر از آن، ایده ضرورت نداشتن وجود ولایت فقیه را در سطح ملی دنبال میکرد.
قداستزدایی از ولی فقیه و پرداختن به شعائر ملی موردعلاقه مردم، از بزرگداشت کوروش گرفته تا حمایت از رویدادهایی مانند مجوز حضور زنان در استادیومهای ورزشی، باعث شد تا نظام این اقدامها را تهدیدی جدی تلقی کند. مجلس خبرگان در واکنش به اقدامهای جنجالبرانگیز او، تصمیم گرفت هیچ فرد وابسته به احمدینژاد حق ورود به انتخابات را نداشته باشد.
مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی
پس از پایان دور دوم ریاستجمهوری، فشارها شدت گرفت. معاونان او، اسفندیار رحیممشایی و حمید بقایی در سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۶ زندانی شدند. بقایی به مشکلات روانی دچار شد و مشایی از زندان به بیمارستان منتقل و پیش از انتقال به بیمارستان امراض روانی، ناپدید شد. تلاشها برای پروندهسازی علیه شخص احمدینژاد ناکام ماند، اما او از نامزدی مجدد محروم شد.
ایران امروز: خلأ قدرت و تهدیدهای متواتر
پس از گذشت دو دوره از جنگ با اسرائیل و آمریکا، کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی ایران و ایجاد خلأ در قدرت، سپاه پاسداران عملا به یگانه نیروی مسلط تبدیل شده است. در این شرایط، احمدینژاد تهدیدی اصلی برای سپاه و مانع و دغدغهای جدی به شمار میرود.
دلیل اصلی این تهدید پشتیبانی مردمی گسترده بهویژه در روستاها و حاشیه شهرها از احمدینژاد است. سفرهای استانی او طی دو سال گذشته نمونهای بارز از پایگاه او بین قشر محروم و حاشیهنشین بوده است؛ افرادی که احمدینژاد را مردی میدانند که در دوران ریاستجمهوری خود، با پرداخت یارانه و وام مسکن و بهداشت و درمان توانست با فقر مزمن و بیعدالتی اجتماعی مقابله کند.
نمونه آن، تظاهرات مرتبط با مشکلات محلی در شاندیز مشهد در اردیبهشت ۱۳۹۸ بود که تجمع مردم در مرکز شهر محدود و کنترلشده بود، اما در حومه و مناطق روستایی، حامیان احمدینژاد حضور پررنگی داشتند. موضوعی که در زمان خود کمتر موردتوجه قرار گرفت.
این مقدمه برای آن بود که به دو مقاله حیرتانگیز منتشرشده در نیویورکتایمز درباره محمود احمدینژاد و ادعای ارتباطش با اسرائیل و برنامه موساد برای استفاده از او بپردازم؛ روایتهایی که ما را یاد اتاق فکر اطلاعات سپاه برای ترور شخصیت و پروندهسازی برای افراد مخالف نظام و سیستم میاندازد.
«منابع ناشناس» اطلاعاتی را در اختیار رسانههایی مانند نیویورکتایمز قرار دادهاند تا اینگونه که به نظر میرسد، روایتهایی را علیه احمدینژاد منتشر کنند و او «عامل خارجی» جلوه دهند. در حالی که سوابق تلاشها برای ترور فیزیکی او از سوی نیروهای داخل نظام مستند است. از جمله، دستکاری ترمز خودرو او که سال گذشته در نهاد ریاستجمهوریــ و زیر نظر واحد تشریفاتــ تعمیر شد؛ اقدامی که ظاهرا با هدف ایجاد تصادف در جریان سفر و حذف او از طریق صحنهسازی یک سانحه صورت گرفت. در سفر به ترکیه نیز حادثهای مشابه رخ داد که طرح ترور او را ناکام گذاشت.
روایت منسوب به مقامهای ناشناس اسرائیلی و تناقضهای موجود در آن
گزارش اخیر نیویورکتایمز مدعی است اسرائیل سالها روی جذب احمدینژاد کار کرد و او را «پرورش» داد، با او در مجارستان دیدار کرد و حتی در روزهای اولیه جنگ، با بمباران منزل مسکونی او (با هدف خنثی کردن مراقبان اطلاعات سپاه) قصد انتقال او به پناهگاه امن موساد را داشت (گزارش جدید میگوید او که به پناهگاه منتقل شد). طبق این گزارش، او مجروح شده، از طرح «ناراضی» است و اکنون تحت نظارت سپاه در حصر خانگی به سر میبرد.
این روایت اما با تناقضهای جدی همراه است. اگر هدف اسرائیل «نصب» احمدینژاد بهعنوان رهبر آینده بود، چرا منزل مسکونی او را هدف قرار داد، در حالی که در این طرح احتمال کشته شدن او هم وجود داشت؟ از سوی دیگر، چگونه عوامل موساد او را به پناهگاه امن منتقل کردند و چرا در آن هرجومرج ایجادشده، برنامه اصلی خود را برای جایگزینی او عملی نکردند؟
این دوگانگی، یعنی بمباران از یک سو و «نجات» از سوی دیگر، اعتبار چنین گزارشهایی را زیر سوال میبرد. علاوه بر این، احمدینژاد در دوران ریاستجمهوری خود با مواضع تند ضداسرائیلی از جمله انکار هولوکاست و شعارهای مربوط به محو اسرائیل شناخته میشد و با استناد به اسنادی که در دست داشت، بیپروا از رابطه مقامهای ارشد جمهوری اسلامی ایران با اسرائیل سخن میگفت.
در دور دوم ریاست جمهوری، او در کودتایی علیه مافیای وزارت اطلاعات و سپاه، وزیر اطلاعات را که منسوب رهبر بود، از کار برکنار کرد و یورش به ساختمان وزارت اطلاعات را فرمان داد. او در آن زمان، اسناد و مدارک مهمی را از این وزارت خانه خارج کرد که پس از رودررو شدن با رهبر پیشین، چند روزی بهقهر، خانهنشین شد و قصد استعفاء داشت.
در نخستین روزهای جنگ نیز، ویدیوی مشهور او درباره همکاری مقامهای داخلی نظام با اسرائیل در سال ۱۴۰۰ جزو پربازدیدترین ویدیوها در شبکههای اجتماعی شد. احمدینژاد در آن ویدیو از نفوذ اسرائیل در ساختار سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی پرده بر میدارد و میگوید «بالاترین فردی که مسئول کنترل و مقابله با جاسوسان اسرائیل در وزارت اطلاعات بود، خودش جاسوس اسرائیل از کار درآمد».
از این رو، انگیزههای احتمالی اسرائیل در انتشار چنین روایتهایی از طریق عوامل داخل ایران و خارج از ایران میتواند با هدف ایجاد بیاعتمادی میان هواداران احمدینژاد و همچنین انتقامگیری از مواضع گذشته او باشد.
احمدینژاد امروز صرفا بهعنوان یک چهره سیاسی سابق مطرح نیست، بلکه بهعنوان نماد یک «مخالف دروننظامی» دیده میشود که به فساد ساختاری اعتراض کرد و از حمایت اقشار سنتی بهویژه در روستاها برخوردار است.
سپاه او را تهدیدی برای انحصار قدرت خود میداند و روایتهای اسرائیل هم با تناقضهایی مشهود همراه است که به نظر می رسد بیشتر با هدف ایجاد شکاف و بیاعتمادی پرداخته شدهاند.
در شرایط کنونی ایران، با خلأ قدرت پیشآمده پس از ترور سران سیاسی و نظامی حکومت و سلطه عملی سپاه، آینده سیاسی کشور بهشدت تحت تاثیر چگونگی مدیریت این شکافهای درونی و پتانسیل حمایتهای مردمی خواهد بود.
تحلیلهای یکجانبه و بدون توجه به تناقضهایی که در آنها وجود دارد و نبود منبع مشخص اسمورسمدار، اعتبار این گزارشها را زیر سوال میبرد. انتقامگیری اسرائیل از یک دشمن قدیمی و سرسخت و فرصت ایجادشده برای سپاه پاسداران به منظور قلع و قمع تهدیدهای جدی پیش رو، دست به دست هم دادهاند تا این روایت عجیب خلق شود و با شاخ و برگ فراوان، از رسانههای فرنگی سر درآورد.

ایشون بالاش كربلاس پاينش آنتالیا!
















