"کشورهایی که برای در امان ماندن از تهران، همان حکومتی را تقویت میکنند که از آن میترسند، اکنون از مرز تحمل آمریکا عبور کردهاند"
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا - فایننشالتایمز
ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
در سال ۱۹۴۳، رهبران متفقین در کنفرانس تهران گرد هم آمدند تا برای اقدامی بیسابقه برنامهریزی کنند. هنگامی که روزولت و چرچیل درباره عملیاتی میاندیشیدند که سرانجام به پیادهشدن نیروهای متفقین در نرماندی انجامید، این پرسش را مطرح کردند: چگونه میتوان «بیشترین فشار ممکن را بر دشمن وارد کرد»؟
تاریخ بار دیگر این پرسش را به تهران بازگردانده و اکنون زمان آن رسیده است که آمریکا با تمام توان به آن پاسخ دهد.
دونالد ترامپ و قدرت نظامی آمریکا بخش قابلتوجهی از تواناییهای نظامی جمهوری اسلامی را از میان برده و برنامه هستهای آن را تضعیف کردهاند. اکنون وارد مرحله پایانی میشویم. از سپیدهدم، «روز دیِ اقتصادی» آغاز میشود؛ بزرگترین کارزار مالی که تاکنون علیه یک دشمن سازماندهی شده است.
جمهوری اسلامی در ۴۷ سال گذشته نیرویی مخرب در جهان بوده است. در داخل ایران، حکومتی فاسد اقتصادی را که میتوانست یکی از قدرتمندترین اقتصادهای جهان باشد، به ویرانی کشانده و مردم توانمند و کارآفرین ایران را سرکوب کرده است.
این حکومت در خارج از مرزها نیز شبکهای از نیروهای نیابتی را برای گسترش ترور حفظ کرده است. آمریکا بهای سنگینی برای مقابله با این تهدید پرداخته، هرچند تنها قربانی آن نبوده است. با این حال، ایالات متحده در بسیاری از مواقع در عزم خود برای مهار جمهوری اسلامی تنها مانده است.
فشارهای دولت ترامپ اقتصاد رژیم ایران را به نقطهای رسانده که ارزش ریال در پایینترین سطح تاریخی خود قرار گرفته و تورم نیز بهندرت تا این اندازه بالا بوده است. آخرین پناه حکومت، خودفریبی کشورهایی است که هنوز تصور میکنند کنار آمدن با رفتار تهاجمی تهران میتواند صلحی پایدار برای آنها به همراه آورد.
حامیان جمهوری اسلامی نفت آن را میخرند و جابهجا میکنند، انتقال منابع مالیاش را از طریق صرافیها و مناطق آزاد تسهیل میکنند، پروازهای حکومت ایران را میپذیرند و کشتیها را به نمایندگی از تهران ثبت میکنند. آنها همچنین انتقال دریایی سوخت و استفاده غیرقانونی از بانکهایشان را نادیده میگیرند و در همان حال میکوشند میزان همکاری خود را پنهان کنند.
به بیان ساده، این کشورها تصور میکنند مماشات با جمهوری اسلامی کمهزینهتر است؛ اما باید پیامدهای ادامه حمایت از این حکومت را نیز در محاسبات خود در نظر بگیرند.
بلز پاسکال، فیلسوف فرانسوی قرن هفدهم، این دوراهی را در قالب استدلالی ماندگار بیان کرد: نامشخصبودن پیامدها، افراد یا کشورها را از مسئولیت تصمیمهایشان معاف نمیکند؛ بلکه ایجاب میکند خطرها را دقیقتر بسنجند و هزینه یک محاسبه اشتباه را جدیتر بگیرند.
«شرطبندی پاسکال» اکنون درباره شریانهای حیاتی جمهوری اسلامی صدق میکند. کشورهایی که برای در امان ماندن از تهران، همان حکومتی را تقویت میکنند که از آن میترسند، اکنون از مرز تحمل آمریکا عبور کردهاند.
ترامپ در حال انجام کاری است که رؤسایجمهوری پیشین آمریکا از آن خودداری کردند: پایان دادن به تهدیدی که آنان تنها به مدیریت آن رضایت داده بودند.
سیاستمداران آمریکایی دههها به مدیریت چرخه بیپایان اقدامات تحریکآمیز جمهوری اسلامی و واکنش به آنها بسنده کردند. نباید نسل دیگری با تهدید کسانی روبهرو شود که شعار «مرگ بر آمریکا» سر میدهند و در پی تحقق جاهطلبیهای هستهای جمهوری اسلامی هستند.
انزوای کامل مالی میتواند نیاز به استفاده از نیروی نظامی آمریکا را کاهش دهد و همزمان حوزه آزادی و امنیت متحدان ما را گسترش دهد.
کشورهایی که آخرین ارتباطات مالی و تجاری جمهوری اسلامی را قطع کنند، ارتباط خود با اقتصاد جهانی را تقویت خواهند کرد. آنها به سرمایه جهانی دسترسی بیشتری مییابند، اعتماد به بازارهای خود را افزایش میدهند و جایگاه مطلوبتری در اقتصاد بینالمللی به دست میآورند.
در مقابل، کشورهایی که خود را به تهران گره بزنند، راه دستیابی به رفاه پایدار را بر خود خواهند بست. هر کشوری که به شریان مالی حکومتی رو به زوال تبدیل شود، باید انتظار داشته باشد در انزوای آن نیز شریک شود. از نگاه ایالات متحده، تبدیلشدن به پناهگاهی برای ترور به معنای تبدیلشدن به یک مطرود جهانی است.
جمهوری اسلامی تاکنون با عرضه باجگیری در پوشش تضمین امنیتی دوام آورده است. قدرت آن بر این محاسبه استوار بوده که واکنش تهران قطعی، اما اجرای تهدیدهای واشینگتن قابل مذاکره است. در دوران ترامپ، این دوره پایان یافته است. کشورهایی که از خطر مقابله با تهران میترسند، نباید هزینه آزمودن عزم واشینگتن را دستکم بگیرند.
رئیسجمهوری آمریکا شرایطی فراهم کرده است که در آن میتوان از همه نهادها، اختیارات و اقداماتی استفاده کرد که بسیاری تصور میکردند هرگز به کار گرفته نخواهند شد. هرگونه رابطه باقیمانده با تهران، انزوای اقتصادی کشورها و نهادهای مرتبط را تسریع خواهد کرد؛ چه این رابطه آگاهانه برقرار شده باشد و چه عمداً نادیده گرفته شود.
اگر جمهوری اسلامی همزمان با فروپاشی اقتصاد و تضعیف سلطهاش بر قدرت، علیه نیروهای آمریکایی یا همسایگان عرب خود در خلیج فارس دست به اقدام نظامی بزند، تردیدی نباید وجود داشته باشد که ترامپ بهسرعت و قاطعانه پاسخ خواهد داد.
جهان باید بداند که هدف ما قطع تمامی شریانهای اقتصادیِ حفظکننده این حکومت استبدادی است؛ تا زمانی که تهران کاملاً تنها بماند. پاسکال رستگاری را نتیجه یک انتخاب میدانست. اکنون که موج بزرگ اراده آمریکا به ساحل میرسد، آیا حامیان جمهوری اسلامی آمادهاند آینده خود را در برابر آن به قمار بگذارند؟















