تردیدی نیست که ماموران و طرفداران پیدا و پنهان جمهوری اسلامی در میان اپوزیسیون واقعی نفوذ کرده اند و به طرق مختلف سعی در تخریب عملکرد اپوزیسیون دارند:
از اراذل و اوباشی که خود را مخالف جمهوری اسلامی می نامند و «مثلا» از شاهزاده رضا پهلوی حمایت می کنند در حالی که این حمایت، حمایت نیست، بلکه تخریب است، تا فرصت طلبان و سودجویانی که ایفای نقش اپوزیسیون برای شان نام و نان دارد، تا کسانی که خود را چپ می دانند ولی اگر روزی از آن ها در مورد چپ و اندیشه های چپ سوال شود آدم را با بی سوادی شان شگفت زده می کنند، و تمام چپ بودن شان در این خلاصه می شود که شاهزاده رضا پهلوی بر سر کار نیاید و سلطنت در ایران مستقر نشود و همین و همین. اگر ملاها بر ایران حاکم باشند این قدر برای این ها دردناک نیست که خدای ناکرده پهلوی بر سرِ کار بیاید.
اما ما مخالفان واقعی جمهوری اسلامی -چه پادشاهی خواه چه جمهوری خواه- چه می کنیم؟ این بی عملی ما تا کی می خواهد ادامه پیدا کند؟
البته در اینجا سخن از بچه های ایران نیست که هم در زندگی عادی هم در مواقع اوج گیری اعتراضات بدون توجه به آن چه من و شما انجام می دهیم، جان خود را در دست می گیرند و با تمام وجود مخالفت شان را با نظام اسلامی نشان می دهند. سخن از ماهاست که فقط در حال واکنش نشان دادن به آن چه حکومت انجام می دهد هستیم. در حال واکنش نشان دادن به مزخرف نویسی های ماموران یا آدم های بیکار در سطح وب هستیم.
حقیقت این است که از کارهای ما هم آبی گرم نمی شود. من از سمت پادشاهی خواهان عمل موثری نمی بینم. ایران اگر ساکت باشد، ما هم ساکت می شویم، اگر به جوش و خروش بیاید، ما هم صدایمان بلند می شود.
ما عمل نمی کنیم، بلکه عکس العمل نشان می دهیم. روی سخن من با تنها رهبر موجود در فضای سیاسی ایران یعنی شاهزاده رضا پهلوی ست. روزها سپری می شود و حکومت بر سر جای خود گیرم به شکل متزلزل باقی ست ولی از ما کاری بر نمی آيد تا آن را فرو بریزیم و از شرّ آن خلاص شویم.
ما در حال تکرار قصه های صد بار تکرار شده هستیم. ما عمل نمی کنیم، حرف می زنیم. بچه ها را در ایران از خودمان ناامید می کنیم. خانواده ی کشته شدگان را نا امید می کنیم.
فرصت طلبان هم که کماکان مشغول خودنمایی هستند. حکومت به خاطر وضع متزلزل اش مثلا در زمینه ی حجاب عقب نشسته، آن را مثل پیروزی در بوق و کرنا می کنند که ما بودیم که چنین و چنان کردیم. باز اصل مطلب وسط این سر و صداها از یاد می رود: تا حکومت سرنگون نشود این آزار رسانی های اجتماعی باز هم ادامه خواهد داشت و سرِ ما به عقب نشینی ها و پیش روی ها در یک موضوع جزیی نسبت به یک کلیت ویرانگر گرم خواهد شد.
من از تکرار گریزانم و از اهل سیاست تقاضا می کنم در هر چهارچوبی عمل می کنند حرف های نو به میان آورند و آن ها را عملی کنند.

















