آیدا قجر - ایران وایر
بازگشت «محسن نامجو» به ایران تنها طی چند روز به بحثی مطرح در شبکههای اجتماعی و موضعگیری افراد مختلف تبدیل شده است؛ در حالیکه ورای بازگشت نامجو، بهنظر میرسد بعد از دو جنگ و یک کشتار و زیر سوال رفتن بیشتر مشروعیت جمهوری اسلامی، با لیستهای حکومت از تبعیدیهایی روبهرو هستیم که بهطور گزینشی مجوز بازگشت میگیرند و احتمال میرود با موجی از بازگشت تبعیدیها مواجه شویم.
محسن نامجو اما بهعنوان سلبریتی متهم در دستگاه قوهقضاییه جمهوری اسلامی و متهم به خشونت جنسی در افکار عمومی، با بازگشت خود پرسشهای بسیاری ایجاد کرده است؛ آیا بازگشت او و بازگشت احتمالی شماری دیگر، بهمعنای تغییر در جمهوری اسلامی است؟ یا ممکن است این تصمیم حکومتی، ابزارسازی از آنها باشد و در نهایت به دامی برای ایشان تبدیل شود؟ اگرچه بسیاری از کاربران اتهام «همکاری با حکومت» را مطرح کردهاند، او هم در یک ویدیو منتقدان خود را «مزدور» خواند. اما آیا بازگشت به وطن یک حق انسانی نیست؟
«مازیار بهاری» مستندساز و مدیر مجموعه «ایرانوایر» از تجربه آشنایی و همکاری خود با نامجو، هدف فحاشی قرار گرفتن توسط این هنرمند، شروط نامجو برای گفتوگو با «ایرانوایر» و همینطور احترام به حق بازگشت به وطن میگوید. اگرچه بهاری تاکید دارد در صورت اثبات اتهام «خشونت جنسی» نامجو بایستی محاکمه شود، اما به تعبیر او، بسیاری مثل محسن نامجو، تبعید را طاقت نمیآورند و مثل «ماهی بیرون افتاده از آب» بیقرار بازگشت هستند.
و سوالی ورای نامجو؛ جمهوری اسلامی در بازگشت تبعیدیها بهویژه هنرمندان، بهدنبال چیست؟
بر اساس اطلاع ایرانوایر بازگشت یا بازگرداندن شماری از ایرانیهای تبعیدی، پروژهای است که سپاه پاسداران بهدنبال آن است و برای پیشبرد آن، با وزارت ارشاد دولت «مسعود پزشکیان» همکاری میکند. در کنار هنرمندان، تعدادی از روزنامهنگاران تبعیدی نیز در این پروژه مد نظر سپاه هستند.
به تازگی، خبر بازگشت تعدادی از هنرمندان و کنشگران تبعیدی به ایران منتشر شده است. «علیاکبر موسویخوئینیها» نماینده سابق مجلس و فعال سیاسی، «هوشنگ امیراحمدی» تحلیلگر سیاسی، «سعید کمالیدهقان» روزنامهنگار، «محمود فرجامی» طنزپرداز، «یاسر میردامادی» دینپژوه، «قیصر» و «احمد سعیدی» خوانندههای خارج از ایران، تنها چند نمونه از تبعیدیهایی هستند که به ایران بازگشتهاند. بنابر اطلاع ایرانوایر، شماری دیگر از تبعیدیها هم به ایران بازگشته اما سکوت کردهاند.
یکی از دلایلی که بازگشت تبعیدیها به ایران را قابلتوجه کرده، ارایه لیستهای گزینشی دولت و افراد نزدیک به دولت است. بازگشت نامجو درست پس از آن اتفاق افتاد که «عباس صالحی» وزیر ارشاد دولت «مسعود پزشکیان» در گفتوگویی تلویزیونی اعلام کرد لیست بیش از صد نفر برای بازگشت به ایران، به نهادهای حکومتی ارایه شده است؛ کسانیکه از سوی این مقام دولتی بهخاطر موضعگیری علیه جنگ، طی جنگ ۴۰روزه مورد تقدیر قرار گرفتهاند. «محمدرضا جلاییپور»، فعال سیاسی نزدیک به دولت پزشکیان هم لیستی ۴۰نفره از کنشگران سیاسی خارج از کشور ارایه و ابراز امیدواری کرد که به ایران بازگردند.
مطالب بیشتر در سایت ایران وایر
اگرچه موضعگیری «عبدالله گنجی» فعال سیاسی اصولگرا میتواند نشان از وجود اختلاف بر سر بازگشت تبعیدیها در میان حکومتیها هم باشد. گنجی اصولی را برای تبعیدیهای در راه وطن برشمرده است؛ آنهایی که «قصد خدمت» دارند «ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول که چرا مرگ بر آمریکا گفتید چرا جنگ کردید [...] و صدها چرای دیگر.»
محسن نامجو و موضعگیری علیه جنگ و سلطنتطلبان
پیش از بازگشت نامجو، «بهمن بابازاده» خبرنگار موسیقی از بازگشت «چهار خواننده» خبر داده بود. او کمی بعد، گفتوگوی خود را با نامجو منتشر کرد، سپس خبر بازگشت نامجو را داد و در فرودگاه هم به استقبال این هنرمند رفت. بابازاده درباره بازگشت هنرمندان نوشت: «قرارها گذاشته شده، حرفها زده شده، تضمینها داده شده» اما شفاف نکرد که چطور از این «قرارها» و «تضمینها»ی امنیتی مطلع است.
منبعی مطلع در داخل ایران، در همین رابطه به «ایرانوایر» خبر داد که از سوی نهادهای حکومتی، بهمن بابازاده در پروژه ترغیب هنرمندان، رابط با آنها بهشمار میرود.
نامجو در گفتوگو با بابازاده، موضع پیشین خود را علیه جنگ ایران تکرار میکند: «سال ۲۰۱۸ گفتم که اگر روز واقعهای پیش بیاد، پاش بیفته دست اونی رو که میره جلوی دشمن وایمیسته، میبوسم. من توی اون مسیرم.» او میگوید پیشنهادی از سوی حکومت برای بازگشت نداشته و ارتباطی هم با او برقرار نشده. نامجو در ادامه مقابل جریان سلطنتطلب و «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر اسراییل هم موضع میگیرد و مدعی میشود سلطنتطلبها در حمایت از جنگ «رقصیدند» و نتانیاهو بهدنبال «تجزیه ایران» است.
در این گفتوگو نامجو همچنین درباره اتهام خشونت جنسی سخن میگوید. بنابر ادعای او، این اتهام پروژهای بود که بهخاطر ترانه «رضا خان» برای او ترتیب داده شده بود. نامجو همچنین «شاهین نجفی» را متهم میکند که فایل شنیداری ۱۷ دقیقهای از او را بعد از جریان «میتو»، تقطیع و منتشر کرده است. نامجو و بابازاده مدعی هستند رسانهها در قبال اتهام خشونت جنسی، به این هنرمند «حق دفاع از خود» ندادهاند؛ مسالهای که دستکم در مورد «ایرانوایر» دروغ است.
اتهام خشونت جنسی و حق دفاع؛ نامجو دروغ میگوید
در فروردین ۱۴۰۰ ایرانوایر در گزارشی با عنوان «محسن نامجو؛ از باب دیلنی ایران تا قلدری و آزارگری جنسی» اتهام خشونت جنسی مطرحشده علیه این هنرمند را منتشر کرد. محسن نامجو که از پیش با «مازیار بهاری» آشنایی داشت، با او تماس گرفت و از «حق دفاع خود» گفت. مازیار بهاری به او پیشنهاد انجام گفتوگو داد. کمی بعدتر، نامجو در تماس با «شیما شهرابی» سردبیر ایرانوایر، شرط انجام مصاحبه را «حذف» گزارش ایرانوایر عنوان کرد؛ مسالهای که مورد پذیرش قرار نگرفت.
نامجو همانموقع پیامهای تهدیدآمیز و مملو از اهانت و فحشهای جنسیتی را به شماره تماس مازیار بهاری ارسال کرد. طبق اطلاع ایرانوایر، بهاری تنها فردی نبود که مورد اینگونه حملههای کلامی قرار گرفت.
مازیار بهاری میگوید پس از انتشار گزارش اتهام خشونتجنسی نامجو، او «هر ماه پیامهای توهینآمیز و بیادبانه» برایش ارسال میکرده. با وجود این سابقه، بهاری میگوید: «یک تیپ آدمهایی هستند از میان هنرمندان و خبرنگاران و روشنفکران که از غربت بسیار رنج میبرند. ابراهیم نبوی هم همینطور بود. مثل ماهی که از آب بیرون افتادهاند. [...] در مورد نامجو، او بدون موسیقی ایرانی نمیتواند زندگی کند. چون منبع الهامش موسیقی ایرانیست [...] و برای همین هم به ایران بازگشته و تبعید برایش قابلتحمل نیست.»
مدیر مجموعه ایرانوایر درباره اتهام خشونت جنسی به نامجو میگوید: «بسیاری از هنرمندان آزارگرند و بایستی محاکمه شوند و در صورت اثبات اتهام، بایستی از جامعه هنری طرد بشوند. اما آثار آنها شخصیت مستقلی از خالقشان دارند.»
بهاری در پاسخ به پرسش مسوولیت در قبال افکار عمومی و شفافسازی ابعاد تصمیم بازگشت به ایران، میگوید: «از نظر اصولی وظیفه شفافسازی دارد اما باید موقعیت افراد را هم درک کنیم، حق ندهیم، اما درک کنیم که شاید نخواهند تمام حقیقت را بیان کنند. [...] به هر حال ما با جمهوری اسلامی مواجه هستیم و میدانیم بسیاری از حقایق امکان شفافسازی ندارند.»
مازیار بهاری با اشاره به اینکه احتمالا با «موج بازگشت تبعیدیها به ایران مواجه خواهیم شد»، این تصمیم را شخصی و حق تبعیدیها میداند: «اگر فردی مشکل حقوقی ندارد و به کسی هم آزار نرسانده، به ما ربطی ندارد. این هم درست نیست که هرکسی رفت ایران، با حکومت همکاری میکند. شاید هم وزارت اطلاعات و حکومت در آینده بخواهند از آنها استفاده تبلیغاتی کنند. هنوز مشخص نیست.»
مخالفان نامجو؛ از قربانیان خشونتجنسی تا نویسندگان
بازگشت نامجو به ایران موافقان و مخالفان بسیاری دارد. «الهه محمدی» خبرنگار در پستی نوشت: «بازگشت محسن نامجو را نمیشود فقط بهعنوان خبر بازگشت یک هنرمند دید؛ مساله، چیزی فراتر از خودِ نامجوست: اینکه ما با روایت زنان درباره خشونت و آزار جنسی چه میکنیم؟ وقتی پای یک مردِ مشهور، محبوب و صاحبنفوذ در میان است.»
«سرور کسمایی» نویسنده در تبعید هم بازگشت نامجو را در کنار موضعگیری «شاهرخ مسکوب» قرار داد که وقتی عازم سفر به ایران شده بود و خبر به او رسید که «علی خامنهای» از این سفر باخبر شده و استقبال کرده، گفته بود اگر حتی یکدرصد هم خامنهای بخواهد او را در ایران ببیند، سفرش به ایران منتفی است.
سابقه جمهوری اسلامی در بازگشت ایرانیان خارج از کشور
در دوران ریاستجمهوری «محمد خاتمی» و «حسن روحانی» نیز درها گشوده شد، برخی برگشتند و بعدتر، به زندان افتادند یا در خدمت نظام درآمدند. بارزترین نمونه «احمدرضا جلالی» پزشک و پژوهشگر ایرانی-سوئدی است که بهدعوت دانشگاه تهران و شیراز به ایران بازگشت اما توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت و محکوم به اعدام شد و همچنان در زندان بهسر میبرد.
تفاوت دورههای پیشین با دوره کنونی، وقوع دو جنگ و در میانه آن، یک کشتار با هزاران قربانی است. در آن دورهها لیستهای پیشنهادی و انتشار عمومی آنها وجود نداشت و بسیاری که تلاش به بازگشت کرده بودند هم پاسخ منفی گرفته بودند؛ مثل «ابراهیم نبوی» روزنامهنگار و طنزپرداز ایرانی که در تبعید ماند و درگذشت.
اشاره به تجربههای اینچنینی هم یکی از پرسشهایی است که در افکار عمومی مطرح میشود؛ با چه اعتمادی به ایران برمیگردید؟
بازگشت یا بازگرداندن تبعیدیها مختص به ایران نیست
بازگشت یا بازگرداندن تبعیدیها به وطن، مختص ایران نیست. شاید نزدیکترین نمونه، بهویژه پیرامون بازگشت هنرمندان تبعیدی در بحران مشروعیت، نمونه «شیلی» باشد.
وقتی در سال ۱۹۸۳ نخستین تبعیدیهای «شیلی» از سوی نظام دیکتاتوری «آگوستو پینوشه» اجازه بازگشت به کشور پیدا کردند، کشور در آستانه آزادی نبود، بلکه بحران اقتصادی و اجتماعی، مشروعیت حکومت را زیر سوال برده بود. سرکوب داخلی و سانسور ادامه داشت و در بهار ۱۹۸۳ اعتراضات سراسری با مطالبات اقتصادی آغاز و بهسرعت به خواست پایان حکومت پینوشه تبدیل شد. همزمان با سرکوب، حکومت تصمیم گرفت روزنههایی ایجاد کند؛ یکی از این روزنهها، بازگشت تبعیدیها بهویژه هنرمندان بود، اما با لیستهای گزینشی.
بیش از ۴۳ سال پیش، «واشنگتنپست» نوشت که حکومت شیلی در چارچوب سیاست «مصالحه برای خنثی کردن جنبش اعتراضی گسترده»، اجازه ورود ۲۵۰۰ تبعیدی را صادر کرد. لیستهای حکومت شیلی شامل «فقط آن دسته از رهبران سیاسی که بعید بود فعالیتشان را از سر بگیرند» نیز بود.
هنوز مشخص نیست سرنوشت تبعیدیهای بازگشته به ایران چه خواهد شد؛ ابزار نظام میشوند یا قادر به ایجاد پیوند با جامعه و ایجاد تغییرات خواهند بود. در نمونه شیلی، هنرمندان و تبعیدیهای بازگشته در نهایت به گذار سیاسی کمک کردند. آیا ایران به چنین مرحلهای نزدیک است؟ یا فقط مرز و جنگ و مقابله با جریان سلطنتطلبان است که برخی تبعیدیها را از فضای خارج از کشور ناامید کرده است؟ برای بازگشت به ایران، چه مراحلی طی میشود و چه معاملهای صورت میگیرد؟

















