Thursday, Sep 3, 2026

صفحه نخست » پوتین به نزدیکانش: «آنها من را دار خواهند زد»

putin.jpgچرا پوتین شکست در اوکراین را تهدیدی برای جان خود می‌داند؟

یورونیوز - جنگ اوکراین برای ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه وارد مرحله‌ای شده است که پایان دادن به آن بدون دستیابی به یک نتیجه قابل‌ارائه به‌عنوان پیروزی، می‌تواند هزینه‌ای بسیار فراتر از شکست در میدان نبرد داشته باشد.

هفته‌نامه بریتانیایی «اکونومیست» در گزارش اخیر خود با اشاره به محاسبات ولادیمیر پوتین درباره ادامه جنگ نوشت که او احتمالا پایان جنگ بدون دستیابی به هدف حداقلی خود، یعنی تصرف کامل منطقه دونباس در شرق اوکراین را خطری برای امنیت شخصی‌اش می‌داند.

این نشریه سپس به نقل از یک فرد مطلع نوشت که ولادیمیر پوتین در مقطعی از جنگ به برخی نزدیکانش گفته است: «آنها من را دار خواهند زد.»

معنای این جمله از طرف ولادیمیر پوتین این است که او شکست در جنگ را صرفا از دست دادن بخشی از دستاوردهای روسیه یا یک عقب‌نشینی ژئوپلیتیک تلقی نمی‌کند بلکه آن را تهدیدی برای بقای شخصی و حتی جان خود می‌بیند.

چرا دونباس به «هدف حداقلی» پوتین تبدیل شده است؟

مساله دونباس فقط به اهمیت نظامی این منطقه محدود نیست. روسیه در ماه سپتامبر ۲۰۲۲ در اقدامی که از سوی بسیاری از کشورها و سازمان ملل به رسمیت شناخته نشد، مناطق دونتسک و لوهانسک و دو منطقه دیگر اوکراین را به خاک خود ضمیمه کرد. از آن زمان کنترل کامل منطقه دونباس به یکی از محورهای اصلی اهداف جنگی کرملین تبدیل شده است.

از نگاه کرملین، اوکراین باید نیروهای خود را از دونباس خارج کند و مسکو همچنان پایان جنگ را به تحقق شروطی از این دست پیوند می‌زند. کنترل این منطقه می‌تواند مبنای ادعای کرملین مبنی بر موفقیت در جنگ باشد.

اگر کرملین بتواند جنگ را به توافقی ختم کند که در داخل روسیه قابل ارائه به‌عنوان یک پیروزی باشد، فشار سیاسی آن با وضعیتی که ارتش روسیه مجبور به عقب‌نشینی و پذیرش شکست شود، یکسان نخواهد بود. به همین دلیل، ممکن است برای ولادیمیر پوتین یک توافق ناقص اما قابل‌ ارائه در داخل، با یک شکست آشکار نظامی تفاوتی حیاتی داشته باشد.

منظور پوتین از «آنها من را دار خواهند زد» چیست؟

نقل قول ذکر شده از یکی از اطرافیان ولادیمیر پوتین که گفته رئیس‌جمهوری روسیه جمله «آنها من را دار خواهند زد» را به زبان آورده است الزاما به معنای پیش‌بینی یک عملیات تروریستی یا سوءقصد اوکراین علیه ولادیمیر پوتین نیست.

گزارش «اکونومیست» بیشتر درباره پیامد شکست برای بقای سیاسی پوتین در داخل روسیه است و این جمله را نیز باید در همان چهارچوب تفسیر کرد. در این حالت «دار زدن» نمادی از خطر مجازات پس از شکست است. یعنی اگر ساختار قدرتی که ولادیمیر پوتین طی سال‌ها ایجاد کرده دچار بحران شود، خود او ممکن است مسئول شکست شناخته شود.

اگر ولادیمیر پوتین شکست را تهدیدی برای موقعیت خود بداند، انگیزه او برای ادامه جنگ می‌تواند حتی زمانی که هزینه‌های جنگ افزایش می‌یابد، پابرجا بماند.

«اکونومیست» استدلال می‌کند که ولادیمیر پوتین در مقطعی پس از بررسی گزینه‌های مختلف ظاهرا به سمت گزینه تشدید جنگ حرکت کرده است. روسیه نه توانسته اوکراین را در مدت کوتاه شکست دهد و نه توانسته است کی‌یف را وادار به پذیرش شروط مسکو کند. در عین حال، پایان جنگ بدون دستاوردی که بتوان آن را پیروزی نامید، می‌تواند پرسش‌های ناخوشایندی را در داخل روسیه پدید بیاورد.

افزایش حفاظت از پوتین

هم‌زمان با انتشار گزارش «اکونومیست»، ولادیمیر پوتین با امضای فرمانی، سقف نیروی دفتر مرکزی سرویس محافظتی فدرال یا FSO را از ۷۸۵ نفر به ۸۱۲ نفر افزایش داده است. این چهارمین افزایش در شمار نیروهای سرویس محافظتی از زمان آغاز تهاجم تمام‌عیار روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ محسوب می‌شود.

بنا به گزارش‌ها این رقم از ۷۲۵ نفر در پایان سال ۲۰۲۲ به ۷۶۰، سپس ۷۷۵، بعد ۷۸۵ و حالا ۸۱۲ نفر رسیده است. دلیل رسمی این افزایش در فرمان جدید اعلام نشده است.

«فایننشال تایمز» نیز چند ماه پیش در گزارشی اختصاصی نوشت که تدابیر امنیتی پیرامون پوتین در میان نگرانی‌های مربوط به احتمال سوءقصد تشدید شده است. طبق این گزارش اعضای حلقه اطراف پوتین تحت نظارت بیشتری قرار گرفته‌اند و محدودیت‌هایی برای افرادی که با او تماس نزدیک دارند اعمال شده است.

به نوشته «فایننشال تایمز» نگرانی اصلی شامل احتمال سوءقصد و حتی توطئه در داخل ساختار قدرت روسیه نیز بوده است. این موضوع با چارچوب تحلیلی گزارش «اکونومیست» درباره خطر شکست برای بقای شخصی ولادیمیر پوتین هم‌پوشانی دارد.

آیا واقعا خطر سقوط پوتین افزایش یافته است؟

ساختار سیاسی روسیه در سال‌های جنگ به‌شدت متمرکز شده و ولادیمیر پوتین همچنان کنترل گسترده‌ای بر نهادهای امنیتی، سیاسی و رسانه‌ای دارد. این وضعیت می‌تواند احتمال شکل‌گیری یک چالش سازمان‌یافته علیه ولادیمیر پوتین را در کوتاه‌مدت کاهش دهد.

با این حال، همین ساختار شخصی‌شده یک نقطه آسیب‌پذیر نیز دارد. وقتی موفقیت‌های حکومت تا حد زیادی به شخص رهبر نسبت داده می‌شود، شکست نیز می‌تواند مستقیما متوجه همان رهبر شود.

در کنار مسائل نظامی و سیاسی، اقتصاد نیز به یکی از محدودیت‌های ادامه جنگ تبدیل شده است. رویترز گزارش داده است که اقتصاد روسیه در سال ۲۰۲۶ رشد حدودا ۰.۴ درصدی خواهد داشت و بخش‌های غیرنظامی اقتصاد با رکود دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

در نتیجه ولادیمیر پوتین با یک معادله دشوار مواجه است. از یک سو ادامه جنگ هزینه اقتصادی و انسانی بیشتری ایجاد می‌کند و از سوی دیگر پایان جنگ بدون دستیابی به نتیجه‌ای که بتوان آن را پیروزی معرفی کرد، ممکن است هزینه سیاسی بیشتری برای او داشته باشد.

گزارش «اکونومیست» این نکته مهم را برجسته می‌کند که اگر ولادیمیر پوتین واقعا بر این باور باشد که پایان جنگ بدون دستیابی به اهداف حداقلی‌اش، امنیت شخصی او را به خطر می‌اندازد، ادامه جنگ دیگر صرفا یک انتخاب ژئوپلیتیکی نیست و به مساله بقای سیاسی و شخصی تبدیل می‌شود.

به عبارت دیگر حالا دیگر در روسیه با رهبری مواجه هستیم که خود را در موقعیتی می‌بیند که در آن صلح بدون پیروزی، از ادامه جنگ خطرناک‌تر به نظر می‌رسد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy